كُنْتُ أَنَا وَ عَامِرٌ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ جُذَاعَةَ اَلْأَزْدِيُّ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع قَالَ فَقَالَ لَهُ عَامِرٌ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ اَلنَّاسَ يَزْعُمُونَ أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع دُفِنَ بِالرَّحَبَةِ قَالَ لاَ قَالَ فَأَيْنَ دُفِنَ قَالَ إِنَّهُ لَمَّا مَاتَ اِحْتَمَلَهُ اَلْحَسَنُ ع فَأَتَى بِهِ ظَهْرَ اَلْكُوفَةِ قَرِيباً مِنَ اَلنَّجَفِ يَسْرَةً عَنِ اَلْغَرِيِّ يَمْنَةً عَنِ اَلْحِيرَةِ فَدَفَنَهُ بَيْنَ رَكَوَاتٍ بِيضٍ قَالَ فَلَمَّا كَانَ بَعْدُ ذَهَبْتُ إِلَى اَلْمَوْضِعِ فَتَوَهَّمْتُ مَوْضِعاً مِنْهُ ثُمَّ أَتَيْتُهُ فَأَخْبَرْتُهُ فَقَالَ لِي أَصَبْتَ…
صفوان جمال گوید: من و عامر و عبد الله بن جذاعه ازدی خدمت امام صادق علیه السلام بودیم عامر بحضرت عرضکرد: قربانت گردم، مردم گمان میکنند امیر المومنین علیه السلام در رحبه(میدان کوفه یا جلو خان مسجدش)دفن شده است، فرمود: چنین نیست، عرضکرد: پس کجا دفن شد؟ فرمود: چون وفات نمود، امام حسن علیه السلام او را برداشت و پشت کوفه نزدیک تپه بلند، دست چپ غری و دست راست حیره آورد و در میان تپه های کوچکی که ریگ سفید داشت بخاک سپرد. راوی گوید: سپس من بآنجا رفتم و محلی را فکر کردم که قبر آن حضرتست، آنگاه خدمت امام آمدم و باو گزارش دادم، بمن فرمود: درست فهمیدی خدایت رحمت کند-تا سه بار
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي مَنْصُورٍ اَلْمُتَطَبِّبِ فَقَالَ أَخْبَرَنِي رَجُلٌ مِنْ أَصْحَابِي قَالَ كُنْتُ أَنَا وَ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ وَ عَبْدُ اَللَّهِ بْنُ اَلْمُقَفَّعِ فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرَامِ فَقَالَ اِبْنُ اَلْمُقَفَّعِ تَرَوْنَ هَذَا اَلْخَلْقَ وَ أَوْمَأَ بِيَدِهِ إِلَى مَوْضِعِ اَلطَّوَافِ مَا مِنْهُمْ أَحَدٌ أُوجِبُ لَهُ اِسْمَ اَلْإِنْسَانِيَّةِ إِلاَّ ذَلِكَ اَلشَّيْخُ اَلْجَالِسُ يَعْنِي أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ع فَأَمَّا اَلْبَاقُونَ فَرَعَاعٌ وَ بَهَائِمُ فَقَالَ لَهُ اِبْنُ أَبِي اَلْعَوْجَاءِ وَ كَيْفَ أَوْجَبْتَ هَذَا اَلاِسْمَ لِهَذَا اَلشَّيْخِ…
مردی گوید: من و ابن ابی العوجا و ابن مقفع در مسجد الحرام بودیم، ابن مقفع با دست اشاره بمحل طواف کرد و گفت: این مردم را که میبینی کسی از ایشان را شایسته نام انسانیت نمیدانم مگر آن شیخ نشسته-مقصودش امام صادق(ع)بود-اما دیگران ناکسانند و چهارپایان؛ ابن ابی العوجا گفت: چگونه این نام را تنها شایان این شیخ دانی گفت: برای اینکه آنچه را نزد او دیدم از علم و کیاست نزد آنها نیافتم ابن ابی العوجا گفت: لازمست گفته ات را در باره او بیازمایم، ابن مقفع گفت: این کار مکن که میترسم عقیده ات را فاسد کند -گفت: نظر تو این نیست بلکه میترسی نظرت نسبت بمقام شامخی که برای او توصیف کردی نزد من سست شود، ابن مقفع گفت: چون چنین گمانی بمن بری برخیز و نزد او برو و تا توانی خود را از لغزش نگهدار و مهار از دست مده که ترا در…
أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ أَسْمَاءِ اَللَّهِ وَ اِشْتِقَاقِهَا اَللَّهُ مِمَّا هُوَ مُشْتَقٌّ قَالَ فَقَالَ لِي يَا هِشَامُ اَللَّهُ مُشْتَقٌّ مِنْ إِلَهٍ وَ اَلْإِلَهُ يَقْتَضِي مَأْلُوهاً وَ اَلاِسْمُ غَيْرُ اَلْمُسَمَّى فَمَنْ عَبَدَ اَلاِسْمَ دُونَ اَلْمَعْنَى فَقَدْ كَفَرَ وَ لَمْ يَعْبُدْ شَيْئاً وَ مَنْ عَبَدَ اَلاِسْمَ وَ اَلْمَعْنَى فَقَدْ كَفَرَ وَ عَبَدَ اِثْنَيْنِ وَ مَنْ عَبَدَ اَلْمَعْنَى دُونَ اَلاِسْمِ فَذَاكَ اَلتَّوْحِيدُ أَ فَهِمْتَ يَا هِشَامُ قَالَ فَقُلْتُ زِدْنِي قَالَ إِنَّ لِلَّهِ تِسْعَةً وَ تِسْعِينَ اِسْماً فَلَوْ كَانَ اَلاِسْمُ هُوَ اَلْمُسَمَّى…
هشام بن حکم گوید از حضرت صادق راجع باسما خدا و اشتقاق آنها پرسیدم که الله از چه مشتق است؟ فرمود: از«الاه»و اله مالوهی(آنکه پرستشش کنند)لازم دارد و نام غیر صاحب نام است، کسی که نام را بدون صاحب نام پرستد کافر است و چیزی نپرستیده، و هر که نام و صاحب نام را پرستد کافر است و دو چیز پرستیده و هر که صاحب نام را پرستد نه نام را این یگانه پرستی است، ای هشام فهمیدی عرضکردم: بیشتر بفرمایید. فرمود: خدا را نود و نه نام است؟ اگر هر نامی همان صاحب نام باشد باید هر کدام از نامها معبودی باشند، ولی خدا خود معنایی است که این نامها بر او دلالت کنند و همه غیر خود او باشند، ای هشام کلمه خبز(نان)نامی است برای خوردنی و کلمه ما (آب)نامی است برای آشامیدنی و کلمه ثوب(لباس)نامی است برای پوشیدنی و کلمه نار(آتش)نامی است…
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ فَقَالَ نِسْبَةُ اَللَّهِ إِلَى خَلْقِهِ أَحَداً صَمَداً أَزَلِيّاً صَمَدِيّاً لاَ ظِلَّ لَهُ يُمْسِكُهُ وَ هُوَ يُمْسِكُ اَلْأَشْيَاءَ بِأَظِلَّتِهَا عَارِفٌ بِالْمَجْهُولِ مَعْرُوفٌ عِنْدَ كُلِّ جَاهِلٍ فَرْدَانِيّاً لاَ خَلْقُهُ فِيهِ وَ لاَ هُوَ فِي خَلْقِهِ غَيْرُ مَحْسُوسٍ وَ لاَ مَجْسُوسٍ لا تُدْرِكُهُ اَلْأَبْصارُ عَلاَ فَقَرُبَ وَ دَنَا فَبَعُدَ وَ عُصِيَ فَغَفَرَ وَ أُطِيعَ فَشَكَرَ لاَ تَحْوِيهِ أَرْضُهُ وَ لاَ تُقِلُّهُ سَمَاوَاتُهُ حَامِلُ اَلْأَشْيَاءِ بِقُدْرَتِهِ دَيْمُومِيٌّ أَزَلِيٌّ لاَ يَنْسَى وَ لاَ يَلْهُو وَ…
حماد نصیبی گوید از امام صادق(ع)در باره« / قل هو الله احد / »پرسیدم فرمود: نسبت خداست به مخلوقش یکتاست، مقصود مخلوق بی خلل است، همیشگی است، نیاز مخلوق باوست او را دست آویزی نباشد که نگاهش دارد، بلکه او همه چیز را با دست آویزشان نگهدارد، مجهول را شناسد و نزد هر جاهلی معروفست (زیرا معرفت حق فطری بشر است و آثار وجودش عالم و جاهل را فرا گرفته است)یکتاست، نه مخلوقش در او باشند و نه او در مخلوقش، محسوس نیست و بلمس در نیاید، دیدگان درکش نکنند، بلند است تا آنجا که نزدیکست(رتبه علم و قدرتش بقدری بالاست که بهمه مخلوقش از نزدیک احاطه دارد)نزدیکست تا آنجا که دور است(از شدت ظهورش مخفی است)نافرمانی شود و بیامرزد. اطاعت شود و پاداش دهد، زمینش او را فرانگیرد و آسمانهایش حامل او نگردند، او با قدرتش همه چیز را…
كَتَبْتُ عَلَى يَدَيْ عَبْدِ اَلْمَلِكِ بْنِ أَعْيَنَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع أَنَّ قَوْماً بِالْعِرَاقِ يَصِفُونَ اَللَّهَ بِالصُّورَةِ وَ بِالتَّخْطِيطِ فَإِنْ رَأَيْتَ جَعَلَنِيَ اَللَّهُ فِدَاكَ أَنْ تَكْتُبَ إِلَيَّ بِالْمَذْهَبِ اَلصَّحِيحِ مِنَ اَلتَّوْحِيدِ فَكَتَبَ إِلَيَّ سَأَلْتَ رَحِمَكَ اَللَّهُ عَنِ اَلتَّوْحِيدِ وَ مَا ذَهَبَ إِلَيْهِ مَنْ قِبَلَكَ فَتَعَالَى اَللَّهُ اَلَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ ءٌ وَ هُوَ اَلسَّمِيعُ اَلْبَصِيرُ تَعَالَى عَمَّا يَصِفُهُ اَلْوَاصِفُونَ اَلْمُشَبِّهُونَ اَللَّهَ بِخَلْقِهِ اَلْمُفْتَرُونَ عَلَى اَللَّهِ فَاعْلَمْ رَحِمَكَ اَللَّهُ أَنَّ…
ابن عتیک گوید: بامام صادق(ع)نامه نوشتم و توسط عبد الملک بن اعین فرستادم که: مردمی در عراق خدا را بشکل و ترسیم وصف میکنند، اگر صلاح دانید-خدا مرا قربانت کند-روش درست خداشناسی را برایم مرقوم دارید. حضرت بمن چنین نوشت: خدایت رحمت کناد از خداشناسی و عقیده مردم معاصرت سوال کردی، برتر است آن خدایی که چیزی مانند او نیست و او شنوا و بیناست، برتر است از آنچه توصیف کنند: توصیف کنندگانی که او را بمخلوقش تشبیه کنند و بر او تهمت زنند، بدان که- خدایت رحمت کناد-روش درست خداشناسی آنست که قرآن در باره صفات خدای-جل و عز-بآن نازل شده-بطلان و تشبیه را از خدا بر کنار ساز، نه سلب درست است و نه تشبیه(یعنی نه نفی و انکار خدا و نه تشبیه او بمخلوق)اوست خدای ثابت موجود، برتر است خدا از آنچه واصفان گویند، از قرآن تجاوز…
أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ أَسْمَاءِ اَللَّهِ وَ اِشْتِقَاقِهَا اَللَّهُ مِمَّا هُوَ مُشْتَقٌّ فَقَالَ يَا هِشَامُ اَللَّهُ مُشْتَقٌّ مِنْ إِلَهٍ وَ إِلَهٌ يَقْتَضِي مَأْلُوهاً وَ اَلاِسْمُ غَيْرُ اَلْمُسَمَّى فَمَنْ عَبَدَ اَلاِسْمَ دُونَ اَلْمَعْنَى فَقَدْ كَفَرَ وَ لَمْ يَعْبُدْ شَيْئاً وَ مَنْ عَبَدَ اَلاِسْمَ وَ اَلْمَعْنَى فَقَدْ أَشْرَكَ وَ عَبَدَ اِثْنَيْنِ وَ مَنْ عَبَدَ اَلْمَعْنَى دُونَ اَلاِسْمِ فَذَاكَ اَلتَّوْحِيدُ أَ فَهِمْتَ يَا هِشَامُ قَالَ قُلْتُ زِدْنِي قَالَ لِلَّهِ تِسْعَةٌ وَ تِسْعُونَ اِسْماً فَلَوْ كَانَ اَلاِسْمُ هُوَ اَلْمُسَمَّى لَكَانَ كُلُّ اِسْمٍ…
هشام بن حکم از امام صادق(ع)راجع باشتقاق اسما خدا پرسید، الله از چه مشتق است؟ فرمود: ای هشام الله مشتق ازاله(پرستش شده)است و پرستش شده شایسته پرستشی لازم دارد، و نام غیر صاحب نام است کسی که تنها نام را بدون صاحب نام پرستد کافر گشته و در حقیقت چیزی نپرستیده است و هر که نام و صاحب نام را پرستد مشرک گشته و دو چیز پرستیده است و کسی که صاحب نام را پرستد نه نام را آنست یکتاپرستی، ای هشام فهمیدی؟ عرضکردم: توضیح بیشتری برایم دهید، فرمود: خدا را نود و نه نام است اگر نام همان صاحب نام باشد باید هر اسمی از آنها معبودی باشد، ولی خدا معنی(و ذات یگانه ایست)که همه این اسما بر او دلالت کند و همه غیر او باشند، ای هشام نان اسم خوردنی ست و آب اسم آشامیدنی و جامه اسم پوشیدنی و آتش اسم سوختنی، فهمیدی ای هشام…
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ قَالَ مَنِ اِجْتَنَبَ مَا أَوْعَدَ اَللَّهُ عَلَيْهِ اَلنَّارَ إِذَا كَانَ مُؤْمِناً كَفَّرَ اَللَّهُ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَ يُدْخِلُهُ مُدْخَلاً كَرِيماً اَلْكَبَائِرُ اَلسَّبْعُ اَلْمُوجِبَاتُ قَتْلُ اَلنَّفْسِ اَلْحَرَامِ وَ عُقُوقُ اَلْوَالِدَيْنِ وَ أَكْلُ اَلرِّبَا وَ اَلتَّعَرُّبُ بَعْدَ اَلْهِجْرَةِ وَ قَذْفُ اَلْمُحْصَنَةِ وَ أَكْلُ مَالِ اَلْيَتِيمِ وَ اَلْفِرَارُ مِنَ اَلزَّحْفِ .
احمد بن عمر حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام در باره این سخن خدای گرامی و بزرگ پرسیدم که«اگر از گناهان بزرگی که از آنها نهی شده اید دوری گزینید گناهان شما را می زداییم» نسا ، آیه 31 . امام علیه السلام فرمود: هر مومنی که از گناهانی که خداوند بر آنها وعده دوزخ داده دوری گزیند خداوند گناهانش را بزداید و او را بر جایگاهی بلند مرتبه در آورد، و گناهان کبیره هفتگانه ای که موجب آتش دوزخ شوند عبارتند از: کشتن انسان-که دلیل شرعی بر کشتن او نباشد-نافرمانی و بی ادبی به پدر و مادر، رباخواری، بازگشت به سرزمین کفر پس از هجرت به سرزمین اسلامی، تهمت زدن به زن پاکدامن، خوردن مال یتیم و گریختن از میدان پیکار.
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع أَخْبِرْنِي عَنِ اَلْكَبَائِرِ قَالَ هِيَ خَمْسٌ وَ هُنَّ مِمَّا أَوْجَبَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِنَّ اَلنَّارَ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اَللّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ قَالَ إِنَّ اَلَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ اَلْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً وَ قَالَ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ اَلَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ اَلْأَدْبار إِلَى آخِرِ اَلْآيَةِ وَ رَمْيُ اَلْمُحْصَناتِ اَلْغافِلاتِ َتْلُ مُؤْمِنٍ مُتَعَمِّداً عَلَى دِينِهِ .
عبید بن زراره گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم که گناهان کبیره را برایم بازگوی. فرمود: گناهان کبیره پنج تا هستند که خدای گرامی و بزرگ دوزخ را بر آنها واجب نموده است. خدای گرامی و بزرگ می فرماید: «همانا خدا این را که با وی انباز گیرند نبخشاید» نسا ، آیه 48 و می فرماید: «همانا کسانی که مال های یتیم را به ستم می خورند جز این نیست که در شکم هایشان آتشی فرو می خورند و زودا که به آتش افروخته دوزخ در آیند» نسا ، آیه 10 و می فرماید: «ای کسانی که ایمان آورده اید چون در میدان جنگ با انبوه حمله ور کافران روبرو شدید پس پشت ها را به آنها برمگردانید(مگریزید). . . تا پایان آیه» انفال ، آیه 15 و 16 ، تهمت زدن به زنان پاکدامن و کشتن عمدی مومن به خاطر دینش.
مَنْ وَقَفَ نَفْسَهُ مَوْقِفَ اَلتُّهَمَةِ فَلاَ يَلُومَنَّ مَنْ أَسَاءَ بِهِ اَلظَّنَّ وَ مَنْ كَتَمَ سِرَّهُ كَانَتِ اَلْخِيَرَةُ فِي يَدِهِ وَ كُلُّ حَدِيثٍ جَاوَزَ اِثْنَيْنِ فَاشٍ وَ ضَعْ أَمْرَ أَخِيكَ عَلَى أَحْسَنِهِ وَ لاَ تَطْلُبَنَّ بِكَلِمَةٍ خَرَجَتْ مِنْ أَخِيكَ سُوءاً وَ أَنْتَ تَجِدُ لَهَا فِي اَلْخَيْرِ مَحْمِلاً وَ عَلَيْكَ بِإِخْوَانِ اَلصِّدْقِ فَإِنَّهُمْ عُدَّةٌ عِنْدَ اَلرَّخَاءِ وَ جُنَّةٌ عِنْدَ اَلْبَلاَءِ وَ شَاوِرْ فِي حَدِيثِكَ اَلَّذِينَ يَخَافُونَ اَللَّهَ وَ أَحْبِبِ اَلْإِخْوَانَ عَلَى قَدْرِ اَلتَّقْوَى وَ اِتَّقِ شِرَارَ اَلنِّسَاءِ وَ كُنْ مِنْ خِيَارِهِنَّ…
هر که خویشتن را در جایگاه تهمت قرار دهد نبایست بدگمان به خویش را نکوهش نماید و آن کس که رازش را برملا نسازد. اختیار دار خودش باشد و آگاهی از هر سخنی که از دو نفر گذشت فراگیر شود. کار برادرت را به نیکوترین وجه آن، حمل کن و سخنی را که برادرت گفته تا وقتی که می توانی به وجه نکویی حمل کنی به بدی حمل مکن و می بایست که برادران صادق را برگزینی؛ چرا که آنان هنگام آسوده گی ذخیره اند و هنگام سختی، سپر بلایند. در سخن خویش با خدا ترسان، مشورت نما و برادران را به اندازه پرهیزگاری ایشان دوست بدار و از زنان بد دوری گزین و از زنان شایسته نیز برحذر باشید و چون شما را به کار نیکویی فرمان دادند مخالفت ورزید تا اینکه در فرمان به بدی در شما طمع نکنند.
أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَحْدَهُ لاَ شَرِيكَ لَهُ وَ شَهَادَةِ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ اِتَّقُوا اَللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً مَعْرُوفاً وَ اِبْتَغُوا رِضْوَانَ اَللَّهِ وَ اِخْشَوْا سَخَطَهُ وَ حَافِظُوا عَلَى سُنَّةِ اَللَّهِ وَ لاَ تَتَعَدَّوْا حُدُودَ اَللَّهِ وَ رَاقِبُوا اَللَّهَ فِي جَمِيعِ أُمُورِكُمْ وَ اِرْضَوْا بِقَضَائِهِ فِيمَا لَكُمْ وَ عَلَيْكُمْ أَلاَ وَ عَلَيْكُمْ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنَّهْيِ عَنِ اَلْمُنْكَرِ أَلاَ وَ مَنْ أَحْسَنَ إِلَيْكُمْ فَزِيدُوهُ إِحْسَاناً وَ اُعْفُوا عَمَّنْ أَسَاءَ إِلَيْكُمْ وَ…
سفارش مفضل بن عمر به شیعیان -شما را سفارش می کنم به تقوای خدای یگانه که او را انبازی نیست و گواهی بر اینکه خدایی جز الله نیست و اینکه محمد بنده و پیامبر اوست. از خدا پروا نمایید و گفتار نیکو بر زبان رانید و دنبال خشنودی خدا باشید و از خشم او بترسید. بر سنت الهی بپایید و از حدود الهی تجاوز ننمایید و خداوند را در همه امورتان مد نظر داشته باشید و به قضای الهی-چه به سود شما باشد و چه به زیانتان- رضا دهید. هلا، بر شماست که به امر به معروف و نهی از منکر پردازید. هلا، هر که به شما نیکی کرد بیشتر به او نیکی نمایید و هر که به شما بدی کرد از او درگذرید و با مردم به بهترین وجهی که در توان دارید رفتار نمایید و همانا از شما آن سزاوارتر باشد که شیوه ای در پیش گیرید که راه اعتراض دیگران را بر خود فراهم…
قَالَ لِيَ اَلصَّادِقُ ع إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ عَيَّرَ أَقْوَاماً فِي اَلْقُرْآنِ بِالْإِذَاعَةِ فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَيْنَ قَالَ قَالَ قَوْلُهُ وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ اَلْأَمْنِ أَوِ اَلْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ ثُمَّ قَالَ اَلْمُذِيعُ عَلَيْنَا سِرَّنَا كَالشَّاهِرِ بِسَيْفِهِ عَلَيْنَا رَحِمَ اَللَّهُ عَبْداً سَمِعَ بِمَكْنُونِ عِلْمِنَا فَدَفَنَهُ تَحْتَ قَدَمَيْهِ وَ اَللَّهِ إِنِّي لَأَعْلَمُ بِشِرَارِكُمْ مِنَ اَلْبَيْطَارِ بِالدَّوَابِّ شِرَارُكُمْ اَلَّذِينَ لاَ يَقْرَءُونَ اَلْقُرْآنَ إِلاَّ هَجْراً وَ لاَ يَأْتُونَ اَلصَّلاَةَ إِلاَّ دَبْراً وَ لاَ يَحْفَظُونَ…
سفارش امام صادق علیه السلام به ابو جعفر محمد بن نعمان احول -ابو جعفر احول گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: به راستی، خداوند عزیز و جلیل در قرآن، مردمی را به خاطر افشاگری سرزنش کرده است. پرسیدم: فدایت شوم در کجای قرآن چنین فرموده است؟ فرمود: این آیه است: «و چون خبری حاکی از ایمنی یا وحشت به آنان برسد، انتشارش دهند» سوره نسا ، آیه 83 ، سپس امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که راز ما را بر زیان ما فاش نماید همچون کسی است که بر روی ما شمشیر کشیده است، خدا مورد رحمت قرار دهد بنده ای را که علم محرمانه ما را بشنود و آن را زیر پای خود دفن نماید تا از دسترس مخالفان به دور ماند، به خدا سوگند که شناخت من از بدکاران شما بهتر از شناخت دامپزشک به احوال چهارپایان است، آن بدکاران همان کسانی اند که…
اَلاِسْتِقْصَاءُ فُرْقَةٌ اَلاِنْتِقَادُ عَدَاوَةٌ قِلَّةُ اَلصَّبْرِ فَضِيحَةٌ إِفْشَاءُ اَلسِّرِّ سُقُوطٌ اَلسَّخَاءُ فِطْنَةٌ اَللَّوْمُ تَغَافُلٌ ثَلاَثَةٌ مَنْ تَمَسَّكَ بِهِنَّ نَالَ مِنَ اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ بُغْيَتَهُ مَنِ اِعْتَصَمَ بِاللَّهِ وَ رَضِيَ بِقَضَاءِ اَللَّهِ وَ أَحْسَنَ اَلظَّنَّ بِاللَّهِ ثَلاَثَةٌ مَنْ فَرَّطَ فِيهِنَّ كَانَ مَحْرُوماً اِسْتِمَاحَةُ جَوَادٍ وَ مُصَاحَبَةُ عَالِمٍ وَ اِسْتِمَالَةُ سُلْطَانٍ ثَلاَثَةٌ تُورِثُ اَلْمَحَبَّةَ اَلدِّينُ وَ اَلتَّوَاضُعُ وَ اَلْبَذْلُ مَنْ بَرِئَ مِنْ ثَلاَثَةٍ نَالَ ثَلاَثَةً مَنْ بَرِئَ مِنَ اَلشَّرِّ نَالَ اَلْعِزَّ…
از سخنان امام صادق علیه السلام که برخی از شیعیان آن را«نثر الدرر»نامیده اند -1-به همه جزییات زندگی و دوستی حساس شدن مایه جدایی است. انتقاد مایه دشمنی است. کم صبری مایه رسوایی است. فاش کردن راز مایه سرنگونی است. بخشندگی هوشمندی است. فرومایگی غفلت نمایی است. -2-سه چیز است که هر که به آنها دست آویزد به آرزوهای دنیوی و اخروی خود دست یابد: پناه بردن به خدا، خرسند بودن به قضای خدا و خوش بین بودن به خدا. -3-سه چیز است که هر کس در آنها کوتاهی نماید ناکام گردد: بهره جویی از شخص بخشنده، همنشینی با عالم و دل گرم ساختن سلطان. -4-سه چیز محبت انگیز است: دینداری، فروتنی و بخشندگی. -5-هر که از سه چیز بیزار گشت به سه چیز دست یابد: هر که از شر بیزار گشت به عزت دست یابد، هر که از اظهار بزرگی بیزار گشت به…