قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره دو حج از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۷۷ حدیث · صفحه ۲ از ۷

اِصْحَبِ اَلسُّلْطَانَ بِالْحَذَرِ وَ اَلصَّدِيقَ بِالتَّوَاضُعِ وَ اَلْبِشْرِ وَ اَلْعَدُوَّ بِمَا تَقُومُ بِهِ عَلَيْهِ حُجَّتُك

با پادشاه، با پرهیز همنشینی کن و با دوست، با فروتنی و خوشرویی و با دشمن، به آنچه استوار می کند بر علیه او برهان تو را.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 562

قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص ذَاتَ يَوْمٍ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع أَ لاَ أُبَشِّرُكَ قَالَ بَلَى بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي فَإِنَّكَ لَمْ تَزَلْ مُبَشِّراً بِكُلِّ خَيْرٍ فَقَالَ أَخْبَرَنِي جَبْرَائِيلُ آنِفاً بِالْعَجَبِ فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ مَا اَلَّذِي أَخْبَرَكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ ص قَالَ أَخْبَرَنِي أَنَّ اَلرَّجُلَ مِنْ أُمَّتِي إِذَا صَلَّى عَلَيَّ وَ أَتْبَعَ بِالصَّلاَةِ عَلَيَّ أَهْلَ بَيْتِي فُتِّحَتْ لَهُ أَبْوَابُ اَلسَّمَاءِ وَ صَلَّتْ عَلَيْهِ اَلْمَلاَئِكَةُ سَبْعِينَ صَلاَةً وَ أَنَّهُ لِلذَّنْبِ حَطّاً ثُمَّ تَحَاتَّتْ عَنْهُ اَلذُّنُوبُ كَمَا تَحَاتَّتِ…

پاداش آن کس که بر پیامبر صلی الله علیه و آله صلوات فرستد و در پی آن بر خاندان او علیهم السلام صلوات فرستد 1-. . . امام صادق علیه السلام روایت نموده که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به امیر مومنان علیه السلام فرمود: آیا تو را مژده ای ندهم؟ امیر مومنان علیه السلام گفت: پدر و مادرم فدای شما باد آری، به راستی، شما همواره مژده دهنده هر خیری بوده اید. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: جبرییل چند لحظه پیش مرا از چیزی شگفت آگاه نمود. امیر مومنان علیه السلام گفت: ای پیامبر خدا شما را از چه چیزی آگاه نمود؟ فرمود: مرا خبر آورد که به راستی، چون مردی از امتم بر من صلوات فرستد و صلوات بر خاندانم را در پی اش آورد درهای آسمان بر او گشوده شود و فرشتگان هفتاد صلوات بر او فرستند و همانا این کار فرو ریزنده…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 157

عِلْمٌ بِلاَ عَمَلٍ حُجَّةٌ لِلَّهِ عَلَى اَلْعَبْد

علم بدون عمل، برهان خداوند بر نافرمانی بنده است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 54

لَمْ يَخْلُ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ عِبَادَهُ مِنْ حُجَّةٍ لاَزِمَةٍ أَوْ مَحَجَّةٍ قَائِمَة

خداوند بندگان خود را بدون حجّت ضروری و بدون راهنمایی به راه راست، رها نکرده است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 124

إِنَّ ههُنَا وَ أَشَارَ بِيَدِهِ إِلَى صَدْرِهِ لَعِلْما جَمّا لَوْ أَصَبْتُ لَهُ حَمَلَة بَلَى أُصِيبَ لَقِنا غَيْرَ مَأْمُونٍ عَلَيْهِ مُسْتَعْمِلا آلَةَ اَلدِّينِ لِلدُّنْيَا أَوْ مُسْتَظْهِرا بِنِعَمِ اَللَّهِ عَلَى عِبَادِهِ وَ بِحُجَجِهِ عَلَى أَوْلِيَائِهِ أَوْ مُنْقَادا لِحَمَلَةِ اَلْحَقِّ لاَ بَصِيرَةَ لَهُ فِي أَحْنَائِهِ يَنْقَدِحُ اَلشَّكُّ فِي قَلْبِهِ لِأَوَّلِ عَارِضٍ مِنْ شُبْهَة

بدرستی که در اینجا با دست اشاره به سینۀ خود نمود دانش فراوان است، اگر بردارندگانی برای آن می یافتم.آری، تند فهم را می شناسم، ولی او ایمن نگردیده به این که دین را از برای دنیا به کار برد یا به نعمتهای خدا بر بندگان خود و به برهانهای او بر دوستان خود یاری جوید و یا فرمانبر حقمداران است بدون داشتن بینایی در کجیهای آن، و با اولین شبهه، شک در دل او برافروخته می شود.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 148

وَ اَلَّذِي فَلَقَ اَلْحَبَّةَ وَ بَرَأَ اَلنَّسَمَةَ لَوْ لاَ حُضُورُ اَلْحَاضِرِ وَ قِيَامُ اَلْحُجَّةِ بِوُجُودِ اَلنَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اَللَّهُ سُبْحَانَهُ عَلَى اَلْعُلَمَاءِ أَنْ لاَ يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لاَ سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَيْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَيْتُ آخِرَهَا بِكَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَيْتُمْ دُنْيَاكُمْ هَذِهِ عِنْدِي أَزْهَدَ مِنْ عَفْطَةِ عَنْز

سوگند به آن که دانه را شکافت و بنده را آفرید، اگر نبود حاضر شدن حاضر، و یافت شدن یاری کننده، و آنچه خداوند از دانشمندان پیمان گرفته است که بر سیری ستمگران و گرسنگی ستم شدگان آرام نگیرند، هر آینه ریسمان خلافت را بر دوش آن می انداختم و آب می دادم آخر آن را به جام اوّل آن. یعنی چون ابتدای خلافت آن را رها می کردم .و البته می فهمیدید که دنیای شما نزد من، از عطسۀ بزی ناچیزتر است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 152

جَاءَ اَلْجِدُّ فَهُوَ لَيْثُ عَادٍ وَ صِلُّ وَادٍ لاَ يُدْلِي بِحُجَّةٍ حَتَّى يَأْتِيَ قَاضِيا وَ كَانَ لاَ يَلُومُ أَحَدا عَلَى مَا لاَ يَجِدُ اَلْعُذْرَ فِي مِثْلِهِ حَتَّى يَسْمَعَ اِعْتِذَارَهُ وَ كَانَ لاَ يَشْكُو وَجَعا إِلاَّ عِنْدَ بُرْئِهِ وَ كَانَ يَفْعَلُ مَا يَقُولُ وَ لاَ يَقُولُ مَا لاَ يَفْعَلُ وَ كَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى اَلْكَلاَمِ لَمْ يُغْلَبْ عَلَى اَلسُّكُوتِ وَ كَانَ عَلَى أَنْ يَسْمَعَ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ يَتَكَلَّمَ وَ كَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ نَظَرَ أَيُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَى اَلْهَوَى فَخَالَفَهُ فَعَلَيْكُمْ بِهَذِهِ اَلْخَلاَئِقِ فَالْزَمُوهَا وَ…

برای من در گذشته برادری الهی بود که بی اعتنایی او به دنیا، او را در چشم من بزرگ نموده بود و او از حاکمیت شکم خود بیرون بود.به آنچه نمی یافت، تمایل نداشت و هر گاه می یافت، زیاده روی نمی کرد.در اغلب اوقات خود خاموش بود؛ و اگر سخن می گفت، بر گویندگان دیگر چیره می شد و تشنگی سؤال کننده را فرو می نشانید.او ناتوانی مقهور شده بود و چون زمان تلاش می رسید، شیری دشمن و مار وادی بود.دلیلی بر علیه خصم نمی آورد، مگر در مقابل قاضی، و کسی را سرزنش نمی کرد، هر چند عذری برای آن نمی یافت، مگر پس از شنیدن عذر او.و از دردی شکوه نمی کرد، مگر پس از بهبودی آن.آنچه می گفت، عمل می کرد و آنچه عمل نمی کرد، نمی گفت.در سخن گفتن مغلوب می شد، ولی در خاموشی کسی بر او چیره نمی شد. یعنی بیش از دیگران خاموش بود. بر شنیدن…

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 153

بَيْنَا أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع ذَاتَ يَوْمٍ جَالِساً مَعَ اِبْنِ اَلْحَنَفِيَّةِ إِذْ قَالَ يَا مُحَمَّدُ اِئْتِنِي بِإِنَاءٍ فِيهِ مَاءٌ أَتَوَضَّأْ لِلصَّلاَةِ فَأَتَاهُ مُحَمَّدٌ بِالْمَاءِ فَأَكْفَأَ بِيَدِهِ اَلْيُمْنَى عَلَى يَدِهِ اَلْيُسْرَى ثُمَّ قَالَ ;بِسْمِ اَللَّهِ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي جَعَلَ اَلْمَاءَ طَهُوراً وَ لَمْ يَجْعَلْهُ نَجِساً; قَالَ ثُمَّ اِسْتَنْجَى فَقَالَ ;اَللَّهُمَّ حَصِّنْ فَرْجِي وَ أَعِفَّهُ وَ اُسْتُرْ عَوْرَتِي وَ حَرِّمْنِي عَلَى اَلنَّارِ ; ثُمَّ تَمَضْمَضَ فَقَالَ ;اَللَّهُمَّ لَقِّنِّي حُجَّتِي يَوْمَ أَلْقَاكَ وَ أَطْلِقْ لِسَانِي بِذِكْرِكَ;…

روزی امیر مومنان علیه السلام با(فرزندش)محمد بن حنفیه نشسته بودند که امام علی علیه السلام فرمود: ای محمد ظرف آبی برای من بیاور تا برای نماز وضو گیرم. محمد، ظرف آبی آورد و امام علیه السلام با دست راست آب را بر کف دست چپ ریخت و آنگاه فرمود: «بسم الله و الحمد لله الذی جعل الما طهورا و لم یجعله نجسا»، پس آنگاه جای ادرار و مدفوع را شست و فرمود: «اللهم حصن فرجی و اعفه و استر عورتی و حرمنی علی النار». محمد گوید: سپس امام علیه السلام آب را در دهان گردانید و آنگاه فرمود: «اللهم لقنی حجتی یوم القاک و اطلق لسانی بذکرک»، سپس آب را در بینی فرو داد و فرمود: «اللهم لا تحرم علی ریح الجنه و اجعلنی ممن یشم ریحها و روحها و ریحانها و طیبها». محمد در ادامه گوید: پس آنگاه صورت خویش را شست و فرمود: «اللهم بیض وجهی…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 16

إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع كَانَ يَقُولُ فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَيَّامِ اَلْعَشْرِ هَؤُلاَءِ اَلْكَلِمَاتُ اَلْفَاضِلاَتُ أَوَّلُهُنَّ ;لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ عَدَدَ اَللَّيَالِي وَ اَلدُّهُورِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ عَدَدَ أَمْوَاجِ اَلْبُحُورِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ خَيْرٌ مِمّا يَجْمَعُون لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ عَدَدَ اَلشَّوْكِ وَ اَلشَّجَرِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ عَدَدَ اَلشَّعْرِ وَ اَلْوَبَرِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ عَدَدَ اَلْحَجَرِ وَ اَلْمَدَرِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ عَدَدَ لَمْحِ اَلْعُيُونِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ فِي اَللَّيْلِ إِذا عَسْعَس وَ…

راوی گوید: علی بن ابی طالب علیه السلام همواره در هر روز از دهه نخست ذی الحجه این ذکرهای پر بار را می گفتند: «لا اله الا الله عدد اللیالی و الدهور لا اله الا الله عدد امواج البحور لا اله الا الله و رحمته خیر مما یجمعون لا اله الا الله عدد الشوک و الشجر لا اله الا الله عدد الشعر و الوبر لا اله الا الله عدد الحجر و المدر لا اله الا الله عدد لمح العیون لا اله الا الله فی اللیل اذا عسعس و الصبح اذا تنفس لا اله الا الله عدد الریاح فی البراری و الصخور لا اله الا الله من الیوم الی یوم ینفخ فی الصور». خلیل(یکی از راویان حدیث)گوید امام علی علیه السلام پیوسته می فرمود: هر که این ذکر را در هر روز از دهه نخست ذی الحجه گوید، خدای گرامی و بزرگ بر هر لا اله الا الله گویی او درجه ای از مروارید و یاقوت در…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 72

جَعَلُوا اَلشَّيْطَانَ لِأَمْرِهِمْ مَالِكا وَ جَعَلَهُمْ لَهُ أَشْرَاكا فَفَرَّخَ فِي صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِي حُجُورِهِمْ فَنَظَرَ بِأَعْيُنِهِمْ وَ نَطَق

شیطان را صاحب اختیار کارهای خود گردانیده اند و او آنها را شریک خویش قرار داده است در سینۀ آنها شیطان جوجه کرده که به آرامی به حرکت آمده و در اطراف آنها به راه افتاده اند.پس شیطان با چشم آنها نگاه می کند و با زبان آنها سخن می گوید آنها را بر لغزش سوار کرده است و گفتار باطل و خطا را برای ایشان آراسته است مانند کسی که شیطان او را شریک خود نموده و با زبان آنها به باطل سخن می گوید. فصل پنجم:تقوی و ورع پرهیزگاری و پارسایی معنای تقوی و ورع الورع اجتن

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 352

وَ اِتَّقُوا اَللَّهَ اَلَّذِي أَعْذَرَ وَ اِحْتَجَّ بِمَا نَهَجَ وَ حَذَّرَكُمْ عَدُوّا نَفَذَ فِي اَلصُّدُورِ خَفِيّا وَ نَفَثَ نَفَذَ فِي اَلْآذَانِ نَجِيّا

بترسید از خدایی که بهانه را برداشته، و با نشان دادن راه راست حجّت را تمام کرده، و شما را از دشمنی که در سینۀ شما به پنهانی عبور کرده و در گوشهای شما وسوسه می دهد، بر حذر داشته است.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 355

عُلَمَاءُ اَلْأَرْضِ ثَلاَثَةٌ عَالِمٌ بِالشَّامِ وَ عَالِمٌ بِالْحِجَازِ وَ عَالِمٌ بِالْعِرَاقِ أَمَّا عَالِمُ اَلشَّامِ فَأَبُو اَلدَّرْدَاءِ وَ أَمَّا عَالِمُ اَلْحِجَازِ فَهُوَ عَلِيٌّ ع وَ أَمَّا عَالِمُ اَلْعِرَاقِ فَهُوَ أَخٌ لَكُمْ بِالْكُوفَةِ وَ عَالِمُ اَلشَّامِ وَ عَالِمُ اَلْعِرَاقِ مُحْتَاجَانِ إِلَى عَالِمِ اَلْحِجَازِ وَ عَالِمُ اَلْحِجَازِ لاَ يَحْتَاجُ إِلَيْهِمَا .

عبد الله بن مسعود گوید: دانشمندان روی زمین سه نفرند یک دانشمند در شام است و دانشمند دیگر در حجاز و سومی در عراق اما دانشمند شام ابو الدردا است. و اما دانشمند حجاز پس او علی است و اما دانشمند عراق یکی از برادران شما است که در کوفه است دانشمند شام و عراق بدانشمند حجاز نیازمنداند ولی دانشمند حجاز از آن دو بی نیاز است.

الخصال، ج 2، ص 173
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه