إِنَّ مَنْ عِنْدَنَا يَزْعُمُونَ أَنَّ قَوْلَ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَسْئَلُوا أَهْلَ اَلذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون َنَّهُمُ اَلْيَهُودُ وَ اَلنَّصَارَى قَالَ إِذاً يَدْعُونَكُمْ إِلَى دِينِهِمْ قَالَ قَالَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ نَحْنُ أَهْلُ اَلذِّكْرِ وَ نَحْنُ اَلْمَسْئُولُونَ .
محمد بن مسلم بامام باقر علیه السلام: عرضکرد: همشهریان ما گمان کنند، قول خدای عز و جل«اگر نمیدانید از اهل ذکر بپرسید»اهل ذکر یهود و نصاری هستند، فرمود: بنا بر این آنها شما را بدین خود دعوت کنند سپس با دست بسینه اش اشاره کرد و فرمود: ما هستیم اهل ذکر و ما هستیم سوال شوندگان.
إِنَّ اِسْمَ اَللَّهِ اَلْأَعْظَمَ عَلَى ثَلاَثَةٍ وَ سَبْعِينَ حَرْفاً وَ إِنَّمَا كَانَ عِنْدَ آصَفَ مِنْهَا حَرْفٌ وَاحِدٌ فَتَكَلَّمَ بِهِ فَخُسِفَ بِالْأَرْضِ مَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ سَرِيرِ بِلْقِيسَ حَتَّى تَنَاوَلَ اَلسَّرِيرَ بِيَدِهِ ثُمَّ عَادَتِ اَلْأَرْضُ كَمَا كَانَتْ أَسْرَعَ مِنْ طَرْفَةِ عَيْنٍ وَ نَحْنُ عِنْدَنَا مِنَ اَلاِسْمِ اَلْأَعْظَمِ اِثْنَانِ وَ سَبْعُونَ حَرْفاً وَ حَرْفٌ وَاحِدٌ عِنْدَ اَللَّهِ تَعَالَى اِسْتَأْثَرَ بِهِ فِي عِلْمِ اَلْغَيْبِ عِنْدَهُ وَ لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ اَلْعَلِيِّ اَلْعَظِيمِ.
امام باقر علیه السلام فرمود: اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرفست و تنها یک حرف آن نزد آصف بود، آصف آن یکحرف را گفت و زمین میان او و تخت بلقیس در هم نوردید تا او تخت را بدست گرفت، سپس زمین بحالت اول بازگشت، و این عمل در کمتر از یک چشم بهم زدن انجام شد و ما هفتاد و دو حرف از اسم اعظم را داریم و یک حرف هم نزد خداست که آن را در علم غیب برای خود مخصوص ساخته و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم.
إِنَّ عَلِيّاً ع كَانَ مُحَدَّثاً فَقُلْتُ فَتَقُولُ نَبِيٌّ قَالَ فَحَرَّكَ بِيَدِهِ هَكَذَا ثُمَّ قَالَ أَوْ كَصَاحِبِ سُلَيْمَانَ أَوْ كَصَاحِبِ مُوسَى أَوْ كَذِي اَلْقَرْنَيْنِ أَ وَ مَا بَلَغَكُمْ أَنَّهُ قَالَ وَ فِيكُمْ مِثْلُهُ .
حارث بن مغیره گوید امام باقر علیه السلام فرمود: علی علیه السلام محدث بود، عرضکردم: میفرمایید پیغمبر بود؟ (چون این سوال در بین سخن آن حضرت بود، برای جواب نفی)امام علیه السلام دست خود را این چنین(ببالا)حرکت داد. سپس فرمود: بلکه مانند همدم سلیمان یا همدم موسی یا مانند ذو القرنین بود، مگر بشما خبر نرسیده است که خود علی فرمود: در میان شما هم مانند ذو القرنین هست(و او خود علی علیه السلام است). شرح محدث(مانند مقدم بصیغه اسم مفعول از باب تفعیل)در لغت بمعنی کسی است که باو حدیث و خبر تازه گویند و در لسان اخبار امام علیه السلام را محدث گویند، زیرا خدای تعالی علوم و اخبار آسمانی 202 - 3 را بوسیله الهام یا صدای فرشته باو میرساند ولی امام شخص فرشته را نمی بیند، اما پیغمبر صلی الله علیه و آله او را می دید…
قَالَ لَهُ حُمْرَانُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ رَأَيْتَ مَا كَانَ مِنْ أَمْرِ عَلِيٍّ وَ اَلْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ ع وَ خُرُوجِهِمْ وَ قِيَامِهِمْ بِدِينِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَا أُصِيبُوا مِنْ قَتْلِ اَلطَّوَاغِيتِ إِيَّاهُمْ وَ اَلظَّفَرِ بِهِمْ حَتَّى قُتِلُوا وَ غُلِبُوا فَقَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَا حُمْرَانُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ كَانَ قَدَّرَ ذَلِكَ عَلَيْهِمْ وَ قَضَاهُ وَ أَمْضَاهُ وَ حَتَمَهُ ثُمَّ أَجْرَاهُ فَبِتَقَدُّمِ عِلْمِ ذَلِكَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ قَامَ عَلِيٌّ وَ اَلْحَسَنُ وَ اَلْحُسَيْنُ وَ بِعِلْمٍ صَمَتَ مَنْ صَمَتَ مِنَّا .
حمران بامام باقر علیه السلام عرضکرد: قربانت گردم بمن خبر دهید که موضوع نهضت علی و حسن و حسین علیهم السلام و قیام ایشان برای دین خدای عز و جل و مصیبتهایی که دیدند، از کشته شدن بدست طغیانگران و پیروزی آنها بر ایشان تا آنجا که کشته شدند و مغلوب گشتند چگونه بود؟ امام باقر علیه السلام فرمود: ای حمران: خدای تبارک و تعالی آن مصیبات را بر ایشان مقدر کرد و حکم فرمود و امضا نمود و حتمی ساخت، و سپس اجرا کرد(پس همه آن مصیبات با علم و اجازه خدا بوده)و علی و حسن و حسین از روی 204 - 3 بصیرت و دانشی که قبلا از رسول خدا صلی الله علیه و آله دریافته بودند قیام کردند، و هر کس از ما خانواده هم که خاموشی گزیند. از روی علم است.
أَمَا إِنَّهُ لَيْسَتْ سَنَةٌ أَمْطَرَ مِنْ سَنَةٍ وَ لَكِنْ يَصِفُهُ يَضَعُهُ حَيْثُ يَشَاءُ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا عَمِلَ قَوْمٌ بِالْمَعَاصِي صَرَفَ عَنْهُمْ مَا كَانَ قَدَّرَ لَهُمْ مِنَ اَلْمَطَرِ فِي تِلْكَ اَلسَّنَةِ إِلَى غَيْرِهَا مِنَ اَلْفَيَافِي وَ اَلْبِحَارِ وَ اَلْجِبَالِ وَ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَيُعَذِّبُ اَلْجُعَلَ فِي جُحْرِهَا يَحْبِسُ اَلْمَطَرَ عَنِ اَلْأَرْضِ لخطإ لِخَطَايَا مَنْ بحضرته بِحَضْرَتِهَا وَ قَدْ جَعَلَ اَللَّهُ لَهُ اَلسَّبِيلَ وَ اَلْمَسْلَكَ إِلَى مَحَلِّ أَهْلِ اَلطَّاعَةِ ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي…
آگاه باشید که هیچ سالی نسبت به سال دیگر پر باران تر نیست ولی خداوند باران را بر آنجا که خواهد فرو ریزاند. به راستی، چون مردمانی به گناهان دست آلایند خدای گرامی و بزرگ بارانی را که در آن سال برای آنان مقرر داشته بود به بیابان ها و دریاها و کوه های دیگر فرو ریزاند و همانا خدای گرامی و بزرگ جعل(گونه ای حشره)را در لانه اش به سبب گناهان مردمی که در آن سرزمین هستند با فرو نفرستادن باران عذاب می کند در حالی که خداوند راه بیرون رفتن از سرزمین گناهکاران را برای آن حشره قرار داده است، آنگاه امام باقر علیه السلام فرمود: ای بینش وران پند گیرید، پس آنگاه فرمود: در کتاب امیر مومنان علیه السلام یافتم که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرموده است: آن هنگام که زنا فراگیر و آشکار گردد مرگ ناگهانی افزایش یابد و…
أَنَّ اَللَّهَ أَنْزَلَ كِتَاباً مِنْ كُتُبِهِ عَلَى نَبِيٍّ مِنَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ فِيهِ أَنْ يَكُونَ خَلْقٌ مِنْ خَلْقِي لمحسنون يَلْحَسُونَ اَلدُّنْيَا بِالدِّينِ يَلْبَسُونَ مُسُوحَ اَلضَّأْنِ عَلَى قُلُوبٍ كَقُلُوبِ اَلذِّئَابِ أَشَدُّ مَرَارَةً مِنَ اَلصَّبِرِ وَ أَلْسِنَتُهُمْ أَحْلَى مِنَ اَلْعَسَلِ وَ أَعْمَالُهُمُ اَلْبَاطِنَةُ أَنْتَنُ مِنَ اَلْجِيَفِ بِي تَغْتَرُّونَ أَمْ إِيَّايَ تُخَادِعُونَ أَمْ عَلَيَّ تَتَجَبَّرُونَ فَبِعِزَّتِي حَلَفْتُ لَأَبْعَثَنَّ عَلَيْهِمْ فِتْنَةً تَطَأُهُمْ فِي خِطَامِهَا حَتَّى تَبْلُغَ أَطْرَافَ اَلْأَرْضِ تَتْرُكُ اَلْحَلِيمَ مِنْهَا حَيْرَانَ فيما…
امام صادق از پدرش علیهما السلام روایت نموده که فرمود: به راستی، خدای گرامی و بزرگ یکی از کتاب های آسمانی خود را بر یکی از پیامبران فرو فرستاد و در آن آمده بود: گروهی از آفریدگانم دین را وسیله دستیابی به دنیا قرار می دهند؛ با دل هایی چون دل گرگ، پوست گوسفند در بر می کنند؛ از درخت صبر تلخ ترند ولی زبانشان از عسل شیرین تر است؛ کردارهای درونی ایشان از مردار بدبوتر است. آیا فریب رحمت مرا خورده اند یا مرا می فریبند و یا بر من گستاخی و بی پروایی می کنند؟ به بزرگی ام سوگند یاد کرده ام که در میانشان فتنه ای لگام گسیخته افکنم که پهنه زمین را فرا گیرد؛ فتنه ای که خردمند را در شگفتی واگذارد و صاحب نظر و خردورز را سرگردان و حیران سازد؛ لباس پراکندگی و تفرقه بر تنشان پوشانم و گروهی را با گروهی دیگر…
كَانَ قَوْمُ لُوطٍ أَفْضَلَ قَوْمٍ خَلَقَهُمُ اَللَّهُ تَعَالَى فَطَلَبَهُمْ إِبْلِيسُ اَلطَّلَبَ اَلشَّدِيدَ وَ كَانَ مِنْ قِصَّتِهِمْ وَ خَبَرِهِمْ أَنَّهُمْ إِذَا خَرَجُوا إِلَى اَلْعَمَلِ خَرَجُوا بِأَجْمَعِهِمْ وَ تَبْقَى اَلنِّسَاءُ خَلْفَهُمْ فَأَتَى إِبْلِيسُ مَتَاعَهُمْ وَ كَانُوا إِذَا رَجَعُوا خَرَّبَ إِبْلِيسُ مَا يَعْمَلُونَ فَقَالَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ تَعَالَوْا نَرْصُدْهَذَا اَلَّذِي يُخَرِّبُ مَتَاعَنَا فَرَصَدُوهُ فَإِذَا هُوَ غُلاَمٌ أَحْسَنُ مَا يَكُونُ مِنَ اَلْغِلْمَانِ فَقَالُوا لَهُ أَنْتَ اَلَّذِي تُخَرِّبُ مَتَاعَنَا فَقَالَ نَعَمْ مَرَّةً بَعْدَ مَرَّةٍ فَاجْتَمَعَ…
امام صادق علیه السلام روایت نموده که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: آنگاه که قوم لوط آن کار زشت را انجام دادند زمین به پیشگاه خدا چنان گریست که اشک هایش به آسمان رسید و آسمان چنان گریست که اشک هایش به عرش رسید؛ پس خدای فرازمند به آسمان وحی نمود: بر آنان سنگ ببار و به زمین وحی نمود که آنان را در خویش فرو ببر. چون ابلیس لعنت شده دید که کارش در میان مردان پا بر جا شده خویش را به شکل زنی در آورد و به سراغ زنان رفت و به آنان گفت: مردان شما با یک دیگر همجنس بازی می کنند؟ آنان گفتند: آری، ما خود دیده ایم و حضرت لوط علیه السلام نیز آنان را اندرز می دهد و نصیحت می کند. ابلیس به زنان نیز همجنس بازی را آموخت و زنان نیز به همدیگر اکتفا کردند و به همجنس بازی با خویش پرداختند، پس چون حجت بر آنان…
مَا مِنْ نَفْسٍ تُقْتَلُ بَرَّةً وَ لاَ فَاجِرَةً إِلاَّ وَ هِيَ تُحْشَرُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ مُعَلَّقاً بِقَاتِلِهِ بِيَدِهِ اَلْيُمْنَى وَ رَأْسُهُ بِيَدِهِ اَلْيُسْرَى وَ أَوْدَاجُهُ تَشْخُبُ دَماً يَقُولُ يَا رَبِّ سَلْ هَذَا فِيمَ قَتَلَنِي فَإِنْ كَانَ قَتَلَهُ فِي طَاعَةِ اَللَّهِ يُثِيبُ اَلْقَاتِلُ وَ ذُهِبَ بِالْمَقْتُولِ إِلَى اَلنَّارِ وَ إِنْ كَانَ فِي طَاعَةِ فُلاَنٍ قِيلَ لَهُ اُقْتُلْهُ كَمَا قَتَلَكَ ثُمَّ يَفْعَلُ اَللَّهُ فِيهِمَا بَعْدَ مَشِيَّتِهِ.
امام باقر علیه السلام فرمود: هیچ نیکوکار و تبهکاری کشته نشود جز آنکه در روز رستاخیز در حالی محشور شود که قاتل خویش را با دست راست و سرش را بر دست چپش گرفته و از رگ هایش خون جاری باشد و گوید: پروردگارا از این شخص بپرس که چرا مرا کشت؟ پس اگر قاتل، در راه فرمانبرداری از خدای گرامی و بزرگ او را کشته باشد بهشت را به پاداش برد و مقتول به دوزخ رود و چون برای فرمانبرداری از فلان کس او را کشته باشد به مقتول گفته شود: به همان گونه که تو را کشت او را بکش، پس آنگاه خداوند بر طبق خواست خویش با آن دو رفتار کند.
إِنَّ عَبْداً مَكَثَ فِي اَلنَّارِ سَبْعِينَ خَرِيفاً وَ اَلْخَرِيفُ سَبْعُونَ سَنَةً ثُمَّ إِنَّهُ سَأَلَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ إِلاَّ رَحِمْتَنِي فَأَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى جَبْرَئِيلَ ع أَنَّهُ اِهْبِطْ إِلَى عَبْدِي فَأَخْرِجْهُ قَالَ يَا رَبِّ وَ كَيْفَ لِي بِالْهُبُوطِ فِي اَلنَّارِ قَالَ إِنِّي قَدْ أَمَرْتُهَا أَنْ تَكُونَ عَلَيْكَ بَرْداً وَ سَلاَماً قَالَ يَا رَبِّ فَمَا عِلْمِي بِمَوْضِعِهِ قَالَ إِنَّهُ فِي جُبٍّ مِنْ سِجِّينٍ قَالَ فَهَبَطَ فِي اَلنَّارِ وَ هُوَ مَعْقُولٌ عَلَى وَجْهِهِ فَأَخْرَجَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ يَا…
امام باقر علیه السلام فرمود: بنده ای هفتاد خریف در آتش بماند و هر خریف هفتاد سال است سپس از خدای عز و جل مسالت کرد که بحق محمد و خاندانش باو رحم کند پس خدای عز و جل بجبرییل وحی فرمود که بنزد بنده من برو و او را بیرون بیاور عرض پروردگارا چگونه بمیان آتش بروم؟ فرمود. من بآتش دستور داده ام که بر تو سرد و سلامت باشد عرض کرد پروردگارا جای او را نمیدانم فرمود: او در چاهی از سجین است حضرت فرمود: جبرییل بمیان آتش رفت در حالی که روی خود راه بسته بود و او را بیرون آورد پس خدای عز و جل فرمود ای بنده من چه مدت در میان آتش ماندی و مرا سوگند میدادی؟ عرض کرد: پروردگارا شمارش نتوانم کرد فرمود بعزتم سوگند اگر بحق محمد و خاندانش مرا نخوانده بودی مدت عذاب و خواریت را در آتش طولانی تر میکردم ولی من بر خود لازم…
لَيْسَ عَلَى اَلنِّسَاءِ أَذَانٌ وَ لاَ إِقَامَةٌ وَ لاَ جُمُعَةٌ وَ لاَ جَمَاعَةٌ وَ لاَ عِيَادَةُ اَلْمَرِيضِ وَ لاَ اِتِّبَاعُ اَلْجَنَائِزِ وَ لاَ إِجْهَارٌ بِالتَّلْبِيَةِ وَ لاَ اَلْهَرْوَلَةُ بَيْنَ اَلصَّفَا وَ اَلْمَرْوَةِ وَ لاَ اِسْتِلاَمُ اَلْحَجَرِ اَلْأَسْوَدِ وَ لاَ دُخُولُ اَلْكَعْبَةِ وَ لاَ اَلْحَلْقُ إِنَّمَا يُقَصِّرْنَ مِنْ شُعُورِهِنَّ وَ لاَ تَوَلِّي اَلْمَرْأَةِ اَلْقَضَاءَ وَ لاَ تَوَلِّي اَلْإِمَارَةِ وَ لاَ تُسْتَشَارُ وَ لاَ تَذْبَحُ إِلاَّ مِنِ اِضْطِرَارٍ وَ تَبْدَأُ فِي اَلْوُضُوءِ بِبَاطِنِ اَلذِّرَاعِ وَ اَلرَّجُلُ بِظَاهِرِهِ وَ لاَ تَمْسَحُ كَمَا يَمْسَحُ…
جابر بن یزید گوید: شنیدم امام باقر میفرمود: بر زنان نه اذان گفتن لازم است و نه اقامه و نه جمعه و نه جماعت و نه عیادت بیماران و نه دنبال جنازه ها رفتن و نه لبیک های احرام را بلند گفتن و نه در میان صفا و مروه دویدن و نه حجر الاسود را بوسیدن و نه میان خانه کعبه داخل شدن و نه سر تراشیدن بلکه از موهایشان میچینند و زن نباید متصدی قضاوت شود و متصدی فرمانداری نگردد و طرف مشورت قرار نگیرد و قربانی را سر نبرد مگر در حال ناچاری و زن هنگام وضو گرفتن از باطن ذراع آغاز شستن میکند و مرد از ظاهرش و مانند مردان مسح نمیکشد بلکه بر او لازم است که در نماز صبح و مغرب چادر خود را از سرش که جای مسح است بردارد و مسح بکشد و در باقی نمازها انگشتش را بزیر چادر داخل کند و بدون آنکه چادر خود را بیفکند بر سر خود مسح بکشد…
بَيْنَا أَبِي ع يَطُوفُ بِالْكَعْبَةِ إِذَا رَجُلٌ مُعْتَجِرٌ قَدْ قُيِّضَ لَهُ فَقَطَعَ عَلَيْهِ أُسْبُوعَهُ حَتَّى أَدْخَلَهُ إِلَى دَارٍ جَنْبَ اَلصَّفَا فَأَرْسَلَ إِلَيَّ فَكُنَّا ثَلاَثَةً فَقَالَ مَرْحَباً يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِي وَ قَالَ بَارَكَ اَللَّهُ فِيكَ يَا أَمِينَ اَللَّهِ بَعْدَ آبَائِهِ يَا أَبَا جَعْفَرٍ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبِرْنِي وَ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبَرْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ سَلْنِي وَ إِنْ شِئْتَ سَأَلْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ فَاصْدُقْنِي وَ إِنْ شِئْتَ صَدَقْتُكَ قَالَ كُلَّ ذَلِكَ أَشَاءُ قَالَ فَإِيَّاكَ أَنْ يَنْطِقَ لِسَانُكَ عِنْدَ…
امام جواد علیه السلام فرماید: امام صادق علیه السلام فرمود: در آن میان که پدرم طواف کعبه مینمود، مردی نقاب زده ناگهانی پیدا شد و هفت شوط او را قطع کرد و او را بخانه کنار صفا آورد و دنبال من هم فرستاد تا سه نفر شدیم، آن مرد بمن گفت خوش آمدی پسر پیغمبر سپس دستش را بر سرم نهاد و گفت: خیر و برکت خدا بر تو بادای امین خدا پس از پدرانش (سپس متوجه پدرم شد و گفت)ای ابا جعفر اگر میخواهی تو بمن خبر ده و اگر میخواهی من بتو خبر دهم، میخواهی از من بپرس یا من از تو بپرسم، میخواهی تو مرا تصدیق کن یا من ترا تصدیق کنم، پدرم فرمود: همه اینها را میخواهم(و با هیچ یک مخالف نیستم)آن مرد گفت: پس مبادا که در جواب سوال من زبانت چیزی گوید که در دلت چیز دیگر باشد، فرمود: این کار را کسی میکند که در دلش دو علم مختلف باشد…
بَيْنَا أَبِي جَالِسٌ وَ عِنْدَهُ نَفَرٌ إِذَا اِسْتَضْحَكَ حَتَّى اِغْرَوْرَقَتْ عَيْنَاهُ دُمُوعاً ثُمَّ قَالَ هَلْ تَدْرُونَ مَا أَضْحَكَنِي قَالَ فَقَالُوا لاَ قَالَ زَعَمَ اِبْنُ عَبَّاسٍ أَنَّهُ مِنَ اَلَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اَللّهُ ثُمَّ اِسْتَقامُوا فَقُلْتُ لَهُ هَلْ رَأَيْتَ اَلْمَلاَئِكَةَ يَا اِبْنَ عَبَّاسٍ تُخْبِرُكَ بِوَلاَيَتِهَا لَكَ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ مَعَ اَلْأَمْنِ مِنَ اَلْخَوْفِ وَ اَلْحُزْنِ قَالَ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَقُولُ إِنَّمَا اَلْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ َ قَدْ دَخَلَ فِي هَذَا جَمِيعُ اَلْأُمَّةِ فَاسْتَضْحَكْتُ ثُمَّ قُلْتُ…
امام صادق علیه السلام فرمود: در آن میان که پدرم نشسته بود و افرادی هم نزد او بودند، ناگهان او را خنده یی گرفت که دو چشمش پر از اشک شد، سپس فرمود: میدانید چه مرا بخنده آورد؟ گفتند: نه، فرمود: ابن عباس معتقد است که از جمله کسانی است که(30 سوره 41)«گفته اند: پروردگار ما خداست و سپس استقامت کردند-دنباله آیه: -فرشتگان برایشان نازل شوند که بیم مدارید و غم مخورید-» -من باو گفتم: ابن عباس تو فرشتگان را دیده یی که دوستی خود را نسبت بتو در دنیا و آخرت و ایمنی ترا از بیم و اندوه خبر دهند؟ ابن عباس گفت: خدای-تبارک و تعالی-فرماید: (10 سوره 49)«همانا مومنین برادر یک دیگرند»پس تمام امت در این حکم شریکند(یعنی همچنان که من فرشتگان را ندیده ام، سایر مومنین با استقامت هم ندیده اند). امام علیه السلام فرماید: من…