ذُكِرَ عِنْدَهُ قَوْمٌ يَزْعُمُونَ أَنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى يَنْزِلُ إِلَى اَلسَّمَاءِ اَلدُّنْيَا فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ لاَ يَنْزِلُ وَ لاَ يَحْتَاجُ إِلَى أَنْ يَنْزِلَ إِنَّمَا مَنْظَرُهُ فِي اَلْقُرْبِ وَ اَلْبُعْدِ سَوَاءٌ لَمْ يَبْعُدْ مِنْهُ قَرِيبٌ وَ لَمْ يَقْرُبْ مِنْهُ بَعِيدٌ وَ لَمْ يَحْتَجْ إِلَى شَيْ ءٍ بَلْ يُحْتَاجُ إِلَيْهِ وَ هُوَ ذُو اَلطَّوْلِ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلْعَزِيزُ اَلْحَكِيمُ أَمَّا قَوْلُ اَلْوَاصِفِينَ إِنَّهُ يَنْزِلُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَإِنَّمَا يَقُولُ ذَلِكَ مَنْ يَنْسُبُهُ إِلَى نَقْصٍ أَوْ زِيَادَةٍ وَ كُلُّ مُتَحَرِّكٍ مُحْتَاجٌ إِلَى…
جعفری گوید، در خدمت حضرت موسی بن جعفر(ع)گفته شد: مردمی عقیده دارند: خدای تبارک و تعالی بآسمان پایین فرود آید حضرت فرمود: خدا فرود نیاید و نیازی بفرود آمدن ندارد: دیدگاه او نسبت بنزدیک و دور برابر است(همچنان که آسمان بالا را میبیند آسمان پایین را هم میبیند)هیچ نزدیکی از او دور نشده و هیچ دوری باو نزدیک نگشته، او بچیزی نیاز ندارد بلکه نیاز همه باوست، او عطاکننده است، شایسته پرستشی جز او نیست عزیز و حکیم است، اما گفته وصف کنندگانی که گویند خدای تبارک و تعالی فرود آید(درست نیست)و این سخن کسی گوید که خدا را بکاهش و فزونی نسبت دهد(زیرا جسم محدود است و هر محدودی کم و زیاد می شود)بعلاوه هر متحرکی احتیاج بمحرک یا وسیله حرکت دارد، کسی که این گمانها را بخدا برد هلاک گردد، بپرهیزید از اینکه راجع بصفات…
لاَ أَقُولُ إِنَّهُ قَائِمٌ فَأُزِيلَهُ عَنْ مَكَانِهِ وَ لاَ أَحُدُّهُ بِمَكَانٍ يَكُونُ فِيهِ وَ لاَ أَحُدُّهُ أَنْ يَتَحَرَّكَ فِي شَيْ ءٍ مِنَ اَلْأَرْكَانِ وَ اَلْجَوَارِحِ وَ لاَ أَحُدُّهُ بِلَفْظِ شَقِّ فَمٍ وَ لَكِنْ كَمَا قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كُنْ فَيَكُونُ ِمَشِيئَتِهِ مِنْ غَيْرِ تَرَدُّدٍ فِي نَفَسٍ صَمَداً فَرْداً لَمْ يَحْتَجْ إِلَى شَرِيكٍ يَذْكُرُ لَهُ مُلْكَهُ وَ لاَ يَفْتَحُ لَهُ أَبْوَابَ عِلْمِهِ .
امام کاظم علیه السلام فرمود: اینکه گویم خدا قایم است باین معنی نیست که او را از مکانش جدا سازم(چنان که هر نشسته هنگام ایستادن از مجلسش جدا شود) او را از منزلت و مقام مجردش دور سازم و باجسامش مانند کنم و نیز او را بمکان معینی که در آن باشد محدود نسازم و بحرکت اعضا و جوارح محدود نسازم و بتلفظ از شکاف دهن محدود نسازم ولی چنان گویم که خدای تبارک و تعالی فرماید(کار او وقتی چیزی را اراده کند فقط اینست که باو گوید): باش و وجود یابد بدون تردد خاطر، (تفکر)او صمد است و یگانه بشریکی احتیاج ندارد که امور سلطنت او را یادش آورد و درهای علمش را برویش گشاید (بلکه خودش بتنهایی ایجاد کند و سپس نگهداری نماید و چیزی را از یاد نبرد و علم کامل و محیطش دستخوش تغیر و نقصان نگردد).
قَالَ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فِي بَعْضِ مَا كَانَ يُحَاوِرُهُ ذَكَرْتَ اَللَّهَ فَأَحَلْتَ عَلَى غَائِبٍ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ وَيْلَكَ كَيْفَ يَكُونُ غَائِباً مَنْ هُوَ مَعَ خَلْقِهِ شَاهِدٌ وَ إِلَيْهِمْ أَقْرَبُ مِنْ حَبْلِ اَلْوَرِيدِ يَسْمَعُ كَلاَمَهُمْ وَ يَرَى أَشْخَاصَهُمْ وَ يَعْلَمُ أَسْرَارَهُمْ فَقَالَ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ أَ هُوَ فِي كُلِّ مَكَانٍ أَ لَيْسَ إِذَا كَانَ فِي اَلسَّمَاءِ كَيْفَ يَكُونُ فِي اَلْأَرْضِ وَ إِذَا كَانَ فِي اَلْأَرْضِ كَيْفَ يَكُونُ فِي اَلسَّمَاءِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنَّمَا وَصَفْتَ اَلْمَخْلُوقَ…
عیسی بن یونس گوید: ابن ابی العوجا در بعضی از مباحثاتش با امام صادق(ع)بآن حضرت عرضکرد: شما نام خدا بردی و بنا پیدایی حواله دادی، حضرت فرمود: وای بر تو چگونه ناپیداست کسی که نزد مخلوقش حاضر است، از رگ گردن(که باعث حیاتست)بایشان نزدیکتر است، (پس او زندگی بخش و مدبر انسانست)سخنشان را میشنود و خودشان را میبیند و رازشان را میداند، ابن ابی العوجا گفت: مگر او در همه جا هست وقتی در آسمانست چگونه در زمین باشد و هنگامی که در زمین است چگونه در آسمان باشد، حضرت فرمود: تو(با این بیانت)مخلوقی را توصیف کردی که چون از مکانی برود، 120 - 2 جایی او را فرا گیرد و جایی از او خالی شود و در جایی که آمد از جایی که بوده خبر ندارد که چه پیش آمد کرده، ولی خدای عظیم الشان و سلطان جزابخش هیچ جا از او خالی نیست و هیچ جا…
كَتَبْتُ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ ع جَعَلَنِيَ اَللَّهُ فِدَاكَ يَا سَيِّدِي قَدْ رُوِيَ لَنَا أَنَّ اَللَّهَ فِي مَوْضِعٍ دُونَ مَوْضِعٍ عَلَى اَلْعَرْشِ اِسْتَوى وَ أَنَّهُ يَنْزِلُ كُلَّ لَيْلَةٍ فِي اَلنِّصْفِ اَلْأَخِيرِ مِنَ اَللَّيْلِ إِلَى اَلسَّمَاءِ اَلدُّنْيَا وَ رُوِيَ أَنَّهُ يَنْزِلُ عَشِيَّةَ عَرَفَةَ ثُمَّ يَرْجِعُ إِلَى مَوْضِعِهِ فَقَالَ بَعْضُ مَوَالِيكَ فِي ذَلِكَ إِذَا كَانَ فِي مَوْضِعٍ دُونَ مَوْضِعٍ فَقَدْ يُلاَقِيهِ اَلْهَوَاءُ وَ يَتَكَنَّفُ عَلَيْهِ وَ اَلْهَوَاءُ جِسْمٌ رَقِيقٌ يَتَكَنَّفُ عَلَى كُلِّ شَيْ ءٍ بِقَدْرِهِ فَكَيْفَ يَتَكَنَّفُ…
محمد بن عیسی گوید: بحضرت امام علی النقی(ع)نوشتم: آقایم خدا مرا قربانت گرداند برای ما روایت کرده اند که: خدا در موضع معینی از عرش قرار دارد و نیمه آخر هر شب بآسمان پایین فرود آید و باز روایت کنند که در شب عرفه پایین آید و سپس بجای خود برگردد، یکی از دوستان شما در این باره گوید: اگر خدا در موضع معینی باشد در ملاقات و مجاورت هوا قرار گیرد در صورتی که هوا جسم رقیقی است که بهر چیز باندازه خودش احاطه کند، پس چگونه در این صورت هوا بخدا احاطه کند؟ حضرت مرقوم فرمود: این را خدا خود میداند و اوست که نیکو اندازه گیری آن کند، بدان که او اگر در آسمان پایین باشد همچنان در عرش است(در یک وقت معین علمش بهر دو ناحیه مساویست)و علم و قدرت و سلطنت و احاطه او بر همه چیز یکسانست.