لاَ تَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُو اَلْآخِرَةَ بِغَيْرِ عَمَلٍ وَ يَرْجُو اَلتَّوْبَةَ بِطُولِ اَلْأَمَلِ يَقُولُ فِي اَلدُّنْيَا قَوْلَ اَلزَّاهِدِينَ وَ يَعْمَلُ فِيهَا عَمَلَ اَلرَّاغِبِينَ إِنْ أُعْطِيَ مِنْهَا لَمْ يَشْبَعْ وَ إِنْ مُنِعَ لَمْ يَقْنَعْ يَعْجِزُ عَنْ شُكْرِ مَا أُوتِيَ وَ يَبْتَغِي اَلزِّيَادَةَ فِيمَا بَقِيَ يَنْهَى اَلنَّاسَ وَ لاَ يَنْتَهِي وَ يَأْمُرُ اَلنَّاسَ مَا لاَ يَأْتِي يُحِبُّ اَلصَّالِحِينَ وَ لاَ يَعْمَلُ بِأَعْمَالِهِمْ وَ يُبْغِضُ اَلْمُسِيئِينَ وَ هُوَ مِنْهُمْ وَ يَكْرَهُ اَلْمَوْتَ لِكَثْرَةِ سَيِّئَاتِهِ وَ لاَ يَدَعُهَا فِي حَيَاتِهِ يَقُولُ كَمْ أَعْمَلُ…
پند و اندرز امیر المومنین علی علیه السلام و توصیف مقصران -از آنان مباش بی آن که کاری سازد به آخرت امید می بندد و با آرزوی دراز امید توبه دارد. در باره دنیا چون زاهدان سخن گوید ولی در عمل چون دنیا پرستان رفتار نماید. هر چه از دنیا بهره اش دهند، سیر نشود و اگر بی بهره اش دارند، قناعت پیشه نسازد. از سپاس نعمتی که به او ارزانی داشته اند، درمانده است، باز هم، خواهان فزونی آن است. مردم را از کار بد باز می دارد و خود از کار بد باز نمی ایستد. از دیگران انجام کارهایی را می خواهد که خود آنها را انجام نمی دهد. نیکان را دوست می دارد ولی راه و روش آنان را در پیش نمی گیرد. گناهکاران را دشمن می دارد ولی خود یکی از آنان به شمار می آید. از فزونی گناهانش مرگ را خوش ندارد ولی باز هم، در انجام دادن گناهان اصرار…
إِنَّ اَلْمُتَّقِينَ فِي اَلدُّنْيَا هُمْ أَهْلُ اَلْفَضَائِلِ مَنْطِقُهُمُ اَلصَّوَابُ وَ مَلْبَسُهُمُ اَلاِقْتِصَادُ وَ مَشْيُهُمُ اَلتَّوَاضُعُ خَضَعُوا لِلَّهِ بِالطَّاعَةِ غَاضِّينَ أَبْصَارَهُمْ عَمَّا حَرَّمَ اَللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ وَاقِفِينَ أَسْمَاعَهُمْ عَلَى اَلْعِلْمِ نَزَلَتْ مِنْهُمْ أَنْفُسُهُمْ فِي اَلْبَلاَءِ كَالَّذِي نَزَلَتْ فِي اَلرَّخَاءِ رِضاً بِالْقَضَاءِ لَوْ لاَ اَلْآجَالُ اَلَّتِي كَتَبَ اَللَّهُ لَهُمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً إِلَى اَلثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ اَلْعِقَابِ عَظُمَ اَلْخَالِقُ فِي أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ…
اوصاف تقواپیشگان از دیدگاه امیر المومنین علی علیه السلام معروف به خطبه همام -پس از حمد و ستایش خداوند، امیر المومنین علی علیه السلام فرمود: همانا تقوا پیشگان در این جهان، همان دارندگان این ویژگیهای برجسته اند: گفتارشان راست و پوشاکشان مناسب و صرفجوی آمیز و رفتارشان فروتنی است. در برابر فرمان الهی سر تسلیم فرود آورده و از هر چه خداوند-عزیز و جلیل-بر آنان حرام کرده، چشم پوشیده اند. گوش به دانش مفید فرا داشته اند. در حال گرفتاری و بلا چنان به قضای الهی دلشاد و خشنودند که در حال آسودگی و خوشی همان طورند. اگر نبود مدت عمری که خداوند برای آنان نگاشته، از فرط شوق ثواب و بیم عقاب، جانهایشان یک چشم به هم زدن در تن هایشان درنگ نمی کرد. تنها آفریدگار در دل ایشان بزرگ است به این سبب هر چه جز اوست، در…
يَا كُمَيْلُ سَمِّ كُلَّ يَوْمٍ بِاسْمِ اَللَّهِ وَ قُلْ ;لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ; وَ تَوَكَّلْ عَلَى اَللَّهِ وَ اُذْكُرْنَا وَ سَمِّ بِأَسْمَائِنَا وَ صَلِّ عَلَيْنَا وَ أَدِرْ بِذَلِكَ عَلَى نَفْسِكَ وَ مَا تَحُوطُهُ عِنَايَتُكَ تُكْفَ شَرَّ ذَلِكَ اَلْيَوْمِ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ يَا كُمَيْلُ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص أَدَّبَهُ اَللَّهُ وَ هُوَ ع أَدَّبَنِي وَ أَنَا أُؤَدِّبُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ أُوَرِّثُ اَلْآدَابَ اَلْمُكْرَمِينَ يَا كُمَيْلُ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَ أَنَا أَفْتَحُهُ وَ مَا مِنَ سِرٍّ إِلاَّ وَ اَلْقَائِمُ ع يَخْتِمُهُ يَا كُمَيْلُ ذُرِّيَّةً بَعْضُها…
خلاصه سفارش امیر المومنین علی علیه السلام به کمیل -ای کمیل هر روز را به نام خدا آغاز نما و نامش را بر زبان جاری ساز و بگو: «لا حول و لا قوه الا بالله»و بر خدا توکل کن و از ما یاد نما و اسم های ما را ذکر کن و بر ما درود فرست و آن را بر خود و هر چه مورد عنایت توست بچرخان تا از شر آن روز در امان باشی ان شا الله. ای کمیل همانا خداوند، رسول الله صلی الله علیه و آله را تربیت کرد و پیامبر نیز به تربیت من پرداخت و من هم مومنان را تربیت کنم و آداب زندگی را برای مردم گرامی به ارث گذارم. هیچ دانشی نیست مگر آن که من آن را افتتاح نمایم و هیچ رازی نیست مگر آن که امام قایم علیه السلام با پرده برداری آن را به پایان رساند. -ای کمیل عترت پیامبر خاندانی هستند که از یک دیگرند و خدا شنوا و داناست. ای کمیل مطالب…
لَمَّا رَأَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَصْحَابِهِ بِصِفِّينَ مَا يَفْعَلُهُ مُعَاوِيَةُ بِمَنِ اِنْقَطَعَ إِلَيْهِ وَ بَذْلَهُ لَهُمُ اَلْأَمْوَالَ وَ اَلنَّاسُ أَصْحَابُ دُنْيَا قَالُوا لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع أَعْطِ هَذَا اَلْمَالَ وَ فَضِّلِ اَلْأَشْرَافَ وَ مَنْ تَخَوَّفُ خِلاَفَهُ وَ فِرَاقَهُ حَتَّى إِذَا اِسْتَتَبَّ لَكَ مَا تُرِيدُ عُدْتَ إِلَى أَحْسَنِ مَا كُنْتَ عَلَيْهِ مِنَ اَلْعَدْلِ فِي اَلرَّعِيَّةِ وَ اَلْقَسْمِ بِالسَّوِيَّةِ فَقَالَ أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ اَلنَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِيمَنْ وُلِّيتُ عَلَيْهِ مِنْ أَهْلِ اَلْإِسْلاَمِ وَ اَللَّهِ لاَ أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ بِهِ…
و خشنود به قضای او شوید و بر بلای او شکیبایی نمایید. اما این درآمد بیت المال برای همه است و کسی را بر کسی در آن امتیاز و رجحانی نیست. خداوند عز و جل قسمت هر کس را معین کرده؛ آن مال خداست و شما بندگان مسلمان خدایید و این هم قرآن خداست که به آن اعتراف داریم و بر حقانیت آن گواهیم و بر آن سر تسلیم فرود آوردیم و این عهد پیامبر ماست که در برابر ماست. خدایتان رحمت کناد آن را بپذیرد و هر که آن را نپسندد هر طور خواهد روی برگرداند؛ زیرا هر کس عامل طاعت الهی گردد و به حکم الهی حکمرانی نماید هراسی ندارد. آنانند که«هرگز بیمناک و اندوهگین نخواهند شد» سوره بقره ، آیه 38 و «آنانند که رستگارانند» سوره بقره ، آیه 5 . از خداوند و پروردگار و معبودمان خواستاریم که ما و شما را لایق طاعت خود سازد و ما و شما را به…
بَيْنَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع يَخْطُبُ عَلَى مِنْبَرِ اَلْكُوفَةِ إِذْ قَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ يُقَالُ لَهُ ذِعْلِبٌ ذُو لِسَانٍ بَلِيغٍ فِي اَلْخُطَبِ شُجَاعُ اَلْقَلْبِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ هَلْ رَأَيْتَ رَبَّكَ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ مَا كُنْتُ أَعْبُدُ رَبّاً لَمْ أَرَهُ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ كَيْفَ رَأَيْتَهُ قَالَ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ لَمْ تَرَهُ اَلْعُيُونُ بِمُشَاهَدَةِ اَلْأَبْصَارِ وَ لَكِنْ رَأَتْهُ اَلْقُلُوبُ بِحَقَائِقِ اَلْإِيمَانِ وَيْلَكَ يَا ذِعْلِبُ إِنَّ رَبِّي لَطِيفُ اَللَّطَافَةِ لاَ يُوصَفُ بِاللُّطْفِ عَظِيمُ اَلْعَظَمَةِ لاَ…
امام صادق(ع)فرمود: در آن میان که امیر المومنین(ع)در کوفه بر منبر سخنرانی میفرمود مردیکه نامش ذعلب بود برخاست و او مردی شیوا سخن و قوی القلب بود، پس گفت ای امیر مومنان آیا پروردگار ترا دیده یی؟ امام فرمود: وای بر تو ای ذعلب من پروردگاری که ندیده ام عبادت نکنم عرضکرد ای امیر مومنان، او را چگونه دیده ای؟ فرمود: وای بر تو ای ذعلب دیدگان او را بنگاه چشم نبینند بلکه دلها او را با ایمان حقیقی دریابند: وای بر تو ای ذعلب، پروردگار من لطافتش لطیف است بی لطافت جسمانی(یعنی لطیف بودن خدا لطف خاصی دارد، او جسمی ندارد تا لطیف باشد)عظمتش عظیمست بدون بزرگی جسمانی، بزرگواریش بزرگست بدون بزرگواری انسانی جلالتش جلیل است بدون غلظت و کلفتی پیش از همه چیز است بدون پیشی چیز دیگر بر او: بعد از همه چیز است(همه چیز…
لَمَّا كَانَ مِنْ أَمْرِ أَبِي بَكْرٍ وَ بَيْعَةِ اَلنَّاسِ لَهُ وَ فِعْلِهِمْ بِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع مَا كَانَ لَمْ يَزَلْ أَبُو بَكْرٍ يُظْهِرُ لَهُ اَلاِنْبِسَاطَ وَ يَرَى مِنْهُ اِنْقِبَاضاً فَكَبُرَ ذَلِكَ عَلَى أَبِي بَكْرٍ فَأَحَبَّ لِقَاءَهُ وَ اِسْتِخْرَاجَ مَا عِنْدَهُ وَ اَلْمَعْذِرَةَ إِلَيْهِ لِمَا اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ عَلَيْهِ وَ تَقْلِيدِهِمْ إِيَّاهُ أَمْرَ اَلْأُمَّةِ وَ قِلَّةِ رَغْبَتِهِ فِي ذَلِكَ وَ زُهْدِهِ فِيهِ أَتَاهُ فِي وَقْتِ غَفْلَةٍ وَ طَلَبَ مِنْهُ اَلْخَلْوَةَ وَ قَالَ لَهُ وَ اَللَّهِ يَا أَبَا اَلْحَسَنِ مَا كَانَ هَذَا اَلْأَمْرُ مُوَاطَاةً مِنِّي وَ…
امام صادق علیه السلام از پدرش و او از جدش نقل میفرماید: چون در کار ابی بکر و بیعت مردم بر او و کاری که با علی بن ابی طالب کردند آنچه شدنی بود انجام گرفت ابو بکر همواره بعلی علیه السلام روی خوش نشان می داد ولی از علی علیه السلام گرفتگی مشاهده می نمود و این موضوع بر ابی بکر سنگین بود. لذا علاقه پیدا کرد که علی را ملاقات کند و از نظر او اطلاع حاصل نماید و در اینکه مردم جمع شدند و کار امت را بر گردن او انداختند عذر خواهی کند و کم علاقگی و بی اعتنایی خود را بخلافت ابراز نماید. لذا بی خبر بخدمت آن حضرت آمد و اجازه ملاقات خصوصی خواست و پس از شرفیابی عرض کرد یا ابا الحسن بخدا قسم که برای این کارها از طرف من زمینه سازی نشده بود و من بکاری که گرفتار آن شدم مایل نبودم و حرصی بآن نداشتم -و اطمینانی بخود…
كُنْتُ فِي اَلْبَيْتِ يَوْمَ اَلشُّورَى فَسَمِعْتُ عَلِيّاً ع وَ هُوَ يَقُولُ اِسْتَخْلَفَ اَلنَّاسُ أَبَا بَكْرٍ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ وَ اِسْتَخْلَفَ أَبُو بَكْرٍ عُمَرَ وَ أَنَا وَ اَللَّهِ أَحَقُّ بِالْأَمْرِ وَ أَوْلَى بِهِ مِنْهُ إِلاَّ أَنَّ عُمَرَ جَعَلَنِي مَعَ خَمْسَةَ نَفَرٍ أَنَا سَادِسُهُمْ لاَ يُعْرَفُ لَهُمْ عَلَيَّ فَضْلٌ وَ لَوْ أَشَاءُ لاَحْتَجَجْتُ عَلَيْهِمْ بِمَا لاَ يَسْتَطِيعُ عَرَبِيُّهُمْ وَ لاَ عَجَمِيُّهُمْ اَلْمُعَاهَدُ مِنْهُمْ وَ اَلْمُشْرِكُ تَغْيِيرَ ذَلِكَ ثُمَّ قَالَ نَشَدْتُكُمْ بِاللَّهِ أَيُّهَا اَلنَّفَرُ هَلْ…
عامر بن واثله گوید: روزی که شوری برقرار بود من در همان خانه(محل شوری)بودم شنیدم که علی(ع)میفرمود: مردم ابو بکر را خلیفه نمودند و بخدا قسم من شایسته تر و سزاوارتر بودم بخلافت از او و عمر را ابو بکر خلیفه خود نمود و بخدا قسم که من شایسته تر و سزاوارتر باین کار بودم تا او(و اکنون که عمر از دنیا رفته است)مرا با پنج نفر دیگر که من ششمین نفر آنان میباشم کاندید خلافت نموده است که هیچ فضیلتی آنان را بر من نیست و اگر بخواهم آن چنان احتجاج بر آنان کنم که عرب و عجم و معاهد و مشرک نتوانند تغییرش دهند سپس فرمود: شما را بخدا ای چند نفر(مقصود اصحاب شوری است). -آیا در میان شما کسی هست که پیش از من خدا را بیکتایی پذیرفته باشد؟ گفتند بخدا که نه فرمود شما را بخدا آیا در میان شما کسی هست که رسول خدا باو گفته…
لَقَدْ عَلِمَ اَلْمُسْتَحْفَظُونَ مِنْ أَصْحَابِ اَلنَّبِيِّ مُحَمَّدٍ ص أَنَّهُ لَيْسَ فِيهِمْ رَجُلٌ لَهُ مَنْقَبَةٌ إِلاَّ وَ قَدْ شَرِكْتُهُ فِيهَا وَ فَضَلْتُهُ وَ لِي سَبْعُونَ مَنْقَبَةً لَمْ يَشْرَكْنِي فِيهَا أَحَدٌ مِنْهُمْ قُلْتُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ فَأَخْبِرْنِي بِهِنَّ فَقَالَ ع إِنَّ أَوَّلَ مَنْقَبَةٍ لِي أَنِّي لَمْ أُشْرِكْ بِاللَّهِ طَرْفَةَ عَيْنٍ وَ لَمْ أَعْبُدِ اَللاَّتَ وَ اَلْعُزَّى وَ اَلثَّانِيَةُ أَنِّي لَمْ أَشْرَبِ اَلْخَمْرَ قَطُّ وَ اَلثَّالِثَةُ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص اِسْتَوْهَبَنِي عَنْ أَبِي فِي صِبَائِي وَ كُنْتُ أَكِيلَهُ وَ شَرِيبَهُ وَ…
مکحول گوید: امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود: از اصحاب پیغمبر آنان که مطالب را نیکو بخاطر میسپارند میدانند که در میان آنان کسی نیست که دارای منقبتی باشد مگر اینکه من شریک او بوده ام و بر او برتری داشتم ولی هفتاد منقبت مرا است که هیچ یک از آنان را در آن شرکتی نیست. عرض کردم یا امیر المومنین مرا از آن منقبت ها آگاه گردان فرمود: نخستین منقبت که مرا است اینست که یک چشم بهم زدن برای خدا شریک نگرفتم و لات و عزا را نپرستیده ام. دوم اینکه هرگز می نیاشامیده ام. سوم اینکه رسول خدا مرا در کودکی از دامان پدرم برگرفت و من شریک نان و آب آن حضرت و مونس و هم صحبتش بودم. -چهارم اینکه من نخستین کسی هستم که ایمان آوردم و اسلام قبول کردم. پنجم اینکه رسول خدا به من فرمود یا علی تو از من بجای هارون…
أَتَى رَأْسُ اَلْيَهُودِ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع عِنْدَ مُنْصَرَفِهِ عَنْ وَقْعَةِ اَلنَّهْرَوَانِ وَ هُوَ جَالِسٌ فِي مَسْجِدِ اَلْكُوفَةِ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ أَشْيَاءَ لاَ يَعْلَمُهَا إِلاَّ نَبِيٌّ أَوْ وَصِيُّ نَبِيٍّ قَالَ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ يَا أَخَا اَلْيَهُودِ قَالَ إِنَّا نَجِدُ فِي اَلْكِتَابِ أَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا بَعَثَ نَبِيّاً أَوْحَى إِلَيْهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ مَنْ يَقُومُ بِأَمْرِ أُمَّتِهِ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْ يَعْهَدَ إِلَيْهِمْ فِيهِ عَهْداً يَحْتَذِي عَلَيْهِ وَ يَعْمَلُ بِهِ فِي…
امام باقر(ع)فرمود: چون امیر المومنین از جنگ نهروان بازگشت در مسجد کوفه نشسته بود که رییس یهودیان بحضورش آمد و عرض کرد یا امیر المومنین خبرهایی را میخواهم از شما بپرسم که جز پیغمبر و یا وصی پیغمبر کسی نتواند پاسخ آنها را بدهد حال چنانچه اجازه میفرمایید بپرسم و گر نه صرف نظر نمایم. فرمود: برادر یهودی هر چه میخواهی بپرس عرض کرد: ما در کتاب خود چنین یافته ایم که خدای عز و جل چون پیغمبری برانگیزد باو وحی میفرماید که از میان افراد خاندان خود کسی را که بتواند پس از وی کار امت را بدست گیرد اختیار کند و از امت خود عهد و پیمان بگیرد که پس از او بر سر پیمان باشند و طبق عهدی که بسته اند رفتار کنند و خدای عز و جل جانشینان پیغمبر را در زمان حیات پیغمبران آزمایش میفرماید و پس از وفات پیغمبران نیز آزمایش…
لَمَّا سِيرَ أَبُو ذَرٍّ رَحِمَهُ اَللَّهُ اِجْتَمَعَ هُوَ وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع وَ اَلْمِقْدَادُ بْنُ اَلْأَسْوَدِ وَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ وَ حُذَيْفَةُ بْنُ اَلْيَمَانِ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ رَحِمَهُ اَللَّهُ حَدِّثُوا حَدِيثاً نَذْكُرُ بِهِ رَسُولَ اَللَّهِ ص وَ نَشْهَدُ لَهُ وَ نَدْعُو لَهُ وَ نُصَدِّقُهُ بِالتَّوْحِيدِ فَقَالَ عَلِيٌّ ع مَا هَذَا زَمَانَ حَدِيثِي قَالُوا صَدَقْتَ فَقَالَ حَدِّثْنَا يَا حُذَيْفَةُ فَقَالَ لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّي سَأَلْتُ اَلْمُعْضِلاَتِ وَ خُبِّرْتُهُنَّ لَمْ أُسْأَلْ عَنْ غَيْرِهَا قَالَ حَدِّثْنَا يَا اِبْنَ…
مالک بن حمزه رواسی گوید: هنگام تبعید ابو ذر(خدای رحمتش کند)او و علی بن ابی طالب علیه السلام و مقداد بن اسود و عمار بن یاسر و حذیفه بن یمان و عبد الله بن مسعود گرد هم آمدند ابو ذر گفت: حدیثی بگویید که بیاد رسول خدا باشیم و برسالتش گواهی دهیم و دعایش کنیم و بیگانگی خداوند تصدیقش نماییم. علی علیه السلام فرمود: هنگام حدیث گفتن من که نیست همه گفتند: راست میگویی بحذیفه گفت: تو از برای ما حدیث بگو گفت: شما میدانید که من همواره از کارهای پیچیده و مشکل پرسش شده ام و خبر داده ام و بجز آنها را نباید از من پرسید بابن مسعود گفت: تو برای ما حدیث بگو گفت: میدانید که من قاری قرآنم و جز آن را نباید از من پرسید اصحاب حدیث شما هستید گفتند: راست گفتی گفت: مقداد تو حدیث بگو گفت: شما میدانید که من شمشیر زن هستم و…
لاَ تُضَيِّعَنَّ مَالَكَ فِي غَيْرِ مَعْرُوف
هرگز دارایی ات را با صرف در غیر نیکی، ضایع مکن.
اُبْذُلْ مَالَكَ فِي اَلْحُقُوقِ وَ وَاسِ بِهِ اَلصَّدِيقَ فَإِنَّ اَلسَّخَاءَ بِالْحُرِّ أَخْلَق
دارایی ات را در حقوق واجبه مصرف کن و با آن دوست را یاری رسان؛ همانا بخشندگی به آزاده سزاوارتر است.