قال الإمام الرضاء عليه السلام:
قُلْتُ لِلرِّضَا ع إِنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع قَدْ عَرَفَ قَاتِلَهُ وَ اَللَّيْلَةَ اَلَّتِي يُقْتَلُ فِيهَا وَ اَلْمَوْضِعَ اَلَّذِي يُقْتَلُ فِيهِ وَ قَوْلُهُ لَمَّا سَمِعَ صِيَاحَ اَلْإِوَزِّ فِي اَلدَّارِ صَوَائِحُ تَتْبَعُهَا نَوَائِحُ وَ قَوْلُ أُمِّ كُلْثُومٍ لَوْ صَلَّيْتَ اَللَّيْلَةَ دَاخِلَ اَلدَّارِ وَ أَمَرْتَ غَيْرَكَ يُصَلِّي بِالنَّاسِ فَأَبَى عَلَيْهَا وَ كَثُرَ دُخُولُهُ وَ خُرُوجُهُ تِلْكَ اَللَّيْلَةَ بِلاَ سِلاَحٍ وَ قَدْ عَرَفَ ع أَنَّ اِبْنَ مُلْجَمٍ لَعَنَهُ اَللَّهُ قَاتِلُهُ بِالسَّيْفِ كَانَ هَذَا مِمَّا لَمْ يَجُزْ تَعَرُّضُهُ فَقَالَ ذَلِكَ كَانَ وَ لَكِنَّهُ خُيِّرَ فِي تِلْكَ اَللَّيْلَةِ لِتَمْضِيَ مَقَادِيرُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ .
حسن بن جهم گوید: بحضرت رضا علیه السلام عرضکردم: همانا امیر المومنین علیه السلام قاتل خود را شناخته بود و میدانست که در چه شبی و در چه مکانی کشته می شود، و چون نعره مرغابیان را در خانه شنید خودش فرمود: «اینها نعره زنانی هستند که نوحه گرانی پشت سر دارند»و چون ام کلثوم باو عرضکرد: «کاش امشب در خانه نماز بخوانی و برای نماز جماعت دیگری را بفرستی»از او نپذیرفت و در آن شب بدون اسلحه در رفت و آمد بود، در صورتی که میدانست ابن ملجم-لعنه الله-او را با شمشیر میکشد و اقدام بچنین کاری جایز نیست. امام فرمود: آنچه گفتی درست است ولی خودش اختیار فرمود که در آن شب مقدرات خدای عز و جل اجرا شود.