قال الإمام الکاظم عليه السلام

احادیث درباره امام و منزلت او از امام کاظم (ع)

امام موسی کاظم (علیه السلام)

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي إِبْرَاهِيمَ ع وَ أَتَاهُ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ نَجْرَانَ اَلْيَمَنِ مِنَ اَلرُّهْبَانِ وَ مَعَهُ رَاهِبَةٌ فَاسْتَأْذَنَ لَهُمَا اَلْفَضْلُ بْنُ سَوَّارٍ فَقَالَ لَهُ إِذَا كَانَ غَداً فَأْتِ بِهِمَا عِنْدَ بِئْرِ أُمِّ خَيْرٍ قَالَ فَوَافَيْنَا مِنَ اَلْغَدِ فَوَجَدْنَا اَلْقَوْمَ قَدْ وَافَوْا فَأَمَرَ بِخَصَفَةِ بَوَارِيَّ ثُمَّ جَلَسَ وَ جَلَسُوا فَبَدَأَتِ اَلرَّاهِبَةُ بِالْمَسَائِلِ فَسَأَلَتْ عَنْ مَسَائِلَ كَثِيرَةٍ كُلَّ ذَلِكَ يُجِيبُهَا وَ سَأَلَهَا أَبُو إِبْرَاهِيمَ ع عَنْ أَشْيَاءَ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهَا فِيهِ شَيْ ءٌ ثُمَّ أَسْلَمَتْ ثُمَّ أَقْبَلَ اَلرَّاهِبُ…

یعقوب بن جعفر گوید: خدمت موسی بن جعفر علیه السلام بودم که مرد و زن راهبی از اهل نجران یمن، خدمتش آمدند. فضل بن سوار برای آنها اجازه رسیدن خدمت امام را گرفت، امام فرمود: فردا آنها را نزد چاه ام الخیر بیاور، فضل گوید: فردا ما آنجا حاضر شدیم، دیدیم آن قوم هم آمده اند امام دستور داد حصیرهای لیف خرمایی انداختند، و خود نشست و مردم هم نشستند. ابتدا زن راهب مسایل بسیاری پرسید که امام علیه السلام همگی را پاسخ فرمود، سپس آن حضرت چیزهایی از او پرسید که پاسخ هیچ یک از آنها را نتوانست بگوید. آن زن اسلام آورد، آنگاه مرد راهب پیش آمد و سوال میکرد و امام همه را جواب می فرمود. مرد راهب گفت: من در دین خود نیرومند و توانایم و هیچ یک از نصاری در روی زمین بدرجه دانش من نرسد و شنیدم که مردی در هند است که هر گاه…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 481

لاَ أَقُولُ إِنَّهُ قَائِمٌ فَأُزِيلَهُ عَنْ مَكَانِهِ وَ لاَ أَحُدُّهُ بِمَكَانٍ يَكُونُ فِيهِ وَ لاَ أَحُدُّهُ أَنْ يَتَحَرَّكَ فِي شَيْ ءٍ مِنَ اَلْأَرْكَانِ وَ اَلْجَوَارِحِ وَ لاَ أَحُدُّهُ بِلَفْظِ شَقِّ فَمٍ وَ لَكِنْ كَمَا قَالَ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى كُنْ فَيَكُونُ ِمَشِيئَتِهِ مِنْ غَيْرِ تَرَدُّدٍ فِي نَفَسٍ صَمَداً فَرْداً لَمْ يَحْتَجْ إِلَى شَرِيكٍ يَذْكُرُ لَهُ مُلْكَهُ وَ لاَ يَفْتَحُ لَهُ أَبْوَابَ عِلْمِهِ .

امام کاظم علیه السلام فرمود: اینکه گویم خدا قایم است باین معنی نیست که او را از مکانش جدا سازم(چنان که هر نشسته هنگام ایستادن از مجلسش جدا شود) او را از منزلت و مقام مجردش دور سازم و باجسامش مانند کنم و نیز او را بمکان معینی که در آن باشد محدود نسازم و بحرکت اعضا و جوارح محدود نسازم و بتلفظ از شکاف دهن محدود نسازم ولی چنان گویم که خدای تبارک و تعالی فرماید(کار او وقتی چیزی را اراده کند فقط اینست که باو گوید): باش و وجود یابد بدون تردد خاطر، (تفکر)او صمد است و یگانه بشریکی احتیاج ندارد که امور سلطنت او را یادش آورد و درهای علمش را برویش گشاید (بلکه خودش بتنهایی ایجاد کند و سپس نگهداری نماید و چیزی را از یاد نبرد و علم کامل و محیطش دستخوش تغیر و نقصان نگردد).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 125

عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ سَأَلَهُ عَلِيُّ بْنُ سُوَيْدٍ اَلْمَدَنِيُّ عَنِ اَلتَّوَاضُعِ اَلَّذِي إِذَا فَعَلَهُ اَلْعَبْدُ كَانَ مُتَوَاضِعا فَقَالَ اَلتَّوَاضُعُ دَرَجَاتٌ مِنْهَا أَنْ يَعْرِفَ اَلْمَرْءُ قَدْرَ نَفْسِهِ فَيُنْزِلَهَا مَنْزِلَتَهَا بِقَلْبٍ سَلِيمٍ وَ لاَ يُحِبَّ أَنْ يَأْتِيَ إِلَى أَحَدٍ إِلاَّ مِثْلَ مَا يَأْتُوا إِلَيْهِ وَ إِنْ كَانَ سَيِّئَةٌ دَرَأَهَا بِالْحَسَنَةِ وَ يَكُونَ كَاظِمَ اَلْغَيْظِ عَافِيا عَنِ اَلنَّاسِ وَ اَللّٰهُ يُحِبُّ اَلْمُحْسِنِينَ : .

علی بن سوید مدنی از امام کاظم علیه السّلام در مورد تواضع پرسید:چه تواضعی است که اگر بنده آن را انجام دهد متواضع شناخته می شود؟فرمود:تواضع دارای درجاتی است: برخی از آن این است که انسان قدر خود را بشناسد، و با دلی سالم خود را به جایگاه خویش نشاند، و با مردم آن کار را بکند که دوست دارد مردم نسبت به او انجام دهند، اگر بدی بیند آن را با نیکی بپوشاند، خشم خود را فرو خورد، از مردم درگذرد، و خداوند هم نیکوکاران را دوست می دارد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 473

يَا هِشَامُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بَشَّرَ أَهْلَ اَلْعَقْلِ وَ اَلْفَهْمِ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ فَبَشِّرْ عِبادِ اَلَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ اَلْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ اَلَّذِينَ هَداهُمُ اَللّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا اَلْأَلْبابِ يَا هِشَامُ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَكْمَلَ لِلنَّاسِ اَلْحُجَجَ بِالْعُقُولِ وَ نَصَرَ اَلنَّبِيِّينَ بِالْبَيَانِ وَ دَلَّهُمْ عَلَى رُبُوبِيَّتِهِ بِالْأَدِلَّةِ فَقَالَ وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ اَلرَّحْمنُ اَلرَّحِيمُ. إِنَّ فِي خَلْقِ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ اِخْتِلافِ اَللَّيْلِ وَ…

هشام بن حکم گوید: موسی بن جعفر علیهم السلام بمن فرمود: ای هشام خدای تبارک و تعالی صاحب عقل و فهم را در کتاب مژده داده و فرموده(20 سوره 39)آن بندگانم را که هر سخن را شنوند و از نیکوترش پیروی کنند مژده بده، ایشانند که خدا هدایتشان کرده و ایشانند صاحبان عقل. ای هشام همانا خدای متعال بواسطه عقل حجت را برای مردم تمام کرده و پیغمبران را بوسیله بیان یاری کرده و بسبب برهان ها بربوبیت خویش دلالتشان نموده و فرموده است(160 سوره 2)خدای شما خداییست یگانه که جز او خدایی نیست و رحمان و رحیم است. در آفرینش آسمانها و زمین و تفاوت شب و روز و کشتیهایی که بسود مردم در دریا روانست و آبی که خدا از آسمان فروآورد که زمین را بعد از موات شدنش زنده گرداند و از همه جنبندگان در آن پراکند و گردش بادها و ابری که بین آسمان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 13
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه