قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره رضایت مردم از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

إِنَّ مِنْ صِحَّةِ يَقِينِ الْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَلَّا يُرْضِي النَّاسَ بِسَخَطِ اللَّهِ، وَ لَا يَحْمِدَهُمْ عَلَى مَا رَزَقَ اللَّهُ، وَ لَا يَلُومَهُمْ عَلَى مَا لَمْ يُؤْتِهِ اللَّهُ، فَإِنَّ رِزْقَ اللَّهِ لَا يَسُوقُهُ حِرْصُ حَرِيصٍ، وَ لَا يَرُدُّهُ كُرْهُ كَارِهٍ، وَ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ كَمَا يَفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ لَأَدْرَكَهُ رِزْقُهُ قَبْلَ مَوْتِهِ.

به راستی از نشانه ‏های صحت و درستی یقین و ایمان مرد مسلمان این است که خشنودی و رضایت مردم را با خشم و ناخشنودی خداوند بدست نمی ‏آورد؛ و مردم را به جهت روزی خداوند حمد و سپاس نمی ‏گوید و ایشان را به جهت محرومیّت سرزنش و ملامت نمی‏ کند. به راستی که روزی خداوند نه با حرص و طمع افراد جلو انداخته می‏ شود، و نه با تنفّر و ناخوشایندی افراد عقب می‏ افتد.

تکامل و طهارت روح ( ترجمه کتاب شریف التمحیص )، ص: 108

عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ أَصْحَابَ عَلِيٍّ كَانُوا اَلْمَنْظُورَ إِلَيْهِمْ فِي اَلقَبَائِلِ وَ كَانُوا أَصْحَابَ اَلْوَدَائِعِ مَرْضِيِّينَ عِنْدَ اَلنَّاسِ سَهَّارَ اَللَّيْلِ مَصَابِيحَ اَلنَّهَارِ.

و امام صادق علیه السّلام فرمود:یاران علی علیه السّلام مورد اعتماد قبائل بودند، و امانتدار، مورد خشنودی و رضایت مردم بودند، شب زنده دار و چراغهای هدایت در روز.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 115

حَدَّثَنِی أَبِی عَنْ أَبِیهِ علیهما السلام أَنَّ رَجُلًا مِنْ أَهْلِ الکوفَةِ کتَبَ إِلَی الحُسَینِ بْنِ عَلِی علیهما السلام: یا سَیدِی أَخْبِرْنِی بِخَیرِ الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ. فَکتَبَ علیه السلام: بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ مَنْ طَلَبَ رِضَی اللّهِ بِسَخَطِ النَّاسِ کفَاهُ اللّهُ أمُورَ النَّاسِ وَ مَنْ طَلَبَ رِضَی النَّاسِ بِسَخَطِ اللّهِ وَکلَهُ اللّهُ إِلَی النَّاسِ، وَ السَّلَام

پدرم از پدرش روایت کرد که مردی از اهل کوفه خدمت امام حسین علیه السلام نامه نوشته و عرض کرد: ای آقا و سرورم، برنامه ای به من بدهید که خیر دنیا و آخرت در آن جمع باشد. امام علیه السلام (جواب کوتاه و پرمعنایی) برای او نوشتند: به نام خداوند بخشنده بخشایشگر، کسی که رضایت خدا را بر ناراحتی مردم ترجیح دهد، خداوند قلب های مردم را به سوی او جلب خواهد کرد و کسی که رضایت مردم را بر خشنودی خدا ترجیح دهد، خداوند او را به مردم وا می گذارد.

  1. بحار الأنوار، ج 75، ص 126.
آیت الله مکارم شیرازی؛ مشکات هدایت، ص: 122

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : قَضَاءُ اَلْحَوَائِجِ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَسْبَابُهَا إِلَى اَلْعِبَادِ فَمَنْ قُضِيَتْ لَهُ حَاجَةٌ فَلْيَقْبَلْهَا عَنِ اَللَّهِ بِالرِّضَا وَ اَلصَّبْرِ.

امام صادق علیه السّلام فرمود:بر آورده شدن حاجتهای مردم در دست خدای عزّ و جل است، و اسباب آن در دست بندگان، هر کس حاجتش بر آورده شد باید آن را از ناحیۀ خدا با رضایت و شکیبائی بپذیرد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 53

يَا عَبْدَ اَللَّهِ لَقَدْ نَصَبَ إِبْلِيسُ حَبَائِلَهُ فِي دَارِ اَلْغُرُورِ فَمَا يَقْصِدُ فِيهَا إِلاَّ أَوْلِيَاءَنَا وَ لَقَدْ جَلَّتِ اَلْآخِرَةُ فِي أَعْيُنِهِمْ حَتَّى مَا يُرِيدُونَ بِهَا بَدَلاً ثُمَّ قَالَ آهِ آهِ عَلَى قُلُوبٍ حُشِيَتْ نُوراً وَ إِنَّمَا كَانَتِ اَلدُّنْيَا عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ اَلشُّجَاعِ اَلْأَرْقَمِ وَ اَلْعَدُوِّ اَلْأَعْجَمِ أَنِسُوا بِاللَّهِ وَ اِسْتَوْحَشُوا مِمَّا بِهِ اِسْتَأْنَسَ اَلْمُتْرَفُونَ أُولَئِكَ أَوْلِيَائِي حَقّاً وَ بِهِمْ تُكْشَفُ كُلُّ فِتْنَةٍ وَ تُرْفَعُ كُلُّ بَلِيَّةٍ يَا اِبْنَ جُنْدَبٍ حَقٌّ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ يَعْرِفُنَا أَنْ…

سخنان امام صادق علیه السلام از ابو عبد الله جعفر بن محمد صلی الله علیه و آله به طور مفصل در خصوص این معانی (پند و اندرز و غیره)روایت شده است. - سفارش امام صادق علیه السلام به عبد الله بن جندب -روایت شده که امام صادق علیه السلام فرمود: ای عبد الله به طور قطع، ابلیس دامهای خود را در این سرای فریب گسترده و هدفش از آن جز دستیابی به دوستان ما نیست، ولی سرای دیگر به دیده آنان چنان پرجلال است که هیچ چیزی را جایگزین آن نسازند. وه، وه بر دلهایی که سرشار از روشنایی است و به راستی، دنیا از دیدگاه آنان چون مار گزنده خوش خط و خال و دشمنی بی زبان است. آنان با خدا انس دارند و از آنچه خوشگذران ها به آن عادت کرده اند، گریزانند. به یقین، اینان دوستان من اند که به خاطر آنها هر فتنه ای ریشه کن شود و هر بلایی…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 301

وَ قَدْ يَخْرُجُ مِنَ اَلْإِيمَانِ بِخَمْسِ جِهَاتٍ مِنَ اَلْفِعْلِ كُلُّهَا مُتَشَابِهَاتٌ مَعْرُوفَاتٌ اَلْكُفْرُ وَ اَلشِّرْكُ وَ اَلضَّلاَلُ وَ اَلْفِسْقُ وَ رُكُوبُ اَلْكَبَائِرِ فَمَعْنَى اَلْكُفْرِ كُلُّ مَعْصِيَةٍ عُصِيَ اَللَّهُ بِهَا بِجِهَةِ اَلْجَحْدِ وَ اَلْإِنْكَارِ وَ اَلاِسْتِخْفَافِ وَ اَلتَّهَاوُنِ فِي كُلِّ مَا دَقَّ وَ جَلَّ وَ فَاعِلُهُ كَافِرٌ وَ مَعْنَاهُ مَعْنَى كُفْرٍ مِنْ أَيِّ مِلَّةٍ كَانَ وَ مِنْ أَيِّ فِرْقَةٍ كَانَ بَعْدَ أَنْ تَكُونَ مِنْهُ مَعْصِيَةٌ بِهَذِهِ اَلصِّفَاتِ فَهُوَ كَافِرٌ وَ مَعْنَى اَلشِّرْكِ كُلُّ مَعْصِيَةٍ عُصِيَ اَللَّهُ بِهَا بِالتَّدَيُّنِ…

شرح خروج از ایمان - مومن در اثر پنج کار-که به هم شبیه و معروف اند-از ایمان خارج می شود: کفر، شرک، گمراهی، فسق و انجام گناهان کبیره. معنی کفر، همان نافرمانی است که از راه سرپیچی و انکار و سبک شمردن و بی اعتنایی نسبت به هر چیز کوچک و بزرگ، صورت می گیرد و مرتکب آن کافر به شمار آید و این معنای کفر می باشد. هر کس، از هر آیین و گروهی باشد، اگر راه و روش او مطابق این توضیحات باشد به طور قطع کافر است. و معنی شرک، همان پایبند بودن به هر گناهی است که خداوند به آن نافرمانی شود-خواه آن گناه کوچک باشد و خواه بزرگ-به هر صورت مرتکب چنان گناهی مشرک است. و معنی گمراهی، همان نادانی نسبت به واجب است و آن ترک کردن یکی از طاعتهای بزرگ است که بنده جز در سایه آنها شایسته ایمان نیست با اینکه بیان و استدلال بر آن…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 330
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه