ثَلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُۆْمِن: کفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اغتِیابِهِمْ، وَ إشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاِّخِرَتِهِ وَدُنْیاهُ، وَطُولُ الْبُکأ عَلی خَطیئَتِهِ
سه چیز موجب نجات انسان مومن خواهد بود: نگهداری زبانش از حرف زدن درباره مردم و غیبت آنان، مشغول شدنش به خویشتن با کارهایی که برای آخرت و دنیایش مفید باشد. و بسیار گریستن بر اشتباهاتش.
كَانَ آخِرُ مَا أَوْصَى بِهِ اَلْخَضِرُ مُوسَى بْنَ عِمْرَانَ ع أَنْ قَالَ لَهُ لاَ تُعَيِّرَنَّ أَحَداً بِذَنْبٍ وَ إِنَّ أَحَبَّ اَلْأُمُورِ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثَلاَثَةٌ اَلْقَصْدُ فِي اَلْجِدَةِ وَ اَلْعَفْوُ فِي اَلْمَقْدُرَةِ وَ اَلرِّفْقُ بِعِبَادِ اَللَّهِ وَ مَا رَفَقَ أَحَدٌ بِأَحَدٍ فِي اَلدُّنْيَا إِلاَّ رَفَقَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ رَأْسُ اَلْحِكْمَةِ مَخَافَةُ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.
امام زین العابدین(ع)فرمود: آخرین سفارشی که خضر بموسی بن عمران کرد این بود که او را گفت: حتما هیچ کس را بگناهی سرزنش مکن و راستی که محبوبترین کار نزد خداوند سه چیز است میانه روی در حال توانگری، گذشت در حال قدرت، مدارا با بندگان خدا، و هیچ کس با کسی در دنیا مدارا نکند مگر آنکه خدای عز و جل در روز قیامت با او بمدارا رفتار کند و سر آمد حکمت ترس از خدای تبارک و تعالی است.
أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ اِعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ فَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً وَ يُحَذِّرُكُمُ اَللّهُ نَفْسَهُ وَيْحَكَ يَا اِبْنَ آدَمَ اَلْغَافِلَ وَ لَيْسَ مَغْفُولاً عَنْهُ إِنَّ أَجَلَكَ أَسْرَعُ شَيْ ءٍ إِلَيْكَ قَدْ أَقْبَلَ نَحْوَكَ حَثِيثاً يَطْلُبُكَ وَ يُوشِكُ أَنْ يُدْرِكَكَ فَكَأَنْ قَدْ أَوْفَيْتَ أَجَلَكَ وَ قَدْ قَبَضَ اَلْمَلَكُ رُوحَكَ وَ صُيِّرْتَ إِلَى قَبْرِكَ وَحِيداً فَرَدَّ إِلَيْكَ رُوحَكَ وَ اِقْتَحَمَ عَلَيْكَ مَلَكَاكَ…
از امام سید العابدین علی بن حسین علیهما السلام در تفصیل این معانی روایت شده است - نصیحت آن حضرت علیه السلام به یاران و شیعیانش و یادآوری به آنان در هر جمعه -ای مردم از خداوند بپرهیزید و آگاه باشید که به سوی او بازمی گردید و هر کسی کردار نیک و بدش را در برابر خویش خواهد یافت اگر چه دوست دارد بین او و کار ناپسندش فاصله ای دور باشد. خدای، شما را از خویش پرهیز داد. وای بر تو ای آدمیزاده غفلت ورز که از تو غافل نیستند، به درستی مرگ به سوی تو، بیش از هر چیز دیگری شتاب گرفته، به راستی که شتابان به تو روی آورده، تو را می جوید و نزدیک است که تو را در رباید؛ پس به تحقیق، عمرت به سر آید و فرشته مرگ جانت را برباید و تنها به گورت خواهی رفت؛ پس جانت به تو بازگردانده شود و بی خواست تو دو فرشته نکیر و منکر…
كَفَانَا اَللَّهُ وَ إِيَّاكُمْ كَيْدَ اَلظَّالِمِينَ وَ بَغْيَ اَلْحَاسِدِينَ وَ بَطْشَ اَلْجَبَّارِينَ أَيُّهَا اَلْمُؤْمِنُونَ لاَ يَفْتِنَنَّكُمُ اَلطَّوَاغِيتُ وَ أَتْبَاعُهُمْ مِنْ أَهْلِ اَلرَّغْبَةِ فِي اَلدُّنْيَا اَلْمَائِلُونَ إِلَيْهَا اَلْمَفْتُونُونَ بِهَا اَلْمُقْبِلُونَ عَلَيْهَا وَ عَلَى حُطَامِهَا اَلْهَامِدِ وَ هَشِيمِهَا اَلْبَائِدِ غَداً وَ اِحْذَرُوا مَا حَذَّرَكُمُ اَللَّهُ مِنْهَا وَ اِزْهَدُوا فِيمَا زَهَّدَكُمُ اَللَّهُ فِيهِ مِنْهَا وَ لاَ تَرْكَنُوا إِلَى مَا فِي هَذِهِ اَلدُّنْيَا رُكُونَ مَنْ أَعَدَّهَا دَاراً وَ قَرَاراً وَ بِاللَّهِ إِنَّ لَكُمْ مِمَّا فِيهَا…
پند و زهد و حکمت -خداوند، نیرنگ ستم پیشه گان و تجاوز حسدورزان و خشونت گردنکشان را از ما و شما دور سازد. ای مومنان مباد که سرکشان و پیروان ایشان که شیفته دنیا و روی آورنده به آنند شما را از حق برگردانند آنان که فریب خورده دنیایند و به دنیا و کالای پوسیده و گیاه خشکیده نابودشده اش در فردا، روی آورده اند. از آنچه خدای شما را به دور داشته، برکنار باشید و در آنچه خدای شما را بی میل خواسته، زهد در پیش دارید و بدان چه در این سرای می باشد اعتماد نکنید چونان کسی که این سرای را منزل پایدار و آرامش جاودانه خود شمرده است. و به خدای سوگند که در آنچه در این دنیاست از زرق و برق دنیا و گذشت روزهایش و دگرگونی و انقلابش و عبرتها و به بازی گرفتن شیفتگانش، نشانه ای بر ضد دنیاست. به راستی، دنیا پایین دست را فرا…
اِعْلَمْ رَحِمَكَ اَللَّهُ أَنَّ لِلَّهِ عَلَيْكَ حُقُوقاً مُحِيطَةً بِكَ فِي كُلِّ حَرَكَةٍ تَحَرَّكْتَهَا أَوْ سَكَنَةٍ سَكَنْتَهَا أَوْ مَنْزِلَةٍ نَزَلْتَهَا أَوْ جَارِحَةٍ قَلَبْتَهَا وَ آلَةٍ تَصَرَّفْتَ بِهَا بَعْضُهَا أَكْبَرُ مِنْ بَعْضٍ وَ أَكْبَرُ حُقُوقِ اَللَّهِ عَلَيْكَ مَا أَوْجَبَهُ لِنَفْسِهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مِنْ حَقِّهِ اَلَّذِي هُوَ أَصْلُ اَلْحُقُوقِ وَ مِنْهُ تَفَرَّعَ ثُمَّ أَوْجَبَهُ عَلَيْكَ لِنَفْسِكَ مِنْ قَرْنِكَ إِلَى قَدَمِكَ عَلَى اِخْتِلاَفِ جَوَارِحِكَ فَجَعَلَ لِبَصَرِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِسَمْعِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ لِلِسَانِكَ عَلَيْكَ حَقّاً وَ…
رساله امام سجاد علیه السلام که مشهور به«رساله حقوق»است -آگاه باش-خدایت ببخشاید-که خدا را بر عهده تو حقوقی است که در هر جنبشی که صورت دهی و هر سکونی که بر آن بمانی و هر جایی که بر آن وارد شوی و هر عضوی که تکان دهی یا وسیله ای که استفاده کنی تو را در بر گرفته اند که پاره ای از این حقوق بزرگتر از پاره ای دیگر است که بزرگترین حقوق خدای بر تو، حقوقی است که برای خودش تبارک و تعالی واجب نموده است که حق خداوند، اساس تمام حقوق هاست و دیگر حقوق از آن نشات می گیرد؛ سپس برای خود تو از سر تا قدمت برای هر عضوی حقوقی را واجب کرد پس برای چشم تو بر عهده ات حقی و برای گوش تو حقی و برای زبان تو حقی و برای دست تو حقی و برای پایت حقی و برای شکمت حقی و برای عورت تو حقی را قرار داد؛ زیرا این اعضای هفتگانه همان اند…
فَأَمَّا حُقُوقُ رَعِيَّتِكَ بِالسُّلْطَانِ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّكَ إِنَّمَا اِسْتَرْعَيْتَهُمْ بِفَضْلِ قُوَّتِكَ عَلَيْهِمْ فَإِنَّهُ إِنَّمَا أَحَلَّهُمْ مَحَلَّ اَلرَّعِيَّةِ لَكَ ضَعْفُهُمْ وَ ذُلُّهُمْ فَمَا أَوْلَى مَنْ كَفَاكَهُ ضَعْفُهُ وَ ذُلُّهُ حَتَّى صَيَّرَهُ لَكَ رَعِيَّةً وَ صَيَّرَ حُكْمَكَ عَلَيْهِ نَافِذاً لاَ يَمْتَنِعُ مِنْكَ بِعِزَّةٍ وَ لاَ قُوَّةٍ وَ لاَ يَسْتَنْصِرُ فِيمَا تَعَاظَمَهُ مِنْكَ إِلاَّ بِاللَّهِ بِالرَّحْمَةِ وَ اَلْحِيَاطَةِ وَ اَلْأَنَاةِ وَ مَا أَوْلاَكَ إِذَا عَرَفْتَ مَا أَعْطَاكَ اَللَّهُ مِنْ فَضْلِ هَذِهِ اَلْعِزَّةِ وَ اَلْقُوَّةِ اَلَّتِي…
سپس حقوق زیر دستان -17-و اما حقوق مردم در زیر سلطه تو این است که بدانی که به درستی به فزونی نیروی تو آنان را به زیر سرپرستی خویش گرفتی و به راستی ناتوانی و خواری ایشان، آنان را تحت سلطه تو درآورده است پس چه نیکوست که آن کس که ناتوانی و خواریش تو را بی نیاز از او گردانیده آن گونه که او را زیر دست تو ساخته و دستور تو را بر او نافذ گردانیده، با غلبه و قدرت از تو سرپیچی نکند و در آنچه که از دست تو درمانده شده جز از رحمت و حمایت خدا و بردباری، یاری نجوید و چه تو را نیکوست که چون دانستی خدای تو، به توان این غلبه و قدرت که بر دیگران چیره شده ای چه چیزی به تو ارزانی کرده سپاسدار خدای گردی و هر آن که سپاسمند خدای باشد، خدایش در آنچه بدو بخشیده بیفزاید و لا قوه الا بالله. 18-و اما حق دانش آموختگان تو…
فَحَقُّ أُمِّكَ فَأَنْ تَعْلَمَ أَنَّهَا حَمَلَتْكَ حَيْثُ لاَ يَحْمِلُ أَحَدٌ أَحَداً وَ أَطْعَمَتْكَ مِنْ ثَمَرَةِ قَلْبِهَا مَا لاَ يُطْعِمُ أَحَدٌ أَحَداً وَ أَنَّهَا وَقَتْكَ بِسَمْعِهَا وَ بَصَرِهَا وَ يَدِهَا وَ رِجْلِهَا وَ شَعْرِهَا وَ بَشَرِهَا وَ جَمِيعِ جَوَارِحِهَا مُسْتَبْشِرَةً بِذَلِكَ فَرِحَةً مُوَابِلَةً مُحْتَمِلَةً لِمَا فِيهِ مَكْرُوهُهَا وَ أَلَمُهَا وَ ثِقْلُهَا وَ غَمُّهَا حَتَّى دَفَعَتْهَا عَنْكَ يَدُ اَلْقُدْرَةِ وَ أَخْرَجَتْكَ إِلَى اَلْأَرْضِ فَرَضِيَتْ أَنْ تَشْبَعَ وَ تَجُوعَ هِيَ وَ تَكْسُوَكَ وَ تَعْرَى وَ تُرْوِيَكَ وَ تَظْمَأَ وَ تُظِلَّكَ وَ تَضْحَى وَ…
و اما حق خویشاوندی -21-و اما حق مادرت این است که بدانی او تو را در شکمش حمل کرده آن گونه که کسی، کس دیگر را حمل نکند و از شیره جانش تو را خورانده آن گونه که کسی، دیگری را نخوراند و به راستی او با گوش و چشم و دست و پا و مو و پوست و تمام اندامش تو را نگهداری کرده و به این نگهداری، خشنود و شاد و پیوسته کار بوده است و هر ناگواری و رنج و سختی و نگرانی را تحمل کرده تا اینکه دست قهر طبیعت را از تو دور سازد و تو را به دنیا آورده و آنگاه خشنود بوده که تو سیر باشی و او گرسنه باشد، تو پوشیده باشی و او برهنه ماند، تو را بنوشاند و خود تشنه ماند، -تو را در سایه دارد و خود در آفتاب باشد. با تنگنایی خویش به تو نعمت بخشد، با شب بیداری، تو را شیرینی خواب چشاند و شکمش آوند وجود تو و دامنش پرورش تو و پستانش…
وَ أَمَّا حَقُّ اَلْمُسْتَشِيرِ فَإِنْ حَضَرَكَ لَهُ وَجْهُ رَأْيٍ جَهَدْتَ لَهُ فِي اَلنَّصِيحَةِ وَ أَشَرْتَ عَلَيْهِ بِمَا تَعْلَمُ أَنَّكَ لَوْ كُنْتَ مَكَانَهُ عَمِلْتَ بِهِ وَ ذَلِكَ لِيَكُنْ مِنْكَ فِي رَحْمَةٍ وَ لِينٍ فَإِنَّ اَللِّينَ يُؤْنِسُ اَلْوَحْشَةَ وَ إِنَّ اَلْغِلَظَ يُوحِشُ مَوْضِعَ اَلْأُنْسِ وَ إِنْ لَمْ يَحْضُرْكَ لَهُ رَأْيٌ وَ عَرَفْتَ لَهُ مَنْ تَثِقُ بِرَأْيِهِ وَ تَرْضَى بِهِ لِنَفْسِكَ دَلَلْتَهُ عَلَيْهِ وَ أَرْشَدْتَهُ إِلَيْهِ فَكُنْتَ لَمْ تَأْلُهُ خَيْراً وَ لَمْ تَدَّخِرْهُ نُصْحاً وَ لاَ حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلاّ بِاللّهِ وَ أَمَّا حَقُّ اَلْمُشِيرِ…
و آنچه می دانی به او بنمایانی، آنسان که اگر جای او بودی، همان گونه عمل می کردی و این رهنمود دادن می بایست با نیکویی و نرم خویی باشد چرا که نرم خویی، اندوه را بدر کند و سخت گیری، هم دلی را گریزان سازد و چنانچه تدبیری برای او نیافتی ولی کسی را می شناسی که به نظر او اطمینان داری و خودت، رهنمود او را می پسندی، او را به آن شخص راهنمایی کنی و نشان بدهی پس در این صورت در خیرخواهی به او کوتاهی نکرده ای و در نیکی رسانی بدو کم کاری ننموده ای. و لا حول و لا قوه الا بالله. 40-و اما حق مشاور تو این است که در نظری که بر وفق مراد تو نیست و او به تو مشاوره داده است، متهمش نکنی چرا که به راستی این ناهماهنگی بین نظر او و تو، همان گوناگونی و اختلاف بین نظرات مردم است. پس اگر به راهنمایی او بدگمانی، مختار می…
كَفَانَا اَللَّهُ وَ إِيَّاكَ مِنَ اَلْفِتَنِ وَ رَحِمَكَ مِنَ اَلنَّارِ فَقَدْ أَصْبَحْتَ بِحَالٍ يَنْبَغِي لِمَنْ عَرَفَكَ بِهَا أَنْ يَرْحَمَكَ فَقَدْ أَثْقَلَتْكَ نِعَمُ اَللَّهِ بِمَا أَصَحَّ مِنْ بَدَنِكَ وَ أَطَالَ مِنْ عُمُرِكَ وَ قَامَتْ عَلَيْكَ حُجَجُ اَللَّهِ بِمَا حَمَّلَكَ مِنْ كِتَابِهِ وَ فَقَّهَكَ فِيهِ مِنْ دِينِهِ وَ عَرَّفَكَ مِنْ سُنَّةِ نَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ ص فَرَضِيَ لَكَ فِي كُلِّ نِعْمَةٍ أَنْعَمَ بِهَا عَلَيْكَ وَ فِي كُلِّ حُجَّةٍ اِحْتَجَّ بِهَا عَلَيْكَ اَلْفَرْضَ بِمَا قَضَى فَمَا قَضَى إِلاَّ اِبْتَلَى شُكْرَكَ فِي ذَلِكَ وَ أَبْدَى فِيهِ فَضْلَهُ عَلَيْكَ فَقَالَ…
نامه امام سجاد علیه السلام به محمد بن مسلم زهری که در آن وی را نصیحت کرده -خداوند، ما و تو را از فتنه ها حفظ کند و بر تو رحم نماید تا گرفتار دوزخ نشوی؛ در حقیقت، تو به حال و روزی افتاده ای که جا دارد هر که تو را در این حال و وضع بیند بر تو دلسوزی نماید. به تحقیق، بار نعمت های الهی که تو را از تنی سالم و عمری طولانی برخوردار ساخته بر دوش تو سنگین شده، حجتهای خدا بر تو تمام گشته چرا که تو را با کتابش آشنا ساخته و فهم دین خود را به تو آموخته و سنت پیامبرش را به تو معرفی کرده و در برابر هر نعمتی که به تو داده و هر حجتی که برای تو آورده، وظیفه ای را بر دوش تو نهاده که مورد نظر اوست و این همه، برای آن است که میزان سپاسگزاری تو را آزمایش نماید و لطف و فضل خود را بر تو آشکار سازد و در این خصوص…
ثَلاَثٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ كَانَ فِي كَنَفِ اَللَّهِ وَ أَظَلَّهُ اَللَّهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فِي ظِلِّ عَرْشِهِ وَ آمَنَهُ مِنْ فَزَعِ اَلْيَوْمِ اَلْأَكْبَرِ مَنْ أَعْطَى اَلنَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ مَا هُوَ سَائِلُهُمْ لِنَفْسِهِ وَ رَجُلٌ لَمْ يُقَدِّمْ يَداً وَ لاَ رِجْلاً حَتَّى يَعْلَمَ أَنَّهُ فِي طَاعَةِ اَللَّهِ قَدَّمَهَا أَوْ فِي مَعْصِيَتِهِ وَ رَجُلٌ لَمْ يَعِبْ أَخَاهُ بِعَيْبٍ حَتَّى يَتْرُكَ ذَلِكَ اَلْعَيْبَ مِنْ نَفْسِهِ وَ كَفَى بِالْمَرْءِ شُغُلاً بِعَيْبِهِ لِنَفْسِهِ عَنْ عُيُوبِ اَلنَّاسِ.
سه چیز است که در هر مومنی باشد در پناه خدا قرار گیرد و خداوند وی را در روز قیامت در سایه عرش خود جای دهد و از هراس آن روز بزرگ آسوده سازد: یکی از آنها کسی است که به مردم همان را دهد که خود از آنها انتظار دارد به او بدهند، یکی دیگر کسی که دست به کاری نزند و گامی برندارد مگر آن که بداند آن کار در راه طاعت خداست یا عدم طاعت او، مردی که به عیب و نقطه ضعف برادرش نپردازد مگر آن که آن عیب را از خود ریشه کن نماید و برای مرد همین بس است که به عیب خود پرداختن، او را از عیبجویی مردم باز دارد.
ثلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُۆْمِن: کَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اِغتِیابِهِمْ، وَ إشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاِّخِرَتِهِ وَ دُنْیاهُ، وَ طُولُ الْبُکاء عَلی خَطیئَتِهِ.
سه چیز موجب نجات انسان مومن خواهد بود:
1.نگهداری زبانش از حرف زدن درباره مردم و غیبت آنان،
2.مشغول کردن خود به کارهایی که برای آخرت و دنیایش مفید باشد.
3. بسیار گریستن بر اشتباهاتش
كَانَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ ع يُصَلِّي فِي اَلْيَوْمِ وَ اَللَّيْلَةِ أَلْفَ رَكْعَةٍ كَمَا كَانَ يَفْعَلُ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع كَانَتْ لَهُ خَمْسُمِائَةِ نَخْلَةٍ فَكَانَ يُصَلِّي عِنْدَ كُلِّ نَخْلَةٍ رَكْعَتَيْنِ وَ كَانَ إِذَا قَامَ فِي صَلاَتِهِ غَشِيَ لَوْنَهُ لَوْنٌ آخَرُ وَ كَانَ قِيَامُهُ فِي صَلاَتِهِ قِيَامَ اَلْعَبْدِ اَلذَّلِيلِ بَيْنَ يَدَيِ اَلْمَلِكِ اَلْجَلِيلِ كَانَتْ أَعْضَاؤُهُ تَرْتَعِدُ مِنْ خَشْيَةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَ يُصَلِّي صَلاَةَ مُوَدِّعٍ يَرَى أَنَّهُ لاَ يُصَلِّيَ بَعْدَهَا أَبَداً وَ لَقَدْ صَلَّى ذَاتَ يَوْمٍ فَسَقَطَ اَلرِّدَاءُ عَنْ…
امام باقر علیه السلام فرمود: امام زین العابدین علیه السلام در شبانه روز هزار رکعت نماز میگذارد هم چنان که امیر المومنین علیه السلام میخواند و او را پانصد نخله خرما بود و نزد هر نخله دو رکعت نماز میخواند و چون بنماز می ایستاد رنگش دیگرگون میشد و همچون بنده ای ذلیل که در پیشگاه پادشاهی بزرگوار ایستاده باشد در نماز میایستاد و اندامش از ترس خداوند عز و جل میلرزید و نمازش چنان بود که گویی با نماز وداع میکند و دیگر هرگز نماز نخواهد خواند روزی نماز میخواند عبا از یک دوش اش افتاد حضرت آن را درست نکرد تا از نمازش فارغ شد بعضی از اصحابش در این باره از آن حضرت پرسید فرمود: وای بر تو آیا میدانی در پیشگاه چه کسی ایستاده بودم؟ همانا از نماز بنده پذیرفته نمیشود مگر همان قدر که بدل متوجه خدا بوده است آن مرد…