أَيُّ إِمَامٍ لاَ يَعْلَمُ مَا يُصِيبُهُ وَ إِلَى مَا يَصِيرُ فَلَيْسَ ذَلِكَ بِحُجَّةٍ لِلَّهِ عَلَى خَلْقِهِ.
امام صادق علیه السلام فرمود: هر امامی که نداند چه بسرش می آید(از خیر و شر و بلا و عافیت)و بسوی چه میرود(از مرگ و شهادت)او حجت خدا بر خلقش نیست.
قَالَ لِي قَدْ رَأَيْتُ بَعْضَ مَنْ يَقُولُونَ بِفَضْلِهِ مِنْ أَهْلِ هَذَا اَلْبَيْتِ فَمَا رَأَيْتُ مِثْلَهُ قَطُّ فِي فَضْلِهِ وَ نُسُكِهِ فَقُلْتُ لَهُ مَنْ وَ كَيْفَ رَأَيْتَهُ قَالَ جُمِعْنَا أَيَّامَ اَلسِّنْدِيِّ بْنِ شَاهَكَ ثَمَانِينَ رَجُلاً مِنَ اَلْوُجُوهِ اَلْمَنْسُوبِينَ إِلَى اَلْخَيْرِ فَأُدْخِلْنَا عَلَى مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع فَقَالَ لَنَا اَلسِّنْدِيُّ يَا هَؤُلاَءِ اُنْظُرُوا إِلَى هَذَا اَلرَّجُلِ هَلْ حَدَثَ بِهِ حَدَثٌ فَإِنَّ اَلنَّاسَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُ قَدْ فُعِلَ بِهِ وَ يُكْثِرُونَ فِي ذَلِكَ وَ هَذَا مَنْزِلُهُ وَ فِرَاشُهُ مُوَسَّعٌ عَلَيْهِ غَيْرُ مُضَيَّقٍ وَ…
ابن بشار گوید: شیخی سنی از اهل قطیعه الربیع بغداد که از او روایت نقل میشد، بمن گفت: من یکی از این خاندان(امامان شیعه)را که فضیلتش زبانزد مردم بود، دیدم که در فضیلت و عبادت مانند او هرگز ندیده بودم گفتم: او که بود و حالش را چگونه دیدی؟ گفت: در ایام زندانبانی سندی بن شاهک، ما را که هشتاد تن از آبرومندان و نیکوکاران نزد مردم بودیم، جمع کرد، و بحضور موسی بن جعفر علیهما السلام برد(زمانی که مسمومش کرده و هنوز اثر زهر در بدن مبارکش هویدا نگشته بود)سندی بما گفت: باین مرد نگاه کنید و ببینید: آیا نسبت باو پیش آمدی رخ داده است؟ زیرا مردم گمان میکنند که چنین شده و این سخن را بسیار میگویند، اینست منزل و استراحتگاه او که در کمال وسعت و بدون سختی و فشار است، امیر المومنین (هارون)نسبت باو سو قصدی ندارد و…
أَنَّهُ أَتَى عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ ع لَيْلَةً قُبِضَ فِيهَا بِشَرَابٍ فَقَالَ يَا أَبَتِ اِشْرَبْ هَذَا فَقَالَ يَا بُنَيَّ إِنَّ هَذِهِ اَللَّيْلَةُ اَلَّتِي أُقْبَضُ فِيهَا وَ هِيَ اَللَّيْلَةُ اَلَّتِي قُبِضَ فِيهَا رَسُولُ اَللَّهِ ص .
امام جعفر صادق علیه السلام از پدرش نقل میفرماید که: در شب وفات علی بن الحسین علیهم السلام برایش شربتی برد و گفت: ای پدر، این شربت را بنوش، او فرمود: پسر جان امشب من قبض روح می شوم و رسول خدا صلی الله علیه و آله هم در همین شب قبض روح شد. (یعنی در همین شب از لحاظ ماه و یا لحاظ هفته و در هر صورت این قول خلاف مشهور است).
قُلْتُ لِلرِّضَا ع إِنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع قَدْ عَرَفَ قَاتِلَهُ وَ اَللَّيْلَةَ اَلَّتِي يُقْتَلُ فِيهَا وَ اَلْمَوْضِعَ اَلَّذِي يُقْتَلُ فِيهِ وَ قَوْلُهُ لَمَّا سَمِعَ صِيَاحَ اَلْإِوَزِّ فِي اَلدَّارِ صَوَائِحُ تَتْبَعُهَا نَوَائِحُ وَ قَوْلُ أُمِّ كُلْثُومٍ لَوْ صَلَّيْتَ اَللَّيْلَةَ دَاخِلَ اَلدَّارِ وَ أَمَرْتَ غَيْرَكَ يُصَلِّي بِالنَّاسِ فَأَبَى عَلَيْهَا وَ كَثُرَ دُخُولُهُ وَ خُرُوجُهُ تِلْكَ اَللَّيْلَةَ بِلاَ سِلاَحٍ وَ قَدْ عَرَفَ ع أَنَّ اِبْنَ مُلْجَمٍ لَعَنَهُ اَللَّهُ قَاتِلُهُ بِالسَّيْفِ كَانَ هَذَا مِمَّا لَمْ يَجُزْ تَعَرُّضُهُ فَقَالَ ذَلِكَ كَانَ وَ لَكِنَّهُ…
حسن بن جهم گوید: بحضرت رضا علیه السلام عرضکردم: همانا امیر المومنین علیه السلام قاتل خود را شناخته بود و میدانست که در چه شبی و در چه مکانی کشته می شود، و چون نعره مرغابیان را در خانه شنید خودش فرمود: «اینها نعره زنانی هستند که نوحه گرانی پشت سر دارند»و چون ام کلثوم باو عرضکرد: «کاش امشب در خانه نماز بخوانی و برای نماز جماعت دیگری را بفرستی»از او نپذیرفت و در آن شب بدون اسلحه در رفت و آمد بود، در صورتی که میدانست ابن ملجم-لعنه الله-او را با شمشیر میکشد و اقدام بچنین کاری جایز نیست. امام فرمود: آنچه گفتی درست است ولی خودش اختیار فرمود که در آن شب مقدرات خدای عز و جل اجرا شود.
إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ غَضِبَ عَلَى اَلشِّيعَةِ فَخَيَّرَنِي نَفْسِي أَوْ هُمْ فَوَقَيْتُهُمْ وَ اَللَّهِ بِنَفْسِي .
موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: خدای عز و جل بر شیعه غضب کرد، پس مرا مخیر ساخت که یا من و یا آنها فدا شویم، بخدا من با دادن جان خودم ایشان را حفظ کردم.
أَنَّ أَبَا اَلْحَسَنِ اَلرِّضَا ع قَالَ لَهُ يَا مُسَافِرُ هَذَا اَلْقَنَاةُ فِيهَا حِيتَانٌ قَالَ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ إِنِّي رَأَيْتُ رَسُولَ اَللَّهِ ص اَلْبَارِحَةَ وَ هُوَ يَقُولُ يَا عَلِيُّ مَا عِنْدَنَا خَيْرٌ لَكَ .
مسافر گوید: حضرت ابو الحسن امام رضا علیه السلام بمن فرمود: ای مسافر در این کاریز ماهیانی هست؟ عرضکردم: آری قربانت گردم. فرمود: من دیشب رسول خدا را در خواب دیدم، فرمود: ای علی آنچه نزد ماست برای تو بهتر است(و این جمله خبر از وفات آن حضرت بود و موضوع ماهیان کاریز برای اینست که خواب دیدن پیغمبر نزد آن حضرت مشاهد و محسوس است مانند دیدن مسافر ماهیان را).
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي فِي اَلْيَوْمِ اَلَّذِي قُبِضَ فِيهِ فَأَوْصَانِي بِأَشْيَاءَ فِي غُسْلِهِ وَ فِي كَفْنِهِ وَ فِي دُخُولِهِ قَبْرَهُ فَقُلْتُ يَا أَبَاهْ وَ اَللَّهِ مَا رَأَيْتُكَ مُنْذُ اِشْتَكَيْتَ أَحْسَنَ مِنْكَ اَلْيَوْمَ مَا رَأَيْتُ عَلَيْكَ أَثَرَ اَلْمَوْتِ فَقَالَ يَا بُنَيَّ أَ مَا سَمِعْتَ عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ ع يُنَادِي مِنْ وَرَاءِ اَلْجِدَارِ يَا مُحَمَّدُ تَعَالَ عَجِّلْ .
امام صادق علیه السلام فرمود: روزی که پدرم وفات کرد، من در حضورش بودم، در باره غسل و کفن و داخل کردن قبرش بمن سفارشهایی میکرد. من گفتم: ای پدر: از آغاز بیماریت ترا مثل امروز نیکو حال ندیده ام، من نشانه مرگ بر شما نمی بینم، فرمود: پسر جان مگر نشنیدی که علی بن الحسین علیه السلام از پشت دیوار فریاد کرد: ای محمد بیا و بشتاب.
أَنْزَلَ اَللَّهُ تَعَالَى اَلنَّصْرَ عَلَى اَلْحُسَيْنِ ع حَتَّى كَانَ مَا بَيْنَ اَلسَّمَاءِ وَ اَلْأَرْضِ ثُمَّ خُيِّرَ اَلنَّصْرَ أَوْ لِقَاءَ اَللَّهِ فَاخْتَارَ لِقَاءَ اَللَّهِ تَعَالَى .
امام باقر علیه السلام فرمود: خدای تعالی نصرت خود را بر امام حسین علیه السلام فرود آورد تا آنجا که میان آسمان و زمین قرار گرفت(و نزدیک شد که او را بر کوفیان پیروزی دهد)سپس او را مخیر ساخت که او یا پیروزی و یا ملاقات خدا را انتخاب کند، آن حضرت ملاقات خدای تعالی را اختیار کرد.