قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَنِ اِعْتَدَلَ يَوْمَاهُ فَهُوَ مَغْبُونٌ وَ مَنْ كَانَتِ اَلدُّنْيَا هَمَّهُ اِشْتَدَّتْ حَسْرَتُهُ عِنْدَ فِرَاقِهَا وَ مَنْ كَانَ غَدُهُ شَرَّ يَوْمَيْهِ فَمَحْرُومٌ وَ مَنْ لَمْ يُبَالِ بِمَا زُوِيَ مِنْ آخِرَتِهِ إِذَا سَلِمَتْ لَهُ دُنْيَاهُ فَهُوَ هَالِكٌ وَ مَنْ لَمْ يَتَعَاهَدِ اَلنَّقْصَ مِنْ نَفْسِهِ غَلَبَ عَلَيْهِ اَلْهَوَى وَ مَنْ كَانَ فِي نَقْصٍ فَالْمَوْتُ خَيْرٌ لَهُ إِنَّ اَلدُّنْيَا خَضِرَةٌ حُلْوَةٌ وَ لَهَا أَهْلٌ وَ إِنَّ اَلْآخِرَةَ لَهَا أَهْلٌ ظَلَفَتْ أَنْفُسُهُمْ عَنْ مُفَاخَرَةِ أَهْلِ اَلدُّنْيَا لاَ يُنَافِسُونَ…
امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود:هر که دو روزش یکسان باشد مغبون گشته، و هر که قصدش از تلاش؛ دنیا باشد هنگام جدا شدن از آن حسرتش شدید شود، و هر که فردایش زیانبارتر از امروزش باشد بی بهره مانده است، و کسی که باک ندارد که برای آخرتش چه اندوخته است، اگر دنیایش برایش سالم باشد به نابودی رسیده، و شخصی که به کاستی نفسش اهمیت ندهد هوای نفس بر او چیره گردد، و هر کس در سراشیبی سقوط نفس خویش واقع شود مرگ برایش بهتر است، دنیا سبز و شیرین است و برای او علاقمندانی است. برای آخرت نیز دوستدارانی است که خود را از فخر فروشی علاقمندان دنیا جدا ساخته اند، در دنیا با دیگران رقابت نمی کنند و به نعمت و عیش آن خوشحال نمی شوند و از شدائد و سختیهای آن غمگین نمی شوند. ای شیخ کسی که از هجوم شبانۀ دشمنان می ترسد خوابش کم…
مِنَ اَلْوَالِدِ اَلْفَانِ اَلْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ اَلْمُدْبِرِ اَلْعُمُرِ اَلْمُسْتَسْلِمِ لِلدَّهْرِ اَلذَّامِّ لِلدُّنْيَا اَلسَّاكِنِ مَسَاكِنَ اَلْمَوْتَى اَلظَّاعِنِ عَنْهَا إِلَيْهِمْ غَداً إِلَى اَلْمَوْلُودِ اَلْمُؤَمِّلِ مَا لاَ يُدْرِكُ اَلسَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ غَرَضِ اَلْأَسْقَامِ وَ رَهِينَةِ اَلْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ اَلْمَصَائِبِ وَ عَبْدِ اَلدُّنْيَا وَ تَاجِرِ اَلْغُرُورِ وَ غَرِيمِ اَلْمَنَايَا وَ أَسِيرِ اَلْمَوْتِ وَ حَلِيفِ اَلْهُمُومِ وَ قَرِينِ اَلْأَحْزَانِ وَ نُصُبِ اَلْآفَاتِ وَ صَرِيعِ اَلشَّهَوَاتِ وَ خَلِيفَةِ اَلْأَمْوَاتِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ فِيمَا…
نامه امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام -از پدری که در آستانه فناست و چیرگی زمان را پذیراست، زندگی را پشت سر نهاده، تسلیم گردش روزگار شده، نکوهش کننده این جهان است، آرمنده در جایگاه مردگان که فردا به نزد آنان روان است. به فرزندی که آرزومند چیزی است که به دست نیاید، راهرو راه کسانی است که به هلاکت رسیده اند. فرزندی که آماج بیماریهاست و گروگان گذشت روزگاران. پسری که تیر مصیبتها به سوی او روان است و بنده گوش به فرمان دنیاست. سوداگر فریب و وامدار مرگ و اسیر نیستی است. هم پیمان اندوه ها و همنشین غمهاست. آماج آفات و زمین خورده شهوات و جانشین مردگان است. اما بعد؛ همانا من از پشت کردن دنیا به خود و سرکشی روزگار بر خود و روی آوردن آخرت به خویش، دریافتم که باید در اندیشه خویش…
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي أَعْدَمَ اَلْأَوْهَامَ أَنْ تَنَالَ إِلاَّ وُجُودَهُ وَ حَجَبَ اَلْعُقُولَ أَنْ تَخَالَ ذَاتَهُ لاِمْتِنَاعِهَا مِنَ اَلشَّبَهِ وَ اَلتَّشَاكُلِ بَلْ هُوَ اَلَّذِي لاَ يَتَفَاوَتُ ذَاتُهُ وَ لاَ يَتَبَعَّضُ بِتَجْزِئَةِ اَلْعَدَدِ فِي كَمَالِهِ فَارَقَ اَلْأَشْيَاءَ لاَ بِاخْتِلاَفِ اَلْأَمَاكِنِ وَ يَكُونُ فِيهَا لاَ عَلَى اَلْمُمَازَجَةِ وَ عَلِمَهَا لاَ بِأَدَاةٍ لاَ يَكُونُ اَلْعِلْمُ إِلاَّ بِهَا وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَعْلُومِهِ عِلْمُ غَيْرِهِ كَانَ عَالِماً لِمَعْلُومِهِ إِنْ قِيلَ كَانَ فَعَلَى تَأْوِيلِ أَزَلِيَّةِ اَلْوُجُودِ وَ إِنْ قِيلَ لَمْ…
سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام معروف به«خطبه وسیله» -(آنچه از این سخنرانی مناسب این کتاب بود ذکر کردیم نه بیشتر) سپاس خدایی را که پندارها را از اینکه به چیزی جز وجود او دست یابند در بند کرده و همه خردها را از اینکه در باره ذات او خیال پردازی نمایند در پرده نگهداشته است؛ زیرا از همانندی و هم شکلی بر فراز است؛ بلکه او همان هستی محض است که در حقیقت ذاتش تفاوتی نیست و در صفات کمالش به جز جز شدن بخش پذیر نیست. از همه چیز جداست نه به وسیله فاصله مکانی و در همه چیز اندر است نه بر وجه آمیختگی با آنها. دانش او به ابزار نیست، دانش او به خود ذات است. میان او و معلوم او، واسطه ای وجود ندارد که به وسیله آن به معلوم خود دانا شده باشد. اگر گفته شود«بوده»به این معنی است که وجودش ازلی است و اگر گفته…
لَوْ بَقِيَتِ اَلدُّنْيَا عَلَى أَحَدِكُمْ لَمْ تَصِلْ إِلَى مَنْ هِيَ فِي يَدَيْه
اگر دنیا برای فردی از شما باقی می ماند، به کسی که دنیا در دستهای اوست نمی رسید.
إِنَّمَا اَلدُّنْيَا فَنَاءٌ وَ عَنَاءٌ وَ غِيَرٌ وَ عِبَرٌ فَمِنْ فَنَائِهَا أَنَّكَ تَرَى اَلدَّهْرَ مُوَتِّراً قَوْسَهُ مُفَوِّقاً نَبْلَهُ لاَ تُخْطِئُ سِهَامُهُ وَ لاَ تُشْفَى جِرَاحُهُ يَرْمِي اَلصَّحِيحَ بِالسَّقَمِ وَ اَلْحَيَّ بِالْمَوْتِ وَ مِنْ عَنَائِهَا أَنَّ اَلْمَرْءَ يَجْمَعُ مَا لاَ يَأْكُلُ وَ يَبْنِي مَا لاَ يَسْكُنُ ثُمَّ يَخْرُجُ إِلَى اَللَّهِ لاَ مَالاً حَمَلَ وَ لاَ بِنَاءً نَقَلَ وَ مِنْ غِيَرِهَا أَنَّكَ تَرَى اَلْمَغْبُوطَ مَرْحُوماً وَ اَلْمَرْحُومَ مَغْبُوطاً لَيْسَ بَيْنَهُمْ إِلاَّ نَعِيْمٌ زَالَ وَ بُؤْسٌ نَزَلَ وَ مِنْ عِبَرِهَا أَنَّ اَلْمَرْءَ يُشْرِفُ عَلَى…
به راستی، دنیا سرای نابود شدن است و رنج بردن و دگرگونی و پند گرفتن. نشانه نابود شدن اینکه روزگار کمان خود را کشیده، تیرهایش به خطا نرود و زخمهایش درمان نپذیرد. تندرست را به تیر بیماری زند و زنده را به تیر مرگ. سرای رنج است؛ زیرا آدمی فراهم می آورد آنچه را که نمی خورد و می سازد آنچه را که در آن نمی نشیند؛ آنگاه به سوی خدا می رود، در حالی که نه از آن مال، پشیزی با خود می برد و نه از آن ساختمان، خشتی سرای دگرگونی است؛ زیرا یکی را بینی که روزگاری بر نعمت و مال او حسرت می خوردند، امروز سزاوار دلسوزی شده است و یکی را بینی که روزگاری او را سزاوار دلسوزی می دانستند، امروز بر نعمت و مال او حسرت می خورند و این نیست جز به خاطر نعمتی که از دستش رفته و یا تنگدستی که گریبان او را گرفته دنیا سرای پند و…
أَلاَ إِنَّ اَلْأَيَّامَ ثَلاَثَةٌ يَوْمٌ مَضَى لاَ تَرْجُوهُ وَ يَوْمٌ بَقِيَ لاَ بُدَّ مِنْهُ وَ يَوْمٌ يَأْتِي لاَ تَأْمَنُهُ فَالْأَمْسِ مَوْعِظَةٌ وَ اَلْيَوْمَ غَنِيمَةٌ وَ غَدٌ لاَ تَدْرِي مَنْ أَهْلُهُ أَمْسِ شَاهِدٌ مَقْبُولٌ وَ اَلْيَوْمَ أَمِينٌ مُؤَدٍّ وَ غَدٌ يُعَجِّلُ بِنَفْسِكَ سَرِيعَ اَلظَّعْنِ طَوِيلَ اَلْغَيْبَةِ أَتَاكَ وَ لَمْ تَأْتِهِ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ اَلْبَقَاءَ بَعْدَ اَلْفَنَاءِ وَ لَمْ تَكُنْ إِلاَّ وَ قَدْ وَرِثْنَا مَنْ كَانَ قَبْلَنَا وَ لَنَا وَارِثُونَ بَعْدَنَا فَاسْتَصْلِحُوا مَا تَقْدَمُونَ عَلَيْهِ بِمَا تَظْعَنُونَ عَنْهُ وَ اُسْلُكُوا سُبُلَ…
هان به راستی، روزها سه جورند: روزی که گذشت و دیگر امیدی به بازگشت آن نداری، روزی که اینک در آنی ناگزیری آن را سپری سازی و روزی که خواهد آمد و تو از آن خاطر جمع نیستی، دیروز پند است و امروز غنیمت و فردا معلوم نیست که از آن کیست. دیروز گواه دهنده ای است پذیرفتنی و امروز امینی است تحویل دهنده امانت و فردا که پیش توست روز کوچیدن است دارای غیبت طولانی است که تو به نزدش نرفته خود به سراغ تو خواهد آمد. ای مردم جاویدانگی پس پایان یافتن زندگی است. راستش این است که ما وارث گذشتگانیم و آیندگان وارثان ما خواهند بود؛ پس در سایه آنچه که از آن می کوچید به آباد سازی آخرت پردازید. راههای خیر را بپیمایید و از کمی رهروان آن به خود هراس راه ندهید و برخوردار بودن از همراهی خدای خود در آن راهپیمایی را به بوته…
مَنِ اِعْتَبَرَ بِغَيْرِ اَلدُّنْيَا قَلَّتْ مِنْهُ اَلْأَطْمَاع
هر که به دگرگونیهای دنیا عبرت گیرد، آزمندیهایش به آن کاسته شود.
مَنْ لَمْ يَعْتَبِرْ بِغِيَرِ بِعِبَرِ اَلدُّنْيَا وَ صُرُوفِهَا لَمْ تَنْجَعْ فِيهِ اَلْمَوَاعِظ
هر که از دگرگونیها و تغییرهای دنیا عبرت نگیرد، پندها در او اثر نکند.
اَلدُّنْيَا أَمَدٌ. اَلْآخِرَةُ أَبَد
دنیا دارای نهایت و سرانجام است و آخرت جاویدان است.
إنّ الدّنيا لا تفي لصاحب و لا تصفوا لشارب نعيمها ينتقل و أحوالها تتبدّل و لذّاتها تفنى و تبعاتها تبقى،فأعرض عنها قبل أن تعرض عنك و استبدل بها قبل أن تستبدل بك
بدرستی که دنیا به هیچ کس وفا نکند و برای هیچ آشامنده ای صاف نمی شود؛ نعمتهای آن انتقال یابنده و احوال آن دگرگون است؛ لذّتهای آن از بین رفتنی و مظلمه های آن پایدار است؛ پس از آن دوری کن پیش از آن که او از تو دوری کند و عوض کن آن را پیش از آن که او تو را عوض نماید.
إنّ الدّنيا سريعة التّحوّل،كثيرة التّنقّل،شديدة الغدر،دائمة المكر،فأحوالها تتزلزل و نعمها يتبدّل و رخاؤها يتنقّص و لذّاتها تتنغّص
بدرستی که دنیا به سرعت دگرگون می شود، و بسیار به دیگری انتقال می یابد، بسیار حیله گر و مکّار همیشگی است.پس احوال آن دگرگون و متزلزل و نعمتهای آن تبدیل می شود، فراخی آن اندک و لذّتهای آن تیره و مکدّر است.جویندۀ آن خوار می شود و سوار بر آن، می لغزد. إنّ من نکد الدّنیا أنّه
إنّما الدّنيا أحوال مختلفة و تارات متصرّفة و أغراص مستهدفة
نیست دنیا، مگر احوال گوناگون، و هنگامه های تبدیل کننده و نشانه های هدف گیری شده.