قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره خواری از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۲۲ حدیث · صفحه ۱ از ۲

إنّهُ لَو کانَ الرِّبا حلالاً لَتَرَکَ الناسُ التِّجاراتِ و ما یَحتاجونَ إلَیهِ فحَرَّمَ اللّه الرِّبا لتَفِرَّ الناسُ عنِ الحرامِ إلی التِّجاراتِ و إلی البَیعِ و الشِّراءِ فَیَتَّصِلَ ذلکَ بَینَهُم فی القَرضِ.

اگر ربا حلال بود، مردم کار تجارت و کسب مایحتاج خود را رها می کردند. پس خداوند ربا را حرام فرمود، تا مردم از حرام خواری دست کشیده، به تجارت و خرید و فروش روی آورند و زیادی مال را به یکدیگر قرض دهند.

وسائل الشیعه، ج۱۲، ص ۴۲۴

رَأَيْتُ مِسْمَعاً بِالْمَدِينَةِ وَ قَدْ كَانَ حَمَلَ إِلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع تِلْكَ اَلسَّنَةَ مَالاً فَرَدَّهُ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقُلْتُ لَهُ لِمَ رَدَّ عَلَيْكَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اَلْمَالَ اَلَّذِي حَمَلْتَهُ إِلَيْهِ قَالَ فَقَالَ لِي إِنِّي قُلْتُ لَهُ حِينَ حَمَلْتُ إِلَيْهِ اَلْمَالَ إِنِّي كُنْتُ وُلِّيتُ اَلْبَحْرَيْنَ اَلْغَوْصَ فَأَصَبْتُ أَرْبَعَمِائَةِ أَلْفِ دِرْهَمٍ وَ قَدْ جِئْتُكَ بِخُمُسِهَا بِثَمَانِينَ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَ كَرِهْتُ أَنْ أَحْبِسَهَا عَنْكَ وَ أَنْ أَعْرِضَ لَهَا وَ هِيَ حَقُّكَ اَلَّذِي جَعَلَهُ اَللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِي أَمْوَالِنَا…

عمر بن یزید گوید: مسمع را در مدینه دیدم و او در آن سال وجهی را خدمت امام صادق علیه السلام برده و آن حضرت نپذیرفته بود، من باو گفتم: چرا امام صادق علیه السلام وجهی را که برایش بردی، بتو رد کرد؟ گفت: چون آن وجه را خدمتش بردم عرضکردم: غواصی دریای بحرین بمن واگذار شده و من چهار صد هزار درهم استفاده کرده ام، و خمس آن را که 80 هزار درهم است، برای شما آورده ام. من نخواستم این وجه را که حق شماست و خدای تبارک و تعالی در اموال ما قرار داده از شما باز دارم و خود تصرف کنم. حضرت فرمود: مگر ما از زمین و آنچه خدا از آن برآورد حقی جز خمس نداریم؟ ای ابا سیار همه زمین از آن ماست، پس آنچه خدا از آن برآورد متعلق بماست. من بحضرت عرضکردم: من همه آن وجوه را خدمت شما خواهم آورد. فرمود: ای ابا سیار ما آن را برای تو…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 408

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ قَالَ مَنِ اِجْتَنَبَ مَا أَوْعَدَ اَللَّهُ عَلَيْهِ اَلنَّارَ إِذَا كَانَ مُؤْمِناً كَفَّرَ اَللَّهُ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَ يُدْخِلُهُ مُدْخَلاً كَرِيماً اَلْكَبَائِرُ اَلسَّبْعُ اَلْمُوجِبَاتُ قَتْلُ اَلنَّفْسِ اَلْحَرَامِ وَ عُقُوقُ اَلْوَالِدَيْنِ وَ أَكْلُ اَلرِّبَا وَ اَلتَّعَرُّبُ بَعْدَ اَلْهِجْرَةِ وَ قَذْفُ اَلْمُحْصَنَةِ وَ أَكْلُ مَالِ اَلْيَتِيمِ وَ اَلْفِرَارُ مِنَ اَلزَّحْفِ .

احمد بن عمر حلبی گوید: از امام صادق علیه السلام در باره این سخن خدای گرامی و بزرگ پرسیدم که«اگر از گناهان بزرگی که از آنها نهی شده اید دوری گزینید گناهان شما را می زداییم» نسا ، آیه 31 . امام علیه السلام فرمود: هر مومنی که از گناهانی که خداوند بر آنها وعده دوزخ داده دوری گزیند خداوند گناهانش را بزداید و او را بر جایگاهی بلند مرتبه در آورد، و گناهان کبیره هفتگانه ای که موجب آتش دوزخ شوند عبارتند از: کشتن انسان-که دلیل شرعی بر کشتن او نباشد-نافرمانی و بی ادبی به پدر و مادر، رباخواری، بازگشت به سرزمین کفر پس از هجرت به سرزمین اسلامی، تهمت زدن به زن پاکدامن، خوردن مال یتیم و گریختن از میدان پیکار.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 129

مَا مِنْ شَيْ ءٍ إِلاَّ وَ لَهُ كَيْلٌ وَ وَزْنٌ إِلاَّ اَلدُّمُوعَ فَإِنَّ اَلْقَطْرَةَ مِنْهَا تُطْفِئُ بِحَاراً مِنْ نَارٍ وَ إِذَا اِغْرَوْرَقَتِ اَلْعَيْنُ بِمَائِهَا لَمْ يَرْهَقْ وَجْهَهُ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ َإِذَا فَاضَتْ حَرَّمَهُ اَللَّهُ عَلَى اَلنَّارِ وَ لَوْ أَنَّ بَاكِياً بَكَى فِي أُمَّةٍ لَرُحِمُوا.

هر چیزی دارای پیمانه و وزنی است جز اشک ها که بی تردید قطره ای اشک، دریایی از آتش را خاموش کند و آن هنگام که چشمی پر از اشک شود ناداری و خواری بر آن رخسار ننشیند، پس چون اشک جاری شد خداوند او را بر آتش دوزخ حرام کند و اگر یک نفر در میان امتی بگرید بی گمان همه آن امت به رحمت الهی دست یابند.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 167

إِنِّي لَأَرْحَمُ ثَلاَثَةً وَ حَقٌّ لَهُمْ أَنْ يُرْحَمُوا عَزِيزٌ أَصَابَتْهُ مَذَلَّةٌ بَعْدَ اَلْعِزِّ وَ غَنِيٌّ أَصَابَتْهُ حَاجَةٌ بَعْدَ اَلْغِنَى وَ عَالِمٌ يَسْتَخِفُّ بِهِ أَهْلُهُ وَ اَلْجَهَلَةُ.

عبد الله بن سنان گوید: از امام صادق علیه السلام شنیدم که میفرمود: مرا بر سه کس آید و سزاوار ترحمند: عزیزی که پس از عزت بخواری دچار آید و ثروتمندی که پس از دوران بی نیازی نیازمند گردد و دانشمندی که خاندانش و مردم نادان قدر وی نشناسند.

الخصال، ج 2، ص 86

قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع أَخْبِرْنِي عَنِ اَلْكَبَائِرِ فَقَالَ هُنَّ خَمْسٌ وَ هُنَّ مِمَّا أَوْجَبَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَيْهِنَّ اَلنَّارَ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اَلَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ اَلْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً وَ قَالَ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ اَلَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلا تُوَلُّوهُمُ اَلْأَدْبار إِلَى آخِرِ اَلْآيَةِ وَ قَوْلُهُ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا اِتَّقُوا اَللّهَ وَ ذَرُوا ما بَقِيَ مِنَ اَلرِّبا إِلَى آخِرِ اَلْآيَةِ وَ رَمْيُ اَلْمُحْصَناتِ اَلْغافِلاتِ…

عبید بن زراره: بامام صادق(ع)عرض کردم از گناهان کبیره آگاهم بفرمایید فرمود: آنها پنج گناه اند و همانند که خدای عز و جل بکیفرشان آتش مقرر فرموده است خدای عز و جل فرموده است آنان که بستم از ثروت یتیمان استفاده میکنند فقط آتش بجان خود میکنند و بزودی بدوزخ خواهند رفت و فرموده ای کسانی که ایمان آورده اید هنگامی که در جبهه جنگ با کفار برخوردید پشت بر جنگ نکنید تا آخر آیه و فرموده خداوند ای کسانی که ایمان آورده اید از خداوند بپرهیزید و رباخواری را واگذارید تا آخر آیه و زنان شوهر دار پاکدامن را متهم بزنا نمودن و شخص مومن را بخاطر دین اش از روی عمد کشتن.

الخصال، ج 2، ص 273

رَحِمَ اَللَّهُ عَبْداً عَفَّ وَ تَعَفَّفَ وَ كَفَّ عَنِ اَلْمَسْأَلَةِ فَإِنَّهُ يُعَجِّلُ اَلذُّلَّ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ وَ لاَ يُغْنِي اَلنَّاسُ عَنْهُ شَيْئاً.

خدا بیامرزد بنده ای را که پرهیزکاری پیشه دارد و خویشتن داری نماید و از مردم درخواستی نکند؛ زیرا به راستی، درخواست از مردم، خواری در دنیا را شتاب دهد و مردم چیزی از خواسته های او را برآورده نکنند.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 183

اَلْمُؤْمِنُ فِي اَلدُّنْيَا غَرِيبٌ لاَ يَجْزَعُ مِنْ ذُلِّهَا وَ لاَ يَتَنَافَسُ أَهْلَهَا فِي عِزِّهَا.

مومن در دنیا غریب باشد. از خواری اش بی قراری نکند و در سرافرازی این سرای، با اهل دنیا رقابت نکند.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 370

كَثْرَةُ اَلسُّحْتِ يَمْحَقُ اَلرِّزْقَ .

حرام خواری بسیار، روزی را از بین ببرد.

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 372

دَخَلْتُ عَلَى اَلصَّادِقِ ع فَقُلْتُ لَهُ أَوْصِنِي بِوَصِيَّةٍ أَحْفَظُهَا مِنْ بَعْدِكَ قَالَ ع وَ تَحْفَظُ يَا سُفْيَانُ قُلْتُ أَجَلْ يَا اِبْنَ بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ قَالَ ع يَا سُفْيَانُ لاَ مُرُوَّةَ لِكَذُوبٍ وَ لاَ رَاحَةَ لِحَسُودٍ وَ لاَ إِخَاءَ لِمُلُوكٍ وَ لاَ خُلَّةَ لِمُخْتَالٍ وَ لاَ سُؤْدُدَ لِسَيِّئِ اَلْخُلُقِ ثُمَّ أَمْسَكَ ع فَقُلْتُ يَا اِبْنَ بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ زِدْنِي فَقَالَ ع يَا سُفْيَانُ ثِقْ بِاللَّهِ تَكُنْ عَارِفاً وَ اِرْضَ بِمَا قَسَمَهُ لَكَ تَكُنْ غَنِيّاً صَاحِبْ بِمِثْلِ مَا يُصَاحِبُونَكَ بِهِ تَزْدَدْ إِيمَاناً وَ لاَ تُصَاحِبِ اَلْفَاجِرَ…

سفیان ثوری گفت: به خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و عرض کردم: مرا سفارشی نما که پس از شما نگهش دارم. امام علیه السلام فرمود: ای سفیان آیا نگه می داری؟ عرض کردم: آری، ای زاده دختر پیامبر خدا. پس امام علیه السلام فرمود: دروغزن را جوانمردی و حسدورز را آسودگی و پادشاه را برادری و فریبکار را دوستی و بدخوی را بزرگی و سروری نباشد. آنگاه امام علیه السلام سکوت کرد. عرض کردم: ای زاده دختر پیامبر خدا سفارشت را بر من بیفزای. پس امام علیه السلام فرمود: ای سفیان بر خدا اطمینان نما تا عارف گردی. و به سهم خویش از جانب خدا خشنود باش تا بی نیاز شوی. همان گونه که با تو دوستی می کنند با دیگری دوستی نما تا ایمانت فزون گردد و با بدکار دوستی نکن که در این صورت از بدی هایش به تو می آموزد و در کارت از بیمناکان از…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 376

عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : لاَ تُحَقِّرُوا فُقَرَاءَ شِيعَتِنَا فَإِنَّهُ مَنْ حَقَّرَ مُؤْمِنا مِنْهُمْ فَقِيرا وَ اِسْتَخَفَّ بِهِ حَقَّرَهُ اَللَّهُ وَ لَمْ يَزَلْ مَاقِتا لَهُ حَتَّى يَرْجِعَ عَنْ مَحْقَرَتِهِ.

امام صادق علیه السّلام فرمود:فقیران شیعۀ ما را تحقیر نکنید، زیرا هر کس مؤمن فقیر شیعه ای را تحقیر کند و او را خوار سازد، خداوند او را تحقیر کند، و همواره در این خواری می ماند تا دست از تحقیرش بردارد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 689

وَ قَدْ يَخْرُجُ مِنَ اَلْإِيمَانِ بِخَمْسِ جِهَاتٍ مِنَ اَلْفِعْلِ كُلُّهَا مُتَشَابِهَاتٌ مَعْرُوفَاتٌ اَلْكُفْرُ وَ اَلشِّرْكُ وَ اَلضَّلاَلُ وَ اَلْفِسْقُ وَ رُكُوبُ اَلْكَبَائِرِ فَمَعْنَى اَلْكُفْرِ كُلُّ مَعْصِيَةٍ عُصِيَ اَللَّهُ بِهَا بِجِهَةِ اَلْجَحْدِ وَ اَلْإِنْكَارِ وَ اَلاِسْتِخْفَافِ وَ اَلتَّهَاوُنِ فِي كُلِّ مَا دَقَّ وَ جَلَّ وَ فَاعِلُهُ كَافِرٌ وَ مَعْنَاهُ مَعْنَى كُفْرٍ مِنْ أَيِّ مِلَّةٍ كَانَ وَ مِنْ أَيِّ فِرْقَةٍ كَانَ بَعْدَ أَنْ تَكُونَ مِنْهُ مَعْصِيَةٌ بِهَذِهِ اَلصِّفَاتِ فَهُوَ كَافِرٌ وَ مَعْنَى اَلشِّرْكِ كُلُّ مَعْصِيَةٍ عُصِيَ اَللَّهُ بِهَا بِالتَّدَيُّنِ…

شرح خروج از ایمان - مومن در اثر پنج کار-که به هم شبیه و معروف اند-از ایمان خارج می شود: کفر، شرک، گمراهی، فسق و انجام گناهان کبیره. معنی کفر، همان نافرمانی است که از راه سرپیچی و انکار و سبک شمردن و بی اعتنایی نسبت به هر چیز کوچک و بزرگ، صورت می گیرد و مرتکب آن کافر به شمار آید و این معنای کفر می باشد. هر کس، از هر آیین و گروهی باشد، اگر راه و روش او مطابق این توضیحات باشد به طور قطع کافر است. و معنی شرک، همان پایبند بودن به هر گناهی است که خداوند به آن نافرمانی شود-خواه آن گناه کوچک باشد و خواه بزرگ-به هر صورت مرتکب چنان گناهی مشرک است. و معنی گمراهی، همان نادانی نسبت به واجب است و آن ترک کردن یکی از طاعتهای بزرگ است که بنده جز در سایه آنها شایسته ایمان نیست با اینکه بیان و استدلال بر آن…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 330
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه