أَوَّلُ مَنْ سُوهِمَ عَلَيْهِ مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ هُوَ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ َ اَلسِّهَامُ سِتَّةٌ ثُمَّ اِسْتَهَمُوا فِي يُونُسَ لَمَّا رَكِبَ مَعَ اَلْقَوْمِ فَوَقَفَتِ اَلسَّفِينَةُ فِي اَللُّجَّةِ فَاسْتَهَمُوا فَوَقَعَ اَلسَّهْمُ عَلَى يُونُسَ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ قَالَ فَمَضَى يُونُسُ إِلَى صَدْرِ اَلسَّفِينَةِ فَإِذَا اَلْحُوتُ فَاتِحٌ فَاهُ فَرَمَى بِنَفْسِهِ ثُمَّ كَانَ عَبْدُ اَلْمُطَّلِبِ وُلِدَ لَهُ تِسْعَةٌ فَنَذَرَ فِي اَلْعَاشِرِ إِنْ يَرْزُقْهُ اَللَّهُ غُلاَماً أَنْ يَذْبَحَهُ قَالَ…
امام باقر(ع)فرمود: نخستین کسی که قرعه بنامش زده شد مریم دختر عمران بود همان که خدای عز و جل فرماید: ای پیغمبر تو نزد آنان نبودی هنگامی که قلمهای خود را در آب می افکندند که کدام یک سرپرست مریم شوند و تیرهای قرعه شش عدد بود سپس در باره یونس قرعه زدند هنگامی که با گروهی سوار کشتی بود کشتی در گرداب ایستاد، آنان قرعه زدند قرعه سه بار بنام یونس افتاد فرمود یونس بطرف سینه کشتی آمد دید نهنگ دریا دهان خود را باز کرده او خود را بدهان ماهی افکند، سپس عبد المطلب بود که نه فرزند برای او متولد شد پس نذر کرد اگر فرزند دهمین پسر باشد قربانی اش- کند فرمود: چون عبد الله متولد شد با بودن رسول خدا در صلب عبد الله نمیتوانست او را قربانی کند بهمین جهت ده شتر آورد و قرعه بنام آن ده شتر و عبد الله زد قرعه بنام عبد…
قَالَ سُلَيْمَانُ بْنُ دَاوُدَ ع أُوتِينَا مَا أُوتِيَ اَلنَّاسُ وَ مَا لَمْ يُؤْتَوْا وَ عُلِّمْنَا مَا عُلِّمَ اَلنَّاسُ وَ مَا لَمْ يُعَلَّمُوا فَلَمْ نَجِدْ شَيْئاً أَفْضَلَ مِنْ خَشْيَةِ اَللَّهِ فِي اَلْغَيْبِ وَ اَلْمَشْهَدِ وَ اَلْقَصْدِ فِي اَلْغِنَى وَ اَلْفَقْرِ وَ كَلِمَةِ اَلْحَقِّ فِي اَلرِّضَا وَ اَلْغَضَبِ وَ اَلتَّضَرُّعِ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كُلِّ حَالٍ .
امام باقر(ع)فرمود: سلیمان بن داود فرمود که آنچه بمردم داده شد بما نیز داده شد باضافه چیزی که بمردم داده نشد و آنچه مردم میدانند ما دانستیم باضافه چیزی که مردم آن را ندانند با این حال نیافتیم چیزی را که بهتر باشد از ترس از خدا در پنهان و آشکار و از میانه روی در حال ثروتمندی و تهی دستی و حق گویی در حال خشنودی و خشم و زاری بدرگاه حق در هر حال.
كَانَ فِيمَا نَاجَى اَللَّهُ بِهِ مُوسَى ع رَبَّهُ أَنْ قَالَ يَا رَبِّ أَعْلِمْنِي مِمَّا بَلَغَ مِنْ عِيَادَةِ اَلْمَرِيضِ مِنَ اَلْأَجْرِ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ أُوَكِّلُ بِهِ مَلَكاً يَعُودُهُ فِي قَبْرِهِ إِلَى مَحْشَرِهِ قَالَ يَا رَبِّ فَمَا لِمَنْ غَسَّلَ اَلْمَوْتَى قَالَ أَغْسِلُهُ مِنْ ذُنُوبِهِ كَمَا وَلَدَتْهُ أُمُّهُ قَالَ يَا رَبِّ فَمَا لِمَنْ شَيَّعَ اَلْجِنَازَةَ قَالَ أُوَكِّلُ بِهِ مَلاَئِكَةً مِنْ مَلاَئِكَتِي مَعَهُمْ رَايَاتٌ يُشَيِّعُونَهُمْ مِنْ قُبُورِهِمْ إِلَى مَحْشَرِهِمْ قَالَ يَا رَبِّ فَمَا لِمَنْ عَزَّى اَلثَّكْلَى قَالَ أُظِلُّهُ فِي ظِلِّي يَوْمَ لاَ ظِلَّ…
امام باقر علیه السلام فرمود: از چیزهایی که موسی علیه السلام با خداوند نجوا نمود این بود که عرض کرد: پروردگارا مرا از پاداش عیادت بیمار آگاه ساز. خدای گرامی و بزرگ فرمود: فرشته ای بگمارم که او را در گورش تا هنگام محشر عیادت کند. عرض کرد: پروردگارا چه پاداشی از آن غسل دهنده مردگان باشد؟ فرمود: گناهانش را بشویم تا همانند روزی شود که از مادرش تولد یافته است. عرض کرد: پروردگارا چه پاداشی از آن تشییع کننده جنازه باشد؟ فرمود: فرشتگانی را که پرچم هایی به همراه دارند بگمارم که آنان را از گور تا محشر و در گردهمگاه آنان بدرقه نمایند. عرض کرد: پروردگارا چه پاداشی از آن تسلیت گوی به زن فرزند مرده باشد؟ فرمود: در روزی که سایه ای جز سایه من نباشد او را در سایه خویش گیرم.
إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى جَعَلَ عَلِيّاً ع عَلَماً بَيْنَهُ وَ بَيْنَ خَلْقِهِ لَيْسَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَهُ عَلَمٌ غَيْرُهُ فَمَنْ تَبِعَهُ كَانَ مُؤْمِناً وَ مَنْ جَحَدَهُ كَانَ كَافِراً وَ مَنْ شَكَّ فِيهِ كَانَ مُشْرِكاً.
امام صادق علیه السلام روایت نموده که امام باقر علیه السلام فرمود: به راستی، خدای فرازمند حضرت علی علیه السلام را نشانه ای میان خود و آفریدگانش قرار داده است و نشانه دیگری میان آنان نیست؛ پس هر که او را پیروی کند مومن باشد و هر که انکارش کند کافر باشد و هر که در او تردید کند مشرک است.
يَا جَابِرُ اِغْتَنِمْ مِنْ أَهْلِ زَمَانِكَ خَمْساً إِنْ حَضَرْتَ لَمْ تُعْرَفْ وَ إِنْ غِبْتَ لَمْ تُفْتَقَدْ وَ إِنْ شَهِدْتَ لَمْ تُشَاوَرْ وَ إِنْ قُلْتَ لَمْ يُقْبَلْ قَوْلُكَ وَ إِنْ خَطَبْتَ لَمْ تُزَوَّجْ وَ أُوصِيكَ بِخَمْسٍ إِنْ ظُلِمْتَ فَلاَ تَظْلِمْ وَ إِنْ خَانُوكَ فَلاَ تَخُنْ وَ إِنْ كُذِّبْتَ فَلاَ تَغْضَبْ وَ إِنْ مُدِحْتَ فَلاَ تَفْرَحْ وَ إِنْ ذُمِمْتَ فَلاَ تَجْزَعْ وَ فَكِّرْ فِيمَا قِيلَ فِيكَ فَإِنْ عَرَفْتَ مِنْ نَفْسِكَ مَا قِيلَ فِيكَ فَسُقُوطُكَ مِنْ عَيْنِ اَللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ عِنْدَ غَضَبِكَ مِنَ اَلْحَقِّ أَعْظَمُ عَلَيْكَ مُصِيبَةً مِمَّا خِفْتَ مِنْ…
سخنان امام باقر علیه السلام که در همین زمینه ها(اخلاق و حکمت و غیره)نقل شده است - نقل شده است که آن حضرت به جابر -، فرمود: ای جابر از مردم عصر خویش پنج کردار را غنیمت شمار: 1-اگر حضور یافتی شناخته نشوی. 2-و آنگاه که از میانشان رفتی، از تو نپرسند. 3-و چون در میانشان باشی، جویای نظرت نشوند. 4-و اگر پیشنهادی دهی نپذیرند. 5-و اگر دختری از آنان خواهی، ندهند. و تو را به پنج سخن، پند می دهم: 1-اگر ستم دیدی، ستم مکن. 2-و چون به تو خیانت کردند، جوابشان را با خیانت مده. 3-اگر تو دروغ پنداشته شوی، برافروخته مشو. 4-و اگر به نکویی یاد شدی، خوشحال مشو. 5-و چون به بدی یاد شدی بی صبری مکن، و در گفتار مردم نسبت به خودت، تامل کن. اگر آن را در خود مشاهده کردی، پس مصیبت افتادن تو از نظر خدای بزرگ و توانا، به…
خَرَجَ يَوْماً وَ هُوَ يَقُولُ أَصْبَحْتُ وَ اَللَّهِ يَا جَابِرُ مَحْزُوناً مَشْغُولَ اَلْقَلْبِ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا حُزْنُكَ وَ شُغْلُ قَلْبِكَ كُلُّ هَذَا عَلَى اَلدُّنْيَا فَقَالَ ع لاَ يَا جَابِرُ وَ لَكِنْ حُزْنُ هَمِّ اَلْآخِرَةِ يَا جَابِرُ مَنْ دَخَلَ قَلْبَهُ خَالِصُ حَقِيقَةِ اَلْإِيمَانِ شُغِلَ عَمَّا فِي اَلدُّنْيَا مِنْ زِينَتِهَا إِنَّ زِينَةَ زَهْرَةِ اَلدُّنْيَا إِنَّمَا هُوَ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ إِنَّ اَلدّارَ اَلْآخِرَةَ لَهِيَ اَلْحَيَوانُ يَا جَابِرُ إِنَّ اَلْمُؤْمِنَ لاَ يَنْبَغِي لَهُ أَنْ يَرْكَنَ وَ يَطْمَئِنَّ إِلَى زَهْرَةِ اَلْحَيَاةِ اَلدُّنْيَا وَ…
از گفتار آن حضرت به جابر -روزی آن حضرت از منزل خارج شد در حالی که می فرمود: ای جابر به خدای سوگند شب را اندوهناک و دل آشوب به صبح رساندم. پس عرض کردم: فدایت شوم اندوه و آشوب دلت برای چیست؟ برای این دنیا؟ پس فرمود: نه ای جابر، بلکه اندوه نگرانی از آخرت است. ای جابر: هر که حقیقت خالص ایمان بر دلش وارد شود، از زرق و برق دنیا روی برتابد. به راستی که زیبایی دنیا تنها بازی و سرگرمی است و به درستی که سرای دیگر همان زندگانی واقعی است. ای جابر به تحقیق نیکو نیست که مومن بر زیبایی این سرای، دل بندد و اعتماد کند. آگاه باش که فرزندان دنیا، اهل خود فراموشی، و بزرگ بینی و نادانیند و فرزندان آخرت همان مومنان، عمل کنندگان و دوری گزینندگان از دنیایند، اهل دانش، تیزفهمی و مرد اندیشه و عبرت گیری و جستجوگری…
سَأَلَهُ رَجُلٌ مِنْ شِيعَتِهِ عَنْ حُرُوبِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ص فَقَالَ ع لَهُ بَعَثَ اَللَّهُ مُحَمَّداً ص بِخَمْسَةِ أَسْيَافٍ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا شَاهِرَةٌ لاَ تُغْمَدُ حَتّى تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزارَها وَ لَنْ تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزَارَهَا حَتَّى تَطْلُعَ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا فَإِذَا طَلَعَتِ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا أَمِنَ اَلنَّاسُ كُلُّهُمْ فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً وَ سَيْفٌ مَكْفُوفٌ وَ سَيْفٌ مِنْهَا مَغْمُودٌ سَلُّهُ إِلَى غَيْرِنَا وَ حُكْمُهُ إِلَيْنَا…
از سخنان امام باقر علیه السلام در احکام شمشیرها -مردی از شیعیان حضرتش از پیکارهای امیر المومنین علیه السلام پرسید و آن حضرت در پاسخ فرمود: خداوند حضرت محمد صلی الله علیه و آله را با پنج شمشیر برانگیخت. سه شمشیر همواره برکشیده است، به نیام نرود تا اینکه پیکار پایان یابد و پیکار پایان نیابد تا اینکه خورشید از مغرب طلوع کند. پس چون خورشید از مغرب برآمد در آن روز مردم به تمامی امنیت یابند، پس آنگاه ایمان کسی که از پیش، ایمان نیاورده و یا با ایمانش نکویی نکرده، سودی ندارد. و شمشیری که بازداشته شده است و شمشیر در نیام که دیگران برکشند و فرمانش با ماست. پس آن سه شمشیر برکشیده: -شمشیری بر مشرکان عرب. خداوند جل و عز می فرماید: «مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و…
مَا شِيبَ شَيْ ءٌ بِشَيْ ءٍ أَحْسَنَ مِنْ حِلْمٍ بِعِلْمٍ .
آمیختگی هیچ چیزی به چیز دیگر نیکوتر از آمیختگی حلم با علم نیست.
عَالِمٌ يُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ أَلْفَ عَابِدٍ.
دانشمندی که از دانش او سود برند بهتر از هفتاد هزار عابد است.
مَنْ عَلَّمَ بَابَ هُدًى فَلَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ عَمِلَ بِهِ وَ لاَ يُنْقَصُ أُولَئِكَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَيْئاً وَ مَنْ عَلَّمَ بَابَ ضَلاَلٍ كَانَ عَلَيْهِ مِثْلُ أَوْزَارِ مَنْ عَمِلَ بِهِ وَ لاَ يُنْقَصُ أُولَئِكَ مِنْ أَوْزَارِهِمْ شَيْئاً.
هر که بابی از هدایت را به دیگران بیاموزد همانند پاداش عمل کننده بدان کردار، پاداش برد و از پاداش آنان چیزی کم نمی گردد هم آموزنده و هم عمل کننده پاداش کامل می گیرند و هر که بابی از گمراهی را به دیگران بیاموزد بار گران گناه را همچون گناهکار بر دوش کشد و از بار گناهشان چیزی کم نمی گردد.
لَيْسَ مِنْ أَخْلاَقِ اَلْمُؤْمِنِ اَلْمَلَقُ وَ اَلْحَسَدُ إِلاَّ فِي طَلَبِ اَلْعِلْمِ .
چاپلوسی و حسدورزی از اخلاق مومن نیست مگر در راه علم آموزی.
لِلْعَالِمِ إِذَا سُئِلَ عَنْ شَيْ ءٍ وَ هُوَ لاَ يَعْلَمُهُ أَنْ يَقُولَ اَللَّهُ أَعْلَمُ وَ لَيْسَ لِغَيْرِ اَلْعَالِمِ أَنْ يَقُولَ ذَلِكَ وَ فِي خَبَرٍ آخَرَ يَقُولُ لاَ أَدْرِي لِئَلاَّ يُوقِعَ فِي قَلْبِ اَلسَّائِلِ شَكّاً.
دانشمند را سزاست که چون چیزی از او پرسیده شود و او جوابش را نداند، بگوید خدا داناتر است و گفتن چنین سخنی بر غیر دانشمند سزا نیست و در روایتی دیگر آمده که بگوید: نمی دانم تا اینکه در دل پرسنده تردیدی نیندازد.