قال رسول الله صلى الله عليه و آله

گنجینه احادیث

کلام نورانی پیامبر اکرم (ص) و اهل بیت (ع) با متن عربی، ترجمه فارسی و منبع.

۱٬۳۹۷ حدیث · صفحه ۵۱ از ۱۱۷

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع سَمِعْتُ هِشَامَ بْنَ اَلْحَكَمِ يَرْوِي عَنْكُمْ أَنَّ اَللَّهَ جِسْمٌ صَمَدِيٌّ نُورِيٌّ مَعْرِفَتُهُ ضَرُورَةٌ يَمُنُّ بِهَا عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ خَلْقِهِ فَقَالَ ع سُبْحَانَ مَنْ لاَ يَعْلَمُ أَحَدٌ كَيْفَ هُوَ إِلاَّ هُوَ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ وَ هُوَ اَلسَّمِيعُ اَلْبَصِيرُ لاَ يُحَدُّ وَ لاَ يُحَسُّ وَ لاَ يُجَسُّ وَ لا تُدْرِكُهُ اَلْأَبْصارُ وَ لاَ اَلْحَوَاسُّ وَ لاَ يُحِيطُ بِهِ شَيْ ءٌ وَ لاَ جِسْمٌ وَ لاَ صُورَةٌ وَ لاَ تَخْطِيطٌ وَ لاَ تَحْدِيدٌ .

ابن ابی حمزه گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: من از هشام بن حکم شنیدم که از شما روایت میکرد که: خدا جسمی است، توپر، نورانی شناختنش ضروری، بهر کس از مخلوقش که خواهد منت نهد، حضرت فرمود: منزه باد، آنکه کسی جز او نداند که او چگونه است، چیزی مانندش نیست و او شنوا و بیناست. محدود نگردد، بحس در نیاید، سوده نشود، حواس درکش نکنند، چیزی بر او احاطه نکند نه جسم است و نه صورت و نه ترسیم و نه محدود.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 104

كَتَبْتُ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ ع أَسْأَلُهُ عَنِ اَلْجِسْمِ وَ اَلصُّورَةِ فَكَتَبَ سُبْحَانَ مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ لاَ جِسْمٌ وَ لاَ صُورَةٌ .

حمزه بن محمد گوید: بحضرت ابی الحسن علیه السلام نوشتم و در باره جسم و صورت از او پرسیدم، حضرت نوشت: منزه باد آنکه چیزی مانندش نیست، نه جسم است و نه صورت.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 104

جِئْتُ إِلَى اَلرِّضَا ع أَسْأَلُهُ عَنِ اَلتَّوْحِيدِ فَأَمْلَى عَلَيَّ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ اَلْأَشْيَاءِ إِنْشَاءً وَ مُبْتَدِعِهَا اِبْتِدَاعاً بِقُدْرَتِهِ وَ حِكْمَتِهِ لاَ مِنْ شَيْ ءٍ فَيَبْطُلَ اَلاِخْتِرَاعُ وَ لاَ لِعِلَّةٍ فَلاَ يَصِحَّ اَلاِبْتِدَاعُ خَلَقَ مَا شَاءَ كَيْفَ شَاءَ مُتَوَحِّداً بِذَلِكَ لِإِظْهَارِ حِكْمَتِهِ وَ حَقِيقَةِ رُبُوبِيَّتِهِ لاَ تَضْبِطُهُ اَلْعُقُولُ وَ لاَ تَبْلُغُهُ اَلْأَوْهَامُ وَ لا تُدْرِكُهُ اَلْأَبْصارُ وَ لاَ يُحِيطُ بِهِ مِقْدَارٌ عَجَزَتْ دُونَهُ اَلْعِبَارَةُ وَ كَلَّتْ دُونَهُ اَلْأَبْصَارُ وَ ضَلَّ فِيهِ تَصَارِيفُ اَلصِّفَاتِ…

محمد بن زید گوید خدمت حضرت رضا شرفیاب شدم و در باره توحید پرسیدم، حضرت برایم دیکته کرد: ستایش خدای راست که همه چیز را بدون نقشه پدید آورد و بقدرت و حکمت خویش اختراعشان کرد آنها را از چیزی نیافرید تا اختراع صادق نیاید و علت و سببی در میان نبود تا ابتکار صحیح نباشد آنچه را خواست چنانچه خواست با یکتایی خویش برای اظهار حکمت و حقیقت ربوبیتش آفرید، خردها او را بدست نگیرند و خاطرها باو نرسند، بیناییها درکش نکنند و در اندازه نگنجد، در آستانش تعبیر ناتوان و 117 - 2 بینایی ها در مانده اند هر گونه ستایشی در مقام او نارسا است، بی پرده نهانست و بی پوشش پوشیده، نادیده شناخته شده و بی تصور ستوده گردیده و بی جسم توصیف شده، شایسته ستایشی جز خدای بزرگ متعال نیست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 105

وَصَفْتُ لِأَبِي إِبْرَاهِيمَ ع قَوْلَ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ اَلْجَوَالِيقِيِّ وَ حَكَيْتُ لَهُ قَوْلَ هِشَامِ بْنِ اَلْحَكَمِ أَنَّهُ جِسْمٌ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى لاَ يُشْبِهُهُ شَيْ ءٌ أَيُّ فُحْشٍ أَوْ خَناً أَعْظَمُ مِنْ قَوْلِ مَنْ يَصِفُ خَالِقَ اَلْأَشْيَاءِ بِجِسْمٍ أَوْ صُورَةٍ أَوْ بِخِلْقَةٍ أَوْ بِتَحْدِيدٍ وَ أَعْضَاءٍ تَعَالَى اَللَّهُ عَنْ ذَلِكَ عُلُوّاً كَبِيراً .

محمد بن حکیم گوید: برای موسی بن جعفر علیه السلام گفتار جوالیقی را بیان کردم و گفتار هشام بن حکم را حکایت نمودم: که خدا جسم است، حضرت فرمود: خدای تعالی را چیزی مانند نیست، چه دشنام و ناسزایی بزرگتر است از گفته کسی که خالق همه چیز را بجسم یا صورت یا مخلوقش یا محدودیت و اعضا توصیف کند خدای ازین گفتار بسیار برتری دارد

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 105

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ هِشَامَ بْنَ اَلْحَكَمِ يَقُولُ قَوْلاً عَظِيماً إِلاَّ أَنِّي أَخْتَصِرُ لَكَ مِنْهُ أَحْرُفاً فَزَعَمَ أَنَّ اَللَّهَ جِسْمٌ لِأَنَّ اَلْأَشْيَاءَ شَيْئَانِ جِسْمٌ وَ فِعْلُ اَلْجِسْمِ فَلاَ يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ اَلصَّانِعُ بِمَعْنَى اَلْفِعْلِ وَ يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ بِمَعْنَى اَلْفَاعِلِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع وَيْحَهُ أَ مَا عَلِمَ أَنَّ اَلْجِسْمَ مَحْدُودٌ مُتَنَاهٍ وَ اَلصُّورَةَ مَحْدُودَةٌ مُتَنَاهِيَةٌ فَإِذَا اِحْتَمَلَ اَلْحَدَّ اِحْتَمَلَ اَلزِّيَادَةَ وَ اَلنُّقْصَانَ وَ إِذَا اِحْتَمَلَ اَلزِّيَادَةَ وَ…

یونس گوید: خدمت امام صادق(ع)رسیدم و عرضکردم: همانا هشام بن حکم سخنی سخت گوید که من چند جمله اش را برای شما مختصر میکنم: او عقیده دارد که خدا جسم است زیرا که چیزها دو قسمند: جسم و عمل جسم: و درست نیست که صانع چیزها عمل و کار باشد ولی رواست که فاعل باشد. حضرت فرمود، وای بر او مگر نمیداند که جسم محدود و متناهی است و صورت هم محدود و متناهی است و چون جسم محدودیت دارد، فزونی و کاهش پیدا میکند و چون فزونی و کاهش پیدا کرد مخلوق خواهد بود. عرضکردم پس من چه عقیده داشته باشم؟ فرمود: نه جسم است و نه صورت، او اجسام را اجسام کند و صورتها را صورت نماید، جز ندارد، نهایت ندارد افزایش و کاهش نیابد، اگر حقیقت چنان باشد که آنها گویند میان خالق و مخلوق و آفریننده و آفریده فرقی نباشد، ولی اوست پدید آورنده، میان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 106

قُلْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع إِنَّ هِشَامَ بْنَ اَلْحَكَمِ زَعَمَ أَنَّ اَللَّهَ جِسْمٌ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ عَالِمٌ سَمِيعٌ بَصِيرٌ قَادِرٌ مُتَكَلِّمٌ نَاطِقٌ وَ اَلْكَلاَمُ وَ اَلْقُدْرَةُ وَ اَلْعِلْمُ يَجْرِي مَجْرَى وَاحِدٍ لَيْسَ شَيْ ءٌ مِنْهَا مَخْلُوقاً فَقَالَ قَاتَلَهُ اَللَّهُ أَ مَا عَلِمَ أَنَّ اَلْجِسْمَ مَحْدُودٌ وَ اَلْكَلاَمَ غَيْرُ اَلْمُتَكَلِّمِ مَعَاذَ اَللَّهِ وَ أَبْرَأُ إِلَى اَللَّهِ مِنْ هَذَا اَلْقَوْلِ لاَ جِسْمٌ وَ لاَ صُورَةٌ وَ لاَ تَحْدِيدٌ وَ كُلُّ شَيْ ءٍ سِوَاهُ مَخْلُوقٌ إِنَّمَا تُكَوَّنُ اَلْأَشْيَاءُ بِإِرَادَتِهِ وَ مَشِيئَتِهِ…

حمانی گوید: به امام موسی بن جعفر(ع)عرضکردم، هشام بن حکم عقیده دارد که خدا جسمی است که چیزی مانند او نیست و او دانا، شنوا، بینا، توانا، متکلم و ناطقست، و کلام و قدرت و علم در یک روشند(عین ذاتند)هیچ کدام از آنها مخلوق نیست، حضرت فرمود: خدا او را بکشد مگر نمیداند که جسم محدود است و کلام غیر متکلم است، پناه میبرم بخدا و در حمایت او از این سخن بیزاری جویم نه جسمست، نه صورت، و نه محدودیت و هر چیز جز او مخلوق است بمحض اراده و خواست او موجود شود، بدون کلام و حرکت خاطر و سخن زبانی

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 106

وَصَفْتُ لِأَبِي اَلْحَسَنِ ع قَوْلَ هِشَامٍ اَلْجَوَالِيقِيِّ وَ مَا يَقُولُ فِي اَلشَّابِّ اَلْمُوفِقِ وَ وَصَفْتُ لَهُ قَوْلَ هِشَامِ بْنِ اَلْحَكَمِ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ لاَ يُشْبِهُهُ شَيْ ءٌ .

محمد بن حکیم گوید برای حضرت ابو الحسن(ع)گفتار هشام جوالیقی را که خدا بصورت جوان آراسته است و نیز گفتار هشام بن حکم را بیان کردم. حضرت فرمود: همانا چیزی بخدا مانند نیست.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 106

لَمْ يَزَلِ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ رَبَّنَا وَ اَلْعِلْمُ ذَاتُهُ وَ لاَ مَعْلُومَ وَ اَلسَّمْعُ ذَاتُهُ وَ لاَ مَسْمُوعَ وَ اَلْبَصَرُ ذَاتُهُ وَ لاَ مُبْصَرَ وَ اَلْقُدْرَةُ ذَاتُهُ وَ لاَ مَقْدُورَ فَلَمَّا أَحْدَثَ اَلْأَشْيَاءَ وَ كَانَ اَلْمَعْلُومُ وَقَعَ اَلْعِلْمُ مِنْهُ عَلَى اَلْمَعْلُومِ وَ اَلسَّمْعُ عَلَى اَلْمَسْمُوعِ وَ اَلْبَصَرُ عَلَى اَلْمُبْصَرِ وَ اَلْقُدْرَةُ عَلَى اَلْمَقْدُورِ قَالَ قُلْتُ فَلَمْ يَزَلِ اَللَّهُ مُتَحَرِّكاً قَالَ فَقَالَ تَعَالَى اَللَّهُ عَنْ ذَلِكَ إِنَّ اَلْحَرَكَةَ صِفَةٌ مُحْدَثَةٌ بِالْفِعْلِ قَالَ قُلْتُ فَلَمْ يَزَلِ اَللَّهُ مُتَكَلِّماً…

ابو بصیر گوید: شنیدم که امام صادق(ع)میفرمود: خدای عز و جل همیشه پروردگار ما و علم عین ذاتش بوده آنگاه که معلومی وجود نداشت و شنیدن عین ذاتش بود زمانی که شنیده شده یی وجود نداشت و بینایی عین ذاتش بوده آنگاه که دیده شده یی وجود نداشت و قدرت عین ذاتش بوده زمانی که مقدوری نبود، پس چون اشیا را پدید آورد و معلوم موجود شد علمش بر معلوم منطبق گشت و شنیدنش بر شنیده شده و بیناییش بر دیده شده و قدرتش بر مقدور ابو بصیر گوید: عرضکردم: پس خدا همیشه متحرک است؟ فرمود: خدا برتر از آنست، حرکت صفتی است که با فعل بوجود آید، عرضکردم: پس خدا همیشه متکلم است؟ فرمود: کلام صفتی است پدیدشونده ازلی و قدیم نیست، خدای بود و متکلم نبود.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 107

كَانَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لاَ شَيْ ءَ غَيْرُهُ وَ لَمْ يَزَلْ عَالِماً بِمَا يَكُونُ فَعِلْمُهُ بِهِ قَبْلَ كَوْنِهِ كَعِلْمِهِ بِهِ بَعْدَ كَوْنِهِ .

امام باقر علیه السلام فرمود: خدای عز و جل بود و چیزی با او نبود و همیشه عالم بود بآنچه پدید می آید و علم او بآن پیش از بودنش مانند علم اوست بآن بعد از بودنش(مثلا هیچ کس نمیداند فردا چه پیش می آید، ممکن است شخص متفرسی باشد و در یک موضوع کوچک سیاسی یا اجتماعی حدسی بزند که صدی نود آن درست باشد ولی علم خدا بهمه امور کلی و جزیی جهان از زمانی که خود او بوده و چیزی با او نبوده تا این زمان و هر زمان که بیاید صدی صد مطابق است).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 107

كَتَبْتُ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ ع فِي دُعَاءٍ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ مُنْتَهَى عِلْمِهِ فَكَتَبَ إِلَيَّ لاَ تَقُولَنَّ مُنْتَهَى عِلْمِهِ فَلَيْسَ لِعِلْمِهِ مُنْتَهًى وَ لَكِنْ قُلْ مُنْتَهَى رِضَاهُ .

کاهلی گوید: در باره جمله«سپاس خدا راست تا نهایت علمش»که در دعایی است بحضرت ابو الحسن علیه السلام نوشتم و پرسیدم. حضرت بمن نوشت: نگو«نهایت علمش»زیرا علمش را نهایتی نیست بلکه بگو«نهایت رضایتش»(زیرا که رضایت او مربوط باعمال صالح بندگانست که محدود و متناهی است).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 107

أَنَّهُ كَتَبَ إِلَى أَبِي اَلْحَسَنِ ع يَسْأَلُهُ عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَ كَانَ يَعْلَمُ اَلْأَشْيَاءَ قَبْلَ أَنْ خَلَقَ اَلْأَشْيَاءَ وَ كَوَّنَهَا أَوْ لَمْ يَعْلَمْ ذَلِكَ حَتَّى خَلَقَهَا وَ أَرَادَ خَلْقَهَا وَ تَكْوِينَهَا فَعَلِمَ مَا خَلَقَ عِنْدَ مَا خَلَقَ وَ مَا كَوَّنَ عِنْدَ مَا كَوَّنَ فَوَقَّعَ بِخَطِّهِ لَمْ يَزَلِ اَللَّهُ عَالِماً بِالْأَشْيَاءِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ اَلْأَشْيَاءَ كَعِلْمِهِ بِالْأَشْيَاءِ بَعْدَ مَا خَلَقَ اَلْأَشْيَاءَ .

ایوب بن نوح گوید: بحضرت ابو الحسن علیه السلام نوشتم و از او پرسیدم: آیا خدای عز و جل عالم بود بهر چیز پیش از آنکه آنها را بیافریند و پدید آرد یا آنکه نمیدانست تا آنها را آفرید و آفرینش و بودن آنها را اراده کرد و علم پیدا کرد بمخلوق هنگامی که خلق کرد و بموجود هنگامی که موجود کرد؟ پس بخط خود مرقوم فرمود: خدا همیشه بهمه چیز علم دارد پیش از خلقت آنها مانند علم داشتنش بآنها بعد از خلقتشان.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 107

قُلْتُ لِأَبِي جَعْفَرٍ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنْ رَأَيْتَ أَنْ تُعَلِّمَنِي هَلْ كَانَ اَللَّهُ جَلَّ وَجْهُهُ يَعْلَمُ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ اَلْخَلْقَ أَنَّهُ وَحْدَهُ فَقَدِ اِخْتَلَفَ مَوَالِيكَ فَقَالَ بَعْضُهُمْ قَدْ كَانَ يَعْلَمُ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ شَيْئاً مِنْ خَلْقِهِ وَ قَالَ بَعْضُهُمْ إِنَّمَا مَعْنَى يَعْلَمُ يَفْعَلُ فَهُوَ اَلْيَوْمَ يَعْلَمُ أَنَّهُ لاَ غَيْرُهُ قَبْلَ فِعْلِ اَلْأَشْيَاءِ فَقَالُوا إِنْ أَثْبَتْنَا أَنَّهُ لَمْ يَزَلْ عَالِماً بِأَنَّهُ لاَ غَيْرُهُ فَقَدْ أَثْبَتْنَا مَعَهُ غَيْرَهُ فِي أَزَلِيَّتِهِ فَإِنْ رَأَيْتَ يَا سَيِّدِي أَنْ تُعَلِّمَنِي مَا لاَ…

فضیل گوید: بامام باقر علیه السلام عرضه داشتم: قربانت، اگر صلاح بدانید بمن بفهمانید که آیا خدای-جل وجهه-پیش از اینکه مخلوق را بیافریند میدانست که یکتاست؟ زیرا دوستان شما اختلاف کرده، بعضی گویند: پیش از آنکه مخلوقی آفریند عالم بود و بعضی گویند معنی میداند خلق میکند است پس خدا امروز میداند که پیش از خلقت اشیا یگانه بوده و اینها گویند اگر ثابت کنیم که او همیشه بیگانگی خود عالم بوده در ازل با او چیز دیگری ثابت کرده ایم. آقای من اگر صلاح دانید بمن بیاموزید چیزی را که از آن تجاوز نکنم: حضرت نوشت: خدای-تبارک و تعالی ذکره-همیشه عالم است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 108
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه