سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اَللّهِ بِأَفْواهِهِمْ قَالَ يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا وَلاَيَةَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع بِأَفْوَاهِهِمْ قُلْتُ وَ اَللّهُ مُتِمُّ نُورِهِ قَالَ وَ اَللَّهُ مُتِمُّ اَلْإِمَامَةِ لِقَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَّ اَلَّذِينَ فَآمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اَلنُّورِ اَلَّذِي أَنْزَلْنا فَالنُّورُ هُوَ اَلْإِمَامُ قُلْتُ هُوَ اَلَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ اَلْحَقِّ قَالَ هُوَ اَلَّذِي أَمَرَ رَسُولَهُ بِالْوَلاَيَةِ لِوَصِيِّهِ وَ اَلْوَلاَيَةُ هِيَ دِينُ اَلْحَقِّ قُلْتُ لِيُظْهِرَهُ عَلَى اَلدِّينِ كُلِّهِ…
محمد بن فضیل گوید: از حضرت ابو الحسن علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل«میخواهند با پف دهانشان نور خدا را خاموش کنند-8 سوره 61-»پرسیدم، فرمود: یعنی میخواهند ولایت امیر المومنین علیه السلام را با پف دهانشان خاموش کنند، عرضکردم: «خدا تمام کننده نور خود است»فرمود: خدا تمام کننده امامت است، بدلیل قول خدای عز و جل«کسانی که بخدا و رسولش و نوری که فرو فرستاده ایم ایمان آورند-8 سوره 64-»پس نور همان امامست. عرضکردم: «اوست خدایی که رسول خود را بهدایت و دین حق فرستاده است-9 سوره 64-» فرمود: یعنی اوست که رسولش را بولایت وصیش امر کرد و ولایت همان دین حق است. عرضکردم: «تا آن را بر هر دینی غالب کند»فرمود: یعنی آن را در زمان قیام قایم بر همه دینها غلبه دهد، خدا میفرماید: «و خدا تمام کننده نور خود است»یعنی…
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى ع إِذْ أَتَاهُ رَجُلٌ نَصْرَانِيٌّ وَ نَحْنُ مَعَهُ بِالْعُرَيْضِ فَقَالَ لَهُ اَلنَّصْرَانِيُّ أَتَيْتُكَ مِنْ بَلَدٍ بَعِيدٍ وَ سَفَرٍ شَاقٍّ وَ سَأَلْتُ رَبِّي مُنْذُ ثَلاَثِينَ سَنَةً أَنْ يُرْشِدَنِي إِلَى خَيْرِ اَلْأَدْيَانِ وَ إِلَى خَيْرِ اَلْعِبَادِ وَ أَعْلَمِهِمْ وَ أَتَانِي آتٍ فِي اَلنَّوْمِ فَوَصَفَ لِي رَجُلاً بِعُلْيَا دِمَشْقَ فَانْطَلَقْتُ حَتَّى أَتَيْتُهُ فَكَلَّمْتُهُ فَقَالَ أَنَا أَعْلَمُ أَهْلِ دِينِي وَ غَيْرِي أَعْلَمُ مِنِّي فَقُلْتُ أَرْشِدْنِي إِلَى مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْكَ فَإِنِّي لاَ أَسْتَعْظِمُ اَلسَّفَرَ وَ لاَ تَبْعُدُ…
یعقوب بن جعفر بن ابراهیم گوید: خدمت موسی بن جعفر علیه السلام بودم که مردی نصرانی نزد آن حضرت آمد، مادر عریض(وادی مدینه)بودیم، نصرانی عرضکرد: من از شهری دور و سفری پر مشقت نزد شما آمده ام، و 30 سالست که از پروردگارم درخواست میکنم که مرا ببهترین دینها و بسوی بهترین و داناترین بندگان خود هدایت کند، تا آنکه شخصی در خواب من آمد و مردی را که در علیا دمشق است بمن معرفی کرد. من نزدش رفتم و با او سخن گفتم، او گفت: من از تمام همکیشان خود داناترم ولی از من داناتر هم هست: من گفتم: مرا بکسی که از تو داناتر است رهبری کن، زیرا مسافرت برای من دشوار و سنگین نیست من تمام انجیل و مزامیر داود و چهار سفر از تورات و ظاهر تمام قرآن را خوانده ام. دانشمند بمن گفت: اگر علم نصرانیت را میخواهی، من از تمام عرب و عجم بآن…
قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ حَدِّثْنِي فِيهِمَا بِحَدِيثٍ فَقَدْ سَمِعْتُ عَنْ أَبِيكَ فِيهِمَا أَحَادِيثَ عِدَّةً قَالَ فَقَالَ لِي يَا إِسْحَاقُ اَلْأَوَّلُ بِمَنْزِلَةِ اَلْعِجْلِ وَ اَلثَّانِي بِمَنْزِلَةِ اَلسَّامِرِيِّ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي فِيهِمَا قَالَ هُمَا وَ اَللَّهِ نَصَّرَا وَ هَوَّدَا وَ مَجَّسَا فَلاَ غَفَرَ اَللَّهُ لَهُمَا قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ زِدْنِي فِيهِمَا قَالَ ثَلاَثَةٌ لاَ يَنْظُرُ اَللَّهُ إِلَيْهِمْ وَ لا يُزَكِّيهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَمَنْ هُمْ قَالَ رَجُلٌ اِدَّعَى إِمَاماً مِنْ غَيْرِ اَللَّهِ وَ آخَرُ…
اسحاق بن عمار صیرفی گوید: به امام کاظم علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم در باره آن دو نفر برایم سخنی بفرما، از پدر شما در باره آن دو نفر سخنانی شنیده ام. امام علیه السلام فرمود: ای اسحاق اولی به منزله آن گوساله و دومی به منزله «سامری»است. عرض کردم: فدایت شوم بر این سخنان بیفزای. فرمود: به خدا سوگند آن دو نفر مردم را مسیحی و یهودی و مجوسی کردند، خداوند این کار آنان را نبخشاید عرض کردم: فدایت شوم بر این سخنان بیفزای. فرمود: سه نفر باشند که خداوند بر آنان ننگرد و پاکشان نگرداند و آنان را عذابی سخت باشد. عرض کردم: فدایت شوم آنان چه کسانی هستند؟ فرمود: مردی که ادعای امامت کند و از سوی خدا نباشد و دیگری کسی است که بر امام از سوی خدا سخنی ناروا نسبت دهد و دیگری کسی است که پندارد آن دو نفر بهره ای از…
إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَشَّرَ أَهْلَ اَلْعَقْلِ وَ اَلْفَهْمِ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ فَبَشِّرْ عِبادِ اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ اَلَّذِينَ هَداهُمُ اَللّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا اَلْأَلْبابِ يَا هِشَامَ بْنَ اَلْحَكَمِ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْمَلَ لِلنَّاسِ اَلْحُجَجَ بِالْعُقُولِ وَ أَفْضَى إِلَيْهِمْ بِالْبَيَانِ وَ دَلَّهُمْ عَلَى رُبُوبِيَّتِهِ بِالْأَدِلاَّءِ فَقَالَ وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلرَّحْمنُ اَلرَّحِيمُ إِنَّ فِي خَلْقِ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلافِ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهارِ…
از امام کاظم امین، ابو ابراهیم که کنیه اش ابو الحسن نیز است موسی فرزند جعفر علیهما السلام مطالبی طولانی در باره پند و حکمت و غیره روایت شده است. - سفارش امام کاظم علیه السلام به هشام و توصیف او از خرد -همانا خداوند تبارک و تعالی خردمندان و فهمیدگان را در کتابش بشارت داده و فرموده است: «پس بشارت ده به آن بندگان من که: به سخن گوش فرا می دهند و بهترین آن را پیروی می کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان». زمر، آیه 17 و 18. ای هشام بن حکم به راستی خداوند عزیز و جلیل به وسیله خردها حجت ها را بر مردم تمام کرد و بیان حجت ها را به آنان رسانید و با برهان، آنان را به پروردگاری خویش راهنمایی کرد و فرمود: «و معبود شما، معبودی یگانه است که جز او هیچ معبودی نیست راستی که در آفرینش…
قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ اَلرَّجُلُ مِنْ إِخْوَانِي بَلَغَنِي عَنْهُ اَلشَّيْ ءُ اَلَّذِي أَكْرَهُهُ فَأَسْأَلُهُ عَنْهُ فَيُنْكِرُ ذَلِكَ وَ قَدْ أَخْبَرَنِي عَنْهُ قَوْمٌ ثِقَاتٌ فَقَالَ لِي يَا مُحَمَّدُ كَذِّبْ سَمْعَكَ وَ بَصَرَكَ عَنْ أَخِيكَ وَ إِنْ شَهِدَ عِنْدَكَ خَمْسُونَ قَسَامَةً وَ قَالَ لَكَ قول قَوْلاً فَصَدِّقْهُ وَ كَذِّبْهُمْ وَ لاَ تُذِيعَنَّ عَلَيْهِ شَيْئاً تَشِينُهُ بِهِ وَ تَهْدِمُ بِهِ مُرُوءَتَهُ فيكون فَتَكُونَ مِنَ اَلَّذِينَ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَلَّذِينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ اَلْفاحِشَةُ فِي اَلَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ فِي اَلدُّنْيا…
محمد بن فضیل گوید: به امام کاظم علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم در باره یکی از برادرانم چیزی شنیده ام که برایم ناخوشایند است. از او در این باره پرسیدم و او انکار کرد در حالی که گروهی مورد اطمینان این خبر را به من داده اند. امام علیه السلام فرمود: ای محمد شنیده ها و دیده هایت را در باره برادرت نادرست و دروغ شمار هر چند پنجاه تن نزد تو بر کاری از برادرت سوگند بخورند و برادرت سخنی بر خلاف آنان گوید، سخن برادرت را راست شمار و آنان را دروغگو بدان و سخنی در باره او پخش مکن که او را سرافکنده سازی و بی آبرو سازی و حیثیت او را به باد دهی که در این صورت از کسانی خواهی بود که خدای گرامی و بزرگ در باره آنان فرموده است: «همانا کسانی که دوست دارند زشتکاری در میان آنان که ایمان آورده اند آشکار و فراگیر شود…