قال الإمام الکاظم عليه السلام

احادیث درباره جواب چند سؤال از امام کاظم (ع)

امام موسی کاظم (علیه السلام)

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى ع إِذْ أَتَاهُ رَجُلٌ نَصْرَانِيٌّ وَ نَحْنُ مَعَهُ بِالْعُرَيْضِ فَقَالَ لَهُ اَلنَّصْرَانِيُّ أَتَيْتُكَ مِنْ بَلَدٍ بَعِيدٍ وَ سَفَرٍ شَاقٍّ وَ سَأَلْتُ رَبِّي مُنْذُ ثَلاَثِينَ سَنَةً أَنْ يُرْشِدَنِي إِلَى خَيْرِ اَلْأَدْيَانِ وَ إِلَى خَيْرِ اَلْعِبَادِ وَ أَعْلَمِهِمْ وَ أَتَانِي آتٍ فِي اَلنَّوْمِ فَوَصَفَ لِي رَجُلاً بِعُلْيَا دِمَشْقَ فَانْطَلَقْتُ حَتَّى أَتَيْتُهُ فَكَلَّمْتُهُ فَقَالَ أَنَا أَعْلَمُ أَهْلِ دِينِي وَ غَيْرِي أَعْلَمُ مِنِّي فَقُلْتُ أَرْشِدْنِي إِلَى مَنْ هُوَ أَعْلَمُ مِنْكَ فَإِنِّي لاَ أَسْتَعْظِمُ اَلسَّفَرَ وَ لاَ تَبْعُدُ…

یعقوب بن جعفر بن ابراهیم گوید: خدمت موسی بن جعفر علیه السلام بودم که مردی نصرانی نزد آن حضرت آمد، مادر عریض(وادی مدینه)بودیم، نصرانی عرضکرد: من از شهری دور و سفری پر مشقت نزد شما آمده ام، و 30 سالست که از پروردگارم درخواست میکنم که مرا ببهترین دینها و بسوی بهترین و داناترین بندگان خود هدایت کند، تا آنکه شخصی در خواب من آمد و مردی را که در علیا دمشق است بمن معرفی کرد. من نزدش رفتم و با او سخن گفتم، او گفت: من از تمام همکیشان خود داناترم ولی از من داناتر هم هست: من گفتم: مرا بکسی که از تو داناتر است رهبری کن، زیرا مسافرت برای من دشوار و سنگین نیست من تمام انجیل و مزامیر داود و چهار سفر از تورات و ظاهر تمام قرآن را خوانده ام. دانشمند بمن گفت: اگر علم نصرانیت را میخواهی، من از تمام عرب و عجم بآن…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 478

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي إِبْرَاهِيمَ ع وَ أَتَاهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ نَجْرَانَ اَلْيَمَنِ مِنَ اَلرُّهْبَانِ وَ مَعَهُ رَاهِبَةٌ فَاسْتَأْذَنَ لَهُمَا اَلْفَضْلُ بْنُ سَوَّارٍ فَقَالَ لَهُ إِذَا كَانَ غَداً فَأْتِ بِهِمَا عِنْدَ بِئْرِ أُمِّ خَيْرٍ قَالَ فَوَافَيْنَا مِنَ اَلْغَدِ فَوَجَدْنَا اَلْقَوْمَ قَدْ وَافَوْا فَأَمَرَ بِخَصَفَةِ بَوَارِيَّ ثُمَّ جَلَسَ وَ جَلَسُوا فَبَدَأَتِ اَلرَّاهِبَةُ بِالْمَسَائِلِ فَسَأَلَتْ عَنْ مَسَائِلَ كَثِيرَةٍ كُلَّ ذَلِكَ يُجِيبُهَا وَ سَأَلَهَا أَبُو إِبْرَاهِيمَ ع عَنْ أَشْيَاءَ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهَا فِيهِ شَيْ ءٌ ثُمَّ أَسْلَمَتْ ثُمَّ أَقْبَلَ اَلرَّاهِبُ…

یعقوب بن جعفر گوید: خدمت موسی بن جعفر علیه السلام بودم که مرد و زن راهبی از اهل نجران یمن، خدمتش آمدند. فضل بن سوار برای آنها اجازه رسیدن خدمت امام را گرفت، امام فرمود: فردا آنها را نزد چاه ام الخیر بیاور، فضل گوید: فردا ما آنجا حاضر شدیم، دیدیم آن قوم هم آمده اند امام دستور داد حصیرهای لیف خرمایی انداختند، و خود نشست و مردم هم نشستند. ابتدا زن راهب مسایل بسیاری پرسید که امام علیه السلام همگی را پاسخ فرمود، سپس آن حضرت چیزهایی از او پرسید که پاسخ هیچ یک از آنها را نتوانست بگوید. آن زن اسلام آورد، آنگاه مرد راهب پیش آمد و سوال میکرد و امام همه را جواب می فرمود. مرد راهب گفت: من در دین خود نیرومند و توانایم و هیچ یک از نصاری در روی زمین بدرجه دانش من نرسد و شنیدم که مردی در هند است که هر گاه…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 481

إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَشَّرَ أَهْلَ اَلْعَقْلِ وَ اَلْفَهْمِ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ فَبَشِّرْ عِبادِ اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ اَلَّذِينَ هَداهُمُ اَللّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا اَلْأَلْبابِ يَا هِشَامَ بْنَ اَلْحَكَمِ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَكْمَلَ لِلنَّاسِ اَلْحُجَجَ بِالْعُقُولِ وَ أَفْضَى إِلَيْهِمْ بِالْبَيَانِ وَ دَلَّهُمْ عَلَى رُبُوبِيَّتِهِ بِالْأَدِلاَّءِ فَقَالَ وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلرَّحْمنُ اَلرَّحِيمُ إِنَّ فِي خَلْقِ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلافِ اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهارِ…

از امام کاظم امین، ابو ابراهیم که کنیه اش ابو الحسن نیز است موسی فرزند جعفر علیهما السلام مطالبی طولانی در باره پند و حکمت و غیره روایت شده است. - سفارش امام کاظم علیه السلام به هشام و توصیف او از خرد -همانا خداوند تبارک و تعالی خردمندان و فهمیدگان را در کتابش بشارت داده و فرموده است: «پس بشارت ده به آن بندگان من که: به سخن گوش فرا می دهند و بهترین آن را پیروی می کنند اینانند که خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان». زمر، آیه 17 و 18. ای هشام بن حکم به راستی خداوند عزیز و جلیل به وسیله خردها حجت ها را بر مردم تمام کرد و بیان حجت ها را به آنان رسانید و با برهان، آنان را به پروردگاری خویش راهنمایی کرد و فرمود: «و معبود شما، معبودی یگانه است که جز او هیچ معبودی نیست راستی که در آفرینش…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 383

دَخَلَ إِلَيْهِ وَ قَدْ عَمَدَ عَلَى اَلْقَبْضِ عَلَيْهِ لِأَشْيَاءَ كُذِبَتْ عَلَيْهِ عِنْدَهُ فَأَعْطَاهُ طُومَاراً طَوِيلاً فِيهِ مَذَاهِبُ شُنْعَةٌ نَسَبَهَا إِلَى شِيعَتِهِ فَقَرَأَهُ ثُمَّ قَالَ لَهُ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ نَحْنُ أَهْلُ بَيْتٍ مُنِينَا بِالتَّقَوُّلِ عَلَيْنَا وَ رَبُّنَا غَفُورٌ سَتُورٌ أَبَى أَنْ يَكْشِفَ أَسْرَارَ عِبَادِهِ إِلاَّ فِي وَقْتِ مُحَاسَبَتِهِ يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ. إِلاّ مَنْ أَتَى اَللّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ثُمَّ قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَلِيٍّ عَنِ اَلنَّبِيِّ ص اَلرَّحِمُ إِذَا مَسَّتِ اَلرَّحِمَ اِضْطَرَبَتْ ثُمَّ…

از گفتار امام کاظم علیه السلام با هارون الرشید -در روایتی طولانی که ما در حد نیاز، از آن ذکر کردیم امام کاظم علیه السلام بر هارون الرشید وارد شد در حالی که به سبب چیزهایی که به دروغ بر علیه امام علیه السلام نسبت داده شده بود، قصد دستگیری ایشان را داشت، پس طوماری بلند به امام علیه السلام داد که در آن عقایدی زشت به شیعیان امام علیه السلام نسبت داده شده بود. امام علیه السلام آن را خواند، آنگاه به هارون فرمود: ای امیر مومنان ما خاندانی هستیم که دچار دروغ گویی دیگران بر خویش هستیم و پروردگار ما بسیار بخشنده و پرده پوش است، خوش ندارد که اسرار بندگانش را جز هنگام حسابرسی اش آشکار سازد. «روزی که هیچ مال و فرزندی سود نمی دهد مگر کسی که دلی پاک به سوی خدا بیاورد». شعرا، آیه 88 و 89. پس آنگاه فرمود…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 404
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه