مَنِ اِخْتَلَفَ إِلَى اَلْمَسَاجِدِ أَصَابَ إِحْدَى اَلثَّمَانِ أَخاً مُسْتَفَاداً فِي اَللَّهِ أَوْ عِلْماً مُسْتَظْرَفاً أَوْ آيَةً مُحْكَمَةً أَوْ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً أَوْ كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى أَوْ يَسْمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى هُدًى أَوْ يَتْرُكُ ذَنْباً خَشْيَةً أَوْ حَيَاءً.
اصبغ بن نباته گوید: امیر المومنین(ع)میفرماید کسی که به مسجدها رفت و آمد داشته باشد بیکی از هشت خصلت میرسد بهره مندی از برادری دینی و یا دانشی نیکو و یا نشانه محکمی از نشانه های حق و یا رحمتی که بانتظار وی بوده و یا سخنی که او را از هلاکتی نجات بخشد و یا مطلبی که او را براه نجات رهبری کند و یا گناهی را ترک نماید از ترس خدا و یا از روی شرم و حیا.
كَانَ اَلَّذِينَ أَنْكَرُوا عَلَى أَبِي بَكْرٍ جُلُوسَهُ فِي اَلْخِلاَفَةِ وَ تَقَدُّمَهُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع اِثْنَيْ عَشَرَ رَجُلاً مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ وَ كَانَ مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ خَالِدُ بْنُ سَعِيدِ بْنِ اَلْعَاصِ وَ اَلْمِقْدَادُ بْنُ اَلْأَسْوَدِ وَ أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ وَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ وَ أَبُو ذَرٍّ اَلْغِفَارِيُّ وَ سَلْمَانُ اَلْفَارِسِيُّ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ وَ بُرَيْدَةُ اَلْأَسْلَمِيُّ وَ كَانَ مِنَ اَلْأَنْصَارِ خُزَيْمَةُ بْنُ ثَابِتٍ ذُو اَلشَّهَادَتَيْنِ وَ سَهْلُ بْنُ حُنَيْفٍ وَ أَبُو أَيُّوبَ اَلْأَنْصَارِيُّ وَ…
زید بن وهب گوید: آنان که با نشستن ابی بکر در مسند خلافت و پیش افتادنش از علی بن ابی طالب مخالفت کردند از مهاجرین و انصار دوازده مرد بودند، از مهاجرین خالد بن سعید بن العاص بود و مقداد بن الاسود و ابی بن کعب و عمار بن یاسر و ابو ذر غفاری و سلمان فارسی و عبد الله بن مسعود و بریده اسلمی، و از انصار خزیمه بن ثابت ذو الشهادتین بود و سهل بن حنیف و ابو ایوب انصاری و ابو الهیثم بن التیهان و دیگران نیز بودند همین که ابو بکر بر منبر شد اینان با یک دیگر مشورت کردند بعضیشان گفت چرا نرویم تا از منبر رسول خدایش فرود آوریم؟ و دیگران گفتند اگر چنین کنید خود را بزحمت می اندازید و خدای عز و جل می فرماید خود را با دست خود بهلاکت نیندازید بهتر اینکه همگی بنزد علی بن ابی طالب برویم و در این باره با او مشورت…
إنّ اللّه سبحانه أمر عباده تخييرا و نهاهم تحذيرا و كلّف يسيرا و لم يكلّف عسيرا و أعطى على «ايّام البيض»يعنى روزهاى سفيد و مراد به آن، سيزدهم،چهاردهم،و پانزدهم هر ماه است.
همانا خداوند به بندگان خود، فرمان داده از روی اختیار، و آنها را بازداشته در حالی که ترسانیده است.اندک، تکلیف نموده و دشوار تکلیف ننموده است. با عمل اندک بخشش بسیار نماید.نافرمانی نشده در حالی که مغلوب باشد، و اطاعت نشده، در حالی که اجبار کرده باشد.پیامبران را برای سرگرمی فرو نفرستاده، و کتاب قرآن را بیهوده نازل نکرده است، آسمان و زمین و آنچه در میانه آنهاست، باطل نیافریده است، این گمان کسانی است که کفر ورزیدند، پس وای بر آنان که کفر ورزیدند، از آتش. إن کنت حریصا علی طلب علی إستیفاء طلب... المضمون لک فکن حریصا علی أداء المفروض علیک اگر بر طلب آنچه برای تو تضمین شده، آزمندی، پس بهتر است حریص باشی به انجام آنچه بر
القليل كثيرا و لم يعص مغلوبا و لم يطع مكرها و لم يرسل الأنبياء لعبا و لم ينزل الكتاب عبثا و ما خلق السّموات و الأرض و ما بينهما باطلا ذلك ظنّ الّذين كفروا فويل للّذين كفروا من النّار
همانا خداوند به بندگان خود، فرمان داده از روی اختیار، و آنها را بازداشته در حالی که ترسانیده است.اندک، تکلیف نموده و دشوار تکلیف ننموده است. با عمل اندک بخشش بسیار نماید.نافرمانی نشده در حالی که مغلوب باشد، و اطاعت نشده، در حالی که اجبار کرده باشد.پیامبران را برای سرگرمی فرو نفرستاده، و کتاب قرآن را بیهوده نازل نکرده است، آسمان و زمین و آنچه در میانه آنهاست، باطل نیافریده است، این گمان کسانی است که کفر ورزیدند، پس وای بر آنان که کفر ورزیدند، از آتش.
فرض اللّه سبحانه الإيمان تطهيرا من الشّرك و الصّلوة تنزيها عن الكبر و الزّكوة تسبّبا تسبيبا للرّزق و الصّيام ابتلاء لإخلاص الخلق و الحجّ تقوية للدّين و الجهاد عزّا للإسلام و الأمر بالمعروف مصلحة للعوام و النّهي عن المنكر ردعا للسّفهاء و صلة الأرحام منهاة للعدد و القصاص حقنا للدّماء و إقامة الحدود إعظاما للمحارم و ترك شرب الخمر تحصينا للعقل و مجانبة السّرقة إيجابا إيجادا للعفّة و ترك الزّنا تحصينا للأنساب و ترك اللّواط تكثيرا للنسل و الشّهادة استظهارا على المجاحدات و ترك الكذب تشريفا للصّدق و الإسلام أمانا من المخاوف و الإمامة نظاما للأمّة و الطّاعة تعظيما للإمامة
خداوند:ایمان را واجب کرده است برای پاکیزگی از شرک، و نماز را واجب نموده، برای دور نمودن کبر و خودپسندی:و زکاة را واجب کرده است، برای این که، سبب روزی شود، و روزه را واجب نموده، برای آزمایش اخلاص مردم و حج را واجب کرده است برای تقویت دین و جهات را برای سربلندی اسلام، و امر به معروف را، برای مصلحت عامّۀ مردم، و نهی از منکر را، برای بازداشتن کم خردان، و صلۀ رحم را واجب نموده برای زیاد شدن تعداد، و قصاص را واجب کرده برای حفظ خونها، و بر پاداشتن حدّها را واجب دانسته است برای بزرگ گردانیدن حرامها، و آشامیدن شراب را حرام دانسته برای استوار گردانیدن خرد، و حرمت ورزی را برای ایجاد پاکی، و زنا را حرام دانسته، برای نگاهداری نسب ها، و لواط را حرام نموده است، برای افزایش نسلها، و گواهی را واجب نموده است…
طُوبَى لِمَنْ أَلْزَمَ نَفْسَهُ مَخَافَةَ رَبِّهِ وَ أَطَاعَهُ فِي اَلسِّرِّ وَ اَلْجَهْر
خوشا به کسی که مراقب نفس خود باشد از ترس پروردگارش.و او را در پنهان و آشکار فرمانبرداری کند.
اَلْحَذَرَ اَلْحَذَرَ أَيُّهَا اَلْمُسْتَمِعُ وَ اَلْجِدَّ اَلْجِدَّ أَيُّهَا اَلْعَاقِلُ اَلْغَافِلُ وَ لاٰ يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِير
بترس، بترس ای شنونده، و بکوش، بکوش ای خردمند غافل و کسی همانند دانا تو را آگاه نمی سازد.
اَلْحَذَرَ اَلْحَذَرَ أَيُّهَا اَلْمَغْرُورُ وَ اَللَّهِ فَوَ اَللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ حَتَّى كَأَنَّهُ قَدْ غَفَر
بترس، بترس ای فریفته که خداوند چنان پرده پوشیده که گویی آمرزیده است.
مَا أَشْجَعَ اَلْبَرِيءَ وَ أَجْبَنَ اَلْمُرِيب
چه دلیر است بیگناه و چه ترسان است مشکوک.
مَن تَطَبَّبَ فَلْيَتَّقِ اللّه وَ لْيَنصَحْ وَ ليَجتَهِدْ؛
هر که طبابت می کند باید از خدا بترسد و خیرخواه باشد و سعی خود را به کار برد.
مَا أَهْوَلَ اَللَّهُمَّ مَا نُشَاهِدُهُ مِنْ مَلَكُوتِكَ وَ مَا أَحْقَرَ ذَلِكَ فِيمَا غَابَ عَنَّا مِنْ عَظِيمِ سُلْطَانِك
خداوندا، چه بسیار ترسناک است آنچه از عزّت و سلطنت تو مشاهده می کنیم، و چه بسیار کوچک است این، در کنار آنچه از قدرت فرمانروایی تو بر ما پنهان است.
أَنْعِمْ تُشْكَرْ وَ اِرْهَبْ تَحْذَرْ وَ لاَ تُمَازِحْ فَتُحْقَر
بخشش کن تا سپاس گذاشته شوی، و از خدا بترس تا کناره گیری از گناه ، و شوخی مکن که کوچک شمرده شوی.