قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره دو حج از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۷۷ حدیث · صفحه ۵ از ۷

بَيْنَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع يَخْطُبُ عَلَى مِنْبَرِ اَلْكُوفَةِ إِذْ قَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ ذِعْلِبٌ ذُو لِسَانٍ بَلِيغٍ فِي اَلْخُطَبِ شُجَاعُ اَلْقَلْبِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ كَيْفَ رَأَيْتَهُ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ لَمْ تَرَهُ اَلْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ اَلْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ اَلْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ اَلْإِيمَانِ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ إِنَّ رَبِّي لَطِيفُ اَللَّطَافَةِ لاَ يُوصَفُ بِاللُّطْفِ عَظِيمُ اَلْعَظَمَةِ لاَ…

امام صادق(ع)فرمود: در آن میان که امیر المومنین(ع)در کوفه بر منبر سخنرانی میفرمود مردیکه نامش ذعلب بود برخاست و او مردی شیوا سخن و قوی القلب بود، پس گفت ای امیر مومنان آیا پروردگار ترا دیده یی؟ امام فرمود: وای بر تو ای ذعلب من پروردگاری که ندیده ام عبادت نکنم عرضکرد ای امیر مومنان، او را چگونه دیده ای؟ فرمود: وای بر تو ای ذعلب دیدگان او را بنگاه چشم نبینند بلکه دلها او را با ایمان حقیقی دریابند: وای بر تو ای ذعلب، پروردگار من لطافتش لطیف است بی لطافت جسمانی(یعنی لطیف بودن خدا لطف خاصی دارد، او جسمی ندارد تا لطیف باشد)عظمتش عظیمست بدون بزرگی جسمانی، بزرگواریش بزرگست بدون بزرگواری انسانی جلالتش جلیل است بدون غلظت و کلفتی پیش از همه چیز است بدون پیشی چیز دیگر بر او: بعد از همه چیز است(همه چیز…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 138

خَطَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع خُطْبَةً بَعْدَ اَلْعَصْرِ فَعَجِبَ اَلنَّاسُ مِنْ حُسْنِ صِفَتِهِ وَ مَا ذَكَرَهُ مِنْ تَعْظِيمِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ قَالَ أَبُو إِسْحَاقَ فَقُلْتُ لِلْحَارِثِ أَ وَ مَا حَفِظْتَهَا قَالَ قَدْ كَتَبْتُهَا فَأَمْلاَهَا عَلَيْنَا مِنْ كِتَابِهِ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي لاَ يَمُوتُ وَ لاَ تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ مِنْ إِحْدَاثِ بَدِيعٍ لَمْ يَكُنِ اَلَّذِي لَمْ يَلِدْ فَيَكُونَ فِي اَلْعِزِّ مُشَارَكاً وَ لَمْ يُولَدْ فَيَكُونَ مَوْرُوثاً هَالِكاً وَ لَمْ تَقَعْ عَلَيْهِ اَلْأَوْهَامُ فَتُقَدِّرَهُ شَبَحاً مَاثِلاً وَ لَمْ…

حارث اعور گوید روزی بعد از عصر امیر المومنین(ع)خطبه ای خواند که مردم را از خوشستایی و بزرگداشتش خدای جل جلاله را خوش آمد ابو اسحاق گوید بحارث گفتم آن سخنرانی را حفظ کرده ای؟ گفت آن را نوشته ام، سپس از نوشته خود برای ما املا کرد که: سپاس از آن خدایی که مرگ ندارد و عجایبش پایان نیابد زیرا او هر روز در کار جداگانه ایست و آن ایجاد چیز تازه ایست که سابقه نداشته است، (لعنت خدا بر یهود که گفتند دست خدا بسته است)خدایی که نزاییده تا در عزت شریک داشته باشد و زاییده نشده تا بمیرد وارث گذارد(بحدیث 241 رجوع شود)دستخوش اوهام مردم نگردد تا بصورت دور نمایی اندازه گیریش نمایند و بیناییها درکش نکند تا پس از بازگرفتن نظر از وی دگرگون شود(باینکه در برابر دیده نباشد) تا پس از بازگرفتن نظر خیالی بیش نباشد خدایی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 141

أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى لاَ يُعَذِّبُ اَلْعَامَّةَ بِذَنْبِ اَلْخَاصَّةِ إِذَا عَمِلَتِ اَلْخَاصَّةُ بِالْمُنْكَرِ سِرّاً مِنْ غَيْرِ أَنْ تَعْلَمَ اَلْعَامَّةُ فَإِذَا عَمِلَتِ اَلْخَاصَّةُ بِالْمُنْكَرِ جِهَاراً فَلَمْ يُعَيِّرْ ذَلِكَ اَلْعَامَّةُ اِسْتَوْجَبَ اَلْفَرِيقَانِ اَلْعُقُوبَةَ مِنَ اَللَّهِ تَعَالَى وَ قَالَ لاَ يَحْضُرَنَّ أَحَدُكُمْ رَجُلاً يَضْرِبُهُ سُلْطَانٌ جَائِرٌ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً وَ لاَ مَقْبُولاً وَ لاَ مَظْلُوماً إِذَا لَمْ يَنْصُرْهُ لِأَنَّ نُصْرَةَ اَلْمُؤْمِنِ فَرِيضَةٌ وَاجِبَةٌ فَإِذَا هُوَ حَضَرَهُ وَ اَلْعَافِيَةُ أَوْسَعُ مَا لَمْ…

امیر مومنان علی علیه السلام فرمود: ای مردم همانا اگر چند تن در نهان و بی آنکه همگان آگاهی یابند بر گناهی دست آلایند خدای فرازمند توده مردم را به خاطر گناه آن چند تن عذاب نکند ولی اگر آشکارا بر گناهی دست یازند و مردم آنان را سرزنش نکنند دو گروه سزاوار کیفر خدای فرازمند گردند. و نیز فرمود: آن هنگام که سلطه گری ستمکار، مردی را از روی ستم و دشمنی بزند و یا بکشد و یا ستمدیده ای را بیازارد اگر نمی خواهید او را یاری رسانید در آنجا حاضر نباشید؛ زیرا به راستی، یاری مومن بر مومن اگر در آنجا حاضر باشد واجب است و عافیت بر شما آسانتر است البته تا آنگاه که تکلیفی بر شما لازم نشده باشد. و نیز فرمود: آن هنگام که در میان بنی اسراییل غفلت و سهل انگاری پدید آمد مرد، برادر ایمانی اش را از گناه باز می داشت و او…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 261

إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ نُورَ مُحَمَّدٍ ص قَبْلَ أَنْ خَلَقَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضَ وَ اَلْعَرْشَ وَ اَلْكُرْسِيَّ وَ اَللَّوْحَ وَ اَلْقَلَمَ وَ اَلْجَنَّةَ وَ اَلنَّارَ وَ قَبْلَ أَنْ خَلَقَ آدَمَ وَ نُوحاً وَ إِبْرَاهِيمَ وَ إِسْمَاعِيلَ وَ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ مُوسَى وَ عِيسَى وَ دَاوُدَ وَ سُلَيْمَانَ وَ كُلَّ مَنْ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي قَوْلِهِ وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ إِلَى قَوْلِهِ وَ هَدَيْناهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ وَ قَبْلَ أَنْ خَلَقَ اَلْأَنْبِيَاءَ كُلَّهُمْ بِأَرْبَعِمِائَةِ أَلْفٍ وَ أَرْبَعٍ وَ عِشْرِينَ أَلْفَ…

امیر المومنین علیه السلام فرمود: خدای تبارک و تعالی پیش از آنکه آسمانها و زمین و عرش و کرسی و لوح و قلم و بهشت و آتش را بیافریند و پیش از آنکه آدم و نوح و ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و موسی و عیسی و داود و سلیمان و هر کس را که در آیه مبارکه میفرماید(ما بابراهیم، اسحاق و یعقوب را دادیم تا آنجا که فرماید آنان را براه راست رهبری نمودیم)و چهار صد و بیست و چهار هزار سال پیش از آنکه همه پیغمبران را بیافریند نور محمد را آفرید و خدای عز و جل با او دوازده حجاب آفرید حجاب قدره و حجاب عظمت و حجاب منت و حجاب رحمت و حجاب سعادت و حجاب کرامت و حجاب منزلت و حجاب هدایت و حجاب نبوت و حجاب رفعت و حجاب هیبت و حجاب شفاعت. سپس نور محمد را دوازده هزار سال در حجاب قدرت نگاه داشت که همی گفت منزه است پروردگار…

الخصال، ج 3، ص 481

سَأَلْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص عَنِ اَلْمُسُوخِ فَقَالَ هُمْ ثَلاَثَةَ عَشَرَ اَلْفِيلُ وَ اَلدُّبُّ وَ اَلْخِنْزِيرُ وَ اَلْقِرْدُ وَ اَلْجِرِّيثُ وَ اَلضَّبُّ وَ اَلْوَطْوَاطُ وَ اَلدُّعْمُوصُ وَ اَلْعَقْرَبُ وَ اَلْعَنْكَبُوتُ وَ اَلْأَرْنَبُ وَ سُهَيْلٌ وَ اَلزُّهَرَةُ فَقِيلَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ مَا كَانَ سَبَبُ مَسْخِهِمْ فَقَالَ أَمَّا اَلْفِيلُ فَكَانَ رَجُلاً لُوطِيّاً لاَ يَدَعُ رَطْباً وَ لاَ يَابِساً وَ أَمَّا اَلدُّبُّ فَكَانَ رَجُلاً مُؤَنَّثاً يَدْعُو اَلرِّجَالَ إِلَى نَفْسِهِ وَ أَمَّا اَلْخَنَازِيرُ فَكَانُوا قَوْماً نَصَارَى سَأَلُوا رَبَّهُمْ إِنْزَالَ اَلْمَائِدَةِ…

امیر المومنین علیه السلام فرماید: از رسول خدا مسخ شده گان را پرسیدم فرمود: آنان سیزده اند: فیل و خرس و خوک و میمون و مار ماهی و سوسمار و شب پره و دعموص و عقرب و عنکبوت و خرگوش و سهیل و زهره عرض شد یا رسول الله سبب مسخ شدن اینان چه بوده؟ فرمود: اما فیل مردی بود که لواط بسیار میکرد و هیچ تر و خشکی را رها نمیکرد. -اما خرس مردی بود که شهوت زنانه در او بود و مردها را برای انجام شهوت جنسی بخود دعوت میکرد. و اما خوکها جمعی از نصاری بودند که از پروردگار خود درخواست نمودند تا مایده آسمانی بر آنان فرو فرستاد و چون فرود آمد در کفر و تکذیبی که داشتند بیشتر پافشاری نمودند. و اما میمونها جمعی بودند که در روز شنبه تعدی کردند. و اما مار ماهی مرد دیوثی بود که مردان را به بستر همسر خود دعوت میکرد. و اما…

الخصال، ج 3، ص 494

يَا عَلِيُّ لَيْسَ عَلَى اَلنِّسَاءِ جُمُعَةٌ وَ لاَ جَمَاعَةٌ وَ لاَ أَذَانٌ وَ لاَ إِقَامَةٌ وَ لاَ عِيَادَةُ مَرِيضٍ وَ لاَ اِتِّبَاعُ جَنَازَةٍ وَ لاَ هَرْوَلَةٌ بَيْنَ اَلصَّفَا وَ اَلْمَرْوَةِ وَ لاَ اِسْتِلاَمُ اَلْحَجَرِ وَ لاَ حَلْقٌ وَ لاَ تَوَلِّي اَلْقَضَاءِ وَ لاَ تُسْتَشَارُ وَ لاَ تَذْبَحُ إِلاَّ عِنْدَ اَلضَّرُورَةِ وَ لاَ تَجْهَرُ بِالتَّلْبِيَةِ وَ لاَ تُقِيمُ عِنْدَ قَبْرٍ وَ لاَ تَسْمَعُ اَلْخُطْبَةَ وَ لاَ تَتَوَلَّى اَلتَّزْوِيجَ وَ لاَ تَخْرُجُ مِنْ بَيْتِ زَوْجِهَا إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَإِنْ خَرَجَتْ بِغَيْرِ إِذْنِهِ لَعَنَهَا اَللَّهُ وَ جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ…

رسول خدا(ص)ضمن وصیتی بامیر المومنین علیه السلام فرمود یا علی زنان را وظیفه نماز جمعه خواندن نیست و نه بنماز جماعت رفتن و نه اذان گفتن و نه اقامه گفتن و نه عیادت بیمار و نه دنبال جنازه رفتن و نه در میان صفا و مروه هروله کردن(دویدن)و نه حجر الاسود را لمس نمودن یا بوسیدن و نه سر تراشیدن و نه منصب قضاوت را متصدی شدن و نباید مورد مشورت قرار بگیرد و سر حیوانی را نباید ببرد مگر در حال ناچاری و لبیک های احرام را نباید بلند بگوید و نباید نزد قبری بایستد و نباید خطبه را بشنود و نه کار ازدواج بدست گیرد و نباید از خانه شوهرش بیرون رود مگر با اجازه شوهر و چنانچه بی اجازه شوهرش بیرون رفت خدا و جبرییل و میکاییل او را لعنت خواهند کرد و نباید از خانه شوهرش چیزی بکسی بدهد مگر با اجازه شوهر و شبی را سر ببالین…

الخصال، ج 3، ص 511

لَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِ أَبِي بَكْرٍ وَ بَيْعَةِ اَلنَّاسِ لَهُ وَ فِعْلِهِمْ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع مَا كَانَ لَمْ يَزَلْ أَبُو بَكْرٍ يُظْهِرُ لَهُ اَلاِنْبِسَاطَ وَ يَرَى مِنْهُ اِنْقِبَاضاً فَكَبُرَ ذَلِكَ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فَأَحَبَّ لِقَاءَهُ وَ اِسْتِخْرَاجَ مَا عِنْدَهُ وَ اَلْمَعْذِرَةَ إِلَيْهِ لِمَا اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَيْهِ وَ تَقْلِيدِهِمْ إِيَّاهُ أَمْرَ اَلْأُمَّةِ وَ قِلَّةِ رَغْبَتِهِ فِي ذَلِكَ وَ زُهْدِهِ فِيهِ أَتَاهُ فِي وَقْتِ غَفْلَةٍ وَ طَلَبَ مِنْهُ اَلْخَلْوَةَ وَ قَالَ لَهُ وَ اَللَّهِ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ مَا كَانَ هَذَا اَلْأَمْرُ مُوَاطَاةً مِنِّي وَ…

امام صادق علیه السلام از پدرش و او از جدش نقل میفرماید: چون در کار ابی بکر و بیعت مردم بر او و کاری که با علی بن ابی طالب کردند آنچه شدنی بود انجام گرفت ابو بکر همواره بعلی علیه السلام روی خوش نشان می داد ولی از علی علیه السلام گرفتگی مشاهده می نمود و این موضوع بر ابی بکر سنگین بود. لذا علاقه پیدا کرد که علی را ملاقات کند و از نظر او اطلاع حاصل نماید و در اینکه مردم جمع شدند و کار امت را بر گردن او انداختند عذر خواهی کند و کم علاقگی و بی اعتنایی خود را بخلافت ابراز نماید. لذا بی خبر بخدمت آن حضرت آمد و اجازه ملاقات خصوصی خواست و پس از شرفیابی عرض کرد یا ابا الحسن بخدا قسم که برای این کارها از طرف من زمینه سازی نشده بود و من بکاری که گرفتار آن شدم مایل نبودم و حرصی بآن نداشتم -و اطمینانی بخود…

الخصال، ج 3، ص 548

كُنْتُ فِي اَلْبَيْتِ يَوْمَ اَلشُّورَى فَسَمِعْتُ عَلِيّاً ع وَ هُوَ يَقُولُ اِسْتَخْلَفَ اَلنَّاسُ أَبَا بَكْرٍ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ وَ اِسْتَخْلَفَ أَبُو بَكْرٍ عُمَرَ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ إِلاَّ أَنَّ عُمَرَ جَعَلَنِي مَعَ خَمْسَةَ نَفَرٍ أَنَا سَادِسُهُمْ لاَ يُعْرَفُ لَهُمْ عَلَيَّ فَضْلٌ وَ لَوْ أَشَاءُ لاَحْتَجَجْتُ عَلَيْهِمْ بِمَا لاَ يَسْتَطِيعُ عَرَبِيُّهُمْ وَ لاَ عَجَمِيُّهُمْ اَلْمُعَاهَدُ مِنْهُمْ وَ اَلْمُشْرِكُ تَغْيِيرَ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ أَيُّهَا اَلنَّفَرُ هَلْ…

عامر بن واثله گوید: روزی که شوری برقرار بود من در همان خانه(محل شوری)بودم شنیدم که علی(ع)میفرمود: مردم ابو بکر را خلیفه نمودند و بخدا قسم من شایسته تر و سزاوارتر بودم بخلافت از او و عمر را ابو بکر خلیفه خود نمود و بخدا قسم که من شایسته تر و سزاوارتر باین کار بودم تا او(و اکنون که عمر از دنیا رفته است)مرا با پنج نفر دیگر که من ششمین نفر آنان میباشم کاندید خلافت نموده است که هیچ فضیلتی آنان را بر من نیست و اگر بخواهم آن چنان احتجاج بر آنان کنم که عرب و عجم و معاهد و مشرک نتوانند تغییرش دهند سپس فرمود: شما را بخدا ای چند نفر(مقصود اصحاب شوری است). -آیا در میان شما کسی هست که پیش از من خدا را بیکتایی پذیرفته باشد؟ گفتند بخدا که نه فرمود شما را بخدا آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا باو گفته…

الخصال، ج 3، ص 553

لَقَدْ عَلِمَ اَلْمُسْتَحْفَظُونَ مِنْ أَصْحَابِ اَلنَّبِيِّ مُحَمَّدٍ ص أَنَّهُ لَيْسَ فِيهِمْ رَجُلٌ لَهُ مَنْقَبَةٌ إِلاَّ وَ قَدْ شَرِكْتُهُ فِيهَا وَ فَضَلْتُهُ وَ لِي سَبْعُونَ مَنْقَبَةً لَمْ يَشْرَكْنِي فِيهَا أَحَدٌ مِنْهُمْ قُلْتُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَأَخْبِرْنِي بِهِنَّ فَقَالَ ع إِنَّ أَوَّلَ مَنْقَبَةٍ لِي أَنِّي لَمْ أُشْرِكْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ وَ لَمْ أَعْبُدِ اَللاَّتَ وَ اَلْعُزَّى وَ اَلثَّانِيَةُ أَنِّي لَمْ أَشْرَبِ اَلْخَمْرَ قَطُّ وَ اَلثَّالِثَةُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص اِسْتَوْهَبَنِي عَنْ أَبِي فِي صِبَائِي وَ كُنْتُ أَكِيلَهُ وَ شَرِيبَهُ وَ…

مکحول گوید: امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود: از اصحاب پیغمبر آنان که مطالب را نیکو بخاطر میسپارند میدانند که در میان آنان کسی نیست که دارای منقبتی باشد مگر اینکه من شریک او بوده ام و بر او برتری داشتم ولی هفتاد منقبت مرا است که هیچ یک از آنان را در آن شرکتی نیست. عرض کردم یا امیر المومنین مرا از آن منقبت ها آگاه گردان فرمود: نخستین منقبت که مرا است اینست که یک چشم بهم زدن برای خدا شریک نگرفتم و لات و عزا را نپرستیده ام. دوم اینکه هرگز می نیاشامیده ام. سوم اینکه رسول خدا مرا در کودکی از دامان پدرم برگرفت و من شریک نان و آب آن حضرت و مونس و هم صحبتش بودم. -چهارم اینکه من نخستین کسی هستم که ایمان آوردم و اسلام قبول کردم. پنجم اینکه رسول خدا به من فرمود یا علی تو از من بجای هارون…

الخصال، ج 3، ص 572

أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَالَ ع إِنَّ اَلْحِجَامَةَ تُصَحِّحُ اَلْبَدَنَ وَ تَشُدُّ اَلْعَقْلَ وَ اَلطِّيبَ فِي اَلشَّارِبِ مِنْ أَخْلاَقِ اَلنَّبِيِّ ص وَ كَرَامَةَ اَلْكَاتِبِينَ وَ اَلسِّوَاكَ مِنْ مَرْضَاةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ اَلنَّبِيِّ ص وَ مَطْيَبَةٌ لِلْفَمِ وَ اَلدُّهْنَ يُلَيِّنُ اَلْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي اَلدِّمَاغِ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ اَلْمَاءِ وَ يَذْهَبُ بِالْقَشَفِ وَ يُسْفِرُ اَللَّوْنَ وَ غَسْلَ اَلرَّأْسِ يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ…

امام صادق از پدرانش نقل میفرماید که امیر المومنین علیه السلام بیاران خود در یک مجلس چهار صد باب از چیزهایی که دین و دنیای مسلمان را اصلاح میکند بیاموخت و فرمود: حجامت کردن بدن را سلامت و پای عقل را محکم میکند. بشارب عطر زدن از اخلاق پیغمبر ما و باعث احترام در نزد فرشتگان نویسنده اعمال است. مسواک کردن از کارهایی است که باعث رضای خدای عز و جل و سنت پیغمبر است و دهن را پاکیزه میکند. روغن مالیدن پوست بدن را نرم و مغز آدمی را زیاد نموده و مجاری آب را در بدن آسان میکند و خشکی پوست را از بین میبرد و رنگ را روشن میسازد. شستن سر چرک را میبرد و شوره سر را میزداید. آب در دهان گرداندن و در بینی کشیدن سنت است و پاک کننده دهان و بینی است. -انفیه در بینی کردن سر را سلامت نموده و بدن را پاکیزه میکند و هر…

الخصال، ج 3، ص 610

أَتَى رَأْسُ اَلْيَهُودِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ عَنْ وَقْعَةِ اَلنَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي مَسْجِدِ اَلْكُوفَةِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ يَا أَخَا اَلْيَهُودِ قَالَ إِنَّا نَجِدُ فِي اَلْكِتَابِ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا بَعَثَ نَبِيّاً أَوْحَى إِلَيْهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ مَنْ يَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْ يَعْهَدَ إِلَيْهِمْ فِيهِ عَهْداً يَحْتَذِي عَلَيْهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ فِي…

امام باقر(ع)فرمود: چون امیر المومنین از جنگ نهروان بازگشت در مسجد کوفه نشسته بود که رییس یهودیان بحضورش آمد و عرض کرد یا امیر المومنین خبرهایی را میخواهم از شما بپرسم که جز پیغمبر و یا وصی پیغمبر کسی نتواند پاسخ آنها را بدهد حال چنانچه اجازه میفرمایید بپرسم و گر نه صرف نظر نمایم. فرمود: برادر یهودی هر چه میخواهی بپرس عرض کرد: ما در کتاب خود چنین یافته ایم که خدای عز و جل چون پیغمبری برانگیزد باو وحی میفرماید که از میان افراد خاندان خود کسی را که بتواند پس از وی کار امت را بدست گیرد اختیار کند و از امت خود عهد و پیمان بگیرد که پس از او بر سر پیمان باشند و طبق عهدی که بسته اند رفتار کنند و خدای عز و جل جانشینان پیغمبر را در زمان حیات پیغمبران آزمایش میفرماید و پس از وفات پیغمبران نیز آزمایش…

الخصال، ج 3، ص 364

تَوَقَّوُا اَلْحِجَامَةَ يَوْمَ اَلْأَرْبِعَاءِ وَ اَلنُّورَةَ فَإِنَّ يَوْمَ اَلْأَرْبِعَاءِ يَوْمُ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ وَ فِيهِ خُلِقَتْ جَهَنَّمُ .

امیر المومنین(ع)فرمود: از حجامت کردن و نوره کشیدن روز چهارشنبه خودداری کنید که روز چهارشنبه روز نحس پایداری است و دوزخ در آن روز آفریده شده است.

الخصال، ج 3، ص 387
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه