قال الإمام المهدي عليه السلام

احادیث امام زمان (عج)

امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف)

۱۰۰ حدیث · صفحه ۶ از ۹

كُنْتُ وَاقِفَةً مَعَ إِبْرَاهِيمَ عَلَى اَلصَّفَا فَجَاءَ ع حَتَّى وَقَفَ عَلَى إِبْرَاهِيمَ وَ قَبَضَ عَلَى كِتَابِ مَنَاسِكِهِ وَ حَدَّثَهُ بِأَشْيَاءَ .

کنیز ابراهیم بن عبده نیشابوری گوید: من با ابراهیم روی کوه صفا ایستاده بودم، آن حضرت علیه السلام آمد و بالای سر ابراهیم ایستاد و کتاب مناسکش را بدست گرفت و با او مطالبی گفت.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 331

أَنَّهُ رَآهُ عِنْدَ اَلْحَجَرِ اَلْأَسْوَدِ وَ اَلنَّاسُ يَتَجَاذَبُونَ عَلَيْهِ وَ هُوَ يَقُولُ مَا بِهَذَا أُمِرُوا .

عبد الله بن صالح گوید که خود او آن حضرت را نزد حجر الاسود دید و مردم(برای بوسیدن حجر) نزاع و کشمکش داشتند، و آن حضرت میفرمود: باین وضع مامور نشده اند(بلکه اگر بوسیدن بدون مزاحمت ممکن شد باید ببوسند، و گر نه باشاره با دست اکتفا کنند).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 331

أَنَّهُ خَرَجَ مِنَ اَلدَّارِ قَبْلَ اَلْحَادِثِ بِعَشَرَةِ أَيَّامٍ وَ هُوَ يَقُولُ اَللَّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهَا مِنْ أَحَبِّ اَلْبِقَاعِ لَوْ لاَ اَلطَّرْدُ: أَوْ كَلاَمٌ هَذَا نَحْوُهُ .

ابی محمد وجنانی گوید: کسی که آن حضرت را دیده بود بمن خبر داد که آن حضرت ده روز پیش از حادثه(وفات امام یازدهم علیه السلام)از خانه بیرون آمد و میفرمود: بار خدایا تو میدانی که اینجا (سامره که وطن پدر و جد من است)دوست ترین بلاد است نزد من، اگر مرا نمی راندند-یا سخنی باین مضمون-.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 331

شَاهَدْتُ سِيمَاءَ آنِفاً بِسُرَّ مَنْ رَأَى وَ قَدْ كَسَرَ بَابَ اَلدَّارِ فَخَرَجَ عَلَيْهِ وَ بِيَدِهِ طَبَرْزِينٌ فَقَالَ لَهُ مَا تَصْنَعُ فِي دَارِي فَقَالَ سِيمَاءُ إِنَّ جَعْفَراً زَعَمَ أَنَّ أَبَاكَ مَضَى وَ لاَ وَلَدَ لَهُ فَإِنْ كَانَتْ دَارَكَ فَقَدِ اِنْصَرَفْتُ عَنْكَ فَخَرَجَ عَنِ اَلدَّارِ قَالَ عَلِيُّ بْنُ قَيْسٍ فَخَرَجَ عَلَيْنَا خَادِمٌ مِنْ خَدَمِ اَلدَّارِ فَسَأَلْتُهُ عَنْ هَذَا اَلْخَبَرِ فَقَالَ لِي مَنْ حَدَّثَكَ بِهَذَا فَقُلْتُ لَهُ حَدَّثَنِي بَعْضُ جَلاَوِزَةِ اَلسَّوَادِ فَقَالَ لِي لاَ يَكَادُ يَخْفَى عَلَى اَلنَّاسِ شَيْ ءٌ .

علی بن قیس از قول یکی از پاسبانهای عراق نقل میکند که بهمین تازگی(بعد از وفات امام عسکری علیه السلام)سیما را در سامرا دیدم که در خانه امام عسکری علیه السلام را شکسته بود، امام دوازدهم علیه السلام با طبرزینی که در دست داشت، جلو او درآمد و فرمود: در خانه من چه میکنی؟ سیما گفت: جعفر عقیده دارد که پدر شما مرده و فرزند ندارد، اگر خانه شماست، من برمیگردم و سپس از خانه بیرون رفت. علی بن قیس گوید: سپس یکی از خادمان خانه بیرون آمد و من راجع باین خبر از او پرسیدم، بمن گفت: کی بتو این خبر را گفته است؟ گفتم: یکی از پاسبانهای عراق، گفت: چیزی از مردم پنهان نمی ماند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 331

كُنْتُ حَاجّاً مَعَ رَفِيقٍ لِي فَوَافَيْنَا إِلَى اَلْمَوْقِفِ فَإِذَا شَابٌّ قَاعِدٌ عَلَيْهِ إِزَارٌ وَ رِدَاءٌ وَ فِي رِجْلَيْهِ نَعْلٌ صَفْرَاءُ قَوَّمْتُ اَلْإِزَارَ وَ اَلرِّدَاءَ بِمِائَةٍ وَ خَمْسِينَ دِينَاراً وَ لَيْسَ عَلَيْهِ أَثَرُ اَلسَّفَرِ فَدَنَا مِنَّا سَائِلٌ فَرَدَدْنَاهُ فَدَنَا مِنَ اَلشَّابِّ فَسَأَلَهُ فَحَمَلَ شَيْئاً مِنَ اَلْأَرْضِ وَ نَاوَلَهُ فَدَعَا لَهُ اَلسَّائِلُ وَ اِجْتَهَدَ فِي اَلدُّعَاءِ وَ أَطَالَ فَقَامَ اَلشَّابُّ وَ غَابَ عَنَّا فَدَنَوْنَا مِنَ اَلسَّائِلِ فَقُلْنَا لَهُ وَيْحَكَ مَا أَعْطَاكَ فَأَرَانَا حَصَاةَ ذَهَبٍ مُضَرَّسَةً قَدَّرْنَاهَا…

شخصی از اهل مداین گوید: من با رفیقم بحج رفته بودیم، چون بموقف عرفات رسیدیم، جوانی را دیدیم نشسته و لنگ و روپوشی در بر کرده و نعلین زردی در پا دارد، لنگ و روپوش او بنظر من صد و پنجاه دینار ارزش داشت، و علامت و اثر سفر در او نبود، گدایی نزد ما آمد، او را رد کردیم، سپس نزد آن جوان رفت و سوال کرد، جوان چیزی از زمین برداشت و باو داد، گدا او را دعا کرد و زیاد و جدی هم دعا کرد، سپس جوان برخاست و از نظر ما پنهان شد، ما نزد آن سایل رفتیم و باو گفتیم، عجبا بتو چه عطا کرد؟ او بما ریگ طلای دندانه داری نشان داد که قریب بیست مثقال بود، من برفیقم گفتم: مولای ما نزد ما بود و ما ندانستیم، آنگاه بجستجویش برخاستیم و تمام موقف را گردش کردیم و او را بدست نیاوردیم، سپس از جمعیتی که اطرافش بودند از اهل مکه و مدینه…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 332

سَأَلَنِي أَصْحَابُنَا بَعْدَ مُضِيِّ أَبِي مُحَمَّدٍ ع أَنْ أَسْأَلَ عَنِ اَلاِسْمِ وَ اَلْمَكَانِ فَخَرَجَ اَلْجَوَابُ إِنْ دَلَلْتُهُمْ عَلَى اَلاِسْمِ أَذَاعُوهُ وَ إِنْ عَرَفُوا اَلْمَكَانَ دَلُّوا عَلَيْهِ .

ابو عبد الله صالحی گوید: یکی از اصحاب ما(شیعیان)بعد از وفات ابو محمد(امام حسن عسکری)علیه السلام، از من خواست که راجع باسم و مکان آن حضرت بپرسم، جواب آمد که: اگر اسم را بآنها بگویی، فاش می کنند، و اگر مکان را بدانند، نشان می دهند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 333

الإمام المهدیّ علیه السلام فی صِفَةِ الأَوصِیاءِ: أحیی بِهِم دینَهُ، وأتَمَّ بِهِم نورَهُ، وجَعَلَ بَینَهُم وبَینَ إخوانِهِم وبَنی عَمِّهِم والأَدنَینَ فَالأَدنَینَ مِن ذَوی أرحامِهِم فُرقانًا بَیِّنًا، یُعرَفُ بِهِ الحُجَّةُ مِنَ المَحجوجِ، والإِمامُ مِنَ المَأمومِ، بِأَن عَصَمَهُم مِنَ الذُّنوبِ، وبَرَّأَهُم مِنَ العُیوبِ، وطَهَّرَهُم مِنَ الدَّنَسِ، ونَزَّهَهُم مِنَ اللَّبسِ، وجَعَلَهُم خُزّانَ عِلمِهِ، ومُستَودَعَ حِکمَتِهِ، ومَوضِعَ سِرِّهِ، وأیَّدَهُم بِالدَّلائِلِ، ولَولا ذلِکَ لَکانَ النّاسُ عَلی سَواءٍ، ولاَدَّعی أمرَ اللّه ِ عَزَّوجَلَّ کُلُّ أحَدٍ، ولَما عُرِفَ الحَقُّ مِنَ…

امام زمان حضرت مهدی علیه‌السلام -در توصیف اوصیا-: خداوند، دین خود را با آنها احیا کرده و با آنها نورش را به کمال رسانده و میان آنها و برادرانشان و پسرعموهاشان و خویشان نزدیک و نزدیکترشان فرقانی آشکار قرار داده است که با آن حجّت از آنکه حجّت برای او آورده شده و امام از مأموم شناسایی می‌شود. و این از آن روست که خداوند آنها را از هر گونه پلشتی مصون داشته و از عیوب مبرّایشان کرده و از ناپاکی پاکشان گردانده و از درهم شدگی منزّه شأن داشته است و آنها را گنجوران علم خود و مخزن حکمتش و جایگاه سرّش قرار داده است. خداوند آنها را با دلایل خود تأیید کرده و اگر چنین نمی‌بود مردم همه یکسان بودند و هر کس مدّعی امر [منصوب شدن از سوی] خداوند عزّوجل می‌شد و دیگر حقّ از باطل و دانا از نادان شناخته نمی‌شد.

غیبة طوسی، ص ۲۸۸- احتجاج، ج ۲، ص ۵۴۰

أَکثِرُو الدُّعاءَ بِتَعْجیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذلِک فَرَجُکمْ

برای تعجیل فَرَج زیاد دعا کنید، زیرا در همین دعا کردن، فَرَج و گشایش شماست.

منتخب الانوار، ص 122

فَأَغْلِقُوا أَبْوابَ السُّؤالِ عَمّا لا یعْنیکمْ

درهای سؤال را از آنچه که مطلوب شما نیست ببندید. [زیرا سؤالات بیجا انسان از رسیدن به هدف باز می دارد.]

بحار الانوار، ج 52، ص 92

أَنَا خاتَمُ الأَوْصِیاءِ وَ بی یدْفَعُ اللّهُ الْبَلاءَ عَنْ أَهْلی وَ شیعتی

من آخرین نفر از اوصیا هستم، خداوند به وسیله من بلا را از خانواده و شیعیانم برطرف می گرداند.

بحار الانوار ، ج 52، ص 30

إَنَّ الْارْضَ لا تَخْلُوا مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِرًا وَ إِمّا مَغْمُورًا؛

زمین خالی از حجّت خدا نیست، یا آشکار است و یا نهان.

کمال الدین صدوق، ج 2، ص 511

کلَّما غابَ عَلَمٌ بَدا عَلَمٌ، وَ إِذا أَفَلَ نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ

هرگاه عَلَم و نشانه ای پنهان شود، عَلَم دیگری آشکارگردد، و هر زمان که ستاره ای خاموش شود، ستاره ای دیگر طلوع نماید.

بحارالانوار، ج 53، ص 185. دلائل الامامة، ص 87
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه