قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره پستی دنیا از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۱۵ حدیث · صفحه ۱ از ۲

مِنْ هَوَانِ اَلدُّنْيَا عَلَى اَللَّهِ أَنْ لاَ يُعْصَى إِلاَّ فِيهَا

از پستی دنیا در پیشگاه خداوند همین بس که جز در آن، نافرمانی او نمی شود.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 185

مِنْ هَوَانِ اَلدُّنْيَا عَلَى اَللَّهِ أَنْ لاَ يُعْصَى إِلاَّ فِيهَا

از پستی دنیا در پیشگاه خداوند همین بس که جز در آن، نافرمانی او نمی شود.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 185

إِنَّ مِنْ هَوَانِ اَلدُّنْيَا عَلَى اَللَّهِ أَنْ لاَ يُعْصَى إِلاَّ فِيهَا وَ لاَ يُنَالُ مَا عِنْدَهُ إِلاَّ بِتَرْكِهَا

همانا از پستی دنیا در پیشگاه خداوند است این که جز در آن نافرمانی خداوند نمی شود و بنده به آنچه در پیش خداوند است نمی رسد مگر آنگاه که دنیا را رها کند.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 183

نَزِّهْ نَفْسَكَ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ وَ إِنْ سَاقَتْكَ إِلَى اَلرَّغَائِب

نفست را از هر پستی پاکیزه کن، اگر چه تو را به سوی دنیا براند.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 308

مِنْ كَلاَمِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ خَطَبَ بِهِ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّمَا أُخْبِرُكُمْ عَنْ أَخٍ لِي كَانَ مِنْ أَعْظَمِ اَلنَّاسِ فِي عَيْنِي وَ كَانَ رَأْسُ مَا عَظُمَ بِهِ فِي عَيْنِي صِغَرُ اَلدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ كَانَ خَارِجا مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلاَ يَشْتَهِي مَا لاَ يَجِدُ وَ لاَ يُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ كَانَ خَارِجا مِنْ سُلْطَانِ فَرْجِهِ فَلاَ يَسْتَخِفُّ لَهُ عَقْلَهُ وَ لاَ رَأْيَهُ كَانَ خَارِجا مِنْ سُلْطَانِ اَلْجَهَالَةِ فَلاَ يَمُدُّ يَدَهُ إِلاَّ عَلَى ثِقَةٍ لِمَنْفَعَتِهِ كَانَ لاَ يَتَشَهَّى وَ لاَ…

امام حسن مجتبی علیه السّلام در خطبه ای از سخنان امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:ای مردم، به شما خبر دهم از حال یکی از برادرانم، که در نظرم از همۀ مردم بزرگتر بود، و بالاترین چیزی که او را در نظرم بزرگ کرده بود، پستی و حقارت دنیا در نظر او بود، از تسلط شکم بیرون بود، چیزی را که نداشت به دنبالش نمی رفت، و چون پیدا می کرد زیاده روی نمی نمود، از تسلط شهوت خارج شده بود، از این رو سبک عقل و سبک رأی نبود، از سلطه نادانی رهیده بود، از این رو دستش را جز به جانب شخص مورد اطمینان و برای سود دراز نمی کرد، پراشتها و ناراضی و ملول نبود، بیشتر عمرش را خاموش بود، هر گاه دیگران وارد گفتگو می شدند، با آنان جدل نمی کرد، در دعوایی شرکت نمی کرد، دلیلی اقامه نمی کرد تا قاضی را بیابد، از برادران دینی اش غافل…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 509

عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ مَنْ طَلَبَ اَلْعِلْمَ لِلَّهِ لَمْ يُصِبْ مِنْهُ بَابا إِلاَّ اِزْدَادَ بِهِ فِي نَفْسِهِ ذُلاّ وَ فِي اَلنَّاسِ تَوَاضُعا وَ لِلَّهِ خَوْفا وَ فِي اَلدِّينِ اِجْتِهَادا وَ ذَلِكَ اَلَّذِي يَنْتَفِعُ بِالْعِلْمِ فَلْيَتَعَلَّمْهُ وَ مَنْ طَلَبَ اَلْعِلْمَ لِلدُّنْيَا وَ اَلْمَنْزِلَةِ عِنْدَ اَلنَّاسِ وَ اَلْحُظْوَةِ عِنْدَ اَلسُّلْطَانِ لَمْ يُصِبْ مِنْهُ بَابا إِلاَّ اِزْدَادَ فِي نَفْسِهِ عَظَمَة وَ عَلَى اَلنَّاسِ اِسْتِطَالَة وَ بِاللَّهِ اِغْتِرَارا وَ مِنَ اَلدِّينِ جَفَاء فَذَلِكَ اَلَّذِي لاَ يَنْتَفِعُ بِالْعِلْمِ فَلْيَكُفَّ…

از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله مروی است که فرمود:هر که برای رضای خدا طلب علم نماید به بابی از علم نمی رسد مگر اینکه فروتنی او زیادتر می شود، و تواضع او در میان مردم بسیار گردد، و ترسش برای خدا بیشتر شود، و جدّیت و کوشش او در راه دین بیشتر گردد، چنین عالمی است که از علم خود نفع برد و دیگران را بهره مند سازد. و هر که برای طلب دنیا، و منزلت نزد مردم، و برای دستیابی و راه یافتن نزد پادشاه طلب علم نماید، هر بابی از علم را که فرا می گیرد تکبرش بیشتر گردد، و پستی و خواری او نزد مرد بیشتر شود، و نسبت به خدا مغرور گردد، و به دین جفا کند، چنین کسی از علم خود استفاده نخواهد کرد، در این صورت او حجّتی برای خود ندارد، و پشیمانی و حسرت و ذلّت در روز قیامت نصیبش گردد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 265

اَلْكَذِبُ فِي اَلْعَاجِلَةِ عَارٌ وَ فِي اَلْآجِلَةِ اَلْآخِرَةِ عَذَابُ اَلنَّار

دروغگو در دنیا در پستی و در آخرت در عذاب آتش است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 282

ثَمَرَةُ اَلْكِذْبِ اَلْمَهَانَةُ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْعَذَابُ فِي اَلْآخِرَة

نتیجۀ دروغگویی، پستی در دنیا و عذاب در آخرت است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 282

سُلْطَانُ اَلدُّنْيَا ذُلٌّ وَ عُلْوُهَا سُفْل

سلطنت دنیا، خواری و بلندی آن، پستی است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 455

سُلْطَانُ اَلدُّنْيَا ذُلٌّ وَ عُلْوُهَا سُفْل

سلطنت دنیا، خواری و بلندی آن، پستی است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 455

مِنَ اَلْوَالِدِ اَلْفَانِ اَلْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ اَلْمُدْبِرِ اَلْعُمُرِ اَلْمُسْتَسْلِمِ لِلدَّهْرِ اَلذَّامِّ لِلدُّنْيَا اَلسَّاكِنِ مَسَاكِنَ اَلْمَوْتَى اَلظَّاعِنِ عَنْهَا إِلَيْهِمْ غَداً إِلَى اَلْمَوْلُودِ اَلْمُؤَمِّلِ مَا لاَ يُدْرِكُ اَلسَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ غَرَضِ اَلْأَسْقَامِ وَ رَهِينَةِ اَلْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ اَلْمَصَائِبِ وَ عَبْدِ اَلدُّنْيَا وَ تَاجِرِ اَلْغُرُورِ وَ غَرِيمِ اَلْمَنَايَا وَ أَسِيرِ اَلْمَوْتِ وَ حَلِيفِ اَلْهُمُومِ وَ قَرِينِ اَلْأَحْزَانِ وَ نُصُبِ اَلْآفَاتِ وَ صَرِيعِ اَلشَّهَوَاتِ وَ خَلِيفَةِ اَلْأَمْوَاتِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ فِيمَا…

نامه امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام -از پدری که در آستانه فناست و چیرگی زمان را پذیراست، زندگی را پشت سر نهاده، تسلیم گردش روزگار شده، نکوهش کننده این جهان است، آرمنده در جایگاه مردگان که فردا به نزد آنان روان است. به فرزندی که آرزومند چیزی است که به دست نیاید، راهرو راه کسانی است که به هلاکت رسیده اند. فرزندی که آماج بیماریهاست و گروگان گذشت روزگاران. پسری که تیر مصیبتها به سوی او روان است و بنده گوش به فرمان دنیاست. سوداگر فریب و وامدار مرگ و اسیر نیستی است. هم پیمان اندوه ها و همنشین غمهاست. آماج آفات و زمین خورده شهوات و جانشین مردگان است. اما بعد؛ همانا من از پشت کردن دنیا به خود و سرکشی روزگار بر خود و روی آوردن آخرت به خویش، دریافتم که باید در اندیشه خویش…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 68

إِنَّ اَلدُّنْيَا لَهِيَ اَلْكَنُودُ اَلْعَنُودُ وَ اَلصَّدُودُ اَلْجَحُودُ وَ اَلْحَيُودُ اَلْمَيُودُ حَالُهَا اِنْتِقَالٌ وَ سُكُونُهَا زِلْزَالٌ وَ عِزُّهَا ذُلٌّ وَ جِدُّهَا هَزْلٌ وَ كَثْرَتُهَا قُلٌّ وَ عُلُوُّهَا سِفْلٌ أَهْلُهَا عَلَى سَاقٍ وَ سِيَاقٍ وَ لَحَاقٍ وَ فِرَاقٍ وَ هِيَ دَارُ حَرْبٍ وَ سَلَبٍ وَ نَهْبٍ وَ عَطَب

بدرستی که دنیا نافرمان و ناسپاس است و اعراض کننده و بسیار تبختر کننده؛ حال آن، انتقال و آرام آن، جنبانیدن و عزّت آن، خواری و تلاش آن، بیهوده و بسیاری آن، اندک و بلندی آن، پستی است.اهل آن بر سختی و جان کندن و بر پیوستن و جدا شدن اند، و خانۀ ربودن و گرفتن و غارت کردن و هلاکت است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 158
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه