إِنَّ أَوَّلَ عِبَادَةِ اَللَّهِ مَعْرِفَتُهُ وَ أَصْلَ مَعْرِفَتِهِ تَوْحِيدُهُ وَ نِظَامَ تَوْحِيدِهِ نَفْيُ اَلصِّفَاتِ عَنْهُ لِشَهَادَةِ اَلْعُقُولِ أَنَّ كُلَّ صِفَةٍ وَ مَوْصُوفٍ مَخْلُوقٌ وَ شَهَادَةِ كُلِّ مَخْلُوقٍ أَنَّ لَهُ خَالِقاً لَيْسَ بِصِفَةٍ وَ لاَ مَوْصُوفٍ وَ شَهَادَةِ كُلِّ صِفَةٍ وَ مَوْصُوفٍ بِالاِقْتِرَانِ وَ شَهَادَةِ اَلاِقْتِرَانِ بِالْحَدَثِ وَ شَهَادَةِ اَلْحَدَثِ بِالاِمْتِنَاعِ مِنَ اَلْأَزَلِ اَلْمُمْتَنِعِ مِنْ حَدَثِهِ فَلَيْسَ اَللَّهَ عَرَفَ مَنْ عَرَفَ ذَاتَهُ وَ لاَ لَهُ وَحَّدَ مَنْ نَهَّاهُ وَ لاَ بِهِ صَدَّقَ مَنْ مَثَّلَهُ وَ لاَ حَقِيقَتَهُ أَصَابَ…
خطبه امام علی علیه السلام در اخلاص توحید -همانا سرآغاز خداپرستی، خداشناسی است و اساس خداشناسی، یگانه انگاشتن اوست و شیوه یگانه انگاشتن، زدودن صفتها از اوست؛ چه همه خردها گواه این مطلب اند که هر صفت و موصوفی، مخلوق است و هر مخلوقی گواه آن است که خالقی دارد که نه صفت است و نه موصوف و هر صفت و موصوف گواه ترکیب است و ترکیب نیز گواه حدوث است -و حدوث گواه امتناع ازلی بودن است که خود ممتنع از حدوث است. پس هر کس گمان کند که ذات خدا را شناخته، خدا را به درستی نشناخته است و هر کس نهایتی برای او پندارد، خدا را یگانه ندانسته است و هر کس مانندی برای او فرض کرده، خدا را باور ننموده است و هر کس شبیهی برایش آورده، به حقیقت او پی نبرده و هر کس در وهمش گنجانیده، او مورد نظرش نبوده و هر کس کنه خدا را بجوید، او…
مِنَ اَلْوَالِدِ اَلْفَانِ اَلْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ اَلْمُدْبِرِ اَلْعُمُرِ اَلْمُسْتَسْلِمِ لِلدَّهْرِ اَلذَّامِّ لِلدُّنْيَا اَلسَّاكِنِ مَسَاكِنَ اَلْمَوْتَى اَلظَّاعِنِ عَنْهَا إِلَيْهِمْ غَداً إِلَى اَلْمَوْلُودِ اَلْمُؤَمِّلِ مَا لاَ يُدْرِكُ اَلسَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ غَرَضِ اَلْأَسْقَامِ وَ رَهِينَةِ اَلْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ اَلْمَصَائِبِ وَ عَبْدِ اَلدُّنْيَا وَ تَاجِرِ اَلْغُرُورِ وَ غَرِيمِ اَلْمَنَايَا وَ أَسِيرِ اَلْمَوْتِ وَ حَلِيفِ اَلْهُمُومِ وَ قَرِينِ اَلْأَحْزَانِ وَ نُصُبِ اَلْآفَاتِ وَ صَرِيعِ اَلشَّهَوَاتِ وَ خَلِيفَةِ اَلْأَمْوَاتِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ فِيمَا…
نامه امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام -از پدری که در آستانه فناست و چیرگی زمان را پذیراست، زندگی را پشت سر نهاده، تسلیم گردش روزگار شده، نکوهش کننده این جهان است، آرمنده در جایگاه مردگان که فردا به نزد آنان روان است. به فرزندی که آرزومند چیزی است که به دست نیاید، راهرو راه کسانی است که به هلاکت رسیده اند. فرزندی که آماج بیماریهاست و گروگان گذشت روزگاران. پسری که تیر مصیبتها به سوی او روان است و بنده گوش به فرمان دنیاست. سوداگر فریب و وامدار مرگ و اسیر نیستی است. هم پیمان اندوه ها و همنشین غمهاست. آماج آفات و زمین خورده شهوات و جانشین مردگان است. اما بعد؛ همانا من از پشت کردن دنیا به خود و سرکشی روزگار بر خود و روی آوردن آخرت به خویش، دریافتم که باید در اندیشه خویش…
اَلْحِجَامَةُ تُصِحُّ اَلْبَدَنَ وَ تَشُدُّ اَلْعَقْلَ أَخْذُ اَلشَّارِبِ مِنَ اَلنَّظَافَةِ وَ هُوَ مِنَ اَلسُّنَّةِ اَلطِّيبُ فِي اَلشَّارِبِ كَرَامَةٌ لِلْكَاتِبَيْنِ وَ هُوَ مِنَ اَلسُّنَّةِ اَلدُّهْنُ يُلَيِّنُ اَلْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي اَلدِّمَاغِ وَ اَلْعَقْلِ وَ يُسَهِّلُ مَوْضِعَ اَلطَّهُورِ وَ يَذْهَبُ بِالشَّعَثِ وَ يُصَفِّي اَللَّوْنَ اَلسِّوَاكُ مَرْضَاةٌ لِلرَّبِّ وَ مَطْيَبَةٌ لِلْفَمِ وَ هُوَ مِنَ اَلسُّنَّةِ غَسْلُ اَلرَّأْسِ بِالْخِطْمِيِّ يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ يُنَقِّي اَلْأَقْذَارَ اَلْمَضْمَضَةُ وَ اَلاِسْتِنْشَاقُ بِالْمَاءِ عِنْدَ اَلطَّهُورِ طَهُورٌ لِلْفَمِ وَ…
آدابی که امیر المومنین علی علیه السلام به اصحاب خود آموخت -که عبارت از چهار صد دستور عمل برای دین و دنیاست حجامت تن را سالم سازد و عقل را محکم نماید. چیدن شارب از نظافت است و هم از سنت. استعمال بوی خوش برای شارب گرامی داشت نویسندگان اعمال است و هم از سنت است. روغن مالیدن پوست را نرم کند و مغز و عقل را زیاد نماید و محل وضو و غسل را هموار سازد و ژولیدگی را ببرد و رنگ را صفا بخشد. مسواک زدن موجب خرسندی خدا و خوشبویی دهان می شود و سنت نیز می باشد. شستشوی سر با گل ختمی چرک را بزداید و کثافت ها را پاک کند. شستشوی دهان و بینی هنگام وضو، پاک کننده دهان و بینی است. استعمال انفیه سر را سالم کند و تن را درمان نماید و همه دردهای سر را بهبود بخشد. -نوره بدن را نیرومند و پاکسازی می کند. چیدن ناخن از…
بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اَللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ مَالِكَ بْنَ اَلْحَارِثِ اَلْأَشْتَرَ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ حِينَ وَلاَّهُ مِصْرَ جِبَايَةَ خَرَاجِهَا وَ مُجَاهَدَةَ عَدُوِّهَا وَ اِسْتِصْلاَحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلاَدِهَا أَمَرَهُ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ إِيثَارِ طَاعَتِهِ وَ اِتِّبَاعِ مَا أَمَرَ اَللَّهُ بِهِ فِي كِتَابِهِ مِنْ فَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ اَلَّتِي لاَ يَسْعَدُ أَحَدٌ إِلاَّ بِاتِّبَاعِهَا وَ لاَ يَشْقَى إِلاَّ مَعَ جُحُودِهَا وَ إِضَاعَتِهَا وَ أَنْ يَنْصُرَ اَللَّهَ بِيَدِهِ وَ قَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ فَإِنَّهُ قَدْ…
فرمان امیر المومنین علی علیه السلام به مالک اشتر -هنگامی که او را به فرمانروایی مصر و توابع آن گماشت به نام خداوند رحمتگر مهربان این فرمانی است از بنده خدا، علی امیر مومنان به مالک اشتر پسر حارث در پیمانی که با او می گذارد، هنگامی که او را به فرمانروایی مصر می گمارد تا خراج آنجا را فراهم آورد و با دشمن پیکار نماید و کار مردم را سامان دهد و شهرهای آن را آباد سازد. او را امر می نماید به تقوای الهی و مقدم داشتن طاعت خدا بر دیگر کارها و پیروی از هر چه خدا در کتاب خود بدانها امر فرموده، از واجبات و سنتهایی که کسی به نیک بختی دست نیابد مگر با پیروی از آنها و به بدبختی نیفتد مگر به انکار و تباه ساختن آنها. و باید که خدای سبحان را با دست و دل و زبانش یاری نماید؛ زیرا او ضامن گشته که یاوران خود را…
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ اَلْخَلْقِ وَ خَالِقِ اَلْإِصْبَاحِ وَ مُنْشِرِ اَلْمَوْتَى وَ بَاعِثِ مَنْ فِي اَلْقُبُورِ وَ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ ص عِبَادَ اَللَّهِ إِنَّ أَفْضَلَ مَا تَوَسَّلَ بِهِ اَلْمُتَوَسِّلُونَ إِلَى اَللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ اَلْإِيمَانُ بِاللَّهِ وَ بِرُسُلِهِ وَ مَا جَاءَتْ بِهِ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ وَ اَلْجِهَادُ فِي سَبِيلِهِ فَإِنَّهُ ذِرْوَةُ اَلْإِسْلاَمِ وَ كَلِمَةُ اَلْإِخْلاَصِ فَإِنَّهَا اَلْفِطْرَةُ وَ إِقَامَةُ اَلصَّلاَةِ فَإِنَّهَا اَلْمِلَّةُ وَ إِيتَاءُ اَلزَّكَاةِ…
(سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام) که معروف به خطبه دیباج است -سپاس خدای را که پدید آورنده آفریدگان و آفریننده سپیده دمان و حیات بخش مردگان و برانگیزاننده به گور خفتگان است و شهادت می دهم که خداوندی جز الله، خدای یکتا نیست. یگانه است و بی هیچ شریکی. و شهادت می دهم که محمد صلی الله علیه و آله بنده او و پیامبر اوست. ای بندگان خدا همانا برترین دستاویز دست آویختگان به خدا-که یادش شکوهمند است-ایمان به خدا و پیامبرانش و آنچه از جانب خدا آورده اند و جهاد در راه خدا، زیرا جهاد فراز نای اسلام است و همچنین یکتا دانستن خدا که در فطرت هر انسانی سرشته شده است و برپا داشتن نماز که آن نشان ملت اسلام است و پرداختن زکات است که آن فریضه ای است واجب و روزه ماه رمضان که آن سپری است برای جلوگیری از عذاب و…
إِنَّ اَللَّهَ اِبْتَدَأَ اَلْأُمُورَ فَاصْطَفَى لِنَفْسِهِ مِنْهَا مَا شَاءَ وَ اِسْتَخْلَصَ مِنْهَا مَا أَحَبَّ فَكَانَ مِمَّا أَحَبَّ أَنَّهُ اِرْتَضَى اَلْإِيمَانَ فَاشْتَقَّهُ مِنِ اِسْمِهِ فَنَحَلَهُ مَنْ أَحَبَّ مِنْ خَلْقِهِ ثُمَّ بَيَّنَهُ فَسَهَّلَ شَرَائِعَهُ لِمَنْ وَرَدَهُ وَ أَعَزَّ أَرْكَانَهُ عَلَى مَنْ جَانَبَهُ وَ جَعَلَهُ عِزّاً لِمَنْ وَالاَهُ وَ أَمْناً لِمَنْ دَخَلَهُ وَ هُدًى لِمَنِ اِئْتَمَّ بِهِ وَ زِينَةً لِمَنْ تَحَلَّى بِهِ وَ دِيناً لِمَنِ اِنْتَحَلَهُ وَ عِصْمَةً لِمَنِ اِعْتَصَمَ بِهِ وَ حَبْلاً لِمَنِ اِسْتَمْسَكَ بِهِ وَ بُرْهَاناً لِمَنْ تَكَلَّمَ بِهِ وَ…
سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام در بیان ایمان و کفر و ریشه ها و شاخه های آن دو -همانا خدا همه چیز را آغاز کرد و از آنها هر چه را خواست برای خود برگزید و از بین آنها آنچه را دوست داشت ویژه خود ساخت که از جمله آنها که دوست می داشت پسندیدن ایمان بود و ایمان را از نام خودش مشتق ساخت و آن را به هر که از آفریدگانش دوست داشت بخشید، سپس آن را بیان کرد و راههایش را برای کسی که می خواهد به آن درآید هموار ساخت و ارکان آن را در برابر بیگانگان استوار داشت و آن را مایه عزت قرار داد برای کسی که آن را دوست بدارد و پناهگاه برای کسی که به آن داخل شود و وسیله هدایت برای کسی که به آن اقتدا نماید و آرایش برای کسی که به آن آراسته شود و دین برای هر کس که آن را آیین خود سازد و حفاظ برای کسی که پناه جوید و…
كُنَّا مَعَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع بِالْبَصْرَةِ فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ قِتَالِ مَنْ قَاتَلَهُ أَشْرَفَ عَلَيْنَا مِنْ آخِرِ اَللَّيْلِ فَقَالَ مَا أَنْتُمْ فِيهِ فَقُلْنَا فِي ذَمِّ اَلدُّنْيَا فَقَالَ عَلاَمَ تَذُمُّ اَلدُّنْيَا يَا جَابِرُ ثُمَّ حَمِدَ اَللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ وَ قَالَ أَمَّا بَعْدُ فَمَا بَالُ أَقْوَامٍ يَذُمُّونَ اَلدُّنْيَا اِنْتَحَلُوا اَلزُّهْدَ فِيهَا اَلدُّنْيَا مَنْزِلُ صِدْقٍ لِمَنْ صَدَقَهَا وَ مَسْكَنُ عَافِيَةٍ لِمَنْ فَهِمَ عَنْهَا وَ دَارُ غِنًى لِمَنْ تَزَوَّدَ مِنْهَا مَسْجِدُ أَنْبِيَاءِ اَللَّهِ وَ مَهْبِطُ وَحْيِهِ وَ مُصَلَّى مَلاَئِكَتِهِ وَ…
وصف دنیا برای تقوا پیشگان توسط امیر المومنین علی علیه السلام -جابر بن عبد الله انصاری گوید: ما در بصره همراه امیر المومنین علیه السلام بودیم. چون از نبرد مخالفان خود آسوده شد در اواخر شب به ما سرکشی کرد و فرمود: در چه موردی گفتگو می کنید؟ عرض کردیم: در نکوهش دنیا. حضرت فرمود: چه چیز دنیا را مورد نکوهش قرار داده اید؟ آنگاه خدا را سپاس گفت و به ستایش او پرداخت و فرمود: اما بعد، چرا گروهی از مردم به نکوهش دنیا می پردازند؟ و با زهد نمایی خود را بی رغبت به آن نشان می دهند؟ دنیا برای کسی که آن را راستگو انگارد، سرای راستی است و برای کسی که حقیقت آن را دریابد، خانه عافیت است و برای کسی که از آن توشه اندوخت، سرای توانگری است. دنیا سجده گاه پیامبران خدا و فرودگاه وحی خدا و نمازگاه فرشتگان خدا و…
بَعَثَ مُعَاوِيَةُ رَجُلاً مُتَنَكِّراً يَسْأَلُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَنْ مَسَائِلَ سَأَلَهُ عَنْهَا مَلِكُ اَلرُّومِ فَلَمَّا دَخَلَ اَلْكُوفَةَ وَ خَاطَبَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع أَنْكَرَهُ فَقَرَّرَهُ فَاعْتَرَفَ لَهُ بِالْحَالِ فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع قَاتَلَ اَللَّهُ اِبْنَ آكِلَةِ اَلْأَكْبَادِ مَا أَضَلَّهُ وَ أَضَلَّ مَنْ مَعَهُ قَاتَلَهُ اَللَّهُ لَقَدْ أَعْتَقَ جَارِيَةً مَا أَحْسَنَ أَنْ يَتَزَوَّجَهَا حَكَمَ اَللَّهُ بَيْنِي وَ بَيْنَ هَذِهِ اَلْأُمَّةِ قَطَعُوا رَحِمِي وَ صَغَّرُوا عَظِيمَ مَنْزِلَتِي وَ أَضَاعُوا أَيَّامِي عَلَيَّ بِالْحَسَنِ وَ اَلْحُسَيْنِ وَ…
پاسخ امام حسن علیه السلام به سوالاتی که از ایشان شده بود -(این روایت طولانی بود و ما بر حسب نیاز مقداری از آن را نقل می کنیم) معاویه مردی را به طور ناشناس نزد امیر المومنین علیه السلام فرستاد تا سوالاتی را که امپراطور روم از او پرسیده بود از علی علیه السلام بپرسد. چون آن مرد به کوفه وارد شد با امیر المومنین علیه السلام صحبت کرد، حضرت او را ناشناس تشخیص داد و به بازجویی او پرداخت و او به حقیقت امر اعتراف کرد. امیر المومنین علیه السلام فرمود: خداوند پسر هند چگرخواره را بکشد که چقدر خود را در گمراهی انداخته و یارانش را گمراه ساخته است. کنیزی را آزاد کرد که بهتر بود او را به همسری می گرفت. یعنی کنیزی را آزاد کرد و درست نمی دانست چگونه با او ازدواج نماید. خداوند میان من و این امت حکم نماید، اینان…
خَطَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع خُطْبَةً بَعْدَ اَلْعَصْرِ فَعَجِبَ اَلنَّاسُ مِنْ حُسْنِ صِفَتِهِ وَ مَا ذَكَرَهُ مِنْ تَعْظِيمِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ قَالَ أَبُو إِسْحَاقَ فَقُلْتُ لِلْحَارِثِ أَ وَ مَا حَفِظْتَهَا قَالَ قَدْ كَتَبْتُهَا فَأَمْلاَهَا عَلَيْنَا مِنْ كِتَابِهِ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي لاَ يَمُوتُ وَ لاَ تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ مِنْ إِحْدَاثِ بَدِيعٍ لَمْ يَكُنِ اَلَّذِي لَمْ يَلِدْ فَيَكُونَ فِي اَلْعِزِّ مُشَارَكاً وَ لَمْ يُولَدْ فَيَكُونَ مَوْرُوثاً هَالِكاً وَ لَمْ تَقَعْ عَلَيْهِ اَلْأَوْهَامُ فَتُقَدِّرَهُ شَبَحاً مَاثِلاً وَ لَمْ…
حارث اعور گوید روزی بعد از عصر امیر المومنین(ع)خطبه ای خواند که مردم را از خوشستایی و بزرگداشتش خدای جل جلاله را خوش آمد ابو اسحاق گوید بحارث گفتم آن سخنرانی را حفظ کرده ای؟ گفت آن را نوشته ام، سپس از نوشته خود برای ما املا کرد که: سپاس از آن خدایی که مرگ ندارد و عجایبش پایان نیابد زیرا او هر روز در کار جداگانه ایست و آن ایجاد چیز تازه ایست که سابقه نداشته است، (لعنت خدا بر یهود که گفتند دست خدا بسته است)خدایی که نزاییده تا در عزت شریک داشته باشد و زاییده نشده تا بمیرد وارث گذارد(بحدیث 241 رجوع شود)دستخوش اوهام مردم نگردد تا بصورت دور نمایی اندازه گیریش نمایند و بیناییها درکش نکند تا پس از بازگرفتن نظر از وی دگرگون شود(باینکه در برابر دیده نباشد) تا پس از بازگرفتن نظر خیالی بیش نباشد خدایی…
إِنَّ لِأَهْلِ اَلتَّقْوَى عَلاَمَاتٍ يُعْرَفُونَ بِهَا صِدْقَ اَلْحَدِيثِ وَ أَدَاءَ اَلْأَمَانَةِ وَ اَلْوَفَاءَ بِالْعَهْدِ وَ قِلَّةَ اَلْفَخْرِ وَ اَلْبُخْلِ وَ صِلَةَ اَلْأَرْحَامِ وَ رَحْمَةَ اَلضُّعَفَاءِ وَ قِلَّةَ اَلْمُؤَاتَاةِ لِلنِّسَاءِ وَ بَذْلَ اَلْمَعْرُوفِ وَ حُسْنَ اَلْخُلُقِ وَ سَعَةَ اَلْحِلْمِ وَ اِتِّبَاعَ اَلْعِلْمِ فِيمَا يُقَرِّبُ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ َ طُوبَى شَجَرَةٌ فِي اَلْجَنَّةِ أَصْلُهَا فِي دَارِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَلَيْسَ مِنْ مُؤْمِنٍ إِلاَّ وَ فِي دَارِهِ غُصْنٌ مِنْ أَغْصَانِهَا لاَ يَنْوِي فِي قَلْبِهِ شَيْئاً إِلاَّ…
امام باقر علیه السلام فرمود امیر المومنین علیه السلام میفرمود که پرهیزکاران را نشانه هایی است که با آنها شناخته می شوند: راستگویی و امانت را پس دادن و پیمان را به پایان رساندن و کمتر فخر کردن و کمتر بخل ورزیدن و با خویشان پیوند نگسستن و بر ناتوان دلسوزی نمودن و از زنان کمتر فرمان بردن و در کار نیک دست باز بودن و خوش خلقی و بسیار حلم ورزیدن و از دانستن آنچه بخدای عز و جل نزدیک میکند پیروی کردن طوبی از آن آنها است و سرانجام کارشان به نیکی است و طوبی درختی است در بهشت که ریشه اش در خانه رسول خدا است و هیچ مومنی نیست مگر اینکه یک شاخه از شاخهای آن در خانه او است هر چه از دلش بگذراند آن شاخه همان بر را باو میدهد. و چنانچه سواری تندرو دو سال در سایه آن راه پیماید از سایه اش بدر نخواهد رفت و چنانچه…
قَدِمَ يَهُودِيَّانِ أَخَوَانِ مِنْ رُؤَسَاءِ اَلْيَهُودِ بِالْمَدِينَةِ فَقَالاَ يَا قَوْمِ إِنَّ نَبِيَّنَا حَدَّثَنَا عَنْهُ أَنَّهُ قَدْ ظَهَرَ نَبِيٌّ بِتِهَامَةَ يُسَفِّهُ أَحْلاَمَ اَلْيَهُودِ وَ يَطْعُنُ فِي دِينِهِمْ وَ نَحْنُ نَخَافُ أَنْ يُزِيلَنَا عَمَّا كَانَ عَلَيْهِ آبَاؤُنَا فَأَيُّكُمْ هَذَا اَلنَّبِيُّ فَإِنْ يَكُنِ اَلَّذِي بَشَّرَ بِهِ دَاوُدُ آمَنَّا بِهِ وَ اِتَّبَعْنَاهُ وَ إِنْ لَمْ يَكُنْ يُورِدُ اَلْكَلاَمَ عَلَى اِئْتِلاَفِهِ وَ يَقُولُ اَلشِّعْرَ وَ يَقْهَرُنَا بِلِسَانِهِ جَاهَدْنَاهُ بِأَنْفُسِنَا وَ أَمْوَالِنَا فَأَيُّكُمْ هَذَا اَلنَّبِيُّ فَقَالَ…
عبد الله بن عباس گوید دو برادر یهودی که از روسای یهود بودند به مدینه آمدند و گفتند ای مردم از پیغمبر ما به ما رسیده است که در مکه پیغمبری پدید آید که افکار یهود را سفیهانه میشمارد و از دینشان انتقاد میکند و ما می ترسیم که آن پیغمبر ما را از دینی که پدران ما داشته اند برگرداند کدام از شما آن پیغمبر هستید؟ که اگر همان باشد که داود مژده آن را داده است باو ایمان آورده و پیروی خواهیم نمود و اگر او نیست و فقط سخنرانی منظم میکند و شعر میگوید و با نیروی زبان خود بر ما چیره میگردد با جان و مال خودمان با او مبارزه خواهیم کرد کدام یک از شما این پیغمبر است؟ مهاجرین و انصار گفتند پیغمبر ما از دنیا رفته است آن دو گفتند حمد خدا را، جانشین او کدام یک از شماست؟ زیرا خدای عز و جل پیغمبری را به قومی نفرستاده…
كَانَ اَلَّذِينَ أَنْكَرُوا عَلَى أَبِي بَكْرٍ جُلُوسَهُ فِي اَلْخِلاَفَةِ وَ تَقَدُّمَهُ عَلَى عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع اِثْنَيْ عَشَرَ رَجُلاً مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ وَ كَانَ مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ خَالِدُ بْنُ سَعِيدِ بْنِ اَلْعَاصِ وَ اَلْمِقْدَادُ بْنُ اَلْأَسْوَدِ وَ أُبَيُّ بْنُ كَعْبٍ وَ عَمَّارُ بْنُ يَاسِرٍ وَ أَبُو ذَرٍّ اَلْغِفَارِيُّ وَ سَلْمَانُ اَلْفَارِسِيُّ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ مَسْعُودٍ وَ بُرَيْدَةُ اَلْأَسْلَمِيُّ وَ كَانَ مِنَ اَلْأَنْصَارِ خُزَيْمَةُ بْنُ ثَابِتٍ ذُو اَلشَّهَادَتَيْنِ وَ سَهْلُ بْنُ حُنَيْفٍ وَ أَبُو أَيُّوبَ اَلْأَنْصَارِيُّ وَ…
زید بن وهب گوید: آنان که با نشستن ابی بکر در مسند خلافت و پیش افتادنش از علی بن ابی طالب مخالفت کردند از مهاجرین و انصار دوازده مرد بودند، از مهاجرین خالد بن سعید بن العاص بود و مقداد بن الاسود و ابی بن کعب و عمار بن یاسر و ابو ذر غفاری و سلمان فارسی و عبد الله بن مسعود و بریده اسلمی، و از انصار خزیمه بن ثابت ذو الشهادتین بود و سهل بن حنیف و ابو ایوب انصاری و ابو الهیثم بن التیهان و دیگران نیز بودند همین که ابو بکر بر منبر شد اینان با یک دیگر مشورت کردند بعضیشان گفت چرا نرویم تا از منبر رسول خدایش فرود آوریم؟ و دیگران گفتند اگر چنین کنید خود را بزحمت می اندازید و خدای عز و جل می فرماید خود را با دست خود بهلاکت نیندازید بهتر اینکه همگی بنزد علی بن ابی طالب برویم و در این باره با او مشورت…