قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلدُّنْيَا دَارُ مَنْ لاَ دَارَ لَهُ وَ مَالُ مَنْ لاَ مَالَ لَهُ وَ لَهَا يَجْمَعُ مَنْ لاَ عَقْلَ لَهُ وَ شَهَوَاتِهَا يَطْلُبُ مَنْ لاَ فَهْمَ لَهُ وَ عَلَيْهَا يُعَادِي مَنْ لاَ عِلْمَ لَهُ وَ عَلَيْهَا يَحْسُدُ مَنْ لاَ فِقْهَ لَهُ وَ لَهَا يَسْعَى مَنْ لاَ يَقِينَ لَهُ.
رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:دنیا خانۀ کسی است که خانه ندارد، و سرمایۀ کسی است که سرمایه ندارد، و کسی آن را جمع می کند که عقل ندارد، و کسی به دنبال شهواتش می رود که فهم ندارد، و کسی با دنیا دشمنی می ورزد که علم ندارد، و کسی به آن حسادت می کند که شعور ندارد، و کسی برایش تلاش می کند که یقین ندارد.
قَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَلْعَقْلِ مَا هُوَ وَ كَيْفَ هُوَ وَ مَا يَتَشَعَّبُ مِنْهُ وَ مَا لاَ يَتَشَعَّبُ وَ صِفْ لِي طَوَائِفَهُ كُلَّهَا فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص إِنَّ اَلْعَقْلَ عِقَالٌ مِنَ اَلْجَهْلِ وَ اَلنَّفْسَ مِثْلُ أَخْبَثِ اَلدَّوَابِّ فَإِنْ لَمْ تُعْقَلْ حَارَتْ فَالْعَقْلُ عِقَالٌ مِنَ اَلْجَهْلِ وَ إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْعَقْلَ فَقَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ وَ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَعْظَمَ مِنْكَ وَ لاَ أَطْوَعَ مِنْكَ بِكَ أُبْدِأُ وَ بِكَ أُعِيدُ لَكَ اَلثَّوَابُ وَ عَلَيْكَ…
در ضمن یک حدیث طولانی آمده است که راهبی به نام شمعون بن لاوی از نواده گان یهودا-که این یهودا خود از حواریان حضرت عیسی علیه السلام بود-پرسش های بسیاری از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید و حضرت به تمام آن پرسشها، پاسخ گفت تا اینکه آن راهب به پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد و نبوتش را تصدیق کرد و ما همان اندازه که مورد نیاز است از این حدیث نقل می کنیم. -از آن جمله شمعون راهب پرسید: به من بگو عقل چیست و چگونه است و چه چیز از آن منشعب می شود و چه چیز منشعب نمی شود و اقسام و انواع عقل را برایم توصیف نما؟ پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: همانا عقل زانوبندی است بر نادانی و نفس اماره مانند پلیدترین جانوران است که اگر پایش بسته نشود، بیراهه می رود و سرگردان می شود، پس عقل زانوبند نادانی…
وَ لَمَّا نَزَلَتْ عَلَيْهِ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ ِلَى آخِرِ اَلْآيَةِ قَالَ ص مَنْ لَمْ يَتَعَزَّ بِعَزَاءِ اَللَّهِ اِنْقَطَعَتْ نَفْسُهُ حَسَرَاتٍ عَلَى اَلدُّنْيَا وَ مَنْ مَدَّ عَيْنَيْهِ إِلَى مَا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ مِنْ دُنْيَاهُمْ طَالَ حُزْنُهُ وَ سَخِطَ مَا قَسَمَ اَللَّهُ لَهُ مِنْ رِزْقِهِ وَ تَنَغَّصَ عَلَيْهِ عَيْشُهُ وَ مَنْ لَمْ يَرَ أَنَّ لِلَّهِ عَلَيْهِ نِعْمَةً إِلاَّ فِي مَطْعَمٍ أَوْ مَشْرَبٍ فَقَدْ جَهِلَ وَ كَفَرَ نِعَمَ اَللَّهِ وَ ضَلَّ سَعْيُهُ وَ دَنَا مِنْهُ عَذَابُهُ .
و هنگامی که آیه / لا تمدن عینیک. . . / سوره حجر ، آیه 88 ، یعنی: و زنهار به سوی آنچه اصنافی از ایشان را از آن برخوردار کردیم و فقط زیور زندگی دنیاست تا ایشان را در آن بیازماییم، دیدگان خود مدوز و بدان که روزی پروردگار تو بهتر و پایدارتر است ، بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد و فرمود: کسی که دلداری خدا در او اثر بخش نباشد جانش از حسرت دنیا برآید و کسی که چشم دوزد به آنچه از دنیا در دست مردم است اندوهش به درازا کشد و آنچه را خداوند برایش روزی ساخته بد شمارد زندگی بر او ناگوار گردد. و کسی که نعمت خدا را بر خود فقط در خوراک و نوشیدن ببیند، به یقین نادان است و بر نعمتهای الهی کفران ورزیده است و تلاش او بیهوده و عذابش نزدیک است.
أَوْحَی اللَّهُ إِلَی دَاوُدَ: یا دَاوُدُ، إِنَّ الْعَبْدَ لَیأْتِینِی بِالْحَسَنَةِ یوْمَ الْقِیامَةِ فَأُحَکمُهُ بِهَا فِی الْجَنَّةِ قَالَ دَاوُدُ: یا رَبِّ، وَ مَا هَذَا الْعَبْدُ الَّذِی یأْتِیک بِالْحَسَنَةِ یوْمَ الْقِیامَةِ فَتُحَکمُهُ بِهَا فِی الْجَنَّةِ؟ قَالَ: عَبْدٌ مُؤْمِنٌ سَعَی فِی حَاجَةِ أَخِیهِ الْمُسْلِمِ أَحَبَّ قَضَاءَهَا قُضِیتْ أَوْ لَمْ تُقْضَ.
خداوند به داود علیه السلام وحی کرد: ای داود، هر بنده ای که در روز قیامت با عمل نیکی می آید، من به خاطر همین عمل او را به بهشت داخل می کنم. داود عرض کرد: خداوندا، آن عمل چیست که بوسیله آن بنده ات را داخل بهشت می کنی؟ خداوند فرمود:
بنده مؤمنی در رفع حاجت برادر مسلمانش تلاش می کند، من همان تلاش او را دوست دارم. خواه به نتیجه برسد یا نرسد.
خَطَبَنَا رَسُولُ اَللَّهِ ص قَبْلَ وَفَاتِهِ وَ هِيَ آخِرُ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْمَدِينَةِ حَتَّى لَحِقَ بِاللَّهِ تَعَالَى فَوَعَظَ بِمَوَاعِظَ ذَرَفَتْ مِنْهَا اَلْعُيُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا اَلْقُلُوبُ وَ اِقْشَعَرَّتْ مِنْهَا اَلْجُلُودُ وَ تَقَلْقَلَتْ مِنْهَا اَلْأَحْشَاءُ أَمَرَ بِلاَلاً فَنَادَى اَلصَّلاَةَ جَامِعَةً فَاجْتَمَعَ اَلنَّاسُ وَ خَرَجَ رَسُولُ اَللَّهِ ص حَتَّى اِرْتَقَى اَلْمِنْبَرَ فَقَالَ يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ اُدْنُوا وَ أَوْسِعُوا لِمَنْ خَلْفَكُمْ قَالَهَا ثَلاَثَ مَرَّاتٍ فَدَنَا اَلنَّاسُ وَ اِنْضَمَّ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ فَالْتَفَتُوا فَلَمْ يَرَوْا…
این باب شامل کیفر پاره ای از اعمال است 1-... ابو هریره و عبد الله بن عباس گفتند: رسول خدا صلی الله علیه و آله چندی پیش از آنکه وفاتش در رسد برای ما سخنرانی ای کرد که آن آخرین سخنرانی پیامبر در مدینه بود و پس از آن دیری نپایید که به لقا الله پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله در آن سخنرانی آن چنان موعظه فرمود که اشک از دیدگان جاری گشت و دلها در اثر آن طپیدن گرفت و بدنها به لرزه درآمد و مردم نگران و بی تاب شدند. نخست پیامبر به بلال امر فرمود تا مردم را برای حضور در مسجد فرا خواند. وقتی همه مردم حضور یافتند، پیامبر صلی الله علیه و آله از اقامتگاه خود بیرون آمد و بر فراز منبر رفت و ابتدا سه بار فرمود: ای مردم هر چه می توانید نزدیک بیایید و برای کسانی که پشت سر شمایند جا باز کنید. مردم دستور…
انَّ العَجَبَ کلَّ العَجَبِ لِمَن صَدَّقَ بِدارِ البَقاءِ وَ هُوَ یسعی لِدارِ الفَناءِ وَ عَرَفَ انَّ رِضَی اللّهِ فی طاعَتِهِ وَهُوَ یسعی فی مُخالَفَتِهِ.
شگفتا و بس شگفتا که کسی قبول دارد خانه ای جاویدان هست، امّا برای سرای فانی می کوشد و می داند که رضای الهی در اطاعت اوست، امّا در مخالفت او گام برمی دارد.
انَّما هُوَ خَیرٌ یرجی او شَرٌّ یتَّقی او باطِلٌ عُرِفَ فَاجتُنِبَ او حَقٌّ یتَعَینُ فَطُلِبَ وَآخِرَةٌ اظَلَّ اقبالُها فَسُعِی لَها وَ دنیا عُرِفَ نَفادُها فَاعرِضَ عَنها... انَّ العَجَبَ کلَّ العَجَبِ لِمَن صَدَّقَ بِدارِ البَقاءِ وَ هُوَ یسعی لِدارِ الفَناءِ وَ عَرَفَ انَّ رِضَی اللّهِ فی طاعَتِهِ وَهُوَ یسعی فی مُخالَفَتِهِ.
آن خیری است که امید می رود، یا شرّی است که از آن پرهیز می شود، یا باطلی شناخته شده است که از آن پرهیز می شود، یا حقّی روشن و آشکار است که طلب می شود، یا آخرتی است که رو می آورد پس برای آن تلاش می شود. (بدانید) دنیا ناپایداریش شناخته شده است پس از آن دوری می شود. شگفتا و بس شگفتا که کسی قبول دارد خانه ای جاویدان هست، امّا برای سرای فانی می کوشد و می داند که رضای الهی در اطاعت اوست، امّا در مخالفت او گام برمی دارد.
- بحارالانوار، ج 77، ص 182