قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره کار زیاد از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۴۱ حدیث · صفحه ۱ از ۴

عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ إِنَّ رَجُلا فِيمَا مَضَى عَلَيْكُمْ مِنْ هَذَا اَلدَّهْرِ كَانَ مُتَوَاخِيا فِي اَلْقَضَاءِ وَ كَانَ لاَ يُرْفَعُ لِأَهْلِ اَلْأَرْضِ مِنَ اَلْحَسَنَاتِ مَا يُرْفَعُ لَهُ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ سَيِّئَةٌ فَأَحَبَّهُ مَلَكٌ مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ فَسَأَلَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يَأْذَنَ لَهُ فَيَنْزِلَ إِلَيْهِ فَيُسَلِّمَ عَلَيْهِ فَأَذِنَ لَهُ فَنَزَلَ فَإِذَا اَلرَّجُلُ قَائِمٌ يُصَلِّي فَجَلَسَ اَلْمَلَكُ وَ جَاءَ أَسَدٌ فَوَثَبَ عَلَى اَلرَّجُلِ فَقَطَعَهُ أَرْبَعَةَ إرب آرَابٍ وَ فَرَّقَ فِي…

معاویة بن عمّار گوید:از امام صادق علیه السّلام شنیدم که می فرمود:در روزگاران قبل از شما مردی می زیست که به قضا و قدر گردن می نهاد، و آنچه از حسنات برایش ثبت می شد برای اهل زمین ثبت نمی شد، و هرگز مرتکب گناه نمی شد، یکی از فرشتگان که او را دوست می داشت، از خدا خواست تا اجازه دهد نزد او به زمین رود، و ملاقاتش نماید، خداوند به او اجازه داد و فرشته پایین آمد، و مشاهده کرد که مرد به نماز ایستاده، فرشته نزد او نشست، ناگاه شیری به روی مرد جهید و او را چهار قطعه کرد، و هر قطعه ای را به یکی از چهار طرف انداخت و رفت، آن فرشته برخاست و تکه های بدن مرد را جمع کرد و دفن نمود، سپس به کنار دریا رفت و در آنجا مرد مشرکی را دید که در ظرفهای طلا و نقره غذاهای گوناگون برایش می آورند، این مرد پادشاه هند بود و…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 635

فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكاً قَالَ يَعْنِي بِهِ وَلاَيَةَ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع قُلْتُ وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ اَلْقِيامَةِ أَعْمى قَالَ يَعْنِي أَعْمَى اَلْبَصَرِ فِي اَلْآخِرَةِ أَعْمَى اَلْقَلْبِ فِي اَلدُّنْيَا عَنْ وَلاَيَةِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ وَ هُوَ مُتَحَيِّرٌ فِي اَلْقِيَامَةِ يَقُولُ لِمَ حَشَرْتَنِي أَعْمى وَ قَدْ كُنْتُ بَصِيراً قالَ كَذلِكَ أَتَتْكَ آياتُنا فَنَسِيتَها قَالَ اَلْآيَاتُ اَلْأَئِمَّةُ ع فَنَسِيتَها وَ كَذلِكَ اَلْيَوْمَ تُنْسى يَعْنِي تَرَكْتَهَا وَ كَذَلِكَ اَلْيَوْمَ تُتْرَكُ فِي…

ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل: «هر که از یاد من رو بگرداند زندگیش تنگ است-124 سوره 20-»فرمود: مقصود از آن(یاد من)امیر المومنین علیه السلام است. عرضکردم: «او را روز قیامت کور محشور کنیم»فرمود: یعنی کور دیده در آخرت، کور دل در دنیا از ولایت امیر المومنین علیه السلام و او در قیامت سرگردانست و میگوید: «چرا مرا که بینا بودم، کور محشور کردی؟ گوید آنچنان که آیات ما سوی تو آمد و آنها را فراموش کردی-122-»فرمود: آیات ایمه علیهم السلام اند«که تو آنها را فراموش کردی، همچنان امروز فراموش میشوی»یعنی همچنان که آنها را رها کردی، امروز در آتش رها می شوی، چنان که ایمه علیهم السلام را رها کردی و امرشان را اطاعت نکردی و گفتارشان را نشنیدی. عرضکردم: «و این چنین جزا میدهیم هر کس را…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 435

طَلَبْنَا اَلْإِذْنَ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِ فَأَرْسَلَ إِلَيْنَا اُدْخُلُوا اِثْنَيْنِ اِثْنَيْنِ فَدَخَلْتُ أَنَا وَ رَجُلٌ مَعِي فَقُلْتُ لِلرَّجُلِ أُحِبُّ أَنْ تَسْتَأْذِنَ بِالْمَسْأَلَةِ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ أَبِي كَانَ مِمَّنْ سَبَاهُ بَنُو أُمَيَّةَ قَدْ عَلِمْتُ أَنَّ بَنِي أُمَيَّةَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ أَنْ يُحَرِّمُوا وَ لاَ يُحَلِّلُوا وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ مِمَّا فِي أَيْدِيهِمْ قَلِيلٌ وَ لاَ كَثِيرٌ وَ إِنَّمَا ذَلِكَ لَكُمْ فَإِذَا ذَكَرْتُ رَدَّ اَلَّذِي كُنْتُ فِيهِ دَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ مَا يَكَادُ يُفْسِدُ عَلَيَّ…

عبد العزیز بن نافع گوید: (با جماعتی از اصحاب)از امام صادق علیه السلام اجازه خواستیم و بحضرت پیغام دادیم، او پیغام داد که: دو نفر دو نفر بیایید، پس من با مردی دیگر خدمتش رفتیم، من 251 - 3 بآن مرد گفتم: -دوست دارم تو از حضرت اجازه سوال گیری، گفت: بسیار خوب، سپس عرضکرد: قربانت گردم، پدر من از اسیران بنی امیه بوده و شما می دانید که بنی امیه حق نداشتند حرام کنند یا حلال کنند و هر مال کم و زیادی که در دست داشتند از آنها نبود، بلکه بشما تعلق داشت، و من هر گاه بخاطر می آورم که باید آنچه را دارم برگردانم، حالتی بمن دست میدهد که نزدیکست دیوانه شوم، امام باو فرمود: آنچه از آنها داری برای تو حلال است و هر کس هم حالش مثل تو باشد، پس از من بر او حلال است. راوی گوید: ما برخاستم و بیرون شدیم. معتب(دربان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 545

فِي حَدِيثِ اَلزِّنْدِيقِ اَلَّذِي أَتَى أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع وَ كَانَ مِنْ قَوْلِ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع لاَ يَخْلُو قَوْلُكَ إِنَّهُمَا اِثْنَانِ مِنْ أَنْ يَكُونَا قَدِيمَيْنِ قَوِيَّيْنِ أَوْ يَكُونَا ضَعِيفَيْنِ أَوْ يَكُونَ أَحَدُهُمَا قَوِيّاً وَ اَلْآخَرُ ضَعِيفاً فَإِنْ كَانَا قَوِيَّيْنِ فَلِمَ لاَ يَدْفَعُ كُلُّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا صَاحِبَهُ وَ يَتَفَرَّدُ بِالتَّدْبِيرِ وَ إِنْ زَعَمْتَ أَنَّ أَحَدَهُمَا قَوِيٌّ وَ اَلْآخَرَ ضَعِيفٌ ثَبَتَ أَنَّهُ وَاحِدٌ كَمَا نَقُولُ لِلْعَجْزِ اَلظَّاهِرِ فِي اَلثَّانِي فَإِنْ قُلْتَ إِنَّهُمَا اِثْنَانِ لَمْ يَخْلُ مِنْ أَنْ يَكُونَا…

هشام بن حکم گوید: قسمتی از سخن امام صادق علیه السلام بزندیقی که خدمتش رسید این بود: اینکه گویی خدا دوتاست بیرون از این نیست که یا هر دو قدیم و قویند و یا هر دو ضعیف یا یکی قوی و دیگری ضعیف: اگر هر دو قویند پس چرا یکی از آنها دیگری را دفع نکند تا در اداره جهان هستی تنها باشد(زیرا قدرت خدا باید فوق همه قدرتها باشد و اگر قدرتی در برابرش یافت شود نشانه عجز و ناتوانی است)، -و اگر یکی را قوی و دیگری را ضعیف پنداری گفتار ما ثابت شود که خدا یکی است بعلت ناتوانی و ضعفی که در دیگری آشکار است(و اگر هر دو ضعیف باشند پیداست که هیچ یک خدا نخواهد بود)(این بیان امام(ع)ساده و روشن و مطابق فهم عامه مردم است، اکنون همین مطلب را با استدلالی دقیقتر که مناسب فهم خواص و نکته سنجانست بیان می فرماید-از ملا صدرا)اگر…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 80

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقُلْتُ لَهُ إِنَّ هِشَامَ بْنَ اَلْحَكَمِ يَقُولُ قَوْلاً عَظِيماً إِلاَّ أَنِّي أَخْتَصِرُ لَكَ مِنْهُ أَحْرُفاً فَزَعَمَ أَنَّ اَللَّهَ جِسْمٌ لِأَنَّ اَلْأَشْيَاءَ شَيْئَانِ جِسْمٌ وَ فِعْلُ اَلْجِسْمِ فَلاَ يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ اَلصَّانِعُ بِمَعْنَى اَلْفِعْلِ وَ يَجُوزُ أَنْ يَكُونَ بِمَعْنَى اَلْفَاعِلِ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع وَيْحَهُ أَ مَا عَلِمَ أَنَّ اَلْجِسْمَ مَحْدُودٌ مُتَنَاهٍ وَ اَلصُّورَةَ مَحْدُودَةٌ مُتَنَاهِيَةٌ فَإِذَا اِحْتَمَلَ اَلْحَدَّ اِحْتَمَلَ اَلزِّيَادَةَ وَ اَلنُّقْصَانَ وَ إِذَا اِحْتَمَلَ اَلزِّيَادَةَ وَ…

یونس گوید: خدمت امام صادق(ع)رسیدم و عرضکردم: همانا هشام بن حکم سخنی سخت گوید که من چند جمله اش را برای شما مختصر میکنم: او عقیده دارد که خدا جسم است زیرا که چیزها دو قسمند: جسم و عمل جسم: و درست نیست که صانع چیزها عمل و کار باشد ولی رواست که فاعل باشد. حضرت فرمود، وای بر او مگر نمیداند که جسم محدود و متناهی است و صورت هم محدود و متناهی است و چون جسم محدودیت دارد، فزونی و کاهش پیدا میکند و چون فزونی و کاهش پیدا کرد مخلوق خواهد بود. عرضکردم پس من چه عقیده داشته باشم؟ فرمود: نه جسم است و نه صورت، او اجسام را اجسام کند و صورتها را صورت نماید، جز ندارد، نهایت ندارد افزایش و کاهش نیابد، اگر حقیقت چنان باشد که آنها گویند میان خالق و مخلوق و آفریننده و آفریده فرقی نباشد، ولی اوست پدید آورنده، میان…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 106

اَلسَّرَفُ فِي ثَلاَثٍ اِبْتِذَالُكَ ثَوْبَ صَوْنِكَ وَ إِلْقَاؤُكَ اَلنَّوَى يَمِيناً وَ شِمَالاً وَ إِهْرَاقُكَ فَضْلَةَ اَلْمَاءِ وَ قَالَ لَيْسَ فِي اَلطَّعَامِ سَرَفٌ.

امام صادق علیه السلام فرمود: در سه چیز اسراف است: جامه بهترت را لباس کار کنی و هسته خرما را براست و چپ بپرانی و زیادی آب را بر زمین بریزی و فرمود: در خوراکی اسراف نیست.

الخصال، ج 2، ص 93

يَا مُعَاوِيَةُ مَنْ أُعْطِيَ ثَلاَثَةً لَمْ يُحْرَمْ ثَلاَثَةً مَنْ أُعْطِيَ اَلدُّعَاءَ أُعْطِيَ اَلْإِجَابَةَ وَ مَنْ أُعْطِيَ اَلشُّكْرَ أُعْطِيَ اَلزِّيَادَةَ وَ مَنْ أُعْطِيَ اَلتَّوَكُّلَ أُعْطِيَ اَلْكِفَايَةَ فَإِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اَللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ وَ يَقُولُ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ يَقُولُ اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ يَقُولُ

امام صادق(ع)به معاویه بن عمار فرمود: ای معاویه آن را که سه چیز نصیب گشته از سه چیز بی نصیب نمانده است هر که را توفیق دعا داده شده پذیرش نیز داده شده و هر که را توفیق سپاسگزاری نعمت داده شده افزایش نعمت نیز نصیب اش گشته است و آن را که توکل داده شده بانجام کارها نیز نایل آمده است که خدای عز و جل در قرآن اش میفرماید: هر که بر خدا توکل کند خدا او را بس است و میفرماید: اگر سپاسگزاری کردید بطور حتم نعمتم را بر شما افزون کنم و میفرماید: از من بخواهید تا خواسته شما را بنفع شما بپذیرم

الخصال، ج 2، ص 101

ثَلاَثٌ لاَ يُطِيقُهُنَّ اَلنَّاسُ اَلصَّفْحُ عَنِ اَلنَّاسِ وَ مُوَاسَاةُ اَلْأَخِ أَخَاهُ فِي مَالِهِ وَ ذِكْرُ اَللَّهِ كَثِيراً.

امام صادق(ع)فرمود: سه کار بر مردم طاقت فرسا است: گذشت از مردم و همدردی برادر با برادر دینی در مال خود و زیاد بیاد خدای بودن.

الخصال، ج 2، ص 133

قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع يَا أَبَا هَارُونَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى آلَى عَلَى نَفْسِهِ أَنْ لاَ يُجَاوِرَهُ خَائِنٌ قَالَ قُلْتُ وَ مَا اَلْخَائِنُ قَالَ مَنِ اِدَّخَرَ عَنْ مُؤْمِنٍ دِرْهَماً أَوْ حَبَسَ عَنْهُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ اَلدُّنْيَا قَالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ غَضَبِ اَللَّهِ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى آلَى عَلَى نَفْسِهِ أَنْ لاَ يُسْكِنَ جَنَّتَهُ أَصْنَافاً ثَلاَثَةً رَادٌّ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَوْ رَادٌّ عَلَى إِمَامٍ هُدًى أَوْ مَنْ حَبَسَ حَقَّ اِمْرِئٍ مُؤْمِنٍ قَالَ قُلْتُ يُعْطِيهِ مِنْ فَضْلِ مَا يَمْلِكُ قَالَ يُعْطِيهِ…

ابو هرون مکفوف گوید: امام صادق بمن فرمود: ای ابا هرون براستی که خدای تبارک و تعالی بر خود لازم دانسته که خیانت کار در جوار رحمت الهی نیاساید گوید: عرض کردم: مقصود از خیانت کار کیست؟ فرمود: کسی که از مومنی یک درهم دریغ بدارد و یا چیزی از کار دنیا را از وی باز بدارد گوید: گفتم: بخدا پناه میبرم از خشم خدا فرمود: براستی که خدای تبارک و تعالی بر خود لازم دانسته که سه دسته از مردم را در بهشت اش جای ندهد: آنکه حکم خدا را رد کند یا حکم پیشوای رهنما را، یا کسی که حق شخص مسلمانی را باز داشت کند گوید: گفتم: باید بمومن از زیادی دارایی داد؟ فرمود: از جان و روح باید داد و اگر مسلمانی جان خود را از مومن دریغ بدارد از طینت مومن خلق نشده است بلکه شیطان در او شریک بوده است. (مصنف) این کتاب که خدا همیشه یاورش…

الخصال، ج 2، ص 151

كُنْتُ أَدْخُلُ عَلَى اَلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع فَيُقَدِّمُ لِي مِخَدَّةً وَ يَعْرِفُ لِي قَدْراً وَ يَقُولُ يَا مَالِكُ إِنِّي أُحِبُّكَ فَكُنْتُ أُسَرُّ بِذَلِكَ وَ أَحْمَدُ اَللَّهَ عَلَيْهِ وَ كَانَ ع لاَ يَخْلُو مِنْ إِحْدَى ثَلاَثِ خِصَالٍ إِمَّا صَائِماً وَ إِمَّا قَائِماً وَ إِمَّا ذَاكِراً وَ كَانَ مِنْ عُظَمَاءِ اَلْعُبَّادِ وَ أَكَابِرِ اَلزُّهَّادِ اَلَّذِينَ يَخْشَوْنَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ كَانَ كَثِيرَ اَلْحَدِيثِ طَيِّبَ اَلْمُجَالَسَةِ كَثِيرَ اَلْفَوَائِدِ فَإِذَا قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ ص اِخْضَرَّ مَرَّةً وَ اِصْفَرَّ أُخْرَى حَتَّى يُنْكِرَهُ مَنْ…

محمد بن زیاد گوید: از مالک بن انس فقیه مدینه شنیدم که میگفت: من هر وقت بخدمت امام صادق جعفر بن محمد میرسیدم بمنظور احترام از من مخده و بالش برای من پیش میداشت و میفرمود ای مالک من تو را دوست میدارم و من از این اظهار محبت مسرور میشدم و خدای را بر این موهبت سپاسگزار میشدم و حضرتش هیچ گاه فارغ از یکی از سه کار نبود یا روزه دار بود و یا بنماز ایستاده بود و یا مشغول ذکر خدا بود و آن حضرت از عباد بزرگ و زهاد بزرگوار بود آنان که از خدای عز و جل میترسند. او سخنور و خوش مجلس بود و محضری پر فیض داشت هر گاه که میگفت: رسول خدا فرمود، رنگ اش گاهی سبز میشد و گاهی زرد بطوری که آشنایانش او را نمیشناختند من سالی در خدمتش بحج رفتم چون بوقت احرام بر مرکب خویش نشست هر چه خواست تلبیه گوید صدا گلوگیرش میشد و…

الخصال، ج 2، ص 167

إِنَّ اَلْقَصْدَ أَمْرٌ يُحِبُّهُ اَللَّهُ وَ إِنَّ اَلسَّرَفَ أَمْرٌ يُبْغِضُهُ اَللَّهُ حَتَّى طَرْحُكَ اَلنَّوَاةَ فَإِنَّهَا تَصْلُحُ لِشَيْ ءٍ وَ حَتَّى صَبُّكَ فَضْلَ شَرَابِكَ.

به راستی، میانه روی کاری است که خداوند آن را دوست می دارد و زیاده روی کاری است که خداوند آن را دشمن می دارد؛ حتی هسته خرما که بی گمان به درد کاری می خورد و حتی باقیمانده آب آشامیدنی تو.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 186

مِنْ صِحَّةِ يَقِينِ اَلْمَرْءِ اَلْمُسْلِمِ أَنْ لاَ يُرْضِيَ اَلنَّاسَ بِسَخَطِ اَللَّهِ وَ لاَ يَحْمَدَهُمْ عَلَى مَا رَزَقَ اَللَّهُ وَ لاَ يَلُومَهُمْ عَلَى مَا لَمْ يُؤْتِهِ اَللَّهُ فَإِنَّ رِزْقَهُ لاَ يَسُوقُهُ حِرْصُ حَرِيصٍ وَ لاَ يَرُدُّهُ كُرْهُ كَارِهٍ وَ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ كَمَا يَفِرُّ مِنَ اَلْمَوْتِ لَأَدْرَكَهُ رِزْقُهُ قَبْلَ مَوْتِهِ كَمَا يُدْرِكُهُ اَلْمَوْتُ.

در درستی یقین مرد مسلمان همین کافی است که به بهای خشمگیری خداوند بر او، مردم را خشنود نگرداند و آنان را بر چیزی که در واقع خداوند روزی نموده ستایش نکند و آنها را برای آنچه که در واقع خداوند نداده نکوهش نکند؛ چرا که زیاده خواهی، زیاده جو، روزیش را به سویش سرازیر نکند و نخواستن بدخواه، روزی او را بازنگرداند و اگر یکی از شما از روزی اش فرار کند همان گونه که از مرگ فرار می کند بی گمان پیش از مرگش روزیش او را دریابد همان گونه که مرگ او را دریابد.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 377
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه