أَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ إِذَا أَصْبَحْتَ فَأَوَّلُ شَيْ ءٍ يَسْتَقْبِلُكَ فَكُلْهُ وَ اَلثَّانِي فَاكْتُمْهُ وَ اَلثَّالِثُ فَاقْبَلْهُ وَ اَلرَّابِعُ فَلاَ تُؤْيِسْهُ وَ اَلْخَامِسُ فَاهْرُبْ مِنْهُ قَالَ فَلَمَّا أَصْبَحَ مَضَى فَاسْتَقْبَلَهُ جَبَلٌ أَسْوَدُ عَظِيمٌ فَوَقَفَ فَقَالَ أَمَرَنِي رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ آكُلَ هَذَا وَ بَقِيَ مُتَحَيِّراً ثُمَّ رَجَعَ إِلَى نَفْسِهِ فَقَالَ إِنَّ رَبِّي جَلَّ جَلاَلُهُ لاَ يَأْمُرُنِي إِلاَّ بِمَا أُطِيقُ فَمَشَى إِلَيْهِ لِيَأْكُلَهُ فَلَمَّا دَنَا مِنْهُ صَغُرَ حَتَّى اِنْتَهَى إِلَيْهِ فَوَجَدَهُ…
ابو الصلت هروی گوید: شنیدم از امام رضا علیه السلام که میفرمود خداوند بیکی از پیغمبرانش وحی کرد که چون بامداد شود اول چیزی را که پیشت آمد بخور و دومی را پنهان کن و سومی را بپذیر و چهارمی را ناامید مکن و از پنجمی بگریز حضرت فرمود چون صبح شد پیغمبر بدنبال کار خود رفت کوه سیاه بزرگی پیش اش آمد ایستاده و با خود گفت پروردگار من عز و جل فرمود که این کوه را بخورم و به حیرت فرورفت سپس بخود آمده و گفت پروردگار من جل جلاله جز بر چیزی که تواناییش را داشته باشم فرمانم ندهد پس سوی آن کوه روان شد تا آن را بخورد هر چه نزدیکتر میشد کوچکتر مینمود تا بپای کوه رسید آن را لقمه غذایی یافت و خورد لذیذترین غذایی بود که در عمرش خورده بود سپس از آنجا گذشت و طشتی از طلا یافت با خود گفت پروردگار من عز و جل دستورم داده…
أَنَّ اَلْمَأْمُونَ بَعَثَ اَلْفَضْلَ بْنَ سَهْلٍ ذَا اَلرِّئَاسَتَيْنِ إِلَى اَلرِّضَا ع فَقَالَ لَهُ إِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَجْمَعَ لِي مِنَ اَلْحَلاَلِ وَ اَلْحَرَامِ وَ اَلْفَرَائِضِ وَ اَلسُّنَنِ فَإِنَّكَ حُجَّةُ اَللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ مَعْدِنُ اَلْعِلْمِ فَدَعَا اَلرِّضَا ع بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ وَ قَالَ ع لِلْفَضْلِ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ حَسْبُنَا شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ أَحَداً صَمَداً لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَ لا وَلَداً قَيُّوماً سَمِيعاً بَصِيراً قَوِيّاً قَائِماً بَاقِياً نُوراً عَالِماً لاَ يَجْهَلُ قَادِراً لاَ يَعْجِزُ غَنِيّاً…
از امام همام ابی الحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام در تفصیل این معانی(حکمت و پند و غیره)روایت شده است - «پاسخ امام رضا علیه السلام به مامون در کلیات شریعت آنگاه که مامون گردآوری آنها را از امام علیه السلام خواستار شد». -روایت شده است که مامون، فضل بن سهل، ذو الریاستین صاحب دو مقام صدارت و فرمانده سپاه را به جانب امام رضا علیه السلام فرستاد و به امام علیه السلام گفت: من دوست دارم که کلیاتی از حلال و حرام و واجبات و سنت ها را برایم گردآوری؛ چرا که تو حجت خدا بر آفریدگانش و منبع دانشی. امام رضا علیه السلام دوات و کاغذی خواست و به فضل فرمود: بنویس: / بسم الله الرحمن الرحیم / ، شهادت به اینکه خدایی جز خداوند نیست ما را بس باشد، یگانه و بی نیاز است، همسر و فرزندی نگرفته است، پاینده، بسیار شنوا…
مِنْ كِتَابِ عُيُونِ اَلْأَخْبَارِ عَنِ اَلرِّضَا عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : نُعِيَ إِلَى اَلصَّادِقِ إِسْمَاعِيلُ بْنُ جَعْفَرٍ وَ هُوَ أَكْبَرُ أَوْلاَدِهِ وَ هُوَ يُرِيدُ أَنْ يَأْكُلَ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ نُدَمَاؤُهُ فَتَبَسَّمَ ثُمَّ دَعَا بِطَعَامِهِ وَ قَعَدَ مَعَ نُدَمَائِهِ وَ جَعَلَ يَأْكُلُ أَحْسَنَ مِنْ أَكْلِهِ سَائِرَ اَلْأَيَّامِ وَ يَحُثُّ نُدَمَاءَهُ وَ يَضَعُ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ يَعْجَبُونَ مِنْهُ أَنْ لاَ يَرَوْا لِلْحُزْنِ أَثَرا فَلَمَّا فَرَغَ قَالُوا يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ لَقَدْ رَأَيْنَا عَجَبا أُصِبْتَ بِمِثْلِ هَذَا اَلاِبْنِ وَ أَنْتَ كَمَا تُرَى…
امام رضا علیه السّلام از قول پدر بزرگوارش می فرماید:هنگامی که خبر مرگ اسماعیل که فرزند بزرگ امام صادق علیه السّلام بود به ایشان رسید، آن حضرت با دوستان خود مشغول غذا خوردن بود، حضرت لبخندی زدند و فرمود غذا را آماده کنید، و با دوستان خود نشستند و بهتر از روزهای دیگر شروع به غذا خوردن نمودند، و دوستان خود را تشویق به خوردن می نمودند و به آنها تعارف می کردند، آنان از اینکه هیچ اثر اندوهی در چهرۀ امام نبود متعجب شدند. چون غذا تمام شد گفتند:یا ابن رسول اللّٰه ما از این وضع در شگفت شدیم، چنین فرزندی از شما مرده و شما این گونه اید؟فرمود:چرا این گونه نباشم که می بینید؛ در حالی که خبر راستگوترین گویندگان به من رسید، که من و شما نیز خواهیم مرد، گروهی هستند که مرگ را شناخته اند و خود را برایش آماده…
مِنْ كِتَابِ عُيُونِ اَلْأَخْبَارِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى اَلرِّضَا عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : أَوْحَى اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى نَبِيٍّ مِنْ أَنْبِيَائِهِ إِذَا أَصْبَحْتَ فَأَوَّلُ شَيْءٍ يَسْتَقْبِلُكَ فَكُلْهُ وَ اَلثَّانِي فَاكْتُمْهُ وَ اَلثَّالِثُ فَاقْبَلْهُ وَ اَلرَّابِعُ فَلاَ تُؤْيِسْهُ وَ اَلْخَامِسُ فَاهْرُبْ مِنْهُ قَالَ فَلَمَّا أَصْبَحَ مَضَى فَاسْتَقْبَلَهُ جَبَلٌ أَسْوَدُ عَظِيمٌ فَوَقَفَ وَ قَالَ أَمَرَنِي رَبِّي عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ آكُلَ هَذَا وَ بَقِيَ مُتَحَيِّرا ثُمَّ رَجَعَ إِلَى نَفْسِهِ فَقَالَ إِنَّ رَبِّي جَلَّ جَلاَلُهُ لاَ يَأْمُرُنِي إِلاَّ بِمَا أُطِيقُ…
امام رضا علیه السّلام فرمود:خدای عزّ و جلّ به پیامبری از پیامبرانش وحی فرمود:هنگامی که صبح از خانه بیرون آمدی نخستین چیزی را که با آن روبرو شدی بخور، و دومین آن را مخفی بدار، و سومی را قبول کن، و چهارمی را ناامید نکن، و از پنجمی بگریز. آن پیامبر هنگام صبح که بیرون آمد با کوه بزرگ و سیاهی روبرو شد، ایستاد و گفت: پروردگارم به من فرمان داده که این را بخورم، او سرگردان ماند، سپس با خود گفت: پروردگارم مرا به کاری که طاقتش را ندارم فرمان ندهد، او به طرف کوه حرکت کرد تا آن را بخورد، هر چه به آن نزدیکتر می شد کوه کوچکتر می گردید، تا وقتی که به آن رسید به اندازۀ لقمه ای شده بود، آن را خورد و بسیار خوشمزه یافت، سپس به راه خود ادامه داد، و در راه طشتی از طلا پیدا کرد، و گفت:پروردگارم به من فرموده که آن…
مَنْ صَامَ مِنْ شَعْبَانَ يَوْماً وَاحِداً اِبْتِغَاءَ ثَوَابِ اَللَّهِ دَخَلَ اَلْجَنَّةَ وَ مَنِ اِسْتَغْفَرَ فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ شَعْبَانَ سَبْعِينَ مَرَّةً حُشِرَ يَوْمَ اَلْقِيَامَةِ فِي زُمْرَةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ وَجَبَتْ لَهُ مِنَ اَللَّهِ اَلْكَرَامَةُ وَ مَنْ تَصَدَّقَ فِي شَعْبَانَ بِصَدَقَةٍ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ حَرَّمَ اَللَّهُ جَسَدَهُ عَلَى اَلنَّارِ وَ مَنْ صَامَ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ مِنْ شَعْبَانَ وَ وَصَلَهَا مِنْ صِيَامِ شَهْرِ رَمَضَانَ كَتَبَ اَللَّهُ لَهُ صَوْمَ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ
عباس بن هلال گوید: شنیدم از امام رضا که میفرمود کسی که یک روز از شعبان را بامید پاداش الهی روزه بدارد ببهشت داخل می شود و کسی که در هر روز از شعبان هفتاد مرتبه استغفار کند در روز قیامت در گروه رسول خدا محشور می شود و از طرف خداوند بزرگداشت او واجب میگردد و کسی که در شعبان صدقه ای بدهد اگر چه نیمی از خرما باشد خداوند تن او را بر آتش حرام میکند و کسی که سه روز از شعبان را روزه بدارد و بماه رمضان پیوست نماید خداوند برای او روزه دو ماه پی در پی مینویسد.
كَتَبَ اِبْنُ قِيَامَا إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ ع كِتَاباً يَقُولُ فِيهِ كَيْفَ تَكُونُ إِمَاماً وَ لَيْسَ لَكَ وَلَدٌ فَأَجَابَهُ أَبُو اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع شِبْهَ اَلْمُغْضَبِ وَ مَا عَلَّمَكَ أَنَّهُ لاَ يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَ اَللَّهِ لاَ تَمْضِي اَلْأَيَّامُ وَ اَللَّيَالِي حَتَّى يَرْزُقَنِيَ اَللَّهُ وَلَداً ذَكَراً يَفْرُقُ بِهِ بَيْنَ اَلْحَقِّ وَ اَلْبَاطِلِ .
حسین بن بشار گوید: ابن قیاما(واقفی مذهب)در نامه ای که بامام رضا علیه السلام نوشته میگوید: شما چگونه امامی هستید که فرزند ندارید؟ حضرت رضا-مانند شخص خشمگین-باو جواب داد، تو از کجا میدانی که من فرزند نخواهم داشت؟ بخدا که شب و روز نگذرد جز اینکه خدا بمن پسری عنایت کند که بسبب او میان حق و باطل را فیصل دهد.
وَ اَللَّهِ لَقَدْ نَصَرَ اَللَّهُ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع فَقَالَ لَهُ اَلْحَسَنُ إِي وَ اَللَّهِ جُعِلْتُ فِدَاكَ لَقَدْ بَغَى عَلَيْهِ إِخْوَتُهُ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ جَعْفَرٍ إِي وَ اَللَّهِ وَ نَحْنُ عُمُومَتُهُ بَغَيْنَا عَلَيْهِ فَقَالَ لَهُ اَلْحَسَنُ جُعِلْتُ فِدَاكَ كَيْفَ صَنَعْتُمْ فَإِنِّي لَمْ أَحْضُرْكُمْ قَالَ قَالَ لَهُ إِخْوَتُهُ وَ نَحْنُ أَيْضاً مَا كَانَ فِينَا إِمَامٌ قَطُّ حَائِلَ اَللَّوْنِ فَقَالَ لَهُمُ اَلرِّضَا ع هُوَ اِبْنِي قَالُوا فَإِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص قَدْ قَضَى بِالْقَافَةِ فَبَيْنَنَا وَ بَيْنَكَ اَلْقَافَةُ قَالَ اِبْعَثُوا أَنْتُمْ إِلَيْهِمْ…
زکریا بن یحیی گوید: شنیدم علی بن جعفر، حسن بن حسین بن علی را حدیث میکرد و میگفت: -بخدا سوگند که خدا ابو الحسن الرضا علیه السلام را یاری کرد، حسن گفت: آری بخدا قربانت گردم، همانا برادرانش نسبت باو ستم کردند، علی بن جعفر گفت: آری بخدا ما عموهایش هم باو ستم کردیم، حسن گفت: قربانت گردم، مگر شما چه کردید؟ زیرا من نزد شما نبودم، گفت: ما و برادرانش باو گفتیم: هرگز در میان ما خاندان، امامی که رنگش دگرگون باشد نبوده(مقصودشان این بود که امام محمد تقی علیه السلام بشما شباهت ندارد)حضرت رضا فرمود: او پسر منست، آنها گفتند: همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله بحکم قیافه شناس داوری فرموده، میان تو و ما هم قیافه شناس داور باشد، حضرت فرمود: من دنبال آنها نمیفرستم، شما بفرستید، و بآنها اطلاع ندهید که برای چه…
«عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِیِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَی أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا (ع) فِی آخِرِ جُمُعَةٍ مِنْ شَعْبَانَ فَقَالَ لِی: یَا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ شَعْبَانَ قَدْ مَضَی أَکْثَرُهُ وَ هَذَا آخِرُ جُمُعَةٍ مِنْهُ فَتَدَارَکْ فِیمَا بَقِیَ مِنْهُ تَقْصِیرَکَ فِیمَا مَضَی مِنْهُ وَ عَلَیْکَ بِالْإِقْبَالِ عَلَی مَا یَعْنِیکَ وَ تَرْکِ مَا لَا یَعْنِیکَ وَ أَکْثِرْ مِنَ الدُّعَاءِ وَ الِاسْتِغْفَارِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ تُبْ إِلَی اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِکَ لِیُقْبِلَ شَهْرُ اللَّهِ إِلَیْکَ وَ أَنْتَ مُخْلِصٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا تَدَعَنَّ…
ابَوُالصّلت هَروی روایت کرده است که در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضا (ع) رفتم. حضرت فرمود: ای ابوالصَّلْت! بیشتر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است، پس جبران کن کوتاهیهایی را که در ایّام گذشته این ماه کردی، در آن چه از این ماه مانده است. بر تو باد به انجام آنچه به حال تو مفید است، دعا، استغفار و تلاوت قرآن را افزون کن و به سوی خدا از گناهان خود توبه کن تا وقتی ماه مبارک فرا رسید، خود را برای خدا خالص کرده باشی. امانتی بر گردن خود باقی مگذار مگر آنکه آن را ادا کنی و نیز در دلت کینه هیچ مؤمنی نباشد مگر اینکه آن را از دل بیرون کنی. تقوای الهی را پیشه کن و در پنهان و آشکار امور خود بر خدا توکل کن زیرا هرکه بر خدا توکّل کند خدا او را بس است. و بسیار بخوان در بقیّه این ماه این دعا را…
کانَ اَبی اِذا دَخَلَ شَهْرُ الْمُحَرَّمِ لا یُری ضاحِکاً وَ کانَتِ الْکِاَّبَةُ تَغْلِبُ عَلَیْهِ حَتّی یَمْضِیَ مِنْهُ عَشْرَةُ اَیّامٍ، فَاِذا کانَ الْیَوْمُ العْاشِرُ کانَ ذلِکَ الْیَوْمُ یَوْمَ مُصیبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُکائِهِ و یَقُولُ هُوَ الیَومُ الَّذی قُتِلَ فیهِ الحُسَینُ صلی اللهُ علیه.
هر گاه ماه محرم فرا می رسید، پدرم (موسی بن جعفر) خندان دیده نمی شد و غم بر او غلبه می یافت تا آن که 10 روز از محرم می گذشت، پس هنگامی که روز دهم می رسید، آن روز، روز مصیبت، غم و گریه پدرم بود و می فرمود: این همان روزی است که حسین که درود خداوند بر او باد در آن روز کشته شد.