قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۲٬۹۴۴ حدیث · صفحه ۲۳ از ۲۴۶

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع عِلْمُ اَللَّهِ وَ مَشِيئَتُهُ هُمَا مُخْتَلِفَانِ أَوْ مُتَّفِقَانِ فَقَالَ اَلْعِلْمُ لَيْسَ هُوَ اَلْمَشِيئَةَ أَ لاَ تَرَى أَنَّكَ تَقُولُ سَأَفْعَلُ كَذَا إِنْ شَاءَ اَللَّهُ وَ لاَ تَقُولُ سَأَفْعَلُ كَذَا إِنْ عَلِمَ اَللَّهُ فَقَوْلُكَ إِنْ شَاءَ اَللَّهُ دَلِيلٌ عَلَى أَنَّهُ لَمْ يَشَأْ فَإِذَا شَاءَ كَانَ اَلَّذِي شَاءَ كَمَا شَاءَ وَ عِلْمُ اَللَّهِ اَلسَّابِقُ لِلْمَشِيئَةِ .

بکیر بن اعین گوید: بامام صادق(ع)عرضکردم علم و مشیت خدا با هم فرق دارند یا یک چیزند فرمود: علم غیر مشیت است(دانستن غیر خواستن است)مگر نمی بینی که خودت میگویی این کار خواهم کرد و اگر خدا بخواهد و نمیگویی این کار خواهم کرد اگر خدا بداند، پس اینکه گویی اگر خدا بخواهد دلیل است بر اینکه خدا نخواسته و چون خواست، آنچه را خواست چنان که خواست واقع شود، پس علم خدا پیش از مشیت اوست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 109

خَلَقَ اَللَّهُ اَلْمَشِيئَةَ بِنَفْسِهَا ثُمَّ خَلَقَ اَلْأَشْيَاءَ بِالْمَشِيئَةِ .

امام صادق(ع)فرمود: خداوند مشیت را بخود مشیت آفرید سپس چیزها را با مشیت آفرید.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 110

فِي حَدِيثِ اَلزِّنْدِيقِ اَلَّذِي سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع فَكَانَ مِنْ سُؤَالِهِ أَنْ قَالَ لَهُ فَلَهُ رِضًا وَ سَخَطٌ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع نَعَمْ وَ لَكِنْ لَيْسَ ذَلِكَ عَلَى مَا يُوجَدُ مِنَ اَلْمَخْلُوقِينَ وَ ذَلِكَ أَنَّ اَلرِّضَا حَالٌ تَدْخُلُ عَلَيْهِ فَتَنْقُلُهُ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ لِأَنَّ اَلْمَخْلُوقَ أَجْوَفُ مُعْتَمِلٌ مُرَكَّبٌ لِلْأَشْيَاءِ فِيهِ مَدْخَلٌ وَ خَالِقُنَا لاَ مَدْخَلَ لِلْأَشْيَاءِ فِيهِ لِأَنَّهُ وَاحِدٌ وَاحِدِيُّ اَلذَّاتِ وَاحِدِيُّ اَلْمَعْنَى فَرِضَاهُ ثَوَابُهُ وَ سَخَطُهُ عِقَابُهُ مِنْ غَيْرِ شَيْ ءٍ يَتَدَاخَلُهُ فَيُهَيِّجُهُ وَ…

هشام بن حکم گوید: از جمله پرسش زندیق از امام صادق(ع)این بود که: خدا خشنودی و خشم دارد؟ حضرت فرمود آری ولی خشم و خشنودی او طبق آنچه در مخلوقین پیدا می شود نیست، زیرا که خشنودی حالتی است که بانسان وارد می شود و او را از حالی بحالی بر میگرداند چون که مخلوق تو خالی ساخته شده و بهم آمیخته است. هر چیز در او راه دخولی دارد و خالق ما را راه دخولی برای اشیا نیست زیرا او یکتاست، ذاتش یگانه و صفتش یگانه است، پس خرسندی او پاداش او و خشمش کیفرش می باشد بدون اینکه چیزی در او تاثیر کند و او را برانگیزاند و از حالی بحالی گرداند، زیرا این تغییرات از صفات مخلوقین ناتوان نیازمند است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 110

اَلْمَشِيئَةُ مُحْدَثَةٌ .

امام صادق(ع)فرمود: مشیت پدید شده است(چنانچه در دو حدیث قبل از قول مرحوم فیض بنقل مجلسی ره ذکر شد و آن لحاظ دوم مشیت است که بمخلوق)نسبت پیدا میکند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 110

إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ اِسْماً بِالْحُرُوفِ غَيْرَ مُتَصَوِّتٍ وَ بِاللَّفْظِ غَيْرَ مُنْطَقٍ وَ بِالشَّخْصِ غَيْرَ مُجَسَّدٍ وَ بِالتَّشْبِيهِ غَيْرَ مَوْصُوفٍ وَ بِاللَّوْنِ غَيْرَ مَصْبُوغٍ مَنْفِيٌّ عَنْهُ اَلْأَقْطَارُ مُبَعَّدٌ عَنْهُ اَلْحُدُودُ مَحْجُوبٌ عَنْهُ حِسُّ كُلِّ مُتَوَهِّمٍ مُسْتَتِرٌ غَيْرُ مَسْتُورٍ فَجَعَلَهُ كَلِمَةً تَامَّةً عَلَى أَرْبَعَةِ أَجْزَاءٍ مَعاً لَيْسَ مِنْهَا وَاحِدٌ قَبْلَ اَلْآخَرِ فَأَظْهَرَ مِنْهَا ثَلاَثَةَ أَسْمَاءٍ لِفَاقَةِ اَلْخَلْقِ إِلَيْهَا وَ حَجَبَ مِنْهَا وَاحِداً وَ هُوَ اَلاِسْمُ اَلْمَكْنُونُ اَلْمَخْزُونُ فَهَذِهِ…

امام صادق(ع)فرمود: خدای تبارک و تعالی اسمی آفرید که صدای حرفی ندارد، بلفظ ادا نشود تن و کالبد ندارد، بتشبیه موصوف نشود، برنگی آمیخته نیست، ابعاد و اضلاع ندارد، حدود و اطراف از او دور گشته، حس توهم کننده باو دست نیابد، نهانست بی پرده، خدای آن را یک کلمه تمام قرار داد دارای چهار جز مقارن که هیچ یک پیش از دیگری نیست، سپس سه اسم آن را که خلق بآن نیاز داشتند هویدا ساخت و یک اسم آن را نهان داشت و آن همان اسم مکنون و مخزونست، و آن سه اسمی که هویدا گشت ظاهرشان«الله»تبارک و تعالی است، و خدای سبحان برای هر اسمی از این اسما چهار رکن مسخر فرمود که جمعا 12 رکن می شود، سپس در برابر هر رکنی 30 اسم که بآنها منسوبند آفرید که آنها، رحمان رحیم، ملک، قدوس، خالق باری و مصور، حی قیوم، بی چرت و خواب و علیم، خبیر…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 112

اِسْمُ اَللَّهِ غَيْرُهُ وَ كُلُّ شَيْ ءٍ وَقَعَ عَلَيْهِ اِسْمُ شَيْ ءٍ فَهُوَ مَخْلُوقٌ مَا خَلاَ اَللَّهَ فَأَمَّا مَا عَبَّرَتْهُ اَلْأَلْسُنُ أَوْ عَمِلَتِ اَلْأَيْدِي فَهُوَ مَخْلُوقٌ وَ اَللَّهُ غَايَةٌ مِنْ غَايَاتِهِ وَ اَلْمُغَيَّا غَيْرُ اَلْغَايَةِ وَ اَلْغَايَةُ مَوْصُوفَةٌ وَ كُلُّ مَوْصُوفٍ مَصْنُوعٌ وَ صَانِعُ اَلْأَشْيَاءِ غَيْرُ مَوْصُوفٍ بِحَدٍّ مُسَمًّى لَمْ يَتَكَوَّنْ فَيُعْرَفَ كَيْنُونِيَّتُهُ بِصُنْعِ غَيْرِهِ وَ لَمْ يَتَنَاهَ إِلَى غَايَةٍ إِلاَّ كَانَتْ غَيْرَهُ لاَ يَزِلُّ مَنْ فَهِمَ هَذَا اَلْحُكْمَ أَبَداً وَ هُوَ اَلتَّوْحِيدُ اَلْخَالِصُ فَارْعَوْهُ وَ…

امام صادق(ع)فرمود: اسم خدا غیر خود اوست و هر آنچه نام«چیز»بر آن صادق آید مخلوقست جز خدا و اما آنچه بزبان تعبیر شود(کلمه الله که بزبان آید)یا بدست انجام گیرد(وقتی بخط نوشته شود)آن مخلوقست و خدا مقصودی از مقاصد او است(یعنی آنکه لفظ«الله»را گوید یا نویسد مقصودش ذات خداست که بوسیله لفظ و خط باو متوسل می شود) لفظ«الله»یکی از علامات بسوی خداست و صاحب علامت غیر از خود علامت است زیرا علامت توصیف می شود و هر چیز که توصیف شود مصنوع است ولی صانع همه چیز بهیچ حدی که قابل ذکر باشد توصیف نشود، پدید آورده نشده تا چگونگی پدید آمدنش از روی مصنوعی جز او شناخته شود از روی ساختن سازنده اش شناخته شود و مردم در شناسایی او بهر نهایتی که رسند او غیر از آنست، کسی که این حقیقت را بفهمد هرگز نلغزد، اینست توحید خالص…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 113

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ تَفْسِيرِ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ َالَ اَلْبَاءُ بَهَاءُ اَللَّهِ وَ اَلسِّينُ سَنَاءُ اَللَّهِ وَ اَلْمِيمُ مَجْدُ اَللَّهِ وَ رَوَى بَعْضُهُمْ اَلْمِيمُ مُلْكُ اَللَّهِ وَ اَللَّهُ إِلَهُ كُلِّ شَيْ ءٍ اَلرَّحْمَنُ بِجَمِيعِ خَلْقِهِ وَ اَلرَّحِيمُ بِالْمُؤْمِنِينَ خَاصَّةً .

ابن سنان گوید: از امام صادق(ع)تفسیر« / بسم الله الرحمن الرحیم / »را پرسیدم، فرمود: با بها (روشنی)خدا و سین سنا (رفعت)خداست و میم مجد(بزرگواری)خداست و بعضی روایت کرده اند که میم ملک(سلطنت)خداست و الله معبود هر چیزیست، رحمان مهربان است بتمام خلقش، رحیم مهربانست بخصوص مومنین.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 114

أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ أَسْمَاءِ اَللَّهِ وَ اِشْتِقَاقِهَا اَللَّهُ مِمَّا هُوَ مُشْتَقٌّ فَقَالَ يَا هِشَامُ اَللَّهُ مُشْتَقٌّ مِنْ إِلَهٍ وَ إِلَهٌ يَقْتَضِي مَأْلُوهاً وَ اَلاِسْمُ غَيْرُ اَلْمُسَمَّى فَمَنْ عَبَدَ اَلاِسْمَ دُونَ اَلْمَعْنَى فَقَدْ كَفَرَ وَ لَمْ يَعْبُدْ شَيْئاً وَ مَنْ عَبَدَ اَلاِسْمَ وَ اَلْمَعْنَى فَقَدْ أَشْرَكَ وَ عَبَدَ اِثْنَيْنِ وَ مَنْ عَبَدَ اَلْمَعْنَى دُونَ اَلاِسْمِ فَذَاكَ اَلتَّوْحِيدُ أَ فَهِمْتَ يَا هِشَامُ قَالَ قُلْتُ زِدْنِي قَالَ لِلَّهِ تِسْعَةٌ وَ تِسْعُونَ اِسْماً فَلَوْ كَانَ اَلاِسْمُ هُوَ اَلْمُسَمَّى لَكَانَ كُلُّ اِسْمٍ…

هشام بن حکم از امام صادق(ع)راجع باشتقاق اسما خدا پرسید، الله از چه مشتق است؟ فرمود: ای هشام الله مشتق ازاله(پرستش شده)است و پرستش شده شایسته پرستشی لازم دارد، و نام غیر صاحب نام است کسی که تنها نام را بدون صاحب نام پرستد کافر گشته و در حقیقت چیزی نپرستیده است و هر که نام و صاحب نام را پرستد مشرک گشته و دو چیز پرستیده است و کسی که صاحب نام را پرستد نه نام را آنست یکتاپرستی، ای هشام فهمیدی؟ عرضکردم: توضیح بیشتری برایم دهید، فرمود: خدا را نود و نه نام است اگر نام همان صاحب نام باشد باید هر اسمی از آنها معبودی باشد، ولی خدا معنی(و ذات یگانه ایست)که همه این اسما بر او دلالت کند و همه غیر او باشند، ای هشام نان اسم خوردنی ست و آب اسم آشامیدنی و جامه اسم پوشیدنی و آتش اسم سوختنی، فهمیدی ای هشام…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 114

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ اَلْأَوَّلُ وَ اَلْآخِرُ َ قُلْتُ أَمَّا اَلْأَوَّلُ فَقَدْ عَرَفْنَاهُ وَ أَمَّا اَلْآخِرُ فَبَيِّنْ لَنَا تَفْسِيرَهُ فَقَالَ إِنَّهُ لَيْسَ شَيْ ءٌ إِلاَّ يَبِيدُ أَوْ يَتَغَيَّرُ أَوْ يَدْخُلُهُ اَلتَّغَيُّرُ وَ اَلزَّوَالُ أَوْ يَنْتَقِلُ مِنْ لَوْنٍ إِلَى لَوْنٍ وَ مِنْ هَيْئَةٍ إِلَى هَيْئَةٍ وَ مِنْ صِفَةٍ إِلَى صِفَةٍ وَ مِنْ زِيَادَةٍ إِلَى نُقْصَانٍ وَ مِنْ نُقْصَانٍ إِلَى زِيَادَةٍ إِلاَّ رَبَّ اَلْعَالَمِينَ فَإِنَّهُ لَمْ يَزَلْ وَ لاَ يَزَالُ بِحَالَةٍ وَاحِدَةٍ هُوَ اَلْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ…

ابن ابی یعفور گوید: از حضرت صادق علیه السلام راجع بقول خدا«او اول و آخر است»پرسیدم و گفتم. معنی اول را فهمیدم و اما آخر را شما تفسیرش را برایم بیان کنید. فرمود: هر چیز جز پروردگار جهانیان نابود شود و دگرگون گردد یا نابودی و دگرگونی از خارج باو راه یابد یا رنگ و شکل و وصفش عوض شود و از زیادی بکمی و از کمی بزیادی گراید، تنها اوست که همیشه بیک حالت بوده و باشد اوست اول و پیش از هر چیز و اوست آخر برای همیشه، صفات و اسما گوناگون بر او وارد نشود چنان که بر غیر او وارد شود، مانند انسان که گاهی خاک و گاهی گوشت و خون و گاهی استخوان پوسیده و نرم شده است و مانند غوره خرما که گاهی بلح و گاهی بسر و گاهی خرمای تازه و گاهی خرمای خشک است که اسما و صفات مختلف بر آن وارد شود و خدای-جل و عز-بخلاف آنست-.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 115

سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ قَدْ سُئِلَ عَنِ اَلْأَوَّلِ وَ اَلْآخِرِ فَقَالَ اَلْأَوَّلُ لاَ عَنْ أَوَّلٍ قَبْلَهُ وَ لاَ عَنْ بَدْءٍ سَبَقَهُ وَ اَلْآخِرُ لاَ عَنْ نِهَايَةٍ كَمَا يُعْقَلُ مِنْ صِفَةِ اَلْمَخْلُوقِينَ وَ لَكِنْ قَدِيمٌ أَوَّلٌ آخِرٌ لَمْ يَزَلْ وَ لاَ يَزُولُ بِلاَ بَدْءٍ وَ لاَ نِهَايَةٍ لاَ يَقَعُ عَلَيْهِ اَلْحُدُوثُ وَ لاَ يَحُولُ مِنْ حَالٍ إِلَى حَالٍ خالِقُ كُلِّ شَيْ ءٍ .

چون از امام صادق(ع)راجع باول و آخر سوال شد، فرمود: اولی است که پیش از او اولی نبوده و آغازی او را سبقت نگرفته از چیزی پیش از خود پدید نیامده و آخریست که آخریتش از ناحیه پایان نیست چنان که از صفت مخلوقین فهمیده می شود(چنان که گوییم جمعه آخر هفته است که آخر بودن جمعه از ناحیه پایان هفته بودنش میباشد)ولی خدا قدیمست، اولست، آخر است، همیشه بوده و همیشه میباشد بدون آغاز و بدون پایان پدید آمدن بر او وارد نشود و از حالی بحالی نگردد، خالق همه چیز است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 116

قَالَ رَجُلٌ عِنْدَهُ اَللَّهُ أَكْبَرُ فَقَالَ اَللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَيِّ شَيْ ءٍ فَقَالَ مِنْ كُلِّ شَيْ ءٍ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع حَدَّدْتَهُ فَقَالَ اَلرَّجُلُ كَيْفَ أَقُولُ قَالَ قُلْ اَللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ يُوصَفَ .

مردی خدمت امام صادق علیه السلام عرض کرد: الله اکبر(خدا بزرگتر است)فرمود، خدا از چه بزرگتر است؟ عرض کرد: از همه چیز، فرمود: خدا را محدود ساختی، عرضکرد: پس چه بگویم؟ فرمود: بگو خدا بزرگتر از آنست که وصف شود.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 117

أَيُّ شَيْ ءٍ اَللَّهُ أَكْبَرُ فَقُلْتُ اَللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ كُلِّ شَيْ ءٍ فَقَالَ وَ كَانَ ثَمَّ شَيْ ءٌ فَيَكُونُ أَكْبَرَ مِنْهُ فَقُلْتُ وَ مَا هُوَ قَالَ اَللَّهُ أَكْبَرُ مِنْ أَنْ يُوصَفَ .

جمیع گوید: امام صادق(ع)از من پرسید: معنی الله اکبر چیست؟ عرضکردم خدا بزرگتر از همه چیز است، فرمود: مگر آنجا چیزی بود که خدا بزرگتر از آن باشد، عرضکردم: پس چیست؟ فرمود: خدا بزرگتر از آنست که وصف شود.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 118
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه