إِنَّ اَلدَّهْرَ مُوتِرٌ قَوْسَهُ لاَ تُخْطِي سِهَامُهُ وَ لاَ تُؤْسِي جِرَاحُهُ يَرْمِي اَلصَّحِيحَ بِالسُّقْمِ وَ اَلنَّاجِيَ بِالْعَطَب
بدرستی که روزگار، چلّه کنندۀ کمان خود است، تیرهای او خطا نمی رود و زخمهای او درمان نمی گردد، تندرست را به بیماری می اندازد و رستگار را به هلاکت.
كَفَى مُخْبِرا عَمَّا بَقِيَ مِنَ اَلدُّنْيَا مَا مَضَى مِنْهَا
برای آگاهی کافی است، آنچه از گذشتۀ دنیا باقی مانده است.
كَمْ مِنْ بَانٍ مَا لاَ يَسْكُنُه
چه ساختمانهایی که در آن هیچگاه نیارامیدند.
كُرُورُ اَلْأَيَّامِ أَحْلاَمٌ وَ لَذَّاتُهَا آلاَمٌ وَ مَوَاهِبُهَا فَنَاءٌ وَ أَسْقَام
گذشت روزگار، خوابهای شوریده اند و لذّتهای آن، درد و سختی است و نعمتهای آن، نابودی و بیماری است.
لكلّ شيء فوت
همه چیز نابود شدنی است.
مَنْ أَغْبَنَ مِمَّنْ بَاعَ اَلْبَقَاءَ بِالْفَنَاء
کیست فریب خورده تر در معامله، از کسی که سرای جاوید را به دنیای فانی فروخته است.
مَا خَيْرُ دَارٍ تَنْقُضُ نَقْضَ اَلْبِنَاءِ وَ عُمُرٍ يَفْنَى فَنَاءَ اَلزَّاد
چیست خیر و خوبی سرایی که چون عمارت ویران می شود و عمری که چون توشه نابود می شود؟
مَا أَقْرَبَ اَلدُّنْيَا مِنَ اَلذِّهَابِ وَ اَلشَّيْبَ مِنَ اَلشَّبَابِ وَ اَلشَّكَّ مِنَ اَلاِرْتِيَاب
چه نزدیک است به از بین رفتن، دنیا؛ و جوانی به پیری و گمان به شک.
مَا وَلَدْتُمْ فَلِلتُّرَابِ وَ مَا بَنَيْتُمْ فَلِلْخَرَابِ وَ مَا جَمَعْتُمْ فَلِلذَّهَابِ وَ مَا عَمِلْتُمْ فَفِي كِتَابٍ مُدَّخَرٌ لِيَوْمِ اَلْحِسَاب
آنچه زاییده اید برای زیر خاک است و آنچه ساخته اید برای ویرانی است و آنچه جمع نموده اید برای از بین رفتن است و آنچه عمل کرده اید، پس در نامه ای برای روز حساب ذخیره شده است.
نَحْنُ أَعْوَانُ اَلْمَنُونِ وَ أَنْفُسُنَا نَصْبُ اَلْحُتُوفِ فَمِنْ أَيْنَ نَرْجُو اَلْبَقَاءَ وَ هَذَا اَللَّيْلُ وَ اَلنَّهَارُ لَمْ يَرْفَعَا مِنْ شَيْءٍ شَرَفا إِلاَّ أَسْرَعَا اَلْكَرَّةَ فِي هَدْمِ مَا بَنَيَا وَ تَفْرِيقِ مَا جَمَعَا
ما یاری کنندگان مرگیم و نفسهای ما نشانۀ تیرهای مرگ اند، پس چگونه به جاوید ماندن امیدواریم در حالی که این روز و شب چیزی را بلند مرتبه و گرامی نکرده اند مگر این که دوباره، برای ویران کردن آنچه بنا نموده و پراکنده ساختن آنچه جمع کرده اند، شتاب نموده اند.
هَلْ يَنْتَظِرُ أَهْلُ مُدَّةِ اَلْبَقَاءِ إِلاَّ آوِنَةُ اَلْفَنَاءِ مَعَ قُرْبِ اَلزَّوَالِ وَ أُزُوفِ اَلاِنْتِقَال
انتظار نمی کشند اهل زمان جاویدان در دنیا، مگر هنگامۀ نابودی و از بین رفتن را، و این که انتقال هم نزدیک است.
كُلُّ مَاضٍ فَكَأَنَّ لَمْ يَكُن
هر گذشته ای، همانند نبودن است.