قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره علی علیه السلام در کلام خدا از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

أَتَى رَأْسُ اَلْيَهُودِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ عَنْ وَقْعَةِ اَلنَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي مَسْجِدِ اَلْكُوفَةِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ يَا أَخَا اَلْيَهُودِ قَالَ إِنَّا نَجِدُ فِي اَلْكِتَابِ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا بَعَثَ نَبِيّاً أَوْحَى إِلَيْهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ مَنْ يَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْ يَعْهَدَ إِلَيْهِمْ فِيهِ عَهْداً يَحْتَذِي عَلَيْهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ فِي…

امام باقر(ع)فرمود: چون امیر المومنین از جنگ نهروان بازگشت در مسجد کوفه نشسته بود که رییس یهودیان بحضورش آمد و عرض کرد یا امیر المومنین خبرهایی را میخواهم از شما بپرسم که جز پیغمبر و یا وصی پیغمبر کسی نتواند پاسخ آنها را بدهد حال چنانچه اجازه میفرمایید بپرسم و گر نه صرف نظر نمایم. فرمود: برادر یهودی هر چه میخواهی بپرس عرض کرد: ما در کتاب خود چنین یافته ایم که خدای عز و جل چون پیغمبری برانگیزد باو وحی میفرماید که از میان افراد خاندان خود کسی را که بتواند پس از وی کار امت را بدست گیرد اختیار کند و از امت خود عهد و پیمان بگیرد که پس از او بر سر پیمان باشند و طبق عهدی که بسته اند رفتار کنند و خدای عز و جل جانشینان پیغمبر را در زمان حیات پیغمبران آزمایش میفرماید و پس از وفات پیغمبران نیز آزمایش…

الخصال، ج 3، ص 364

سُئِلَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَنْ قُدْرَةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ جَلَّتْ عَظَمَتُهُ فَقَامَ خَطِيباً فَحَمِدَ اَللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مَلاَئِكَةً لَوْ أَنَّ مَلَكاً مِنْهُمْ هَبَطَ إِلَى اَلْأَرْضِ مَا وَسِعَتْهُ لِعِظَمِ خَلْقِهِ وَ كَثْرَةِ أَجْنِحَتِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ لَوْ كُلِّفَتِ اَلْجِنُّ وَ اَلْإِنْسُ عَلَى أَنْ يَصِفُوهُ مَا وَصَفُوهُ لِبُعْدِ مَا بَيْنَ مَفَاصِلِهِ وَ حُسْنِ تَرْكِيبِ صُورَتِهِ وَ كَيْفَ يُوصَفُ مِنْ مَلاَئِكَتِهِ مِنْ سَبْعِمِائَةِ عَامٍ مَا بَيْنَ مَنْكِبَيْهِ وَ شَحْمَةِ أُذُنَيْهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ…

زید بن وهب گوید: از امیر المومنین علیه السلام سوال شد که در باره توانایی خداوند عز و جل(که عظمتش پرشکوهتر باد)بیانی بفرمایند حضرت بسخن رانی ایستاد و خدای را سپاس گفت و او را ستایش کرد سپس فرمود: خدای تبارک و تعالی را فرشتگانی است که اگر فرشته ای از آنان بزمین فرود آید زمین گنجایش او را ندارد که مخلوقی است بس بزرگ و پر بال و پر و بعضی از آن فرشتگان را اگر به جن و انس تکلیف کنند تا بتوصیفش پردازند نتوانند از بس بزرگ اندام و خوش ترکیب است و چگونه توصیف توان کرد از فرشتگان فرشته ای را که فاصله میان دو شانه او و نرمی دو گوشش هفتصد سال راه است و از فرشتگان هستند که نه با اندام بزرگش بلکه با یک بال از بالهایش همه افق را میپوشاند و بعضی از آنان چنان است که آسمانها تا بالای ران او است و بعضی از آنان…

الخصال، ج 3، ص 400

بَيْنَمَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فِي اَلرَّحْبَةِ وَ اَلنَّاسُ عَلَيْهِ مُتَرَاكِمُونَ فَمِنْ بَيْنِ مُسْتَفْتٍ وَ مِنْ بَيْنِ مُسْتَعْدٍ إِذْ قَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ فَنَظَرَ إِلَيْهِ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع بِعَيْنَيْهِ هَاتَيْكَ اَلْعَظِيمَتَيْنِ ثُمَّ قَالَ وَ عَلَيْكَ اَلسَّلاَمُ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ مَنْ أَنْتَ فَقَالَ أَنَا رَجُلٌ مِنْ رَعِيَّتِكَ وَ أَهْلِ بِلاَدِكَ قَالَ مَا أَنْتَ مِنْ رَعِيَّتِي وَ أَهْلِ بِلاَدِي وَ لَوْ سَلَّمْتَ عَلَيَّ يَوْماً وَاحِداً مَا خَفِيتَ…

امام باقر(ع)فرمود: در آن میان که امیر المومنین در رحبه بود و مردم گرداگرد او را گرفته بودند بعضی فتوی می پرسید و بعضی دادرسی میخواست مردی برخاست و عرض کرد سلام بر تو ای امیر المومنین و رحمت و برکات خدا بر تو باد امیر المومنین با همان دو چشمان درشت اش نگاهی باو کرد و سپس فرمود: و علیک السلام و رحمه الله و برکاته تو کیستی؟ عرض کرد من مردی از رعیت و افراد کشور تو هستم فرمود: تو از رعیت من و افراد کشور من نیستی، که اگر یک روز هم بمن سلام داده بودی از نظر من پنهان نمیماند عرض کرد یا امیر المومنین از حضرتت خواستار امانم امیر المومنین فرمود: مگر از هنگامی که باین شهر آمده ای کار تازه ای انجام داده ای؟ عرض کرد نه، فرمود: شاید از افرادی هستی که با ما سر جنگ دارند عرض کرد: بلی: فرمود: آنگاه که آتش جنگ…

الخصال، ج 3، ص 440

وَ مِنْ كِتَابِ اَلزُّهْدِ عَنْ أَهْلِ اَلْبَيْتِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ عَنْ زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ اَلْكَلاَمُ ثَلاَثَةٌ فَرَابِحٌ وَ سَالِمٌ وَ شَاجِبٌ فَأَمَّا اَلرَّابِحُ اَلَّذِي يَذْكُرُ اَللَّهَ وَ أَمَّا اَلسَّالِمُ فَالسَّاكِتُ وَ أَمَّا اَلشَّاجِبُ فَالَّذِي يَخُوضُ فِي اَلْبَاطِلِ.

حضرت علی علیه السّلام از قول پیغمبر اکرم صلّی اللّٰه علیه و آله نقل می کند که فرمود:سخن بر سه نحوه است: رابح، سالم، شاجب، اما رابح آن سخنی است که ذکر خدا باشد، اما سالم همان سکوت است، و اما شاجب آن است که انسان را در باطل افکند.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 103

أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع تَكَلَّمَ بِهَذَا اَلْكَلاَمِ وَ حُفِظَ عَنْهُ وَ خَطَبَ بِهِ عَلَى مِنْبَرِ اَلْكُوفَةِ اَللَّهُمَّ إِنَّهُ لاَ بُدَّ لَكَ مِنْ حُجَجٍ فِي أَرْضِكَ حُجَّةٍ بَعْدَ حُجَّةٍ عَلَى خَلْقِكَ يَهْدُونَهُمْ إِلَى دِينِكَ وَ يُعَلِّمُونَهُمْ عِلْمَكَ كَيْلاَ يَتَفَرَّقَ أَتْبَاعُ أَوْلِيَائِكَ ظَاهِرٍ غَيْرِ مُطَاعٍ أَوْ مُكْتَتَمٍ يُتَرَقَّبُ إِنْ غَابَ عَنِ اَلنَّاسِ شَخْصُهُمْ فِي حَالِ هُدْنَتِهِمْ فَلَمْ يَغِبْ عَنْهُمْ قَدِيمُ مَبْثُوثِ عِلْمِهِمْ وَ آدَابُهُمْ فِي قُلُوبِ اَلْمُؤْمِنِينَ مُثْبَتَةٌ فَهُمْ بِهَا عَامِلُونَ وَ يَقُولُ ع فِي هَذِهِ اَلْخُطْبَةِ فِي…

یکی از اصحاب امیر المومنین علیه السلام که مورد اطمینانست گوید: این سخن را امیر المومنین علیه السلام روی منبر مسجد کوفه فرموده و از او بیاد مانده است: بار خدایا همانا ناچار حجتهایی از جانب تو روی زمینت لازمست، که یکی پس از دیگری برای(راهنمایی)خلقت بیایند و ایشان را بدینت رهبری کنند و علم ترا بآنها بیاموزند، تا پیروان اولیا تو پراکنده نشوند. آن حجت یا ظاهر است و فرمانروایی نمیکند فرمانش نمیبرند و یا پنهانست و انتظارش را میکشند، اگر در حال صلح(متارکه جنگ میان مسلمین و کفار)پیکر و شخص آن حجج از مردم نهان باشد، دانش دیرین و ثابت منتشر ایشان از مردم نهان نیست، و آدابشان در دلهای مومنین پا برجاست و طبق آن عمل کنند. و در جای دیگر از همین خطبه میفرماید: ولی این(عمل بآداب ایشان)در چه کسانست (یعنی چقدر…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 339

بَعَثَ طَلْحَةُ وَ اَلزُّبَيْرُ رَجُلاً مِنْ عَبْدِ اَلْقَيْسِ يُقَالُ لَهُ خِدَاشٌ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ص وَ قَالاَ لَهُ إِنَّا نَبْعَثُكَ إِلَى رَجُلٍ طَالَ مَا كُنَّا نَعْرِفُهُ وَ أَهْلَ بَيْتِهِ بِالسِّحْرِ وَ اَلْكِهَانَةِ وَ أَنْتَ أَوْثَقُ مَنْ بِحَضْرَتِنَا مِنْ أَنْفُسِنَا مِنْ أَنْ تَمْتَنِعَ مِنْ ذَلِكَ وَ أَنْ تُحَاجَّهُ لَنَا حَتَّى تَقِفَهُ عَلَى أَمْرٍ مَعْلُومٍ وَ اِعْلَمْ أَنَّهُ أَعْظَمُ اَلنَّاسِ دَعْوَى فَلاَ يَكْسِرَنَّكَ ذَلِكَ عَنْهُ وَ مِنَ اَلْأَبْوَابِ اَلَّتِي يَخْدَعُ اَلنَّاسَ بِهَا اَلطَّعَامُ وَ اَلشَّرَابُ وَ اَلْعَسَلُ وَ اَلدُّهْنُ وَ أَنْ يُخَالِيَ…

امام صادق علیه السلام فرمود: طلحه و زبیر مردی از طایفه عبد القیس را که خداش(بر وزن کتاب)نام داشت خدمت امیر المومنین صلوات الله علیه فرستادند و باو گفتند: ما ترا بسوی مردی میفرستیم که خود او و خاندانش را از دیر زمان بجادوگری و غیب گویی میشناسیم و در میان اطرافیان ما، تو از خود ما هم بیشتر مورد اعتمادی که آن را از او نپذیری و با او مخاصمه کنی تا حقیقت امر بر تو معلوم گردد تا حق را باو بفهمانی و بدان که ادعای او از همه مردم بیشتر است، مبادا ادعای او بتو شکستی وارد کند. و از جمله راههایی که مردم را با آن گول میزند، آوردن خوردنی و نوشیدنی و عسل و روغن و خلوت کردن با مردمست، پس طعامش را نخور و شرابش را میاشام و بعسل و روغنش دست نزن و با او در خلوت منشین، از همه اینها برحذر باش و بیاری خدا حرکت کن…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 343

أَمَّا بَعْدُ یَا ابْنَ حُنَیْفٍ فَقَدْ بَلَغَنِی أَنَّ رَجُلًا مِنْ فِتْیَةِ أَهْلِ الْبَصْرَةِ دَعَاکَ إِلَی مَأْدُبَةٍ فَأَسْرَعْتَ إِلَیْهَا تُسْتَطَابُ لَکَ الْأَلْوَانُ وَ تُنْقَلُ إِلَیْکَ الْجِفَانُ وَ مَا ظَنَنْتُ أَنَّکَ تُجِیبُ إِلَی طَعَامِ قَوْمٍ عَائِلُهُمْ مَجْفُوٌّ وَ غَنِیُّهُمْ مَدْعُوٌّ فَانْظُرْ إِلَی مَا تَقْضَمُهُ مِنْ هَذَا الْمَقْضَمِ فَمَا اشْتَبَهَ عَلَیْکَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ وَ مَا أَیْقَنْتَ بِطِیبِ وُجُوهِهِ فَنَلْ مِنْهُ أَلَا وَ إِنَّ لِکُلِّ مَأْمُومٍ إِمَاماً یَقْتَدِی بِهِ وَ یَسْتَضِی ءُ بِنُورِ عِلْمِهِ أَلَا وَ إِنَّ إِمَامَکُمْ قَدِ اکْتَفَی مِنْ…

امام علی علیه السلام در نامه تاریخی به عثمان بن حنیف انصاری، فرماندار بصره، وقتی به حضرت خبر رسید او را به مهمانی خاصی دعوت کرده اند و او به آنجا رفته چنین نوشت: اما بعد، ای پسر حنیف، به من خبر رسیده که مردی از جوانان اهل بصره تو را به مهمانی خوانده و تو هم به آن مهمانی شتافته ای، با غذاهای رنگارنگ، و ظرف هایی پر از طعام که به سویت آورده می شده پذیراییت کرده اند، خیال نمی کردم مهمان شدن به سفره قومی را قبول کنی که محتاجشان را به جفا می رانند، و توانگرشان را به مهمانی می خوانند به لقمه ای که بر آن دندان می گذاری دقت کن، لقمه ای را که حلال و حرامش بر تو روشن نیست بیرون افکن، و آنچه را می دانی از راه های حلال به دست آمده بخور. معلومت باد که هر مأمومی را امامی است که به او اقتدا می کند، و از نور…

نهج البلاغه، نامه ۴۵

قَالَ الامامُ عَلِی علیه السلام: «مَا خَلَقَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ شَیئاً أحْسَنَ مِنَ الکلَامِ وَ لَاأقْبَحَ مِنْهُ بِالْکلَامِ ابْیضَّتِ الوُجُوهُ وَ بِالْکلَامِ اسْوَدَّتِ الوُجُوهُ... فَإنَّ اللِّسَانَ کلْبٌ عَقُورٌ فَإنْ أنْتَ خَلَّیتَهُ عَقَرَ وَ رُبَّ کلِمَةٍ سَلَبَتْ نِعْمَةً»

حضرت علی علیه السلام (در وصیتش به محمّد بن حنفیه) می فرماید: خداوند مخلوقی را بهتر از کلام و مخلوقی را بدتر از کلام نیافریده است، رو سفیدی و روسیاهی به سبب کلام است و همانا زبان مانند سگ درنده ای است که اگر رها شود، می درد و چه بسا کلامی که نعمت را سلب می کند.

  1. وسائل الشیعه، ج 8، ص 535.
آیت الله مکارم شیرازی؛ مشکات هدایت، ص: 147
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه