عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِذَا رَأَيْتُمُ اَلْعَالِمَ مُحِبّا لِلدُّنْيَا فَاتَّهِمُوهُ عَلَى دِينِكُمْ فَإِنَّ كُلَّ مُحِبِّ شَيْءٍ يَحُوطُ مَا أَحَبَّ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:اگر دیدید عالم دنیا را دوست دارد نسبت به دینتان متهمش گردانید، زیرا دوست هر چیزی اسیر محبت آن است
عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِنَّ أَبَاهُ كَانَ يَقُولُ مَنْ دَخَلَ عَلَى إِمَامٍ جَائِرٍ فَقَرَأَ عَلَيْهِ اَلْقُرْآنَ يُرِيدُ بِذَلِكَ عَرَضا مِنْ عَرَضِ اَلدُّنْيَا لُعِنَ اَلْقَارِئُ بِكُلِّ حَرْفٍ عَشْرَ لَعَنَاتٍ وَ لُعِنَ اَلْمُسْتَمِعُ بِكُلِّ حَرْفٍ لَعْنَة .
امام صادق علیه السّلام فرمود:پدر بزرگوارش می فرمود:هر کس بر حاکم ظالمی وارد شود و بر او قرآن قرائت کند تا به این واسطه به مالی از اموال دنیا برسد، به تعداد هر حرف که می خواند ده مرتبه مورد لعن قرار می گیرد، و به هر شنونده ای در قبال هر حرفی یک لعن می شود.
عَنِ اِبْنِ اَلْقَدَّاحِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَنْهُومَانِ لاَ يَشْبَعَانِ طَالِبُ اَلْمَالِ وَ طَالِبُ اَلْعِلْمِ مَنِ اِقْتَصَرَ عَلَى اَلدُّنْيَا عَلَى مَا أَحَلَّ اَللَّهُ لَهُ سَلِمَ وَ مَنْ تَنَاوَلَهَا مِنْ غَيْرِ حِلِّهَا هَلَكَ إِلاَّ أَنْ يَتُوبَ وَ يَرْجِعَ وَ مَنْ أَخَذَ اَلْعِلْمَ عَنْ أَهْلِهِ وَ عَمِلَ بِهَا نَجَا وَ مَنْ أَرَادَ بِهِ اَلدُّنْيَا فَهِيَ حَظُّهُ وَ اَلْعُلَمَاءُ رَجُلاَنِ رَجُلٌ آخِذٌ بِعِلْمِهِ فَهَذَا نَاجٍ وَ عَالِمٌ تَارِكٌ لِعِلْمِهِ فَهَذَا هَالِكٌ وَ…
امام صادق علیه السّلام از قول پدرش از رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله نقل کند که فرمود:دو آزمند هرگز سیر نشوند:طالب مال و طالب علم، کسی که از دنیا به آنچه خدا برایش حلال کرده اکتفا کند سالم ماند، و کسی که دنیا را از راه غیر حلالش بدست آورد هلاک گردد، مگر اینکه توبه کند و بازگشت نماید، و کسی که علم را از اهلش آموخته و به آن عمل نماید نجات یابد، و کسی که منظورش از طلب علم مال دنیا باشد بهره اش همانست.
عَجِبْتُ لِمَنْ يَتَكَلَّمُ بِمَا لاَ يَنْفَعُهُ فِي دُنْيَاهُ وَ لاَ يُكْتَبُ لَهُ أَجْرُهُ فِي أُخْرَاه
در شگفتم از کسی که سخنی می گوید که نه برای او در دنیای بهره ای دارد و نه برای آخرت او پاداشی.
سَلاَمَةُ اَلدِّينِ وَ اَلدُّنْيَا فِي مُدَارَاةِ اَلنَّاس
سلامت دین و دنیا، در مدارا کردن با مردم است.
سَالِمِ اَلنَّاسَ تَسْلَمْ دُنْيَاك
با مردم مسالمت کن تا دنیایت سالم بماند.
لا خَیرَ فِی الدُّنیا إلاّ لِرَجُلَینِ: رَجُلٍ أذنَبَ ذُنوبا، فَهُو یتَدارَکها بِالتَّوبَةِ، ورجلٍ یسارِعُ فِی الخَیراتِ؛
در دنیا جز برای دو نفر خیری نیست. یکی آن که گناه خود را با توبه جبران کند. و دیگری آنکه در کارهای خوب شتاب کند.
حُبِّبَ إ لَیَّ مِنْ دُنْیاكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبیلِ اللّهِ.
سه چیز از دنیا برای من دوست داشتنی است: تلاوت قرآن ، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و کمک به نیازمندان در راه خدا.
اِنْ ماتَ اِتّبَعْتَ جَنازَتَهُ؛
وقتی(همسایه ات) از دنیا رفت، در تشییع جنازه اش شرکت کنی.
ثلاثٌ مُنْجِیاتٌ لِلْمُۆْمِن: کَفُّ لِسانِهِ عَنِ النّاسِ وَ اِغتِیابِهِمْ، وَ إشْغالُهُ نَفْسَهُ بِما یَنْفَعُهُ لاِّخِرَتِهِ وَ دُنْیاهُ، وَ طُولُ الْبُکاء عَلی خَطیئَتِهِ.
سه چیز موجب نجات انسان مومن خواهد بود:
1.نگهداری زبانش از حرف زدن درباره مردم و غیبت آنان،
2.مشغول کردن خود به کارهایی که برای آخرت و دنیایش مفید باشد.
3. بسیار گریستن بر اشتباهاتش
مَنِ اغْتِيبَ عِنْدَهُ أَخُوهُ الْمُؤْمِنُ فَنَصَرَهُ وَ أَعَانَهُ نَصَرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ مَنِ اغْتِيبَ عِنْدَهُ الْمُؤْمِنُ فَلَمْ يَنْصُرْهُ- وَ لَمْ يَدْفَعْ عَنْهُ وَ هُوَ يَقْدِرُ عَلَى نُصْرَتِهِ وَ عَوْنِهِ خَوَّفَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ.
هر مؤمنی که نزدش غیبت مؤمن دیگری کنند و او از آن مؤمن دفاع کند، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری کند، و هر که غیبت مؤمنی را بشنود و در حالی که قدرت دفاع دارد از او دفاع نکند، خداوند او را در دنیا و آخرت خواهد ترسانید.
خَطَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع خُطْبَةً بَعْدَ اَلْعَصْرِ فَعَجِبَ اَلنَّاسُ مِنْ حُسْنِ صِفَتِهِ وَ مَا ذَكَرَهُ مِنْ تَعْظِيمِ اَللَّهِ جَلَّ جَلاَلُهُ قَالَ أَبُو إِسْحَاقَ فَقُلْتُ لِلْحَارِثِ أَ وَ مَا حَفِظْتَهَا قَالَ قَدْ كَتَبْتُهَا فَأَمْلاَهَا عَلَيْنَا مِنْ كِتَابِهِ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي لاَ يَمُوتُ وَ لاَ تَنْقَضِي عَجَائِبُهُ لِأَنَّهُ كُلَّ يَوْمٍ فِي شَأْنٍ مِنْ إِحْدَاثِ بَدِيعٍ لَمْ يَكُنِ اَلَّذِي لَمْ يَلِدْ فَيَكُونَ فِي اَلْعِزِّ مُشَارَكاً وَ لَمْ يُولَدْ فَيَكُونَ مَوْرُوثاً هَالِكاً وَ لَمْ تَقَعْ عَلَيْهِ اَلْأَوْهَامُ فَتُقَدِّرَهُ شَبَحاً مَاثِلاً وَ لَمْ…
حارث اعور گوید روزی بعد از عصر امیر المومنین(ع)خطبه ای خواند که مردم را از خوشستایی و بزرگداشتش خدای جل جلاله را خوش آمد ابو اسحاق گوید بحارث گفتم آن سخنرانی را حفظ کرده ای؟ گفت آن را نوشته ام، سپس از نوشته خود برای ما املا کرد که: سپاس از آن خدایی که مرگ ندارد و عجایبش پایان نیابد زیرا او هر روز در کار جداگانه ایست و آن ایجاد چیز تازه ایست که سابقه نداشته است، (لعنت خدا بر یهود که گفتند دست خدا بسته است)خدایی که نزاییده تا در عزت شریک داشته باشد و زاییده نشده تا بمیرد وارث گذارد(بحدیث 241 رجوع شود)دستخوش اوهام مردم نگردد تا بصورت دور نمایی اندازه گیریش نمایند و بیناییها درکش نکند تا پس از بازگرفتن نظر از وی دگرگون شود(باینکه در برابر دیده نباشد) تا پس از بازگرفتن نظر خیالی بیش نباشد خدایی…