قال رسول الله صلى الله عليه و آله

گنجینه احادیث

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

۱٬۳۹۷ حدیث · صفحه ۵۴ از ۱۱۷

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ اَلثَّانِيَ ع مَا مَعْنَى اَلْوَاحِدِ فَقَالَ إِجْمَاعُ اَلْأَلْسُنِ عَلَيْهِ بِالْوَحْدَانِيَّةِ كَقَوْلِهِ تَعَالَى وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ خَلَقَهُمْ لَيَقُولُنَّ اَللّهُ .

ابو هاشم گوید: از امام جواد(ع)پرسیدم: معنی خدا یکتاست چیست؟ فرمود اتفاق همه زبانها بر یکتایی او چنانچه خودش فرماید: اگر از آنها بپرسی کی آنها را آفریده؟ محققا میگویند: خدا.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 118

وَ هُوَ اَللَّطِيفُ اَلْخَبِيرُ اَلسَّمِيعُ اَلْبَصِيرُ اَلْوَاحِدُ اَلْأَحَدُ اَلصَّمَدُ . لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ لَوْ كَانَ كَمَا يَقُولُ اَلْمُشَبِّهَةُ لَمْ يُعْرَفِ اَلْخَالِقُ مِنَ اَلْمَخْلُوقِ وَ لاَ اَلْمُنْشِئُ مِنَ اَلْمُنْشَإِ لَكِنَّهُ اَلْمُنْشِئُ فَرْقٌ بَيْنَ مَنْ جَسَّمَهُ وَ صَوَّرَهُ وَ أَنْشَأَهُ إِذْ كَانَ لاَ يُشْبِهُهُ شَيْ ءٌ وَ لاَ يُشْبِهُ هُوَ شَيْئاً قُلْتُ أَجَلْ جَعَلَنِيَ اَللَّهُ فِدَاكَ لَكِنَّكَ قُلْتَ اَلْأَحَدُ اَلصَّمَدُ وَ قُلْتَ لاَ يُشْبِهُهُ شَيْ ءٌ وَ اَللَّهُ وَاحِدٌ وَ اَلْإِنْسَانُ وَاحِدٌ أَ لَيْسَ قَدْ…

جرجانی گوید: شنیدم که حضرت ابو الحسن علیه السلام میفرمود: خدا لطیف، آگاه، شنوا، بینا، یگانه، یکتا و بی نیاز است، نزاده و زاده نشده و هیچ کس همتای او نیست، اگر او چنان باشد که مشبهه گویند نه خالق از مخلوق شناخته شود و نه آفریننده از آفریده ولی اوست آفریننده، میان او و کسی که جسم و صورتش داده و ایجادش کرده فرق است، زیرا چیزی مانند او نیست و او مانند چیزی نباشد، عرضکردم: آری خدایم قربانت گرداند ولی شما فرمودید او یکتا و بی نیاز است و فرمودید چیزی مانند او نیست در صورتی که خدا یکتا 119 - 2 است و انسان هم یکتا است -مگر یکتایی او شبیه یکتایی انسان نیست؟ فرمود: ای فتح محال گفتی، خدایت پا برجا دارد، همانا تشبیه نسبت بمعانی است، اما نسبت باسمها همه یکی است و آنها بر صاحب نام دلالت کنند، بیانش اینست…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 118

اِعْلَمْ عَلَّمَكَ اَللَّهُ اَلْخَيْرَ أَنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدِيمٌ وَ اَلْقِدَمُ صِفَتُهُ اَلَّتِي دَلَّتِ اَلْعَاقِلَ عَلَى أَنَّهُ لاَ شَيْ ءَ قَبْلَهُ وَ لاَ شَيْ ءَ مَعَهُ فِي دَيْمُومِيَّتِهِ فَقَدْ بَانَ لَنَا بِإِقْرَارِ اَلْعَامَّةِ مُعْجِزَةُ اَلصِّفَةِ أَنَّهُ لاَ شَيْ ءَ قَبْلَ اَللَّهِ وَ لاَ شَيْ ءَ مَعَ اَللَّهِ فِي بَقَائِهِ وَ بَطَلَ قَوْلُ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ كَانَ قَبْلَهُ أَوْ كَانَ مَعَهُ شَيْ ءٌ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ لَوْ كَانَ مَعَهُ شَيْ ءٌ فِي بَقَائِهِ لَمْ يَجُزْ أَنْ يَكُونَ خَالِقاً لَهُ لِأَنَّهُ لَمْ يَزَلْ مَعَهُ فَكَيْفَ يَكُونُ خَالِقاً لِمَنْ لَمْ…

حضرت امام رضا علیه السلام بیکی از اصحاب فرمود: بدان-خدایت خیر آموزد-خدای تبارک و تعالی قدیم است، و قدیم بودن صفتی است برای او که خردمند را رهبری میکند باینکه چیزی پیش از او نبوده و در همیشگی بودنش شریک ندارد، پس باعتراف داشتن عموم خردمندان این صفت معجزه را(یعنی قدیم بودنی که از درک آن عاجزند)برای ما روشن گشت که چیزی پیش از خدا نبوده و نسبت بدوامش هم چیزی با او نیست(همه چیز فانی شوند و او باقیست)و گفته آنکه معتقد است که پیش از او یا همراه او چیزی بوده باطل گشت زیرا اگر چیزی همیشه با او باشد خدا خالق او نخواهد بود چون که او همیشه با خدا بوده پس چگونه خدا خالق کسی باشد که همیشه با او بوده و اگر چیزی پیش از او باشد او اول خواهد بود نه این و آنکه اولست سزاوارتر است که خالق دیگری باشد، آنگاه خدای…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 120

قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ اَلثَّانِي ع جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا اَلصَّمَدُ قَالَ اَلسَّيِّدُ اَلْمَصْمُودُ إِلَيْهِ فِي اَلْقَلِيلِ وَ اَلْكَثِيرِ .

جعفری گوید: بامام جواد(ع)عرضکردم: فدایت گردم، معنی صمد چیست؟ فرمود: آقایی که در هر کم و زیاد باو توجه شود.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 123

سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ شَيْ ءٍ مِنَ اَلتَّوْحِيدِ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَتْ أَسْمَاؤُهُ اَلَّتِي يُدْعَا بِهَا وَ تَعَالَى فِي عُلُوِّ كُنْهِهِ وَاحِدٌ تَوَحَّدَ بِالتَّوْحِيدِ فِي تَوَحُّدِهِ ثُمَّ أَجْرَاهُ عَلَى خَلْقِهِ فَهُوَ وَاحِدٌ صَمَدٌ قُدُّوسٌ يَعْبُدُهُ كُلُّ شَيْ ءٍ وَ يَصْمُدُ إِلَيْهِ كُلُّ شَيْ ءٍ وَ وَسِعَ كُلَّ شَيْ ءٍ عِلْماً .

جابر گوید: از امام باقر(ع)مطلبی از توحید پرسیدم، فرمود: خدایی که اسما ش که بآنها خوانندش، پرخیر و برکت است و در علو حقیقتش تعالی دارد، یکتاست، در حال یکتایی خودش(که چیزی با او نبود)بیگانه دانستن خود منفرد بود در یکتایی منفرد است، یکتای دیگری چون او نیست سپس این توحید را میان خلقش جاری ساخت پس او، یکتا، صمد، قدوس است، همه چیز پرستشش کند و بسوی او نیاز برد و علمش همه چیز را فرا گرفته است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 123

ذُكِرَ عِنْدَهُ قَوْمٌ يَزْعُمُونَ أَنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَنْزِلُ إِلَى اَلسَّمَاءِ اَلدُّنْيَا فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ لاَ يَنْزِلُ وَ لاَ يَحْتَاجُ إِلَى أَنْ يَنْزِلَ إِنَّمَا مَنْظَرُهُ فِي اَلْقُرْبِ وَ اَلْبُعْدِ سَوَاءٌ لَمْ يَبْعُدْ مِنْهُ قَرِيبٌ وَ لَمْ يَقْرُبْ مِنْهُ بَعِيدٌ وَ لَمْ يَحْتَجْ إِلَى شَيْ ءٍ بَلْ يُحْتَاجُ إِلَيْهِ وَ هُوَ ذُو اَلطَّوْلِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلْعَزِيزُ اَلْحَكِيمُ أَمَّا قَوْلُ اَلْوَاصِفِينَ إِنَّهُ يَنْزِلُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَإِنَّمَا يَقُولُ ذَلِكَ مَنْ يَنْسُبُهُ إِلَى نَقْصٍ أَوْ زِيَادَةٍ وَ كُلُّ مُتَحَرِّكٍ مُحْتَاجٌ إِلَى…

جعفری گوید، در خدمت حضرت موسی بن جعفر(ع)گفته شد: مردمی عقیده دارند: خدای تبارک و تعالی بآسمان پایین فرود آید حضرت فرمود: خدا فرود نیاید و نیازی بفرود آمدن ندارد: دیدگاه او نسبت بنزدیک و دور برابر است(همچنان که آسمان بالا را میبیند آسمان پایین را هم میبیند)هیچ نزدیکی از او دور نشده و هیچ دوری باو نزدیک نگشته، او بچیزی نیاز ندارد بلکه نیاز همه باوست، او عطاکننده است، شایسته پرستشی جز او نیست عزیز و حکیم است، اما گفته وصف کنندگانی که گویند خدای تبارک و تعالی فرود آید(درست نیست)و این سخن کسی گوید که خدا را بکاهش و فزونی نسبت دهد(زیرا جسم محدود است و هر محدودی کم و زیاد می شود)بعلاوه هر متحرکی احتیاج بمحرک یا وسیله حرکت دارد، کسی که این گمانها را بخدا برد هلاک گردد، بپرهیزید از اینکه راجع بصفات…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 125

لاَ أَقُولُ إِنَّهُ قَائِمٌ فَأُزِيلَهُ عَنْ مَكَانِهِ وَ لاَ أَحُدُّهُ بِمَكَانٍ يَكُونُ فِيهِ وَ لاَ أَحُدُّهُ أَنْ يَتَحَرَّكَ فِي شَيْ ءٍ مِنَ اَلْأَرْكَانِ وَ اَلْجَوَارِحِ وَ لاَ أَحُدُّهُ بِلَفْظِ شَقِّ فَمٍ وَ لَكِنْ كَمَا قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كُنْ فَيَكُونُ ِمَشِيئَتِهِ مِنْ غَيْرِ تَرَدُّدٍ فِي نَفَسٍ صَمَداً فَرْداً لَمْ يَحْتَجْ إِلَى شَرِيكٍ يَذْكُرُ لَهُ مُلْكَهُ وَ لاَ يَفْتَحُ لَهُ أَبْوَابَ عِلْمِهِ .

امام کاظم علیه السلام فرمود: اینکه گویم خدا قایم است باین معنی نیست که او را از مکانش جدا سازم(چنان که هر نشسته هنگام ایستادن از مجلسش جدا شود) او را از منزلت و مقام مجردش دور سازم و باجسامش مانند کنم و نیز او را بمکان معینی که در آن باشد محدود نسازم و بحرکت اعضا و جوارح محدود نسازم و بتلفظ از شکاف دهن محدود نسازم ولی چنان گویم که خدای تبارک و تعالی فرماید(کار او وقتی چیزی را اراده کند فقط اینست که باو گوید): باش و وجود یابد بدون تردد خاطر، (تفکر)او صمد است و یگانه بشریکی احتیاج ندارد که امور سلطنت او را یادش آورد و درهای علمش را برویش گشاید (بلکه خودش بتنهایی ایجاد کند و سپس نگهداری نماید و چیزی را از یاد نبرد و علم کامل و محیطش دستخوش تغیر و نقصان نگردد).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 125

قَالَ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فِي بَعْضِ مَا كَانَ يُحَاوِرُهُ ذَكَرْتَ اَللَّهَ فَأَحَلْتَ عَلَى غَائِبٍ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ وَيْلَكَ كَيْفَ يَكُونُ غَائِباً مَنْ هُوَ مَعَ خَلْقِهِ شَاهِدٌ وَ إِلَيْهِمْ أَقْرَبُ مِنْ حَبْلِ اَلْوَرِيدِ يَسْمَعُ كَلاَمَهُمْ وَ يَرَى أَشْخَاصَهُمْ وَ يَعْلَمُ أَسْرَارَهُمْ فَقَالَ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ أَ هُوَ فِي كُلِّ مَكَانٍ أَ لَيْسَ إِذَا كَانَ فِي اَلسَّمَاءِ كَيْفَ يَكُونُ فِي اَلْأَرْضِ وَ إِذَا كَانَ فِي اَلْأَرْضِ كَيْفَ يَكُونُ فِي اَلسَّمَاءِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّمَا وَصَفْتَ اَلْمَخْلُوقَ…

عیسی بن یونس گوید: ابن ابی العوجا در بعضی از مباحثاتش با امام صادق(ع)بآن حضرت عرضکرد: شما نام خدا بردی و بنا پیدایی حواله دادی، حضرت فرمود: وای بر تو چگونه ناپیداست کسی که نزد مخلوقش حاضر است، از رگ گردن(که باعث حیاتست)بایشان نزدیکتر است، (پس او زندگی بخش و مدبر انسانست)سخنشان را میشنود و خودشان را میبیند و رازشان را میداند، ابن ابی العوجا گفت: مگر او در همه جا هست وقتی در آسمانست چگونه در زمین باشد و هنگامی که در زمین است چگونه در آسمان باشد، حضرت فرمود: تو(با این بیانت)مخلوقی را توصیف کردی که چون از مکانی برود، 120 - 2 جایی او را فرا گیرد و جایی از او خالی شود و در جایی که آمد از جایی که بوده خبر ندارد که چه پیش آمد کرده، ولی خدای عظیم الشان و سلطان جزابخش هیچ جا از او خالی نیست و هیچ جا…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 125

كَتَبْتُ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ع جَعَلَنِيَ اَللَّهُ فِدَاكَ يَا سَيِّدِي قَدْ رُوِيَ لَنَا أَنَّ اَللَّهَ فِي مَوْضِعٍ دُونَ مَوْضِعٍ عَلَى اَلْعَرْشِ اِسْتَوى وَ أَنَّهُ يَنْزِلُ كُلَّ لَيْلَةٍ فِي اَلنِّصْفِ اَلْأَخِيرِ مِنَ اَللَّيْلِ إِلَى اَلسَّمَاءِ اَلدُّنْيَا وَ رُوِيَ أَنَّهُ يَنْزِلُ عَشِيَّةَ عَرَفَةَ ثُمَّ يَرْجِعُ إِلَى مَوْضِعِهِ فَقَالَ بَعْضُ مَوَالِيكَ فِي ذَلِكَ إِذَا كَانَ فِي مَوْضِعٍ دُونَ مَوْضِعٍ فَقَدْ يُلاَقِيهِ اَلْهَوَاءُ وَ يَتَكَنَّفُ عَلَيْهِ وَ اَلْهَوَاءُ جِسْمٌ رَقِيقٌ يَتَكَنَّفُ عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ بِقَدْرِهِ فَكَيْفَ يَتَكَنَّفُ…

محمد بن عیسی گوید: بحضرت امام علی النقی(ع)نوشتم: آقایم خدا مرا قربانت گرداند برای ما روایت کرده اند که: خدا در موضع معینی از عرش قرار دارد و نیمه آخر هر شب بآسمان پایین فرود آید و باز روایت کنند که در شب عرفه پایین آید و سپس بجای خود برگردد، یکی از دوستان شما در این باره گوید: اگر خدا در موضع معینی باشد در ملاقات و مجاورت هوا قرار گیرد در صورتی که هوا جسم رقیقی است که بهر چیز باندازه خودش احاطه کند، پس چگونه در این صورت هوا بخدا احاطه کند؟ حضرت مرقوم فرمود: این را خدا خود میداند و اوست که نیکو اندازه گیری آن کند، بدان که او اگر در آسمان پایین باشد همچنان در عرش است(در یک وقت معین علمش بهر دو ناحیه مساویست)و علم و قدرت و سلطنت و احاطه او بر همه چیز یکسانست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 126

فِي قَوْلِهِ تَعَالَى ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلاّ هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلاّ هُوَ سادِسُهُمْ فَقَالَ هُوَ وَاحِدٌ وَاحِدِيُّ اَلذَّاتِ بَائِنٌ مِنْ خَلْقِهِ وَ بِذَاكَ وَصَفَ نَفْسَهُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ ءٍ مُحِيطٌ بِالْإِشْرَافِ وَ اَلْإِحَاطَةِ وَ اَلْقُدْرَةِ لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي اَلسَّماواتِ وَ لا فِي اَلْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ لْإِحَاطَةِ وَ اَلْعِلْمِ لاَ بِالذَّاتِ لِأَنَّ اَلْأَمَاكِنَ مَحْدُودَةٌ تَحْوِيهَا حُدُودٌ أَرْبَعَةٌ فَإِذَا كَانَ بِالذَّاتِ لَزِمَهَا اَلْحَوَايَةُ .

امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای تعالی(7 سوره 58)«رازگویی میان سه نفر نباشد جز اینکه خدا چهارمین آنهاست و نه میان پنج نفر جز اینکه او ششمین آنهاست»فرمود: او یکتا و ذاتش یگانه و از خلقش جداست و خود را این گونه توصیف نموده است(که فرموده: چیزی مانند او نیست)و او بهمه چیز احاطه دارد(نه بطور احاطه ظرف بر مظروف بلکه)بطور زیر نظر داشتن و فرا گرفتن و توانایی، هموزن ذره و نه سبکتر و نه سنگین تر از آن نه در آسمانها و نه در زمین از علم او پنهان نیست از نظر احاطه و علم نه از نظر ذات و حقیقت، زیرا اماکن بچهار حد(راست، چپ، جلو و عقب)محدود و مشتمل است، اگر از نظر ذات و حقیقت باشد لازم آید که در برگیرد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 126

أَنَّهُ سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اَلرَّحْمنُ عَلَى اَلْعَرْشِ اِسْتَوى َقَالَ اِسْتَوَى عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ فَلَيْسَ شَيْ ءٌ أَقْرَبَ إِلَيْهِ مِنْ شَيْ ءٍ .

از حضرت صادق(ع)راجع بقول خدای تعالی(5 سوره 20)«رحمان بر عرش استوا دارد» سوال شد، حضرت فرمود: او بر همه چیز مسلط است چیزی باو نزدیکتر از چیز دیگر نیست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 127

أَنَّ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع سُئِلَ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اَلرَّحْمنُ عَلَى اَلْعَرْشِ اِسْتَوى َقَالَ اِسْتَوَى مِنْ كُلِّ شَيْ ءٍ فَلَيْسَ شَيْ ءٌ أَقْرَبَ إِلَيْهِ مِنْ شَيْ ءٍ .

و باز در این باره فرمود: نسبت بهمه چیز برابر است چیزی باو نزدیکتر از چیز دیگر نیست:

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 128
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه