قال رسول الله صلى الله عليه و آله

احادیث درباره علم

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

۱٬۷۰۱ حدیث · صفحه ۱۰۹ از ۱۴۲

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع عَلِّمْنِي دُعَاءً أَسْتَنْزِلُ بِهِ اَلرِّزْقَ فَقَالَ لِي خُذْ مِنْ شَارِبِكَ وَ أَظْفَارِكَ وَ لْيَكُنْ ذَلِكَ فِي يَوْمِ اَلْجُمُعَةِ .

ابی کهمس گوید: بامام صادق(ع)عرض کردم دعایی مرا بیاموز که بدان روزی فراخوانم بمن فرمود از زیادی سبیلت و ناخنهایت را بچنین و این در روز جمعه باید باشد.

الخصال، ج 3، ص 391

إِنَّ أَيُّوبَ ع اُبْتُلِيَ مِنْ غَيْرِ ذَنْبٍ وَ إِنَّ اَلْأَنْبِيَاءَ لاَ يُذْنِبُونَ لِأَنَّهُمْ مَعْصُومُونَ مُطَهَّرُونَ لاَ يُذْنِبُونَ وَ لاَ يَزِيغُونَ وَ لاَ يَرْتَكِبُونَ ذَنْباً صَغِيراً وَ لاَ كَبِيراً وَ قَالَ ع إِنَّ أَيُّوبَ ع مَعَ جَمِيعِ مَا اُبْتُلِيَ بِهِ لَمْ يُنَتَّنْ لَهُ رَائِحَةٌ وَ لاَ قَبُحَتْ لَهُ صُورَةٌ وَ لاَ خَرَجَتْ مِنْهُ مِدَّةٌ مِنْ دَمٍ وَ لاَ قَيْحٍ وَ لاَ اِسْتَقْذَرَهُ أَحَدٌ رَآهُ وَ لاَ اِسْتَوْحَشَ مِنْهُ أَحَدٌ شَاهَدَهُ وَ لاَ يُدَوَّدُ شَيْ ءٌ مِنْ جَسَدِهِ وَ هَكَذَا يَصْنَعُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِجَمِيعِ مَنْ يَبْتَلِيهِ مِنْ أَنْبِيَائِهِ وَ…

امام صادق علیه السلام از پدرش نقل فرمود: که ایوب بی گناه بود و هفت سال مبتلا گردید، که پیغمبران گناه نکنند زیرا آنان معصوم اند و پاک نه گناه کنند و نه کجروی و پیرامون گناه نمیگردند چه گناه کوچک و چه بزرگ. و فرمود: ایوب با آن همه گرفتاری که داشت بوی بد در او پیدا نشد و زشت روی نگردید و یک نوک قلم خون و چرک از او بیرون نیامد و هر که او را دید کثیفش نیافت و هر کس بنزدش رفت از او وحشت نکرد و هیچ جای بدنش کرم نگذاشت و خدای عز و جل با همه پیغمبران و دوستان عزیز خود که گرفتارشان فرماید این چنین کند و مردم که از ایوب کناره گرفتند فقط برای فقر و ناتوانایی اش بود که بظاهر چنین مینمود و نمیدانستند که او در نزد پروردگارش که یادش بلند باد چه کمک و گشایشی نصیب دارد همانا که پیغمبر فرمود: بلاکش ترین مردم…

الخصال، ج 3، ص 399

يَنْبَغِي لِلْمُؤْمِنِ أَنْ يَكُونَ فِيهِ ثَمَانُ خِصَالٍ وَقُورٌ عِنْدَ اَلْهَزَاهِزِ صَبُورٌ عِنْدَ اَلْبَلاَءِ شَكُورٌ عِنْدَ اَلرَّخَاءِ قَانِعٌ بِمَا رَزَقَهُ اَللَّهُ لاَ يَظْلِمُ اَلْأَعْدَاءَ وَ لاَ يَتَحَامَلُ لِلْأَصْدِقَاءِ بَدَنُهُ مِنْهُ فِي تَعَبٍ وَ اَلنَّاسُ مِنْهُ فِي رَاحَةٍ إِنَّ اَلْعِلْمَ خَلِيلُ اَلْمُؤْمِنِ وَ اَلْحِلْمَ وَزِيرُهُ وَ اَلصَّبْرَ أَمِيرُ جُنُودِهِ وَ اَلرِّفْقَ أَخُوهُ وَ اَللِّينَ وَالِدُهُ .

امام صادق علیه السلام فرمود: مومن را شاید که دارای هشت خصلت باشد در گرفتاریهای تکان دهنده با وقار و سنگین باشد و در بلا شکیبا و در خوشی سپاسگزار و بآنچه خداوند روزی اش فرماید قناعت کند و بدشمنان ستم نکند و سربار دوستان نگردد. تن خویش را برنج اندازد و مردم از او در آسایش باشند همانا که دانش دوست مومن است و بردباری وزیر اوست و شکیبایی فرمانده لشکر وجود او و مدارا کردن برادر او و نرمش پدر او است.

الخصال، ج 3، ص 406

أَحْسِنُوا اَلظَّنَّ بِاللَّهِ وَ اِعْلَمُوا أَنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ عَرْضُ كُلِّ بَابٍ مِنْهَا مَسِيرَةُ أَرْبَعِينَ سَنَةً.

امام باقر(ع)فرمود: بخداوند خوشبین باشید و بدانید که بهشت را هشت در است که پهنای هر در چهل سال راه است.

الخصال، ج 3، ص 408

أَنَّهُ قَالَ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع أَ تَرَى هَذَا اَلْخَلْقَ كُلَّهُ مِنَ اَلنَّاسِ فَقَالَ أَلْقِ مِنْهُمُ اَلتَّارِكَ لِلسِّوَاكِ وَ اَلْمُتَرَبِّعَ فِي مَوْضِعِ اَلضِّيقِ وَ اَلدَّاخِلَ فِيمَا لاَ يَعْنِيهِ وَ اَلْمُمَارِيَ فِيمَا لاَ عِلْمَ لَهُ وَ اَلْمُتَمَرِّضَ مِنْ غَيْرِ عِلَّةٍ وَ اَلْمُتَشَعِّثَ مِنْ غَيْرِ مُصِيبَةٍ وَ اَلْمُخَالِفَ عَلَى أَصْحَابِهِ فِي اَلْحَقِّ وَ قَدِ اِتَّفَقُوا عَلَيْهِ وَ اَلْمُفْتَخِرَ يَفْتَخِرُ بِآبَائِهِ وَ هُوَ خِلْوٌ مِنْ صَالِحِ أَعْمَالِهِمْ فَهُوَ بِمَنْزِلَةِ اَلْخَلَنْجِ يُقْشَرُ لِحَاءً عَنْ لِحَاءٍ حَتَّى يُوصَلَ إِلَى جَوْهَرِيَّتِهِ وَ…

راوی بامام صادق(ع)عرض کرد: شما همه این خلق را از مردم می پندارید؟ فرمود: (هشت طایفه)از اینان را دور بینداز از آنکه مسواک نکند و آنکه در مجلس تنگ چهار زانو بشیند و آنکه در کار بیهوده دخالت کند و آنکه در باره چیزی که نمیداند اظهار فضل و دانش نماید و آنکه بدون بیماری خود را بیمار نشان دهد و آنکه مصیبت ندیده عزا دار گردد و آنکه با یاران خود در مطلب حقی که مورد اتفاق آنان است مخالفت ورزد و آنکه بپدران خود ببالد با اینکه از کارهای شایسته آنان بی بهره باشد چنین کس هم چون گیاه خلنج است که پوستهای رویین اش کنده شود و عاقبت جوهر ذاتش آشکار گردد و او همان است که خدای عز و جل فرموده است آنان چهار پایانی بیش نیستند بلکه گمراه تراند.

الخصال، ج 3، ص 409

مَنِ اِخْتَلَفَ إِلَى اَلْمَسَاجِدِ أَصَابَ إِحْدَى اَلثَّمَانِ أَخاً مُسْتَفَاداً فِي اَللَّهِ أَوْ عِلْماً مُسْتَظْرَفاً أَوْ آيَةً مُحْكَمَةً أَوْ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً أَوْ كَلِمَةً تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى أَوْ يَسْمَعُ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى هُدًى أَوْ يَتْرُكُ ذَنْباً خَشْيَةً أَوْ حَيَاءً.

اصبغ بن نباته گوید: امیر المومنین(ع)میفرماید کسی که به مسجدها رفت و آمد داشته باشد بیکی از هشت خصلت میرسد بهره مندی از برادری دینی و یا دانشی نیکو و یا نشانه محکمی از نشانه های حق و یا رحمتی که بانتظار وی بوده و یا سخنی که او را از هلاکتی نجات بخشد و یا مطلبی که او را براه نجات رهبری کند و یا گناهی را ترک نماید از ترس خدا و یا از روی شرم و حیا.

الخصال، ج 3، ص 409

مَنْ أَدْمَنَ اَلاِخْتِلاَفَ إِلَى اَلْمَسَاجِدِ أَصَابَ إِحْدَى اَلثَّمَانِ أَخاً مُسْتَفَاداً فِي اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْ عِلْماً مُسْتَظْرَفاً أَوْ كَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَى هُدًى أَوْ أُخْرَى تَصْرِفُهُ عَنِ اَلرَّدَى أَوْ رَحْمَةً مُنْتَظَرَةً أَوْ تَرَكَ اَلذَّنْبَ حَيَاءً أَوْ خَشْيَةً .

عمیر بن مامون گوید: شنیدم از امام حسن(ع)که میفرمود شنیدم رسول خدا(ص)میفرمود کسی که همواره بمسجدها رفت و آمد داشته باشد هشت بهره را خواهد برد. بهره مندی از برادر دینی یا دانشی مورد پسند یا سخنی که او را بنجات رهبری کند و یا سخن دیگری که او را از هلاکت باز دارد و یا رحمتی که بانتظارش بوده است و یا ترک گناهی از روی شرم و یا ترس. (شرح-: )دو فایده از فایده های رفت و آمد مسجد در این روایت گفته نشده است و شاید از راوی فراموش شده و یا از قلم نویسنده افتاده است.

الخصال، ج 3، ص 410

إِنَّ رَسُولَ اَللَّهِ مَرِضَ مَرْضَةً فَأَتَتْهُ فَاطِمَةُ ع تَعُودُهُ وَ هُوَ نَاقِهٌ مِنْ مَرَضِهِ فَلَمَّا رَأَتْ مَا بِرَسُولِ اَللَّهِ ص مِنَ اَلْجَهْدِ وَ اَلضَّعْفِ خَنَقَتْهَا اَلْعَبْرَةُ حَتَّى جَرَتْ دَمْعَتُهَا عَلَى خَدِّهَا فَقَالَ اَلنَّبِيُّ ص لَهَا يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ اِطَّلَعَ عَلَى اَلْأَرْضِ اِطِّلاَعَةً فَاخْتَارَ مِنْهَا أَبَاكَ وَ اِطَّلَعَ ثَانِيَةً فَاخْتَارَ مِنْهَا بَعْلَكِ فَأَوْحَى إِلَيَّ فَأَنْكَحْتُكِهِ أَ مَا عَلِمْتِ يَا فَاطِمَةُ أَنَّ لِكَرَامَةِ اَللَّهِ إِيَّاكِ زَوَّجَكِ أَقْدَمَهُمْ سِلْماً وَ أَعْظَمَهُمْ حِلْماً وَ أَكْثَرَهُمْ…

ابو ایوب انصاری گوید: رسول خدا را مرضی روی داد فاطمه(ع)به نزدش بعیادت آمد حال رسول خدا سنگین بود فاطمه(ع)که سختی بیماری و ناتوانی رسول خدا را دید گریه گلوگیرش شد و اشک بر صورت اش روان گشت پیغمبر(ص)بفاطمه فرمود: ای فاطمه خداوند جل ذکره اطلاع کامل بر زمین یافت و از روی زمین پدر تو را برگزید و دومین بار اطلاع یافت و شوهر تو را از آن برگزید پس از آن بمن وحی فرمود و من تو را بهمسری علی در آوردم ای فاطمه مگر نمیدانی که چون تو در نزد خدا گرامی بودی خداوند تو را با کسی همسر کرد که پیش از همه مسلمان شد و بردباری اش از همه بزرگتر و دانش اش از همه فزونتر بود راوی گوید: فاطمه باین سخن شاد شد و اثر شادی از فرمایش رسول خدا در چهره اش نمایان شد رسول خدا(ص)خواست فاطمه را از خیر فراوانی که خداوند بعلی و…

الخصال، ج 3، ص 412

وَ اَللَّهِ لَقَدْ أَعْطَانِي اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى تِسْعَةَ أَشْيَاءَ لَمْ يُعْطِهَا أَحَداً قَبْلِي خَلاَ اَلنَّبِيَّ ص لَقَدْ فُتِحَتْ لِي اَلسُّبُلُ وَ عُلِّمْتُ اَلْأَنْسَابَ وَ أَجْرَى لِيَ اَلسَّحَابَ وَ عُلِّمْتُ اَلْمَنَايَا وَ اَلْبَلاَيَا وَ فَصْلَ اَلْخِطَابِ وَ لَقَدْ نَظَرْتُ فِي اَلْمَلَكُوتِ بِإِذْنِ رَبِّي فَمَا غَابَ عَنِّي مَا كَانَ قَبْلِي وَ مَا يَأْتِي بَعْدِي وَ إِنَّ بِوَلاَيَتِي أَكْمَلَ اَللَّهُ لِهَذِهِ اَلْأُمَّةِ دِينَهُمْ وَ أَتَمَّ عَلَيْهِمُ اَلنِّعَمَ وَ رَضِيَ إِسْلاَمَهُمْ إِذْ يَقُولُ يَوْمَ اَلْوَلاَيَةِ لِمُحَمَّدٍ ص يَا مُحَمَّدُ أَخْبِرْهُمْ…

یزداد بن ابراهیم از یکی از شیعیان نقل میکند: که شنیدم امام صادق(ع)میفرمود: امیر المومنین(ع)فرمود: بخدا قسم که خدای تبارک و تعالی نه چیز بمن عطا فرموده است که پیش از من جز به پیغمبر بهیچ کس عطا نفرموده است راهها بروی من باز است و نژادها را میدانم حرکت ابرها بدست من است آمار مرگ ها و گرفتاریها و حکمهای قطعی در نزد من است و با اجازه پروردگارم بباطن جهان دست یافتم و هر چه پیش از من بوده است و آنچه پس از من خواهد آمد از دیده من پنهان نیست و با دوستی و ولایت من خداوند دین این امت را کامل کرد و نعمت ها را بر آنان تمام و اسلام شان را پسندید زیرا که بروز غدیر بمحمد فرمود: ای محمد باینان خبر بده که من امروز دین شان را برای آنان کامل نمودم و اسلام را برای آنان دین پسندیدم و نعمتم را بر آنان تمام کردم…

الخصال، ج 3، ص 414

آفَةُ اَلْحَدِيثِ اَلْكَذِبُ وَ آفَةُ اَلْعِلْمِ اَلنِّسْيَانُ وَ آفَةُ اَلْحِلْمِ اَلسَّفَهُ وَ آفَةُ اَلْعِبَادَةِ اَلْفَتْرَةُ وَ آفَةُ اَلظَّرْفِ اَلصَّلَفُ وَ آفَةُ اَلشَّجَاعَةِ اَلْبَغْيُ وَ آفَةُ اَلسَّخَاءِ اَلْمَنُّ وَ آفَةُ اَلْجَمَالِ اَلْخُيَلاَءُ وَ آفَةُ اَلْحَسَبِ اَلْفَخْرُ.

رسول خدا(ص)فرمود: گفتار را دروغ آفت است و دانش را فراموشی و بردباری را سفاهت و عبادت را خستگی و زیرکی را خود نمایی و دلیری را ستم کردن و بخشش را منت نهادن و زیبایی را خودپرستی و مقام را بخود بالیدن.

الخصال، ج 3، ص 416

رُفِعَ عَنْ أُمَّتِي تِسْعَةٌ اَلْخَطَأُ وَ اَلنِّسْيَانُ وَ مَا أُكْرِهُوا عَلَيْهِ وَ مَا لاَ يَعْلَمُونَ وَ مَا لاَ يُطِيقُونَ وَ مَا اُضْطُرُّوا إِلَيْهِ وَ اَلْحَسَدُ وَ اَلطِّيَرَةُ وَ اَلتَّفَكُّرُ فِي اَلْوَسْوَسَةِ فِي اَلْخَلْقِ مَا لَمْ يَنْطِقْ بِشَفَةٍ.

رسول خدا(ص)فرمود: نه چیز از امت من برداشته شده است خطا و فراموشی و آنچه با اکراه انجام دهند و آنچه ندانسته بکنند و آنچه طاقت فرسا است و آنچه بدان ناچارند و حسد و فال بد و افکاری که ناشی از وسوسه در جهان آفرینش است تا بزبان نیاورده است. (شرح-: ) مقصود این است که در شش مورد اول اگر کاری از کسی سرزد مسیولیتی متوجه و نیست و این روایت را حدیث رفع گویند و دانشمندان شیعه در شرح آن داد سخن داده اند و فقها رضوان الله علیهم در ابواب مختلفه فقه بیک یک از فقرات آن استناد فرموده اند.

الخصال، ج 3، ص 417

أَنَا أَشْبَهُ اَلنَّاسِ بِآدَمَ وَ إِبْرَاهِيمُ أَشْبَهُ اَلنَّاسِ بِي خَلْقُهُ وَ خُلْقُهُ وَ سَمَّانِيَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ فَوْقِ عَرْشِهِ عَشَرَةَ أَسْمَاءٍ وَ بَيَّنَ اَللَّهُ وَصْفِي وَ بَشَّرَ بِي عَلَى لِسَانِ كُلِّ رَسُولٍ بَعَثَهُ إِلَى قَوْمِهِ وَ سَمَّانِي وَ نَشَرَ فِي اَلتَّوْرَاةِ اِسْمِي وَ بَثَّ ذِكْرِي فِي أَهْلِ اَلتَّوْرَاةِ وَ اَلْإِنْجِيلِ وَ عَلَّمَنِي كِتَابَهُ وَ رَفَعَنِي فِي سَمَائِهِ وَ شَقَّ لِيَ اِسْماً مِنْ أَسْمَائِهِ فَسَمَّانِي مُحَمَّداً وَ هُوَ مَحْمُودٌ وَ أَخْرَجَنِي فِي خَيْرِ قَرْنٍ مِنْ أُمَّتِي وَ جَعَلَ اِسْمِي فِي اَلتَّوْرَاةِ أحيد وَ هُوَ…

رسول خدا(ص)فرمود: من از همه کس بآدم شبیه ترم و ابراهیم از نظر قیافه و اخلاق از همه کس بیشتر بمن شبیه است و خدای عز و جل از عالم بالاتر از عرش مراده نام گذاشته است و هر پیغمبری را که بقومش فرستاده بزبان او توصیف مرا فرموده و مژده آن مرا داده است و مرا بنام یاد فرموده و در توریه نام مرا منتشر ساخته. و در میان اهل توریه و انجیل یاد مرا پراکنده نموده است و کتاب خود را بمن آموخته و مرا بآسمانش بالا برده و از ریشه نامهای خود نامی برای من باز گرفته است که مرا محمد نامیده و او محمود است و مرا در بهترین زمانهای امتم بدنیا آورد و مرا در توریه احید نامید(که از توحید ریشه میگیرد)و بتوحید بدنهای امت مرا به آتش دوزخ حرام فرمود و مرا در انجیل احمد نامید پس منم محمود در میان اهل آسمانها و امتم را حامدان…

الخصال، ج 3، ص 425
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه