قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره ده خصلت از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۳۹ حدیث · صفحه ۲ از ۴

اَلْعُلَمَاءُ رَجُلاَنِ رَجُلٌ عَالِمٌ آخِذٌ بِعِلْمِهِ فَهَذَا نَاجٍ وَ رَجُلٌ عَالِمٌ تَارِكٌ لِعِلْمِهِ فَهَذَا هَالِكٌ وَ إِنَّ أَهْلَ اَلنَّارِ لَيَتَأَذَّوْنَ بِرِيحِ اَلْعَالِمِ اَلتَّارِكِ لِعِلْمِهِ وَ إِنَّ أَشَدَّ أَهْلِ اَلنَّارِ نَدَامَةً وَ حَسْرَةً رَجُلٌ دَعَا عَبْداً إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَاسْتَجَابَ لَهُ وَ قَبِلَ مِنْهُ وَ أَطَاعَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَدْخَلَهُ اَللَّهُ اَلْجَنَّةَ وَ أَدْخَلَ اَلدَّاعِيَ اَلنَّارَ بِتَرْكِهِ عِلْمَهُ وَ اِتِّبَاعِهِ اَلْهَوَى ثُمَّ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع أَلاَ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَيْكُمْ خَصْلَتَيْنِ…

امیر المومنین(ع)فرمود: رسول خدا(ص)ضمن کلامی فرمود: دانشمندان بر دو گروهند: یکی دانشمندی که بعلم خود رفتار کند، این چنین مرد رستگار است و دیگری دانشمندی که علم خود را ترک گوید و این دانشمند در هلاکت است: همانا اهل جهنم از بوی عالم بی عمل در آزارند و همانا پشیمان تر و پر حسرت ترین اهل جهنم کسی است که بنده ای را بسوی خدای عز و جل خوانده و آن بنده دعوت او را اجابت نموده و سخن وی را پذیرفته و اطاعت خدا نموده است و در نتیجه، خداوند، او را به بهشت داخل کرده ولی خود آن دعوت کننده را بخاطر عمل نکردن بعلمش و پیروی از هوای نفس اش به آتش انداخته است سپس امیر المومنین فرمود: همانا از دو خصلت بیش از همه چیز بر شما هراسانم یکی پیروی از هوای نفس و دیگری درازی آرزو که پیروی هوای نفس از درک حقیقت جلوگیر است و…

الخصال، ج 2، ص 51

ثَلاَثُ خِصَالٍ لاَ يَمُوتُ صَاحِبُهُنَّ أَبَداً حَتَّى يَرَى وَبَالَهُنَّ اَلْبَغْيُ وَ قَطِيعَةُ اَلرَّحِمِ وَ اَلْيَمِينُ اَلْكَاذِبَةُ يُبَارِزُ اَللَّهَ بِهَا وَ إِنَّ أَعْجَلَ اَلطَّاعَةِ ثَوَاباً لَصِلَةُ اَلرَّحِمِ وَ إِنَّ اَلْقَوْمَ لَيَكُونُونَ فُجَّاراً فَيَتَوَاصَلُونَ فَتَنْمِي أَمْوَالُهُمْ وَ يَبَرُّونَ فَتَزْدَادُ أَعْمَارُهُمْ وَ إِنَّ اَلْيَمِينَ اَلْكَاذِبَةَ وَ قَطِيعَةَ اَلرَّحِمِ لَتَذَرَانِ اَلدِّيَارَ بَلاَقِعَ مِنْ أَهْلِهَا وَ يُثْقِلاَنِ اَلرَّحِمَ وَ إِنَّ تَثَقُّلَ اَلرَّحِمِ اِنْقِطَاعُ اَلنَّسْلِ.

امام باقر(ع)فرمود: در کتاب علی است که هر کس دارای سه خصلت باشد تا سزای آنها را نبیند هرگز نخواهد مرد: ستم و از خویشاوندان بریدن و قسم دروغ خوردن که با خداوند جنگ کردن است و براستی، طاعتی که هر چه زودتر پاداشش میرسد پیوند با خویشان است و جمعی با اینکه که گنهکار باشند چون صله رحم کنند ثروتشان بیشتر گردد و چون احسان کنند عمرهاشان زیاد شود و براستی که سوگند دروغ و قطع رحم شهرها را خالی از سکنه کند و رحم را سنگین سازد و همانا سنگینی رحم بریده شدن نسل است.

الخصال، ج 2، ص 124

يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ اَلتَّفَاخُرُ بِعُلَى اَلْهِمَمِ وَ اَلْوَفَاءُ بِالذِّمَمِ وَ اَلْمُبَالَغَةُ فِي اَلْكَرَمِ لاَ بِبَوَالِي اَلرِّمَمِ وَ رَذَائِلِ اَلشِّيَم

شایسته است که به یکدیگر نازیدن در بلند همّتی، و وفا کردن به پیمانها، و فزونی بزرگواری باشد نه به استخوانهای پوسیده و خصلتهای نکوهیده.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 581

كُنَّا عِنْدَ مُعَاوِيَةَ ذَاتَ يَوْمٍ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ قُرَيْشٍ وَ فِيهِمْ عِدَّةٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ فَقَالَ مُعَاوِيَةُ يَا بَنِي هَاشِمٍ بِمَ تَفْخَرُونَ عَلَيْنَا أَ لَيْسَ اَلْأَبُ وَ اَلْأُمُّ وَاحِداً وَ اَلدَّارُ وَ اَلْمَوْلِدُ وَاحِداً فَقَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ نَفْخَرُ عَلَيْكُمْ بِمَا أَصْبَحْتَ تَفْخَرُ بِهِ عَلَى سَائِرِ قُرَيْشٍ وَ تَفْخَرُ بِهِ قُرَيْشٌ عَلَى سَائِرِ اَلْأَنْصَارِ وَ تَفْخَرُ بِهِ اَلْأَنْصَارُ عَلَى سَائِرِ اَلْعَرَبِ وَ تَفْخَرُ بِهِ اَلْعَرَبُ عَلَى سَائِرِ اَلْعَجَمِ بِرَسُولِ اَللَّهِ ص وَ بِمَا لاَ تَسْتَطِيعُ لَهُ إِنْكَاراً وَ…

عبد الملک بن مروان گوید: روزی با جماعتی از قریش که چند تن از بنی هاشم نیز حضور داشتند نزد معاویه بودیم معاویه گفت ای بنی هاشم بچه بر ما می نازید مگر ما از یک پدر و مادر نیستیم و خانمان و زادگاهمان یکی نیست؟ ابن عباس گفت: ما بهمان بر شما می نازیم که تو با آن بر دیگر افراد قریش می نازی و قریش با آن بر انصار می نازد و انصار بر دیگر قبایل عرب و عرب بر عجم، ما به رسول خدا می نازیم و به آنچه نه آن را انکار توانی کرد و نه از آن گریز توانی نمود معاویه گفت: ای ابن عباس راستی زبان برنده ای داری که باطل خود را بر حق دیگری چیره کنی ابن عباس گفت: -ساکت باش که باطل هرگز بر حق چیره نگردد و حسد را از خود دور ساز که حسد شیوه بسیار بدی است معاویه گفت: راست گفتی بخدا سوگند من برای چهار خصلت تو را دوست دارم و…

الخصال، ج 2، ص 211

اِغْتَمَّ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع يَوْماً فَقَالَ مِنْ أَيْنَ أُتِيتُ فَمَا أَعْلَمُ أَنِّي جَلَسْتُ عَلَى عَتَبَةِ بَابٍ وَ لاَ شَقَقْتُ بَيْنَ غَنَمٍ وَ لاَ لَبِسْتُ سَرَاوِيلِي مِنْ قِيَامٍ وَ لاَ مَسَحْتُ يَدِي وَ وَجْهِي بِذَيْلِي .

امام باقر(ع)فرمود: روزی امیر المومنین(ع)اندوهناک شد فرمود این اندوه از کجا بر دل من نشست؟ که بیاد ندارم نه بر آستانه خانه نشسته باشم و نه از میان گله گوسفند راه عبوری باز کرده باشم و نه پیراهنم را ایستاده پوشیده باشم و نه با دامن خود دست و رویم را خشک کرده باشم.

الخصال، ج 2، ص 225

قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع لِلْحَسَنِ اِبْنِهِ ع يَا بُنَيَّ أَ لاَ أُعَلِّمُكَ أَرْبَعَ خِصَالٍ تَسْتَغْنِي بِهَا عَنِ اَلطِّبِّ فَقَالَ بَلَى يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ لاَ تَجْلِسْ عَلَى اَلطَّعَامِ إِلاَّ وَ أَنْتَ جَائِعٌ وَ لاَ تَقُمْ عَنِ اَلطَّعَامِ إِلاَّ وَ أَنْتَ تَشْتَهِيهِ وَ جَوِّدِ اَلْمَضْغَ وَ إِذَا نِمْتَ فَاعْرِضْ نَفْسَكَ عَلَى اَلْخَلاَءِ فَإِذَا اِسْتَعْمَلْتَ هَذَا اِسْتَغْنَيْتَ عَنِ اَلطِّبِّ .

امیر المومنین علی بن ابی طالب بفرزندش حسن(ع)فرمود: فرزندم چهار خصلت تو را نیاموزم که بواسطه آنها از علم طب بی نیاز گردی؟ عرض کرد: آری یا امیر المومنین فرمود تا گرسنه نشده ای بر سفره غذا منشین و تا هنوز میل بخوردن داری از کنار غذا برخیز و کار جویدن را نیکو انجام بده و چون خواستی بخوابی برای قضای حاجت بمستراح برو که چون این چهار کنی از طب بی نیاز گردی.

الخصال، ج 2، ص 228

أَرْبَعَةٌ لاَ تَدْخُلُ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ بَيْتاً إِلاَّ خَرِبَ وَ لَمْ يَعْمُرْ اَلْخِيَانَةُ وَ اَلسَّرِقَةُ وَ شُرْبُ اَلْخَمْرِ وَ اَلزِّنَا.

امیر المومنین(ع)فرمود: چهار چیز است که یکی از آنها بهر خانه ای داخل شود ویرانش سازد و دیگر آباد نگردد: خیانت و دزدی و میخوارگی و زنا

الخصال، ج 2، ص 230

مِنَ اَلْوَالِدِ اَلْفَانِ اَلْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ اَلْمُدْبِرِ اَلْعُمُرِ اَلْمُسْتَسْلِمِ لِلدَّهْرِ اَلذَّامِّ لِلدُّنْيَا اَلسَّاكِنِ مَسَاكِنَ اَلْمَوْتَى اَلظَّاعِنِ عَنْهَا إِلَيْهِمْ غَداً إِلَى اَلْمَوْلُودِ اَلْمُؤَمِّلِ مَا لاَ يُدْرِكُ اَلسَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ غَرَضِ اَلْأَسْقَامِ وَ رَهِينَةِ اَلْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ اَلْمَصَائِبِ وَ عَبْدِ اَلدُّنْيَا وَ تَاجِرِ اَلْغُرُورِ وَ غَرِيمِ اَلْمَنَايَا وَ أَسِيرِ اَلْمَوْتِ وَ حَلِيفِ اَلْهُمُومِ وَ قَرِينِ اَلْأَحْزَانِ وَ نُصُبِ اَلْآفَاتِ وَ صَرِيعِ اَلشَّهَوَاتِ وَ خَلِيفَةِ اَلْأَمْوَاتِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ فِيمَا…

نامه امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام -از پدری که در آستانه فناست و چیرگی زمان را پذیراست، زندگی را پشت سر نهاده، تسلیم گردش روزگار شده، نکوهش کننده این جهان است، آرمنده در جایگاه مردگان که فردا به نزد آنان روان است. به فرزندی که آرزومند چیزی است که به دست نیاید، راهرو راه کسانی است که به هلاکت رسیده اند. فرزندی که آماج بیماریهاست و گروگان گذشت روزگاران. پسری که تیر مصیبتها به سوی او روان است و بنده گوش به فرمان دنیاست. سوداگر فریب و وامدار مرگ و اسیر نیستی است. هم پیمان اندوه ها و همنشین غمهاست. آماج آفات و زمین خورده شهوات و جانشین مردگان است. اما بعد؛ همانا من از پشت کردن دنیا به خود و سرکشی روزگار بر خود و روی آوردن آخرت به خویش، دریافتم که باید در اندیشه خویش…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 68

أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَلْمَكْرَ وَ اَلْخَدِيعَةَ فِي اَلنَّارِ فَكُونُوا مِنَ اَللَّهِ عَلَى وَجَلٍ وَ مِنْ صَوْلَتِهِ عَلَى حَذَرٍ إِنَّ اَللَّهَ لاَ يَرْضَى لِعِبَادِهِ بَعْدَ إِعْذَارِهِ وَ إِنْذَارِهِ اِسْتِطْرَاداً وَ اِسْتِدْرَاجاً مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ وَ لِهَذَا يَضِلُّ سَعْيُ اَلْعَبْدِ حَتَّى يَنْسَى اَلْوَفَاءَ بِالْعَهْدِ وَ يَظُنَّ أَنَّهُ قَدْ أَحْسَنَ صُنْعاً وَ لاَ يَزَالُ كَذَلِكَ فِي ظَنٍّ وَ رَجَاءٍ وَ غَفْلَةٍ عَمَّا جَاءَهُ مِنَ اَلنَّبَإِ يَعْقِدُ عَلَى نَفْسِهِ اَلْعُقَدَ وَ يُهْلِكُهُا بِكُلِّ جَهْدٍ وَ هُوَ فِي مُهْلَةٍ مِنَ اَللَّهِ عَلَى عَهْدٍ يَهْوِي مَعَ…

از سخنان حکمت آمیز امیر المومنین علی علیه السلام و تشویق و بیم و پند دادن ایشان -اما بعد؛ همانا اهل نیرنگ و فریب در دوزخ اند؛ پس از خدا بترسید و از حمله پرقدرت او بر حذر باشید. به راستی، خدا پس از آن که بر بندگانش اتمام حجت کرده و بیم شان داده، دیگر از آنان نمی پسندد که نفهمیده خود را از درگاه الهی طرد نمایند و اندک اندک به هلاکت نزدیک شوند و غافلگیر گردند؛ از این رو، بنده به کوشش بیهوده دچار شود تا آنجا که وفای به عهد با خدا را از یاد ببرد و به خیال خود بپندارد که این کوشش ها خوب بوده و پیوسته در پندار و امید و بی اطلاعی از خبری که به او رسیده به سر می برد و بر کار خود گره ها می زند و با همه کوشش، خود را به هلاکت می اندازد و چند صباحی که خداوند مهلتش داده سو استفاده می نماید و با غفلت زدگان…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 154

إِنَّ اَللَّهَ اِبْتَدَأَ اَلْأُمُورَ فَاصْطَفَى لِنَفْسِهِ مِنْهَا مَا شَاءَ وَ اِسْتَخْلَصَ مِنْهَا مَا أَحَبَّ فَكَانَ مِمَّا أَحَبَّ أَنَّهُ اِرْتَضَى اَلْإِيمَانَ فَاشْتَقَّهُ مِنِ اِسْمِهِ فَنَحَلَهُ مَنْ أَحَبَّ مِنْ خَلْقِهِ ثُمَّ بَيَّنَهُ فَسَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ وَ أَعَزَّ أَرْكَانَهُ عَلَى مَنْ جَانَبَهُ وَ جَعَلَهُ عِزّاً لِمَنْ وَالاَهُ وَ أَمْناً لِمَنْ دَخَلَهُ وَ هُدًى لِمَنِ اِئْتَمَّ بِهِ وَ زِينَةً لِمَنْ تَحَلَّى بِهِ وَ دِيناً لِمَنِ اِنْتَحَلَهُ وَ عِصْمَةً لِمَنِ اِعْتَصَمَ بِهِ وَ حَبْلاً لِمَنِ اِسْتَمْسَكَ بِهِ وَ بُرْهَاناً لِمَنْ تَكَلَّمَ بِهِ وَ…

سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام در بیان ایمان و کفر و ریشه ها و شاخه های آن دو -همانا خدا همه چیز را آغاز کرد و از آنها هر چه را خواست برای خود برگزید و از بین آنها آنچه را دوست داشت ویژه خود ساخت که از جمله آنها که دوست می داشت پسندیدن ایمان بود و ایمان را از نام خودش مشتق ساخت و آن را به هر که از آفریدگانش دوست داشت بخشید، سپس آن را بیان کرد و راههایش را برای کسی که می خواهد به آن درآید هموار ساخت و ارکان آن را در برابر بیگانگان استوار داشت و آن را مایه عزت قرار داد برای کسی که آن را دوست بدارد و پناهگاه برای کسی که به آن داخل شود و وسیله هدایت برای کسی که به آن اقتدا نماید و آرایش برای کسی که به آن آراسته شود و دین برای هر کس که آن را آیین خود سازد و حفاظ برای کسی که پناه جوید و…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 162

مِنْ عَبْدِ اَللَّهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ إِلَى مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ وَ أَهْلِ مِصْرَ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ وَصَلَ إِلَيَّ كِتَابُكَ وَ فَهِمْتُ مَا سَأَلْتَ عَنْهُ وَ أَعْجَبَنِي اِهْتِمَامُكَ بِمَا لاَ بُدَّ لَكَ مِنْهُ وَ مَا لاَ يُصْلِحُ اَلْمُسْلِمِينَ غَيْرُهُ وَ ظَنَنْتُ أَنَّ اَلَّذِي أَخْرَجَ ذَلِكَ مِنْكَ نِيَّةٌ صَالِحَةٌ وَ رَأْيٌ غَيْرُ مَدْخُولٍ أَمَّا بَعْدُ فَعَلَيْكَ بِتَقْوَى اَللَّهِ فِي مَقَامِكَ وَ مَقْعَدِكَ وَ سِرِّكَ وَ عَلاَنِيَتِكَ وَ إِذَا أَنْتَ قَضَيْتَ بَيْنَ اَلنَّاسِ فَاخْفِضْ لَهُمْ جَنَاحَكَ وَ لَيِّنَ لَهُمْ جَانِبَكَ وَ…

سپس بعد از اعزام او نامه ای به مردم مصر نوشت که ما آن را خلاصه نموده ایم -از بنده خدا، علی، امیر المومنین به محمد بن ابی بکر و مردم مصر. سلام علیکم. اما بعد، نامه ات را دریافت کردم و درخواستهای تو را دریافتم و خوشحال شدم از اینکه به وظایف خود آشنایی و به اموری توجه داری که اصلاح مسلمانان فقط در سایه آنها صورت می پذیرد و به نظر من آنچه تو را بر این کار واداشت نیت نیک و رای پاک توست. اما بعد؛ بر تو باد رعایت تقوای الهی در همه حالات خود در ایستادن و نشستن، در نهان و عیان و چون میان مردم به داوری پرداختی با آنان فروتن باش و نرمخوی و گشاده رو. نگاه و نگرش تو به همه آنان یکسان باشد تا بزرگان در تو طمع ستم بر ناتوانان نبندند و ناتوانان از عدالت تو مایوس نشوند و باید از مدعی، بینه خواهی و از…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 176

مَا اُبْتُلِيَ اَلْمُؤْمِنُ بِشَيْ ءٍ هُوَ أَشَدُّ عَلَيْهِ مِنْ خِصَالٍ ثَلاَثٍ يُحْرَمُهَا قِيلَ وَ مَا هُنَّ قَالَ اَلْمُوَاسَاةُ فِي ذَاتِ يَدِهِ وَ اَلْإِنْصَافُ مِنْ نَفْسِهِ وَ ذِكْرُ اَللَّهِ كَثِيراً أَمَا إِنِّي لاَ أَقُولُ لَكُمْ ;سُبْحَانَ اَللَّهِ وَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ; وَ لَكِنْ ذِكْرُ اَللَّهِ عِنْدَ مَا أَحَلَّ لَهُ وَ ذِكْرُ اَللَّهِ عِنْدَ مَا حَرَّمَ عَلَيْهِ .

مومن به چیزی گرفتار نشود که از محروم ماندن از سه خصلت بر او سخت تر باشد. گفته شد که آنها کدامند؟ فرمود: همراهی با دیگران در مال خود، منصف بودن نسبت به دیگران و خدا را بسیار ذکر کردن؛ اما من به شما نمی گویم فقط«سبحان الله و الحمد لله»گفته شود بلکه مقصودم یاد کردن از خداست در امور حلال و به یاد داشتن خداست هنگام مواجه شدن با امور حرام.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 207
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه