قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره امامت از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

۲۱ حدیث · صفحه ۲ از ۲

لَمَّا ضَرَبَ اِبْنُ مُلْجَمٍ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ لِلْحَسَنِ يَا بُنَيَّ إِذَا أَنَا مِتُّ فَاقْتُلِ اِبْنَ مُلْجَمٍ وَ اِحْفِرْ لَهُ فِي اَلْكُنَاسَةِ وَ وَصَفَ اَلْعَقِيلِيُّ اَلْمَوْضِعَ عَلَى بَابِ طَاقِ اَلْمَحَامِلِ مَوْضِعُ اَلشُّوَّاءِ وَ اَلرُّؤَّاسِ ثُمَّ اِرْمِ بِهِ فِيهِ فَإِنَّهُ وَادٍ مِنْ أَوْدِيَةِ جَهَنَّمَ .

عقیلی از اشخاصی نقل کند، تا آنکه گوید: چون ابن ملجم بامیر المومنین علیه السلام ضربت زد، آن حضرت بامام حسن فرمود: پسر جانم چون من مردم، ابن ملجم را بکش و برای او در کناسه گودال گوری بکن و او را در آنجا انداز که آنجا یکی از وادیهای دوزخست-عقیلی گوید کناسه موضعی است در باب طاق محامل در محل کبابی ها و کله پزها-.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 300

بَعَثَ طَلْحَةُ وَ اَلزُّبَيْرُ رَجُلاً مِنْ عَبْدِ اَلْقَيْسِ يُقَالُ لَهُ خِدَاشٌ إِلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ص وَ قَالاَ لَهُ إِنَّا نَبْعَثُكَ إِلَى رَجُلٍ طَالَ مَا كُنَّا نَعْرِفُهُ وَ أَهْلَ بَيْتِهِ بِالسِّحْرِ وَ اَلْكِهَانَةِ وَ أَنْتَ أَوْثَقُ مَنْ بِحَضْرَتِنَا مِنْ أَنْفُسِنَا مِنْ أَنْ تَمْتَنِعَ مِنْ ذَلِكَ وَ أَنْ تُحَاجَّهُ لَنَا حَتَّى تَقِفَهُ عَلَى أَمْرٍ مَعْلُومٍ وَ اِعْلَمْ أَنَّهُ أَعْظَمُ اَلنَّاسِ دَعْوَى فَلاَ يَكْسِرَنَّكَ ذَلِكَ عَنْهُ وَ مِنَ اَلْأَبْوَابِ اَلَّتِي يَخْدَعُ اَلنَّاسَ بِهَا اَلطَّعَامُ وَ اَلشَّرَابُ وَ اَلْعَسَلُ وَ اَلدُّهْنُ وَ أَنْ يُخَالِيَ…

امام صادق علیه السلام فرمود: طلحه و زبیر مردی از طایفه عبد القیس را که خداش(بر وزن کتاب)نام داشت خدمت امیر المومنین صلوات الله علیه فرستادند و باو گفتند: ما ترا بسوی مردی میفرستیم که خود او و خاندانش را از دیر زمان بجادوگری و غیب گویی میشناسیم و در میان اطرافیان ما، تو از خود ما هم بیشتر مورد اعتمادی که آن را از او نپذیری و با او مخاصمه کنی تا حقیقت امر بر تو معلوم گردد تا حق را باو بفهمانی و بدان که ادعای او از همه مردم بیشتر است، مبادا ادعای او بتو شکستی وارد کند. و از جمله راههایی که مردم را با آن گول میزند، آوردن خوردنی و نوشیدنی و عسل و روغن و خلوت کردن با مردمست، پس طعامش را نخور و شرابش را میاشام و بعسل و روغنش دست نزن و با او در خلوت منشین، از همه اینها برحذر باش و بیاری خدا حرکت کن…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 343

كُنْتُ مَعَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ يَوْمَ اَلنَّهْرَوَانِ فَبَيْنَا عَلِيٌّ ع جَالِسٌ إِذْ جَاءَ فَارِسٌ فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا عَلِيُّ فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ ع وَ عَلَيْكَ اَلسَّلاَمُ مَا لَكَ ثَكِلَتْكَ أُمُّكَ لَمْ تُسَلِّمْ عَلَيَّ بِإِمْرَةِ اَلْمُؤْمِنِينَ قَالَ بَلَى سَأُخْبِرُكَ عَنْ ذَلِكَ كُنْتُ إِذْ كُنْتَ عَلَى اَلْحَقِّ بِصِفِّينَ فَلَمَّا حَكَّمْتَ اَلْحَكَمَيْنِ بَرِئْتُ مِنْكَ وَ سَمَّيْتُكَ مُشْرِكاً فَأَصْبَحْتُ لاَ أَدْرِي إِلَى أَيْنَ أَصْرِفُ وَلاَيَتِي وَ اَللَّهِ لَأَنْ أَعْرِفَ هُدَاكَ مِنْ ضَلاَلَتِكَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ…

رافع بن سلمه گوید: روز جنگ نهروان همراه علی بن ابی طالب صلوات الله علیه بودم، هنگامی که علی علیه السلام نشسته بود، سواری آمد و گفت: السلام علیک یا علی علی علیه السلام فرمود: علیک السلام - مادرت مرگت بیند-چرا بعنوان امیر المومنین بر من سلام نکردی؟ گفت آری، اکنون علتش را بتو میگویم: در جنگ صفین تو بر حق بودی ولی چون حکومت حکمین را پذیرفتی از تو بیزاری جستم و ترا مشرک دانستم، اکنون نمیدانم از کی پیروی کنم، بخدا اگر هدایت ترا از گمراهیت باز شناسم(بدانم بر حقی یا بر باطل)برای من از تمام دنیا بهتر است. علی علیه السلام باو فرمود: مادرت مرگت بیند، نزدیک من بیا تا نشانه های هدایت را از نشانه های گمراهی 216 - 3 برای تو باز نمایم، آن مرد نزدیک حضرت ایستاد، در آن میان سواری شتابان آمد تا نزد علی علیه…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 345

رَأَيْتُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فِي شُرْطَةِ اَلْخَمِيسِ وَ مَعَهُ دِرَّةٌ لَهَا سَبَابَتَانِ يَضْرِبُ بِهَا بَيَّاعِي اَلْجِرِّيِّ وَ اَلْمَارْمَاهِي وَ اَلزِّمَّارِ وَ يَقُولُ لَهُمْ يَا بَيَّاعِي مُسُوخِ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ جُنْدِ بَنِي مَرْوَانَ فَقَامَ إِلَيْهِ فُرَاتُ بْنُ أَحْنَفَ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ مَا جُنْدُ بَنِي مَرْوَانَ قَالَ فَقَالَ لَهُ أَقْوَامٌ حَلَقُوا اَللِّحَى وَ فَتَلُوا اَلشَّوَارِبَ فَمُسِخُوا فَلَمْ أَرَ نَاطِقاً أَحْسَنَ نُطْقاً مِنْهُ ثُمَّ اِتَّبَعْتُهُ فَلَمْ أَزَلْ أَقْفُو أَثَرَهُ حَتَّى قَعَدَ فِي رَحَبَةِ اَلْمَسْجِدِ فَقُلْتُ لَهُ يَا…

حبابه والبیه(نام زنی است از والبه یمن)گوید: امیر المومنین علیه السلام را در محل پیش قراولان لشکر دیدم که با تازیانه دوسری که همراه داشت فروشندگان ماهی جری(بی فلس)و مار ماهی و ماهی زمار را(که فروش آنها حرامست)میزد و میفرمود: ای فروشندگان مسخ شده های بنی اسراییل و لشکر بنی مروان فرات بن احنف نزد حضرت ایستاد و گفت: یا امیر المومنین لشکر بنی مروان کیانند فرمود: مردمی که ریشها را میتراشیدند و سبیلها را تاب میدادند سپس مسخ شدند. (فرات گوید)من گوینده ای را خوش بیان تر از او ندیده بودم. از دنبالش میرفتم تا در جلو خان مسجد نشست، باو عرضکردم: دلیل بر امامت چیست خدایت رحمت کند؟ فرمود: آن سنگریزه را بیاور-و با دست اشاره بسنگریزه یی کرد-آن را نزدش آوردم، پس با خاتمش آن را مهر کرد و سپس بمن فرمود: ای…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 346

أَقْبَلَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع وَ مَعَهُ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ ع وَ هُوَ مُتَّكِئٌ عَلَى يَدِ سَلْمَانَ فَدَخَلَ اَلْمَسْجِدَ اَلْحَرَامَ فَجَلَسَ إِذْ أَقْبَلَ رَجُلٌ حَسَنُ اَلْهَيْئَةِ وَ اَللِّبَاسِ فَسَلَّمَ عَلَى أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ فَرَدَّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمَ فَجَلَسَ ثُمَّ قَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَسْأَلُكَ عَنْ ثَلاَثِ مَسَائِلَ إِنْ أَخْبَرْتَنِي بِهِنَّ عَلِمْتُ أَنَّ اَلْقَوْمَ رَكِبُوا مِنْ أَمْرِكَ مَا قُضِيَ عَلَيْهِمْ وَ أَنْ لَيْسُوا بِمَأْمُونِينَ فِي دُنْيَاهُمْ وَ آخِرَتِهِمْ وَ إِنْ تَكُنِ اَلْأُخْرَى عَلِمْتُ أَنَّكَ وَ هُمْ شَرَعٌ سَوَاءٌ فَقَالَ…

امام محمد تقی علیه السلام فرمود: امیر المومنین همراه حسن بن علی علیهما السلام می آمد و بدست سلمان تکیه کرده بود تا وارد مسجد الحرام شد و بنشست، مردی خوش قیافه و خوش لباس پیش آمد و بامیر المومنین علیه السلام سلام کرد، حضرت جوابش فرمود و او بنشست آنگاه عرضکرد: یا امیر المومنین سه مساله از شما میپرسم، اگر جواب گفتی، میدانم که آن مردم(که بعد از پیغمبر حکومت را متصرف شدند) در باره تو مرتکب عملی شدند که خود را محکوم ساختند و در امر دنیا و آخرت خویش آسوده و در امان نیستند و اگر جواب نگفتی میدانم تو هم با آنها برابری. امیر المومنین علیه السلام باو فرمود: هر چه خواهی از من بپرس، او گفت: بمن بگو: 1-وقتی انسان میخوابد روحش کجا میرود؟ ، 2-و چگونه می شود که انسان گاهی بیاد می آورد و گاهی فراموش میکند؟…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 525

يَا كُمَيْلُ سَمِّ كُلَّ يَوْمٍ بِاسْمِ اَللَّهِ وَ قُلْ ;لاَ حَوْلَ وَ لاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ; وَ تَوَكَّلْ عَلَى اَللَّهِ وَ اُذْكُرْنَا وَ سَمِّ بِأَسْمَائِنَا وَ صَلِّ عَلَيْنَا وَ أَدِرْ بِذَلِكَ عَلَى نَفْسِكَ وَ مَا تَحُوطُهُ عِنَايَتُكَ تُكْفَ شَرَّ ذَلِكَ اَلْيَوْمِ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ يَا كُمَيْلُ إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص أَدَّبَهُ اَللَّهُ وَ هُوَ ع أَدَّبَنِي وَ أَنَا أُؤَدِّبُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ أُوَرِّثُ اَلْآدَابَ اَلْمُكْرَمِينَ يَا كُمَيْلُ مَا مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَ أَنَا أَفْتَحُهُ وَ مَا مِنَ سِرٍّ إِلاَّ وَ اَلْقَائِمُ ع يَخْتِمُهُ يَا كُمَيْلُ ذُرِّيَّةً بَعْضُها…

خلاصه سفارش امیر المومنین علی علیه السلام به کمیل -ای کمیل هر روز را به نام خدا آغاز نما و نامش را بر زبان جاری ساز و بگو: «لا حول و لا قوه الا بالله»و بر خدا توکل کن و از ما یاد نما و اسم های ما را ذکر کن و بر ما درود فرست و آن را بر خود و هر چه مورد عنایت توست بچرخان تا از شر آن روز در امان باشی ان شا الله. ای کمیل همانا خداوند، رسول الله صلی الله علیه و آله را تربیت کرد و پیامبر نیز به تربیت من پرداخت و من هم مومنان را تربیت کنم و آداب زندگی را برای مردم گرامی به ارث گذارم. هیچ دانشی نیست مگر آن که من آن را افتتاح نمایم و هیچ رازی نیست مگر آن که امام قایم علیه السلام با پرده برداری آن را به پایان رساند. -ای کمیل عترت پیامبر خاندانی هستند که از یک دیگرند و خدا شنوا و داناست. ای کمیل مطالب…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 171

سِتَّةٌ لاَ يَنْبَغِي أَنْ يُسَلَّمَ عَلَيْهِمْ وَ سِتَّةٌ لاَ يَنْبَغِي لَهُمْ أَنْ يَؤُمُّوا وَ سِتَّةٌ فِي هَذِهِ اَلْأُمَّةِ مِنْ أَخْلاَقِ قَوْمِ لُوطٍ فَأَمَّا اَلَّذِينَ لاَ يَنْبَغِي أَنْ يُسَلَّمَ عَلَيْهِمْ فَالْيَهُودُ وَ اَلنَّصَارَى وَ أَصْحَابُ اَلنَّرْدِ وَ اَلشِّطْرَنْجِ وَ أَصْحَابُ اَلْخَمْرِ وَ اَلْبَرْبَطِ وَ اَلطُّنْبُورِ وَ اَلْمُتَفَكِّهُونَ بِسَبِّ اَلْأُمَّهَاتِ وَ اَلشُّعَرَاءُ وَ أَمَّا اَلَّذِينَ لاَ يَنْبَغِي أَنْ يَؤُمُّوا مِنَ اَلنَّاسِ فَوَلَدُ اَلزِّنَا وَ اَلْمُرْتَدُّ وَ اَلْأَعْرَابِيُّ بَعْدَ اَلْهِجْرَةِ وَ شَارِبُ اَلْخَمْرِ وَ اَلْمَحْدُودُ وَ…

اصبغ بن نباته گوید: شنیدم از امیر المومنین که میفرمود: شش کس را نشاید سلام داد و شش کس را نشاید که امام جماعت گردند و شش عمل در این امت از اخلاق قوم لوط است اما آنان که سلام بر آنان نشاند. 1-یهودی و نصاری. 2-نرد و شطرنج بازان. 3-میگساران. 4-تار و تنبور زنان. 5-کسانی که شوخیهاشان فهش بر مادر یک دیگر است. 6-شاعران و اما آنان که امامت جماعت را نشایند زنا زاده و مرتد و عربی که پس از هجرت بشهر اسلام دوباره بیابان نشین گردد و میخواره و کسی که حد شرعی بر او جاری شده باشد و کسی که ختنه نشده باشد. و اما کارهایی که از اخلاق قوم لوط است بازی جلاهق و سنگریزه بانگشتان پرتاب نمودن و علک جویدن و از روی تکبر دامن بر زمین کشیدن و بند قبا و دکمه پیراهن باز گذاشتن.

الخصال، ج 2، ص 330

فرض اللّه سبحانه الإيمان تطهيرا من الشّرك و الصّلوة تنزيها عن الكبر و الزّكوة تسبّبا تسبيبا للرّزق و الصّيام ابتلاء لإخلاص الخلق و الحجّ تقوية للدّين و الجهاد عزّا للإسلام و الأمر بالمعروف مصلحة للعوام و النّهي عن المنكر ردعا للسّفهاء و صلة الأرحام منهاة للعدد و القصاص حقنا للدّماء و إقامة الحدود إعظاما للمحارم و ترك شرب الخمر تحصينا للعقل و مجانبة السّرقة إيجابا إيجادا للعفّة و ترك الزّنا تحصينا للأنساب و ترك اللّواط تكثيرا للنسل و الشّهادة استظهارا على المجاحدات و ترك الكذب تشريفا للصّدق و الإسلام أمانا من المخاوف و الإمامة نظاما للأمّة و الطّاعة تعظيما للإمامة

خداوند:ایمان را واجب کرده است برای پاکیزگی از شرک، و نماز را واجب نموده، برای دور نمودن کبر و خودپسندی:و زکاة را واجب کرده است، برای این که، سبب روزی شود، و روزه را واجب نموده، برای آزمایش اخلاص مردم و حج را واجب کرده است برای تقویت دین و جهات را برای سربلندی اسلام، و امر به معروف را، برای مصلحت عامّۀ مردم، و نهی از منکر را، برای بازداشتن کم خردان، و صلۀ رحم را واجب نموده برای زیاد شدن تعداد، و قصاص را واجب کرده برای حفظ خونها، و بر پاداشتن حدّها را واجب دانسته است برای بزرگ گردانیدن حرامها، و آشامیدن شراب را حرام دانسته برای استوار گردانیدن خرد، و حرمت ورزی را برای ایجاد پاکی، و زنا را حرام دانسته، برای نگاهداری نسب ها، و لواط را حرام نموده است، برای افزایش نسلها، و گواهی را واجب نموده است…

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 229

فرض اللّه سبحانه الإيمان تطهيرا من الشّرك و الصّلوة تنزيها عن الكبر و الزّكوة تسبّبا تسبيبا للرّزق و الصّيام ابتلاء لإخلاص الخلق و الحجّ تقوية للدّين و الجهاد عزّا للإسلام و الأمر بالمعروف مصلحة للعوام و النّهي عن المنكر ردعا للسّفهاء و صلة الأرحام منهاة للعدد و القصاص حقنا للدّماء و إقامة الحدود إعظاما للمحارم و ترك شرب الخمر تحصينا للعقل و مجانبة السّرقة إيجابا إيجادا للعفّة و ترك الزّنا تحصينا للأنساب و ترك اللّواط تكثيرا للنسل و الشّهادة استظهارا على المجاحدات و ترك الكذب تشريفا للصّدق و الإسلام أمانا من المخاوف و الإمامة نظاما للأمّة و الطّاعة تعظيما للإمامة

خداوند:ایمان را واجب کرده است برای پاکیزگی از شرک، و نماز را واجب نموده، برای دور نمودن کبر و خودپسندی:و زکاة را واجب کرده است، برای این که، سبب روزی شود، و روزه را واجب نموده، برای آزمایش اخلاص مردم و حج را واجب کرده است برای تقویت دین و جهات را برای سربلندی اسلام، و امر به معروف را، برای مصلحت عامّۀ مردم، و نهی از منکر را، برای بازداشتن کم خردان، و صلۀ رحم را واجب نموده برای زیاد شدن تعداد، و قصاص را واجب کرده برای حفظ خونها، و بر پاداشتن حدّها را واجب دانسته است برای بزرگ گردانیدن حرامها، و آشامیدن شراب را حرام دانسته برای استوار گردانیدن خرد، و حرمت ورزی را برای ایجاد پاکی، و زنا را حرام دانسته، برای نگاهداری نسب ها، و لواط را حرام نموده است، برای افزایش نسلها، و گواهی را واجب نموده است…

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 229
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه