اَلصَّلاَةُ قُرْبَانُ كُلِّ تَقِيٍّ وَ اَلْحَجُّ جِهَادُ كُلِّ ضَعِيفٍ وَ لِكُلِّ شَيْ ءٍ زَكَاةٌ وَ زَكَاةُ اَلْبَدَنِ اَلصِّيَامُ وَ أَفْضَلُ عَمَلِ اَلْمَرْءِ اِنْتِظَارُهُ فَرَجَ اَللَّهِ وَ اَلدَّاعِي بِلاَ عَمَلٍ كَالرَّامِي بِلاَ وَتَرٍ وَ مَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ جَادَ بِالْعَطِيَّةِ اِسْتَنْزِلُوا اَلرِّزْقَ بِالصَّدَقَةِ وَ حَصِّنُوا أَمْوَالَكُمْ بِالزَّكَاةِ وَ مَا عَالَ اِمْرُؤٌ اِقْتَصَدَ وَ اَلتَّقْدِيرُ نِصْفُ اَلْعَيْشِ وَ اَلتَّوَدُّدُ نِصْفُ اَلْعَقْلِ وَ اَلْهَمُّ نِصْفُ اَلْهَرَمِ وَ قِلَّةُ اَلْعِيَالِ أَحَدُ اَلْيَسَارَيْنِ وَ مَنْ أَحْزَنَ وَالِدَيْهِ عَقَّهُمَا وَ…
نماز وسیله تقرب هر متقی است و حج، جهاد هر ناتوانی است و هر چیزی را زکاتی است و زکات بدن، روزه است و بهترین عمل مرد انتظار فرج از خداست. دعاکننده بی عمل همچون تیرانداز بی زه است. هر که یقین پیدا نمود که پاداش خواهد گرفت، در بخشش جوانمردی کند. روزی را با دادن صدقه فرود آرید. دارایی های خود را با دادن زکات بیمه نمایید. مردی که میانه روی کند، تنگدست نشود. اندازه نگهداشتن نیمی از زندگی است و اظهار دوستی نیمی از عقل است و اندوه خوردن نیمی از پیری است. کم بودن نان خور یکی از دو توانگری است. هر که پدر و مادرش را غمگین سازد نسبت به آنان ناسپاسی کرده است. هر که به هنگام مصیبت بر زانو زند، پاداشش از بین می رود. احسان، احسان به شمار نیاید مگر احسان به خانواده دار یا دیندار باشد. خدا شکیبایی را به قدر…
مَتَاعُ اَلدُّنْيَا حُطَامٌ وَ تُرَاثُهَا كُبَابٌ بُلْغَتُهَا أَفْضَلُ مِنْ أَثَرَتِهَا وَ قُلْعَتُهَا أَرْكَنُ مِنْ طُمَأْنِينَتِهَا حُكِمَ بِالْفَاقَةِ عَلَى مُكْثِرِهَا وَ أُعِينَ بِالرَّاحَةِ مَنْ رَغِبَ عَنْهَا مَنْ رَاقَهُ رُوَاؤُهَا أَعْقَبَتْ نَاظِرَيْهِ كَمَهاً وَ مَنِ اِسْتَشْعَرَ شَغَفَهَا مَلَأَتْ قَلْبَهُ أَشْجَاناً لَهُنَّ رَقْصٌ عَلَى سُوَيْدَاءِ قَلْبِهِ كَرَقِيصِ اَلزُّبْدَةِ عَلَى أَعْرَاضِ اَلْمِدْرَجَةِ هَمٌّ يَحْزُنُهُ وَ هَمٌّ يَشْغَلُهُ كَذَلِكَ حَتَّى يُؤْخَذَ بِكَظَمِهِ وَ يُقْطَعَ أَبْهَرَاهُ وَ يَلْقَى هَاماً لِلْقَضَاءِ طَرِيحاً هَيِّناً عَلَى اَللَّهِ مَدَاهُ وَ…
متاع دنیا همانند گیاهی است خشک و میراث آن مشتی گوسفند و شتر است. به اندک روزی آن خرسند شدن بهتر است از مال اندوزی در آن. دل کندن از آن خوشتر است از دل دادن به آن. هر که مال فراوان اندوخته محکوم به تنگدستی است، هر که از دنیا بی نیازی جسته به آسودگی رسیده و هر که را ظاهر دلفریب آن خیره اش نماید به سزای آن، دیدگانش را ز پی، کوری رسد و هر که به آن دل بندد، دلش را از اندوه لبریز سازد و آن اندوه ها بر صحنه دلش چون کره ای که بر روی ظرف کره گیری بر قصد، به رقص پردازند. غمی مشغولش سازد و اندوهی غمگینش نماید، چنین بود تا آن گاه که راه نفسش بسته شود و شاهرگ حیاتش را ببرند و در گوشه ای افتاده شده که گرفتن جانش بر خداوند آسان بود و چال کردنش در گور بر نیکان سهل. همانا مومن پندگیرانه به دنیا نگرد و از آن…
اِعْلَمُوا عِبَادَ اَللَّهِ أَنَّ اَلتَّقْوَى حِصْنٌ حَصِينٌ وَ اَلْفُجُورَ حِصْنٌ ذَلِيلٌ لاَ يَمْنَعُ أَهْلَهُ وَ لاَ يُحْرِزُ مَنْ لَجَأَ إِلَيْهِ أَلاَ وَ بِالتَّقْوَى تُقْطَعُ حُمَةُ اَلْخَطَايَا وَ بِالصَّبْرِ عَلَى طَاعَةِ اَللَّهِ يُنَالُ ثَوَابُ اَللَّهِ وَ بِالْيَقِينِ تُدْرَكُ اَلْغَايَةُ اَلْقُصْوَى عِبَادَ اَللَّهِ إِنَّ اَللَّهَ لَمْ يَحْظُرْ عَلَى أَوْلِيَائِهِ مَا فِيهِ نَجَاتُهُمْ إِذْ دَلَّهُمْ عَلَيْهِ وَ لَمْ يُقَنِّطْهُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ لِعِصْيَانِهِمْ إِيَّاهُ إِنْ تَابُوا إِلَيْهِ.
ای بندگان خدا بدانید پرهیزگاری دژی است استوار و بزهکاری دژی است سست و نااستوار که ساکنانش را از آسیب نگاهبان نباشد و پناهندگانش را در امان ندارد. بدانید در اثر پرهیزگاری نیش زهرآگین خطاها کنده شود و در پرتو پایداری بر طاعت خداست که به پاداش الهی توان دست یافت و در سایه یقین به آن هدف عالی توان رسید. ای بندگان خدا بدانید که خداوند وسیله نجات را از دوستان خود دریغ نداشته؛ زیرا آنان را به آن راهنمایی نموده و آنها را از رحمت خویش نومید نساخته تا اگر آنان مرتکب گناه شدند به سوی او بازگردند.
أسعَدُ الناسِ مَن عَرَفَ فَضلَنا، وَ تَقَرَّبَ إلی اللّهِ بِنا، وَ أخلَصَ حُبَّنا، وَ عَمِلَ بما إلَیهِ نَدَبنا، وَ انتَهی عَمّا عَنهُ نَهَینا، فذاک مِنّا وَ هُو فِی دَارِ المُقامَةِ مَعَنا
خوش بخت ترینِ مردم کسی است که فضل و مقام ما را بشناسد و به وسیله ما به خدا نزدیک شود و در دوستی ما یکدل و مخلص باشد و به آنچه ما بدان فرا خواندیم عمل کند و از آنچه ما نهی کردیم دست بردارد. چنین کسی از ماست و در سرای ماندگاری (بهشت) با ماست.
أَقِيلُوا ذَوِي اَلْمُرُوءَاتِ عَثَرَاتِهِمْ فَمَا يَعْثُرُ مِنْهُمْ عَاثِرٌ إِلاَّ وَ يَدُ اَللَّهِ تَرْفَعُه
از لغزشهای جوانمردان درگذرید، از اینان کسی نمی لغزد مگر این که دست خدا او را بلند می سازد.
وَ اُنْشُرْ عَلَینَا رَحْمَتَک بِالسَّحَابِ اَلْمُنْبَعِقِ وَ اَلرَّبِیعِ اَلْمُغْدِقِ وَ اَلنَّبَاتِ اَلْمُونِقِ سَحّاً وَ ابِلاً تُحْیی بِهِ مَا قَدْ مَاتَ وَ تَرُدُّ بِهِ مَا قَدْ فَاتَ
خدایا! رحمت خود را با ابر پرباران و بهار پر آب و گیاهان خوش منظر شاداب بر ما نازل فرما، بارانی درشت قطره بر ما فرو فرست که مردگان را زنده و آنچه از دست ما رفته به ما بازگرداند.
خَطَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع خُطْبَةً بَعْدَ اَلْعَصْرِ فَعَجِبَ اَلنَّاسُ مِنْ حُسْنِ صِفَتِهِ وَ مَا ذَكَرَهُ مِنْ تَعْظِيمِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ قَالَ أَبُو إِسْحَاقَ فَقُلْتُ لِلْحَارِثِ أَ وَ مَا حَفِظْتَهَا قَالَ قَدْ كَتَبْتُهَا فَأَمْلاَهَا عَلَيْنَا مِنْ كِتَابِهِ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي لاَ يَمُوتُ وَ لاَ تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ مِنْ إِحْدَاثِ بَدِيعٍ لَمْ يَكُنِ اَلَّذِي لَمْ يَلِدْ فَيَكُونَ فِي اَلْعِزِّ مُشَارَكاً وَ لَمْ يُولَدْ فَيَكُونَ مَوْرُوثاً هَالِكاً وَ لَمْ تَقَعْ عَلَيْهِ اَلْأَوْهَامُ فَتُقَدِّرَهُ شَبَحاً مَاثِلاً وَ لَمْ…
حارث اعور گوید روزی بعد از عصر امیر المومنین(ع)خطبه ای خواند که مردم را از خوشستایی و بزرگداشتش خدای جل جلاله را خوش آمد ابو اسحاق گوید بحارث گفتم آن سخنرانی را حفظ کرده ای؟ گفت آن را نوشته ام، سپس از نوشته خود برای ما املا کرد که: سپاس از آن خدایی که مرگ ندارد و عجایبش پایان نیابد زیرا او هر روز در کار جداگانه ایست و آن ایجاد چیز تازه ایست که سابقه نداشته است، (لعنت خدا بر یهود که گفتند دست خدا بسته است)خدایی که نزاییده تا در عزت شریک داشته باشد و زاییده نشده تا بمیرد وارث گذارد(بحدیث 241 رجوع شود)دستخوش اوهام مردم نگردد تا بصورت دور نمایی اندازه گیریش نمایند و بیناییها درکش نکند تا پس از بازگرفتن نظر از وی دگرگون شود(باینکه در برابر دیده نباشد) تا پس از بازگرفتن نظر خیالی بیش نباشد خدایی…
أَيُّمَا وَالٍ اِحْتَجَبَ عَنْ حَوَائِجِ اَلنَّاسِ اِحْتَجَبَ اَللَّهُ عَنْهُ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ وَ عَنْ حَوَائِجِهِ وَ إِنْ أَخَذَ هَدِيَّةً كَانَ غُلُولاً وَ إِنْ أَخَذَ رِشْوَةً فَهُوَ مُشْرِكٌ.
هر زمامداری که خویش را از رسیدگی به نیازهای مردم به دور دارد خداوند او را در روز رستاخیز از دستیابی به خواسته هایش به دور خواهد داشت و اگر زمامدار هدیه ای بگیرد خیانت نموده و چون رشوه ای بگیرد به خدا شرک ورزیده است.
أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى لاَ يُعَذِّبُ اَلْعَامَّةَ بِذَنْبِ اَلْخَاصَّةِ إِذَا عَمِلَتِ اَلْخَاصَّةُ بِالْمُنْكَرِ سِرّاً مِنْ غَيْرِ أَنْ تَعْلَمَ اَلْعَامَّةُ فَإِذَا عَمِلَتِ اَلْخَاصَّةُ بِالْمُنْكَرِ جِهَاراً فَلَمْ يُعَيِّرْ ذَلِكَ اَلْعَامَّةُ اِسْتَوْجَبَ اَلْفَرِيقَانِ اَلْعُقُوبَةَ مِنَ اَللَّهِ تَعَالَى وَ قَالَ لاَ يَحْضُرَنَّ أَحَدُكُمْ رَجُلاً يَضْرِبُهُ سُلْطَانٌ جَائِرٌ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً وَ لاَ مَقْبُولاً وَ لاَ مَظْلُوماً إِذَا لَمْ يَنْصُرْهُ لِأَنَّ نُصْرَةَ اَلْمُؤْمِنِ فَرِيضَةٌ وَاجِبَةٌ فَإِذَا هُوَ حَضَرَهُ وَ اَلْعَافِيَةُ أَوْسَعُ مَا لَمْ…
امیر مومنان علی علیه السلام فرمود: ای مردم همانا اگر چند تن در نهان و بی آنکه همگان آگاهی یابند بر گناهی دست آلایند خدای فرازمند توده مردم را به خاطر گناه آن چند تن عذاب نکند ولی اگر آشکارا بر گناهی دست یازند و مردم آنان را سرزنش نکنند دو گروه سزاوار کیفر خدای فرازمند گردند. و نیز فرمود: آن هنگام که سلطه گری ستمکار، مردی را از روی ستم و دشمنی بزند و یا بکشد و یا ستمدیده ای را بیازارد اگر نمی خواهید او را یاری رسانید در آنجا حاضر نباشید؛ زیرا به راستی، یاری مومن بر مومن اگر در آنجا حاضر باشد واجب است و عافیت بر شما آسانتر است البته تا آنگاه که تکلیفی بر شما لازم نشده باشد. و نیز فرمود: آن هنگام که در میان بنی اسراییل غفلت و سهل انگاری پدید آمد مرد، برادر ایمانی اش را از گناه باز می داشت و او…
إِنَّ أَعْرَابِيّاً قَامَ يَوْمَ اَلْجَمَلِ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَ تَقُولُ إِنَّ اَللَّهَ وَاحِدٌ قَالَ فَحَمَلَ اَلنَّاسُ عَلَيْهِ وَ قَالُوا يَا أَعْرَابِيُّ أَ مَا تَرَى مَا فِيهِ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ مِنْ تَقَسُّمِ اَلْقَلْبِ فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع دَعُوهُ فَإِنَّ اَلَّذِي يُرِيدُهُ اَلْأَعْرَابِيُّ هُوَ اَلَّذِي نُرِيدُهُ مِنَ اَلْقَوْمِ ثُمَّ قَالَ يَا أَعْرَابِيُّ إِنَّ اَلْقَوْلَ فِي أَنَّ اَللَّهَ وَاحِدٌ عَلَى أَرْبَعَةِ أَقْسَامٍ فَوَجْهَانِ مِنْهَا لاَ يَجُوزَانِ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجْهَانِ يَثْبُتَانِ…
شیخ بزرگوار ابو جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن موسی بن بابویه قمی فقیه مصنف این کتاب گوید: روزی که جنگ جمل بپا بود عربی برخاست و روی بامیر المومنین کرده و گفت: یا امیر المومنین تو قایل به یکتایی خدا هستی؟ مردم-از هر سو بر او تاختند که چه هنگام این سخن بود؟ مگر نه بینی که امیر المومنین پریشان خواطر است امیر المومنین فرمود: دست از او بردارید که خواسته این عرب همان است که ما بر سر آن با این مردم می جنگیم سپس فرمود: ای مرد عرب این گفتار: که خدا یکی است دو صورت اش بر خدا روا نیست و دو دیگر روا است اما آن دو که روا نیست: 1-کسی بگوید خدا یکی است و مقصودش یکی از لحاظ عدد-یک دانه-باشد زیرا آنچه دومی ندارد بشماره نیاید مگر نه بینی آن که گفت: خدا سومی از سه موجود است، کافر شد؟ . 2-کسی بگوید: خدا یکی…
أَحَقُّ اَلنَّاسِ بِالْإِحْسَانِ مَنْ أَحْسَنَ اَللَّهُ إِلَيْهِ وَ بَسَطَ بِالْقُدْرَةِ يَدَيْه
شایسته ترین مردم به نیکی کردن، کسی است که خدا به او نیکی کند و دست او را به توانایی باز کند.
إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ نُورَ مُحَمَّدٍ ص قَبْلَ أَنْ خَلَقَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ اَلْعَرْشَ وَ اَلْكُرْسِيَّ وَ اَللَّوْحَ وَ اَلْقَلَمَ وَ اَلْجَنَّةَ وَ اَلنَّارَ وَ قَبْلَ أَنْ خَلَقَ آدَمَ وَ نُوحاً وَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ مُوسَى وَ عِيسَى وَ دَاوُدَ وَ سُلَيْمَانَ وَ كُلَّ مَنْ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي قَوْلِهِ وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ إِلَى قَوْلِهِ وَ هَدَيْناهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ وَ قَبْلَ أَنْ خَلَقَ اَلْأَنْبِيَاءَ كُلَّهُمْ بِأَرْبَعِمِائَةِ أَلْفٍ وَ أَرْبَعٍ وَ عِشْرِينَ أَلْفَ…
امیر المومنین علیه السلام فرمود: خدای تبارک و تعالی پیش از آنکه آسمانها و زمین و عرش و کرسی و لوح و قلم و بهشت و آتش را بیافریند و پیش از آنکه آدم و نوح و ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و موسی و عیسی و داود و سلیمان و هر کس را که در آیه مبارکه میفرماید(ما بابراهیم، اسحاق و یعقوب را دادیم تا آنجا که فرماید آنان را براه راست رهبری نمودیم)و چهار صد و بیست و چهار هزار سال پیش از آنکه همه پیغمبران را بیافریند نور محمد را آفرید و خدای عز و جل با او دوازده حجاب آفرید حجاب قدره و حجاب عظمت و حجاب منت و حجاب رحمت و حجاب سعادت و حجاب کرامت و حجاب منزلت و حجاب هدایت و حجاب نبوت و حجاب رفعت و حجاب هیبت و حجاب شفاعت. سپس نور محمد را دوازده هزار سال در حجاب قدرت نگاه داشت که همی گفت منزه است پروردگار…