قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره تواضع و فروتنی با مردم از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ مَنْ طَلَبَ اَلْعِلْمَ لِلَّهِ لَمْ يُصِبْ مِنْهُ بَابا إِلاَّ اِزْدَادَ بِهِ فِي نَفْسِهِ ذُلاّ وَ فِي اَلنَّاسِ تَوَاضُعا وَ لِلَّهِ خَوْفا وَ فِي اَلدِّينِ اِجْتِهَادا وَ ذَلِكَ اَلَّذِي يَنْتَفِعُ بِالْعِلْمِ فَلْيَتَعَلَّمْهُ وَ مَنْ طَلَبَ اَلْعِلْمَ لِلدُّنْيَا وَ اَلْمَنْزِلَةِ عِنْدَ اَلنَّاسِ وَ اَلْحُظْوَةِ عِنْدَ اَلسُّلْطَانِ لَمْ يُصِبْ مِنْهُ بَابا إِلاَّ اِزْدَادَ فِي نَفْسِهِ عَظَمَة وَ عَلَى اَلنَّاسِ اِسْتِطَالَة وَ بِاللَّهِ اِغْتِرَارا وَ مِنَ اَلدِّينِ جَفَاء فَذَلِكَ اَلَّذِي لاَ يَنْتَفِعُ بِالْعِلْمِ فَلْيَكُفَّ…

از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله مروی است که فرمود:هر که برای رضای خدا طلب علم نماید به بابی از علم نمی رسد مگر اینکه فروتنی او زیادتر می شود، و تواضع او در میان مردم بسیار گردد، و ترسش برای خدا بیشتر شود، و جدّیت و کوشش او در راه دین بیشتر گردد، چنین عالمی است که از علم خود نفع برد و دیگران را بهره مند سازد. و هر که برای طلب دنیا، و منزلت نزد مردم، و برای دستیابی و راه یافتن نزد پادشاه طلب علم نماید، هر بابی از علم را که فرا می گیرد تکبرش بیشتر گردد، و پستی و خواری او نزد مرد بیشتر شود، و نسبت به خدا مغرور گردد، و به دین جفا کند، چنین کسی از علم خود استفاده نخواهد کرد، در این صورت او حجّتی برای خود ندارد، و پشیمانی و حسرت و ذلّت در روز قیامت نصیبش گردد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 265

وَجِيهُ اَلنَّاسِ مَنْ تَوَاضَعَ مَعَ رَفْعَةٍ وَ ذَلَّ مَعَ مَنَعَة

بزرگ مردم کسی است که با بلندی مقام، فروتنی کند و با عزّت، کوچکی نماید.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 322

أَلِنْ كَنَفَكَ وَ تَوَاضَعْ لِلَّهِ يَرْفَعَك

با مردم ملایم باش و برای خدا فروتنی نما تا تو را بلند مرتبه کند.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 324

طَلَبَةُ هَذَا اَلْعِلْمِ عَلَى ثَلاَثَةِ أَصْنَافٍ أَلاَ فَاعْرِفُوهُمْ بِصِفَاتِهِمْ وَ أَعْيَانِهِمْ صِنْفٌ مِنْهُمْ يَتَعَلَّمُونَ لِلْمِرَاءِ وَ اَلْجَهْلِ وَ صِنْفٌ مِنْهُمْ يَتَعَلَّمُونَ لِلاِسْتِطَالَةِ وَ اَلْخَتْلِ وَ صِنْفٌ مِنْهُمْ يَتَعَلَّمُونَ لِلْفِقْهِ وَ اَلْعَقْلِ فَأَمَّا صَاحِبُ اَلْمِرَاءِ وَ اَلْجَهْلِ تَرَاهُ مُؤْذِياً مُمَارِياً لِلرِّجَالِ فِي أَنْدِيَةِ اَلْمَقَالِ وَ قَدْ تَسَرْبَلَ بِالتَّخَشُّعِ وَ تَخَلَّى مِنَ اَلْوَرَعِ فَدَقَّ اَللَّهُ مِنْ هَذَا حَيْزُومَهُ وَ قَطَعَ مِنْهُ خَيْشُومَهُ أَمَّا صَاحِبُ اَلاِسْتِطَالَةِ وَ اَلْخَتْلِ فَإِنَّهُ يَسْتَطِيلُ عَلَى…

امیر المومنین علیه السلام فرمود: دانش جویان دینی سه دسته اند هان که آنان را با علایم و مشخصات بشناسید دسته ای از آنان دانش را بمنظور خود نمایی و جهالت ورزی می آموزند و دسته دیگر هدفشان گردن فرازی و نیرنگ بازی است و یک دسته برای فهمیدن و پابند بودن. اما خودنما و جهالت ورز را بینی که در انجمن های سخن به آزار دیگران پردازد و با مردم بجدال خیزد جامه خدا ترسی در بر کرده ولی در دل پروایی از خدا ندارد خدا سینه چنین دانشمندی را بشکند و بینی اش را از بن بر کند. و اما گردن فراز و دغل باز، بر همشکلان خود کردن فرازد و در برابر ثروتمندان دیگر فروتنی کند تا نعمت های شیرین آنان خورد و دین خود را بشکند خدا دیده بینایی چنین عالمی را کور فرماید و از میان دانشمندان نام و نشانش بر کند. و اما دانشمند فقیه و…

الخصال، ج 2، ص 194

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي أَعْدَمَ اَلْأَوْهَامَ أَنْ تَنَالَ إِلاَّ وُجُودَهُ وَ حَجَبَ اَلْعُقُولَ أَنْ تَخَالَ ذَاتَهُ لاِمْتِنَاعِهَا مِنَ اَلشَّبَهِ وَ اَلتَّشَاكُلِ بَلْ هُوَ اَلَّذِي لاَ يَتَفَاوَتُ ذَاتُهُ وَ لاَ يَتَبَعَّضُ بِتَجْزِئَةِ اَلْعَدَدِ فِي كَمَالِهِ فَارَقَ اَلْأَشْيَاءَ لاَ بِاخْتِلاَفِ اَلْأَمَاكِنِ وَ يَكُونُ فِيهَا لاَ عَلَى اَلْمُمَازَجَةِ وَ عَلِمَهَا لاَ بِأَدَاةٍ لاَ يَكُونُ اَلْعِلْمُ إِلاَّ بِهَا وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَعْلُومِهِ عِلْمُ غَيْرِهِ كَانَ عَالِماً لِمَعْلُومِهِ إِنْ قِيلَ كَانَ فَعَلَى تَأْوِيلِ أَزَلِيَّةِ اَلْوُجُودِ وَ إِنْ قِيلَ لَمْ…

سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام معروف به«خطبه وسیله» -(آنچه از این سخنرانی مناسب این کتاب بود ذکر کردیم نه بیشتر) سپاس خدایی را که پندارها را از اینکه به چیزی جز وجود او دست یابند در بند کرده و همه خردها را از اینکه در باره ذات او خیال پردازی نمایند در پرده نگهداشته است؛ زیرا از همانندی و هم شکلی بر فراز است؛ بلکه او همان هستی محض است که در حقیقت ذاتش تفاوتی نیست و در صفات کمالش به جز جز شدن بخش پذیر نیست. از همه چیز جداست نه به وسیله فاصله مکانی و در همه چیز اندر است نه بر وجه آمیختگی با آنها. دانش او به ابزار نیست، دانش او به خود ذات است. میان او و معلوم او، واسطه ای وجود ندارد که به وسیله آن به معلوم خود دانا شده باشد. اگر گفته شود«بوده»به این معنی است که وجودش ازلی است و اگر گفته…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 92

بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اَللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ مَالِكَ بْنَ اَلْحَارِثِ اَلْأَشْتَرَ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ حِينَ وَلاَّهُ مِصْرَ جِبَايَةَ خَرَاجِهَا وَ مُجَاهَدَةَ عَدُوِّهَا وَ اِسْتِصْلاَحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلاَدِهَا أَمَرَهُ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ إِيثَارِ طَاعَتِهِ وَ اِتِّبَاعِ مَا أَمَرَ اَللَّهُ بِهِ فِي كِتَابِهِ مِنْ فَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ اَلَّتِي لاَ يَسْعَدُ أَحَدٌ إِلاَّ بِاتِّبَاعِهَا وَ لاَ يَشْقَى إِلاَّ مَعَ جُحُودِهَا وَ إِضَاعَتِهَا وَ أَنْ يَنْصُرَ اَللَّهَ بِيَدِهِ وَ قَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ فَإِنَّهُ قَدْ…

فرمان امیر المومنین علی علیه السلام به مالک اشتر -هنگامی که او را به فرمانروایی مصر و توابع آن گماشت به نام خداوند رحمتگر مهربان این فرمانی است از بنده خدا، علی امیر مومنان به مالک اشتر پسر حارث در پیمانی که با او می گذارد، هنگامی که او را به فرمانروایی مصر می گمارد تا خراج آنجا را فراهم آورد و با دشمن پیکار نماید و کار مردم را سامان دهد و شهرهای آن را آباد سازد. او را امر می نماید به تقوای الهی و مقدم داشتن طاعت خدا بر دیگر کارها و پیروی از هر چه خدا در کتاب خود بدانها امر فرموده، از واجبات و سنتهایی که کسی به نیک بختی دست نیابد مگر با پیروی از آنها و به بدبختی نیفتد مگر به انکار و تباه ساختن آنها. و باید که خدای سبحان را با دست و دل و زبانش یاری نماید؛ زیرا او ضامن گشته که یاوران خود را…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 126

إِنَّ اَلْمُتَّقِينَ فِي اَلدُّنْيَا هُمْ أَهْلُ اَلْفَضَائِلِ مَنْطِقُهُمُ اَلصَّوَابُ وَ مَلْبَسُهُمُ اَلاِقْتِصَادُ وَ مَشْيُهُمُ اَلتَّوَاضُعُ خَضَعُوا لِلَّهِ بِالطَّاعَةِ غَاضِّينَ أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اَللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ وَاقِفِينَ أَسْمَاعَهُمْ عَلَى اَلْعِلْمِ نَزَلَتْ مِنْهُمْ أَنْفُسُهُمْ فِي اَلْبَلاَءِ كَالَّذِي نَزَلَتْ فِي اَلرَّخَاءِ رِضاً بِالْقَضَاءِ لَوْ لاَ اَلْآجَالُ اَلَّتِي كَتَبَ اَللَّهُ لَهُمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً إِلَى اَلثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ اَلْعِقَابِ عَظُمَ اَلْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ…

اوصاف تقواپیشگان از دیدگاه امیر المومنین علی علیه السلام معروف به خطبه همام -پس از حمد و ستایش خداوند، امیر المومنین علی علیه السلام فرمود: همانا تقوا پیشگان در این جهان، همان دارندگان این ویژگیهای برجسته اند: گفتارشان راست و پوشاکشان مناسب و صرفجوی آمیز و رفتارشان فروتنی است. در برابر فرمان الهی سر تسلیم فرود آورده و از هر چه خداوند-عزیز و جلیل-بر آنان حرام کرده، چشم پوشیده اند. گوش به دانش مفید فرا داشته اند. در حال گرفتاری و بلا چنان به قضای الهی دلشاد و خشنودند که در حال آسودگی و خوشی همان طورند. اگر نبود مدت عمری که خداوند برای آنان نگاشته، از فرط شوق ثواب و بیم عقاب، جانهایشان یک چشم به هم زدن در تن هایشان درنگ نمی کرد. تنها آفریدگار در دل ایشان بزرگ است به این سبب هر چه جز اوست، در…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 159

وَجِيهُ اَلنَّاسِ مَنْ تَوَاضَعَ مَعَ رَفْعَةٍ وَ ذَلَّ مَعَ مَنَعَة

بزرگ مردم کسی است که با بلندی مقام، فروتنی کند و با عزّت، کوچکی نماید.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 322

خَطَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع خُطْبَةً بَعْدَ اَلْعَصْرِ فَعَجِبَ اَلنَّاسُ مِنْ حُسْنِ صِفَتِهِ وَ مَا ذَكَرَهُ مِنْ تَعْظِيمِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ قَالَ أَبُو إِسْحَاقَ فَقُلْتُ لِلْحَارِثِ أَ وَ مَا حَفِظْتَهَا قَالَ قَدْ كَتَبْتُهَا فَأَمْلاَهَا عَلَيْنَا مِنْ كِتَابِهِ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي لاَ يَمُوتُ وَ لاَ تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ مِنْ إِحْدَاثِ بَدِيعٍ لَمْ يَكُنِ اَلَّذِي لَمْ يَلِدْ فَيَكُونَ فِي اَلْعِزِّ مُشَارَكاً وَ لَمْ يُولَدْ فَيَكُونَ مَوْرُوثاً هَالِكاً وَ لَمْ تَقَعْ عَلَيْهِ اَلْأَوْهَامُ فَتُقَدِّرَهُ شَبَحاً مَاثِلاً وَ لَمْ…

حارث اعور گوید روزی بعد از عصر امیر المومنین(ع)خطبه ای خواند که مردم را از خوشستایی و بزرگداشتش خدای جل جلاله را خوش آمد ابو اسحاق گوید بحارث گفتم آن سخنرانی را حفظ کرده ای؟ گفت آن را نوشته ام، سپس از نوشته خود برای ما املا کرد که: سپاس از آن خدایی که مرگ ندارد و عجایبش پایان نیابد زیرا او هر روز در کار جداگانه ایست و آن ایجاد چیز تازه ایست که سابقه نداشته است، (لعنت خدا بر یهود که گفتند دست خدا بسته است)خدایی که نزاییده تا در عزت شریک داشته باشد و زاییده نشده تا بمیرد وارث گذارد(بحدیث 241 رجوع شود)دستخوش اوهام مردم نگردد تا بصورت دور نمایی اندازه گیریش نمایند و بیناییها درکش نکند تا پس از بازگرفتن نظر از وی دگرگون شود(باینکه در برابر دیده نباشد) تا پس از بازگرفتن نظر خیالی بیش نباشد خدایی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 141
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه