إِنَّ اَللَّهَ لَمْ يَسْأَلْ خَلْقَهُ مَا فِي أَيْدِيهِمْ قَرْضاً مِنْ حَاجَةٍ بِهِ إِلَى ذَلِكَ وَ مَا كَانَ لِلَّهِ مِنْ حَقٍّ فَإِنَّمَا هُوَ لِوَلِيِّهِ .
امام صادق علیه السلام فرمود: خدا که آنچه را در دست مخلوقش هست بقرض خواسته، برای احتیاجش بآن نبوده، و هر حقی که خدا دارد، از آن ولی او است.
يَا مَيَّاحُ دِرْهَمٌ يُوصَلُ بِهِ اَلْإِمَامُ أَعْظَمُ وَزْناً مِنْ أُحُدٍ .
حسن بن میاح گوید: امام صادق علیه السلام بمن فرمود: ای میاح: یک درهم که بامام برسد، از کوه احد سنگین تر است،
دِرْهَمٌ يُوصَلُ بِهِ اَلْإِمَامُ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفَيْ أَلْفِ دِرْهَمٍ فِيمَا سِوَاهُ مِنْ وُجُوهِ اَلْبِرِّ.
امام صادق علیه السلام فرمود: یک درهم که بامام برسد. بهتر است از دو میلیون درهمی که در راه خیر دیگر صرف شود.
إِنِّي لآَخُذُ مِنْ أَحَدِكُمُ اَلدِّرْهَمَ وَ إِنِّي لَمِنْ أَكْثَرِ أَهْلِ اَلْمَدِينَةِ مَالاً مَا أُرِيدُ بِذَلِكَ إِلاَّ أَنْ تُطَهَّرُوا .
ابن بکیر گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: من از یکنفر از شما پول درهم میگیرم، در صورتی که از همه اهل مدینه متمول ترم، فقط مقصودم اینست که شما پاکیزه شوید.
اَلْأَنْفَالُ مَا لَمْ يُوجَفْ عَلَيْهِ بِ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ َوْ قَوْمٌ صَالَحُوا أَوْ قَوْمٌ أَعْطَوْا بِأَيْدِيهِمْ وَ كُلُّ أَرْضٍ خَرِبَةٍ وَ بُطُونُ اَلْأَوْدِيَةِ فَهُوَ لِرَسُولِ اَللَّهِ ص وَ هُوَ لِلْإِمَامِ مِنْ بَعْدِهِ يَضَعُهُ حَيْثُ يَشَاءُ.
امام صادق علیه السلام فرمود: انفال آنست که: اسب و شتر بر آن رانده نشود(با جنگ و غلبه بدست نیاید)یا اموال مردمی است که(با مسلمین)سازش کنند یا مردمی که با دست خود بپردازند و هر زمین خراب و ته رودخانه ها از پیغمبر است و پس از او از آن امام است، بهر راه خواهد بمصرف رساند.
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ تَعَالَى وَ اِعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْ ءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي اَلْقُرْبى َقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع بِمِرْفَقَيْهِ عَلَى رُكْبَتَيْهِ ثُمَّ أَشَارَ بِيَدِهِ ثُمَّ قَالَ هِيَ وَ اَللَّهِ اَلْإِفَادَةُ يَوْماً بِيَوْمٍ إِلاَّ أَنَّ أَبِي جَعَلَ شِيعَتَهُ فِي حِلٍّ لِيَزْكُوا .
ابن عیسی گوید: از امام صادق علیه السلام در باره قول خدای تعالی، «بدانید هر چه غنیمت گیرید پنج یک آن از خدا و پیغمبر و خویشاوندان است»پرسیدم، حضرت دو آرنج را بر زانو گذاشت و با دست اشاره کرد و فرمود: بخدا که آن استفاده روز بروز است(که باید خمس آن را داد)جز آنکه پدرم شیعیان خود را حلال کرد تا آلوده نباشند.
طَلَبْنَا اَلْإِذْنَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِ فَأَرْسَلَ إِلَيْنَا اُدْخُلُوا اِثْنَيْنِ اِثْنَيْنِ فَدَخَلْتُ أَنَا وَ رَجُلٌ مَعِي فَقُلْتُ لِلرَّجُلِ أُحِبُّ أَنْ تَسْتَأْذِنَ بِالْمَسْأَلَةِ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ أَبِي كَانَ مِمَّنْ سَبَاهُ بَنُو أُمَيَّةَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ بَنِي أُمَيَّةَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ أَنْ يُحَرِّمُوا وَ لاَ يُحَلِّلُوا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ مِمَّا فِي أَيْدِيهِمْ قَلِيلٌ وَ لاَ كَثِيرٌ وَ إِنَّمَا ذَلِكَ لَكُمْ فَإِذَا ذَكَرْتُ رَدَّ اَلَّذِي كُنْتُ فِيهِ دَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ مَا يَكَادُ يُفْسِدُ عَلَيَّ…
عبد العزیز بن نافع گوید: (با جماعتی از اصحاب)از امام صادق علیه السلام اجازه خواستیم و بحضرت پیغام دادیم، او پیغام داد که: دو نفر دو نفر بیایید، پس من با مردی دیگر خدمتش رفتیم، من 251 - 3 بآن مرد گفتم: -دوست دارم تو از حضرت اجازه سوال گیری، گفت: بسیار خوب، سپس عرضکرد: قربانت گردم، پدر من از اسیران بنی امیه بوده و شما می دانید که بنی امیه حق نداشتند حرام کنند یا حلال کنند و هر مال کم و زیادی که در دست داشتند از آنها نبود، بلکه بشما تعلق داشت، و من هر گاه بخاطر می آورم که باید آنچه را دارم برگردانم، حالتی بمن دست میدهد که نزدیکست دیوانه شوم، امام باو فرمود: آنچه از آنها داری برای تو حلال است و هر کس هم حالش مثل تو باشد، پس از من بر او حلال است. راوی گوید: ما برخاستم و بیرون شدیم. معتب(دربان…
مِنْ أَيْنَ دَخَلَ عَلَى اَلنَّاسِ اَلزِّنَا قُلْتُ لاَ أَدْرِي جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ مِنْ قِبَلِ خُمُسِنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ إِلاَّ شِيعَتَنَا اَلْأَطْيَبِينَ فَإِنَّهُ مُحَلَّلٌ لَهُمْ لِمِيلاَدِهِمْ .
ضریس کناسی گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: از چه راهی مردم گرفتار زنا میشوند؟ گفتم: نمیدانم، قربانت گردم. فرمود: از راه خمس ما اهل بیت(که نمیپردازند)مگر شیعیان پاکزاده ما که خمس برای آنها حلال گشت تا حلال زاده بدنیا آیند.
نَحْنُ قَوْمٌ فَرَضَ اَللَّهُ طَاعَتَنَا لَنَا اَلْأَنْفَالُ وَ لَنَا صَفْوُ اَلْمَالِ.
ابو الصباح گوید: امام صادق علیه السلام بمن فرمود: ما مردمی هستیم که خدا اطاعت ما را واجب کرده و انفال و برگزیده اموال از آن ماست.
فِي اَلرَّجُلِ يَمُوتُ لاَ وَارِثَ لَهُ وَ لاَ مَوْلَى قَالَ هُوَ مِنْ أَهْلِ هَذِهِ اَلْآيَةِ يَسْئَلُونَكَ عَنِ اَلْأَنْفالِ
امام صادق علیه السلام در باره مردیکه بمیرد و وارث و مولایی(آزادکننده یی)نداشته باشد، فرمود: او اهل این آیه است: «از تو در باره انفال می پرسند-اول سوره انفال-»(یعنی اموال و ما ترک او متعلق بامامست).
عَنِ اَلْكَنْزِ كَمْ فِيهِ قَالَ اَلْخُمُسُ وَ عَنِ اَلْمَعَادِنِ كَمْ فِيهَا قَالَ اَلْخُمُسُ وَ كَذَلِكَ اَلرَّصَاصُ وَ اَلصُّفْرُ وَ اَلْحَدِيدُ وَ كُلُّ مَا كَانَ مِنَ اَلْمَعَادِنِ يُؤْخَذُ مِنْهَا مَا يُؤْخَذُ مِنَ اَلذَّهَبِ وَ اَلْفِضَّةِ .
حلبی از امام صادق علیه السلام پرسید: در گنج چه حقی است؟ فرمود: خمس. پرسید در معادن چه مقدار است؟ فرمود: خمس و همچنین است قلعی و مس و آهن، و هر چه معدنی باشد از آن همان گرفته می شود که از طلا و نقره گرفته می شود.
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنِ اَلْعَنْبَرِ وَ غَوْصِ اَللُّؤْلُؤِ فَقَالَ ع عَلَيْهِ اَلْخُمُسُ .
حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام راجع به عنبر و مرواریدی که از دریا استخراج می شود پرسیدم، فرمود: خمس دارد.