قَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَلْعَقْلِ مَا هُوَ وَ كَيْفَ هُوَ وَ مَا يَتَشَعَّبُ مِنْهُ وَ مَا لاَ يَتَشَعَّبُ وَ صِفْ لِي طَوَائِفَهُ كُلَّهَا فَقَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص إِنَّ اَلْعَقْلَ عِقَالٌ مِنَ اَلْجَهْلِ وَ اَلنَّفْسَ مِثْلُ أَخْبَثِ اَلدَّوَابِّ فَإِنْ لَمْ تُعْقَلْ حَارَتْ فَالْعَقْلُ عِقَالٌ مِنَ اَلْجَهْلِ وَ إِنَّ اَللَّهَ خَلَقَ اَلْعَقْلَ فَقَالَ لَهُ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ وَ قَالَ لَهُ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ فَقَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي مَا خَلَقْتُ خَلْقاً أَعْظَمَ مِنْكَ وَ لاَ أَطْوَعَ مِنْكَ بِكَ أُبْدِأُ وَ بِكَ أُعِيدُ لَكَ اَلثَّوَابُ وَ عَلَيْكَ…
در ضمن یک حدیث طولانی آمده است که راهبی به نام شمعون بن لاوی از نواده گان یهودا-که این یهودا خود از حواریان حضرت عیسی علیه السلام بود-پرسش های بسیاری از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید و حضرت به تمام آن پرسشها، پاسخ گفت تا اینکه آن راهب به پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد و نبوتش را تصدیق کرد و ما همان اندازه که مورد نیاز است از این حدیث نقل می کنیم. -از آن جمله شمعون راهب پرسید: به من بگو عقل چیست و چگونه است و چه چیز از آن منشعب می شود و چه چیز منشعب نمی شود و اقسام و انواع عقل را برایم توصیف نما؟ پس رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: همانا عقل زانوبندی است بر نادانی و نفس اماره مانند پلیدترین جانوران است که اگر پایش بسته نشود، بیراهه می رود و سرگردان می شود، پس عقل زانوبند نادانی…
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ نَحْمَدُهُ وَ نَسْتَعِينُهُ وَ نَسْتَغْفِرُهُ وَ نَتُوبُ إِلَيْهِ وَ نَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ شُرُورِ أَنْفُسِنَا وَ مِنْ سَيِّئَاتِ أَعْمَالِنَا مَنْ يَهْدِ اَللَّهُ فَلاَ مُضِلَّ لَهُ وَ مَنْ يُضْلِلْ فَلا هادِيَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أُوصِيكُمْ عِبَادَ اَللَّهِ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ أَحُثُّكُمْ عَلَى اَلْعَمَلِ بِطَاعَتِهِ وَ أَسْتَفْتِحُ اَللَّهَ بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ أَمَّا بَعْدُ أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِسْمَعُوا مِنِّي مَا أُبَيِّنُ لَكُمْ فَإِنِّي لاَ أَدْرِي لَعَلِّي…
سخنرانی پیامبر صلی الله علیه و آله در آخرین سفر حج -حمد و سپاس از آن خداست، او را ستایش می کنیم و از او یاری می جوییم و از او آمرزش می خواهیم و به بارگاه او توبه می کنیم. و از شرهای نفس خود و از بدکرداری های خویشتن به خداوند پناه می بریم. هر آن کس که خداوندش هدایت کند، گمراه کننده ای ندارد و هر آن کس را که بی راه گذارد، هدایتگری ندارد. گواهی می دهم که هیچ معبودی جز خداوند شایسته پرستش نیست که یگانه است و شریکی ندارد و گواهی می دهم که محمد بنده و فرستاده اوست. ای بندگان خدا شما را به پروای الهی سفارش می کنم و بر طاعت او بر می انگیزم و با آنچه که بهتر است، سخن آغاز می کنم؛ اما بعد: ای مردم از من بشنوید تا برایتان روشن سازم؛ زیرا من نمی دانم، شاید پس از امسال دیگر در این جایگاه با شما دیدار…
أَلاَ إِنَّ رَجَباً شَهْرُ اَللَّهِ اَلْأَصَمُّ وَ هُوَ شَهْرٌ عَظِيمٌ وَ إِنَّمَا سُمِّيَ اَلْأَصَمَّ لِأَنَّهُ لاَ يُقَارِبُهُ شَهْرٌ مِنَ اَلشُّهُورِ حُرْمَةً وَ فَضْلاً عِنْدَ اَللَّهِ وَ كَانَ أَهْلُ اَلْجَاهِلِيَّةِ يُعَظِّمُونَهُ فِي جَاهِلِيَّتِهَا فَلَمَّا جَاءَ اَلْإِسْلاَمُ لَمْ يَزْدَدْ إِلاَّ تَعْظِيماً وَ فَضْلاً أَلاَ إِنَّ رَجَباً شَهْرُ اَللَّهِ وَ شَعْبَانَ شَهْرِي وَ رَمَضَانَ شَهْرُ أُمَّتِي أَلاَ فَمَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ يَوْماً إِيمَاناً وَ اِحْتِسَاباً اِسْتَوْجَبَ رِضْوَانَ اَللَّهِ اَلْأَكْبَرَ وَ أَطْفَأَ صَوْمُهُ فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ غَضَبَ اَللَّهِ وَ أَغْلَقَ…
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هان به راستی، رجب ماه اصم خداست و آن ماهی بزرگ و گرانمایه است و همانا از آن رو به«اصم»نامیده شده که هیچ ماهی در پیشگاه خدا ارجمندتر و فضیلت مندتر از این ماه نیست و اهل جاهلیت عرب در روزگار جاهلیت آن را بزرگ می داشتند؛ پس چون اسلام در رسید، بر آن جز بزرگی و فضیلت نیفزود. هان به راستی، رجب ماه خدا و شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است. هان هر که یک روز از ماه رجب را باورمندانه و حسابگرانه روزه بدارد، شایسته خشنودی بزرگ خداوند گردد و روزه او در این روز آتش خشم خدا را فرو نشاند و دری از درهای دوزخ بر او بسته شود و اگر زمین لبریز از طلا گردد، برتر از روزه او نشود و چون روزه اش پاکدلانه برای خدا باشد، پاداش آن را چیزی از دنیا جز حسنات کامل نگرداند و آنگاه که…
سَأَلْتُ اِبْنَ عَبَّاسٍ مَا لِمَنْ صَامَ رَمَضَانَ وَ عَرَفَ حَقَّهُ قَالَ تَهَيَّأْ يَا اِبْنَ جُبَيْرٍ حَتَّى أُحَدِّثَكَ بِمَا لَمْ تَسْمَعْ أُذُنَاكَ وَ لَمْ يَمُرَّ عَلَى قَلْبِكَ فَرِّغْ نَفْسَكَ لِمَا سَأَلْتَنِي عَنْهُ فَمَا أَرَدْتَهُ إِلاَّ عِلْمَ اَلْأَوَّلِينَ وَ اَلْآخِرِينَ قَالَ سَعِيدُ بْنُ جُبَيْرٍ فَخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ فَتَهَيَّأْتُ لَهُ مِنَ اَلْغَدِ فَبَكَّرْتُ إِلَيْهِ مِنْ طُلُوعِ اَلْفَجْرِ فَصَلَّيْتُ اَلْفَجْرَ ثُمَّ ذَكَرَ اَلْحَدِيثَ فَحَوَّلَ وَجْهَهُ إِلَيَّ فَقَالَ اِسْمَعْ مِنِّي مَا أَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص يَقُولُ لَوْ عَلِمْتُمْ مَا لَكُمْ فِي…
سعید بن جبیر گوید: از ابن عباس پرسیدم: آن کس که ماه رمضان را روزه بدارد و حق آن را بشناسد چه چیزی از آن اوست؟ ابن عباس گفت: ابن جبیر، خویش را آماده دار تا تو را سخنی باز گویم که گوش هایت آن را نشنیده اند و بر دلت خطور نکرده است و خویشتن را بر آنچه از من پرسیدی فارغ و آسوده بدار که آنچه جویا شدی، دانش نخستین و پایانی است. سعید گوید: از نزد او برون شدم و فردا از سپیده دمان خویش را آماده نمودم و به سوی او راهی شدم و نماز صبح را گزاردم و سخن دیروز را یادآوری نمودم. ابن عباس به من رو نمود و گفت: به آنچه می گویم گوش بسپار. از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که می فرمود: اگر می دانستید که در ماه رمضان چه از آن شما می شود، بر سپاس گزاری خداوند می افزودید. چون شب نخستین آن ماه فرا رسد، خداوند…
يَا مُوسَى لاَ تُطِلْ فِي اَلدُّنْيَا أَمَلَكَ فَيَقْسُوَ قَلْبُكَ وَ قَاسِي اَلْقَلْبِ مِنِّي بَعِيدٌ أَمِتْ قَلْبَكَ بِالْخَشْيَةِ وَ كُنْ خَلَقَ اَلثِّيَابِ جَدِيدَ اَلْقَلْبِ تُخْفَى عَلَى أَهْلِ اَلْأَرْضِ وَ تُعْرَفُ بَيْنَ أَهْلِ اَلسَّمَاءِ وَ صِحْ إِلَيَّ مِنْ كَثْرَةِ اَلذُّنُوبِ صِيَاحَ اَلْهَارِبِ مِنْ عَدُوِّهِ وَ اِسْتَعِنْ بِي عَلَى ذَلِكَ فَإِنِّي نِعْمَ اَلْمُسْتَعَانُ يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا فَوْقَ اَلْعِبَادِ وَ اَلْعِبَادُ دُونِي وَ كُلٌّ لِي دَاخِرُونَ فَاتَّهِمْ نَفْسَكَ عَلَى نَفْسِكَ وَ لاَ تَأْتَمِنْ وَلَدَكَ عَلَى دِينِكَ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ وَلَدُكَ مِثْلَكَ يُحِبُّ…
نجواهای خدای عزیز و جلیل با موسی بن عمران علیه السلام -1-ای موسی آرزویت را در دنیا دراز مدار که سنگ دل شوی و سنگ دل از من دور باشد، و دلت را با بیم از من بمیران. جامه ات کهنه و دلت تازه و سرزنده باشد. در میان زمینیان ناشناس و گمنام و در میان آسمانیان شناخته و نام آشنا باش. همچون گریزنده از دشمن خویش، به درگاه من، از گناهان بسیار فریاد برآور و بر این کار از من یاری بخواه؛ چرا که من نیکوترین یاری رساننده هستم. -2-ای موسی بی گمان، من فرادست بندگان و آنان فرودست من هستند و همگی در پیشگاهم زبون و درمانده اند. به زیان خود، خویشتن را متهم بدار و از دین فرزندت آسوده خاطر نباش، جز آنکه فرزندت همچون تو، درستکاران را دوست بدارد. -3-ای موسی خویشتن را بشوی و غسل ده و به بندگان درستکارم نزدیک شو. -4-ای…
يَا عِيسَى أَنَا رَبُّكَ وَ رَبُّ آبَائِكَ اِسْمِي وَاحِدٌ وَ أَنَا اَلْأَحَدُ اَلْمُتَفَرِّدُ بِخَلْقِ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ كُلُّ شَيْ ءٍ مِنْ صُنْعِي وَ كُلٌّ إِلَيَّ رَاجِعُونَ يَا عِيسَى أَنْتَ اَلْمَسِيحُ بِأَمْرِي وَ أَنْتَ تَخْلُقُ مِنَ اَلطِّينِ بِإِذْنِي وَ أَنْتَ تُحْيِي اَلْمَوْتَى بِكَلاَمِي فَكُنْ إِلَيَّ رَاغِباً وَ مِنِّي رَاهِباً وَ لَنْ تَجِدَ مِنِّي مَلْجَأً إِلاَّ إِلَيَّ يَا عِيسَى أُوصِيكَ وَصِيَّةَ اَلْمُتَحَنِّنِ عَلَيْكَ بِالرَّحْمَةِ حَتَّى حَقَّتْ لَكَ مِنِّي اَلْوَلاَيَةُ بِتَحَرِّيكَ مِنِّي اَلْمَسَرَّةَ فَبُورِكْتَ كَبِيراً وَ بُورِكْتَ صَغِيراً حَيْثُ مَا كُنْتَ…
نجواهای خدا، که ستایش او بزرگ باد، با عیسی بن مریم صلوات الله علیه -1-ای عیسی من پروردگار تو و پروردگار نیاکان تو هستم، نامم یگانه است و من یکتا و تنها آفریننده هر چیزی هستم و همه چیز ساخته من است و همگی به سوی من بازگردند. -2-ای عیسی تو به فرمان من، دمنده روح هستی و تو با اجازه من از گل می آفرینی و تو با سخن من، مردگان را زنده می کنی؛ پس به سوی من مشتاق و از من هراسان باش و هرگز در گریز از من پناهگاهی جز در درگاه من نیابی. -3-ای عیسی همچون دلسوزی که بر تو مهر ورزد، تو را سفارش می کنم که با تلاش در خشنود سازی من، شایسته دوستی با من گردی، تو در بزرگسالی فزونی و نیک بختی یافتی و در خردسالی نیز، در هر جا که بودی، به نیک بختی دست یافتی، گواهی می دهم که تو بنده من از کنیزم هستی، با نافله ها به من…
خَطَبَنَا رَسُولُ اَللَّهِ ص قَبْلَ وَفَاتِهِ وَ هِيَ آخِرُ خُطْبَةٍ خَطَبَهَا بِالْمَدِينَةِ حَتَّى لَحِقَ بِاللَّهِ تَعَالَى فَوَعَظَ بِمَوَاعِظَ ذَرَفَتْ مِنْهَا اَلْعُيُونُ وَ وَجِلَتْ مِنْهَا اَلْقُلُوبُ وَ اِقْشَعَرَّتْ مِنْهَا اَلْجُلُودُ وَ تَقَلْقَلَتْ مِنْهَا اَلْأَحْشَاءُ أَمَرَ بِلاَلاً فَنَادَى اَلصَّلاَةَ جَامِعَةً فَاجْتَمَعَ اَلنَّاسُ وَ خَرَجَ رَسُولُ اَللَّهِ ص حَتَّى اِرْتَقَى اَلْمِنْبَرَ فَقَالَ يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ اُدْنُوا وَ أَوْسِعُوا لِمَنْ خَلْفَكُمْ قَالَهَا ثَلاَثَ مَرَّاتٍ فَدَنَا اَلنَّاسُ وَ اِنْضَمَّ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ فَالْتَفَتُوا فَلَمْ يَرَوْا…
این باب شامل کیفر پاره ای از اعمال است 1-... ابو هریره و عبد الله بن عباس گفتند: رسول خدا صلی الله علیه و آله چندی پیش از آنکه وفاتش در رسد برای ما سخنرانی ای کرد که آن آخرین سخنرانی پیامبر در مدینه بود و پس از آن دیری نپایید که به لقا الله پیوست. پیامبر صلی الله علیه و آله در آن سخنرانی آن چنان موعظه فرمود که اشک از دیدگان جاری گشت و دلها در اثر آن طپیدن گرفت و بدنها به لرزه درآمد و مردم نگران و بی تاب شدند. نخست پیامبر به بلال امر فرمود تا مردم را برای حضور در مسجد فرا خواند. وقتی همه مردم حضور یافتند، پیامبر صلی الله علیه و آله از اقامتگاه خود بیرون آمد و بر فراز منبر رفت و ابتدا سه بار فرمود: ای مردم هر چه می توانید نزدیک بیایید و برای کسانی که پشت سر شمایند جا باز کنید. مردم دستور…
نَزَلَتْ هَذِهِ اَلسُّورَةُ إِذا جاءَ نَصْرُ اَللّهِ وَ اَلْفَتْحُ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص فِي أَوْسَطِ أَيَّامِ اَلتَّشْرِيقِ فَعَرَفَ أَنَّهُ اَلْوَدَاعُ فَرَكِبَ رَاحِلَتَهُ اَلْعَضْبَاءَ فَحَمِدَ اَللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ يَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ كُلُّ دَمٍ كَانَ فِي اَلْجَاهِلِيَّةِ فَهُوَ هَدَرٌ وَ أَوَّلُ دَمٍ هُدِرَ دَمُ اَلْحَارِثِ بْنِ رَبِيعَةَ بْنِ اَلْحَارِثِ كَانَ مُسْتَرْضِعاً فِي هُذَيْلٍ فَقَتَلَهُ بَنُو اَللَّيْثِ أَوْ قَالَ كَانَ مُسْتَرْضِعاً فِي بَنِي لَيْثٍ فَقَتَلَهُ هُذَيْلٌ وَ كُلُّ رِبًا كَانَ فِي اَلْجَاهِلِيَّةِ فَمَوْضُوعٌ وَ أَوَّلُ رِبًا وُضِعَ…
عبد الله بن عمر گوید: این سوره / اذا جا نصر الله و الفتح / در وسط روزهای تشریق(سیزدهم ماه)بر رسول خدا فرود آمد حضرت دانست که آخرین حج او است پس بر شتر عضبایش سوار شد و حمد خدا را بجا آورد و او را ستایش کرد و سپس فرمود ای مردم هر خونی که در دوران جاهلیت ریخته شده است بی ارزش است و اولین خون بی ارزش خون حارث بن ربیعه بن حارث است که در جستجوی دایه میان قبیله هذیل بود و قبیله بنو لیث(یا فرمود در جستجوی دایه میان قبیله بنی لیث بود و قبیله هذیل) او را گشت و هر ربایی که در دوران جاهلیت بر ذمه مردم بود از ذمه آنان برداشته شد و نخستین ربایی که برداشته شد سود پول عباس بن عبد المطلب است ای مردم روزگار دوران خود را بپایان رسانیده و امروز مانند همان روزی است که خداوند آسمانهای و زمین ها را آفرید و همانا…
لَمَّا حَمَلَ اَلْمُتَوَكِّلُ سَيِّدَنَا أَبَا اَلْحَسَنِ اَلْعَسْكَرِيَّ ع جِئْتُ أَسْأَلُ عَنْ خَبَرِهِ قَالَ فَنَظَرَ إِلَيَّ اَلرَّازِقِيُّ وَ كَانَ حَاجِباً لِلْمُتَوَكِّلِ فَأَمَرَ أَنْ أُدْخَلَ إِلَيْهِ فَأُدْخِلْتُ إِلَيْهِ فَقَالَ يَا صَقْرُ مَا شَأْنُكَ فَقُلْتُ خَيْرٌ أَيُّهَا اَلْأُسْتَاذُ فَقَالَ اُقْعُدْ فَأَخَذَنِي مَا تَقَدَّمَ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ قُلْتُ أَخْطَأْتُ فِي اَلْمَجِي ءِ قَالَ فَوَحَى اَلنَّاسَ عَنْهُ ثُمَّ قَالَ لِي مَا شَأْنُكَ وَ فِيمَ جِئْتَ قُلْتُ لِخَيْرٍ مَا فَقَالَ لَعَلَّكَ تَسْأَلُ عَنْ خَبَرِ مَوْلاَكَ فَقُلْتُ لَهُ وَ مَنْ مَوْلاَيَ مَوْلاَيَ أَمِيرُ…
صقر بن ابی دلف کرخی گوید: هنگامی که متوکل عباسی امام هادی علیه السلام را از مدینه برد من آمدم تا خبری از حال حضرت بگیرم گوید: رازقی که دربان متوکل بود نگاهی بمن کرد و دستور داد تا مرا بنزد او ببرند همین که بردندم بمن گفت: ای صقر چه کار داری؟ گفتم: ای استاد خیر است گفت: بنشین، من در گذشته و آینده ام بفکر فرو رفتم و بخود گفتم در این آمدنم اشتباه کردم گوید: او مردم را از خود دور کرد سپس بمن گفت: چه کار داری؟ و برای چه آمده ای؟ گفتم برای کار خیر مختصری گفت: شاید میخواهی از آقایت خبری بگیری، گفتمش: آقای من کیست؟ آقای من امیر المومنین است گفت: خاموش باش که آقای تو همان است که حقا آقا است از من مترس که من با تو هم عقیده ام گفتم: خدا را شکر، گفت: مایلی او را به بینی؟ گفتم: آری گفت: بنشین تا مامور…