قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا لَنَا نَشْهَدُ عَلَى مَنْ خَالَفَنَا بِالْكُفْرِ وَ بِالنَّارِ وَ لاَ نَشْهَدُ لِأَنْفُسِنَا وَ لِأَصْحَابِنَا أَنَّهُمْ فِي اَلْجَنَّةِ قَالَ مِنْ ضَعْفِكُمْ إِنْ لَمْ يَكُنْ فِيكُمْ شَيْ ءٌ مِنَ اَلْكَبَائِرِ فَاشْهَدُوا أَنَّكُمْ فِي اَلْجَنَّةِ قُلْتُ فَأَيُّ شَيْ ءٍ اَلْكَبَائِرُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ أَكْبَرُ اَلْكَبَائِرِ اَلشِّرْكُ وَ عُقُوقُ اَلْوَالِدَيْنِ وَ اَلتَّعَرُّبُ بَعْدَ اَلْهِجْرَةِ وَ قَذْفُ اَلْمُحْصَنَةِ وَ اَلْفِرَارُ مِنَ اَلزَّحْفِ وَ أَكْلُ مَالِ اَلْيَتِيمِ ظُلْماً وَ اَلرِّبَا بَعْدَ اَلْبَيِّنَةِ وَ قَتْلُ اَلْمُؤْمِنِ فَقُلْتُ…
محمد بن مسلم گوید: بامام صادق(ع)عرضکردم: قربانت شوم چرا در باره مخالفین خود گواهی میدهیم که آنان کافرند و اهل آتش ولی در باره خود و هم کیشان خود گواهی نمیدهیم که اهل بهشتیم؟ فرمود: از ضعف ایمان شما است اگر شما هیچ یک از گناهان کبیره را مرتکب نشده باشید گواهی بدهید که اهل بهشتید عرضکردم قربانت شوم گناهان بزرگ کدامند؟ فرمود از همه آنها بزرگتر شرک است و ناراضی کردن پدر و مادر، و پس از هجرت بمدینه عرب بیابانی شدن و بزن پاکدامن نسبت زنا دادن و از جبهه جنگ فرار کردن و مال یتیم را بستم خوردن و دانسته ربا خوردن و مومن را کشتن بحضرت عرضکردم زنا و دزدی چطور؟ فرمود: از این گروه گناهان نیستند.
وَ سَأَلْتُهُ عَنِ اَلْإِمَامَةِ فِيمَنْ تَجِبُ وَ مَا عَلاَمَةُ مَنْ تَجِبُ لَهُ اَلْإِمَامَةُ فَقَالَ إِنَّ اَلدَّلِيلَ عَلَى ذَلِكَ وَ اَلْحُجَّةَ عَلَى اَلْمُؤْمِنِينَ وَ اَلْقَائِمَ بِأُمُورِ اَلْمُسْلِمِينَ وَ اَلنَّاطِقَ بِالْقُرْآنِ وَ اَلْعَالِمَ بِالْأَحْكَامِ أَخُو نَبِيِّ اَللَّهِ وَ خَلِيفَتُهُ عَلَى أُمَّتِهِ وَ وَصِيُّهُ عَلَيْهِمْ وَ وَلِيُّهُ اَلَّذِي كَانَ مِنْهُ بِمَنْزِلَةِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى اَلْمَفْرُوضُ اَلطَّاعَةِ بِقَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اَللّهَ وَ أَطِيعُوا اَلرَّسُولَ وَ أُولِي اَلْأَمْرِ مِنْكُمْ اَلْمَوْصُوفُ…
تمیم بن بهلول گوید: از عبد الله بن ابی الهذیل پرسیدم که امامت در چه کسی ثابت است؟ و نشانه کسی که امامت برای او واجب است چیست؟ گفت کسی که دلیل و راهنما بر این راه است و برای مومنین حجت است و بکارهای مسلمانان قیام کرد و گفتارش از قرآن بود و دانا باحکام الهی بود همان برادر پیغمبر خدا و جانشین او بر امتش و وصیش بر آنان و ولی او بود همان کسی که از پیغمبر بجای هرون از موسی بود و فرمان برای او بر همه لازم بود بنا بگفته خدای عز و جل: ای آنان که ایمان آورده اید خدا را فرمان برید و رسول را و زمامداران خود را فرمان برید و زمامدار را چنین توصیف فرموده: ولی شما فقط خدا است و پیغمبرش و آنان که ایمان آورده اند آنان که نماز را برپا میدارند و زکاه میدهند در حالی که رکوع میکنند یعنی همان کسی که در روز غدیر خم…
اِنَّما المؤمنُ بِمنْزلةِ كفّةِ الميزان، كلّما زيدَ في ايمانِهِ زيدَ في بلائِهِ.
مؤمن به منزله کفه ترازو است، هر چه بر ایمانش افزوده گردد، بر بلایش نیز افزوده می شود.
وَ قَالَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَنْ كٰانَ يُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ اَلْيَوْمِ اَلْآخِرِ : فَلاَ يَتَكَلَّمُ فِي دَوْلَةِ اَلْبَاطِلِ إِلاَّ بِالتَّقِيَّةِ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:هر کس به خدا و روز رستاخیز ایمان دارد در دولت باطل حرفی را نمی زند مگر اینکه تقیه کند.
فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّما وَلِيُّكُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا قَالَ إِنَّمَا يَعْنِي أَوْلَى بِكُمْ أَيْ أَحَقُّ بِكُمْ وَ بِأُمُورِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ أَمْوَالِكُمُ اَللّهُ وَ رَسُولُهُ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا يَعْنِي عَلِيّاً وَ أَوْلاَدَهُ اَلْأَئِمَّةَ ع إِلَى يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ ثُمَّ وَصَفَهُمُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ اَلَّذِينَ يُقِيمُونَ اَلصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ اَلزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ وَ كَانَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فِي صَلاَةِ اَلظُّهْرِ وَ قَدْ صَلَّى رَكْعَتَيْنِ وَ هُوَ رَاكِعٌ وَ عَلَيْهِ حُلَّةٌ قِيمَتُهَا أَلْفُ دِينَارٍ وَ…
امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای عز و جل«همانا ولی شما خداست و رسولش و کسانی که ایمان آورده اند»فرمود: یعنی اولی بشما و سزاوارتر بشما و کارهای شما و جان و مال شما خداست و رسولش و کسانی که ایمان آورده اند، یعنی علی و اولادش که ایمه علیهم السلام هستند تا روز قیامت، سپس خدای عز و جل ایشان را وصف کرد و فرمود: «کسانی که نماز میخوانند و در حال رکوع زکاه میدهند». امیر المومنین مشغول نماز ظهر بود، بعد از آنکه دو رکعت را خوانده و در رکوع بود، در حالی که حله ایکه هزار دینار قیمت داشت، در برش بود و آن حله را نجاشی بپیغمبر(ص)هدیه کرده و او بامیر المومنین پوشانیده بود، مرد سایلی آمد و گفت: سلام بر تو ای ولی خدا و ای کسی که نسبت بمومنین از خودشان سزاوارتری بفقیر صدقه ای ده، علی علیه السلام آن حله را…
أَوْصَى مُوسَى ع إِلَى يُوشَعَ بْنِ نُونٍ وَ أَوْصَى يُوشَعُ بْنُ نُونٍ إِلَى وَلَدِ هَارُونَ وَ لَمْ يُوصِ إِلَى وَلَدِهِ وَ لاَ إِلَى وَلَدِ مُوسَى إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى لَهُ اَلْخِيَرَةُ يَخْتَارُ مَنْ يَشَاءُ مِمَّنْ يَشَاءُ وَ بَشَّرَ مُوسَى وَ يُوشَعُ بِالْمَسِيحِ ع فَلَمَّا أَنْ بَعَثَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ اَلْمَسِيحَ ع قَالَ اَلْمَسِيحُ لَهُمْ إِنَّهُ سَوْفَ يَأْتِي مِنْ بَعْدِي نَبِيٌّ اِسْمُهُ أَحْمَدُ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ ع يَجِي ءُ بِتَصْدِيقِي وَ تَصْدِيقِكُمْ وَ عُذْرِي وَ عُذْرِكُمْ وَ جَرَتْ مِنْ بَعْدِهِ فِي اَلْحَوَارِيِّينَ فِي اَلْمُسْتَحْفَظِينَ وَ إِنَّمَا…
امام صادق علیه السلام فرمود: موسی علیه السلام بیوشع بن نون وصیت کرد و یوشع بن نون بفرزندان هارون وصیت کرد و بفرزندان خودش و فرزندان موسی وصیت نکرد، همانا خدای تعالی صاحب اختیار است، هر که را خواهد و از هر خاندانی که خواهد اختیار کند، و موسی و یوشع مردم را بوجود مسیح علیه السلام مژده دادند -و چون خدای عز و جل مسیح را مبعوث ساخت، مسیح علیه السلام بمردم گفت: همانا پس از من پیغمبری که نامش احمد و از اولاد اسماعیل علیه السلام است خواهد آمد که مرا و شما را تصدیق میکند(بنبوت من و پیروی شما باور دارد) و حجت و عذر مرا و شما را می آورد مانند من و شما احتجاج میکند و قول بالوهیت مرا از من و شما نفی میکند) و امر وصیت پس از عیسی در حواریین مستحفظ جاری گشت و از این جهت خدا ایشان را مستحفظ نامید که نگهداری…
قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِنِّي أُخَالِطُ اَلنَّاسَ فَيَكْثُرُ عَجَبِي مِنْ أَقْوَامٍ لاَ يَتَوَلَّوْنَكُمْ وَ يَتَوَلَّوْنَ فُلاَناً وَ فُلاَناً لَهُمْ أَمَانَةٌ وَ صِدْقٌ وَ وَفَاءٌ وَ أَقْوَامٌ يَتَوَلَّوْنَكُمْ لَيْسَ لَهُمْ تِلْكَ اَلْأَمَانَةُ وَ لاَ اَلْوَفَاءُ وَ اَلصِّدْقُ قَالَ فَاسْتَوَى أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع جَالِساً فَأَقْبَلَ عَلَيَّ كَالْغَضْبَانِ ثُمَّ قَالَ لاَ دِينَ لِمَنْ دَانَ اَللَّهَ بِوَلاَيَةِ إِمَامٍ جَائِرٍ لَيْسَ مِنَ اَللَّهِ وَ لاَ عَتْبَ عَلَى مَنْ دَانَ بِوَلاَيَةِ إِمَامٍ عَادِلٍ مِنَ اَللَّهِ قُلْتُ لاَ دِينَ لِأُولَئِكَ وَ لاَ عَتْبَ عَلَى هَؤُلاَءِ…
عبد الله بن ابی یعفور گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: من که با مردم آمیزش دارم بسیار تعجب میکنم از مردمی که از شما پیروی نمیکنند و بدنبال فلان و فلان میروند ولی امین و راستگو و با وفایند، و مردمی هستند که بدنبال شمایند، ولی امانت و وفا و راستگویی آنها را ندارند. امام صادق علیه السلام راست نشست و مانند خشمناکی بمن متوجه شد، سپس فرمود: هر که خدا را با پیروی از امام ستمگری که از جانب خدا نیست دینداری کند، دین ندارد و سرزنش نیست بر کسی که با پیروی از امام عادل از جانب خدا دینداری کند، عرضکردم: آنها دین ندارند و بر اینها سرزنشی نیست؟ فرمود: آری آنها دین ندارند و بر اینها سرزنشی نیست، سپس فرمود: مگر قول خدای عز و جل را نمی شنوی؟ «خدا کارساز کسانیست که ایمان آورده اند و از ظلمات بنورشان…
قُلْتُ لَهُ إِنَّ عِنْدَنَا رَجُلاً يُقَالُ لَهُ كُلَيْبٌ فَلاَ يَجِي ءُ عَنْكُمْ شَيْ ءٌ إِلاَّ قَالَ أَنَا أُسَلِّمُ فَسَمَّيْنَاهُ كُلَيْبَ تَسْلِيمٍ قَالَ فَتَرَحَّمَ عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ أَ تَدْرُونَ مَا اَلتَّسْلِيمُ فَسَكَتْنَا فَقَالَ هُوَ وَ اَللَّهِ اَلْإِخْبَاتُ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا اَلصّالِحاتِ وَ أَخْبَتُوا إِلى رَبِّهِمْ .
زید شحام گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم: در نزد ما مردی است که نامش کلیب است او هر دستوری که از شما می رسد، می گوید من تسلیمم، از این رو ما او را کلیب تسلیم نامیده ایم، حضرت باو رحمت فرستاد و سپس فرمود: می دانید تسلیم چیست؟ ما سکوت کردیم. خودش فرمود: بخدا تسلیم فروتنی است، خدای عز و جل فرماید: «کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند و در برابر پروردگارشان فروتنی نمودند-23 سوره 11-».
مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَسْتَكْمِلَ اَلْإِيمَانَ كُلَّهُ فَلْيَقُلِ اَلْقَوْلُ مِنِّي فِي جَمِيعِ اَلْأَشْيَاءِ قَوْلُ آلِ مُحَمَّدٍ فِيمَا أَسَرُّوا وَ مَا أَعْلَنُوا وَ فِيمَا بَلَغَنِي عَنْهُمْ وَ فِيمَا لَمْ يَبْلُغْنِي .
امام صادق علیه السلام میفرمود: هر که را خوش آید که تمام مراتب ایمان را کامل کند، باید بگوید: گفتار من نسبت بهر موضوعی گفتار آل محمد است در آنچه(بواسطه تقیه یا عدم فهم مخاطب)پنهان کنند و در آنچه آشکار دارند، در آنچه از ایشان بمن برسد و در آنچه بمن نرسد.
يَا أَبَا مُحَمَّدٍ إِنَّ عِنْدَنَا وَ اَللَّهِ سِرّاً مِنْ سِرِّ اَللَّهِ وَ عِلْماً مِنْ عِلْمِ اَللَّهِ وَ اَللَّهِ مَا يَحْتَمِلُهُ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ وَ لاَ نَبِيٌّ مُرْسَلٌ وَ لاَ مُؤْمِنٌ اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ لِلْإِيمَانِ وَ اَللَّهِ مَا كَلَّفَ اَللَّهُ ذَلِكَ أَحَداً غَيْرَنَا وَ لاَ اِسْتَعْبَدَ بِذَلِكَ أَحَداً غَيْرَنَا وَ إِنَّ عِنْدَنَا سِرّاً مِنْ سِرِّ اَللَّهِ وَ عِلْماً مِنْ عِلْمِ اَللَّهِ أَمَرَنَا اَللَّهُ بِتَبْلِيغِهِ فَبَلَّغْنَا عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا أَمَرَنَا بِتَبْلِيغِهِ فَلَمْ نَجِدْ لَهُ مَوْضِعاً وَ لاَ أَهْلاً وَ لاَ حَمَّالَةً يَحْتَمِلُونَهُ…
ابو بصیر گوید: امام صادق علیه السلام فرمود: ای ابا محمد همانا بخدا که سری از سر خدا و علمی از علم خدا نزد ماست -که بخدا هیچ فرشته مقرب و پیغمبر مرسل و مومنی که دلش را بایمان آزموده آن را تحمل نکند، بخدا سوگند که خدا آن را باحدی جز ما تکلیف نفرموده و عبادت با آن را از هیچ کس جز ما نخواسته (مانند وظایف خاصی که پیغمبر صلی الله علیه و آله برای امیر المومنین و حسنین علیهم السلام با وصیت تعیین کرد). و نیز نزد ما سریست از سر خدا و علمی است از علم خدا که ما را بتبلیغش مامور فرموده و ما آن را از جانب خدای عز و جل تبلیغ کردیم و برایش محلی و اهلی و پذیرنده یی نیافتیم تا آنکه خدا برای پذیرش آن مرد؟ ؟ را از همان طینت و نوری که محمد و آل و ذریه او را آفرید، خلق کرد و آنها را از فضل و رحمت خود ساخت چنان که…
قَالَ سُفْيَانُ اَلثَّوْرِيُّ اِذْهَبْ بِنَا إِلَى جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ قَالَ فَذَهَبْتُ مَعَهُ إِلَيْهِ فَوَجَدْنَاهُ قَدْ رَكِبَ دَابَّتَهُ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ حَدِّثْنَا بِحَدِيثِ خُطْبَةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فِي مَسْجِدِ اَلْخَيْفِ قَالَ دَعْنِي حَتَّى أَذْهَبَ فِي حَاجَتِي فَإِنِّي قَدْ رَكِبْتُ فَإِذَا جِئْتُ حَدَّثْتُكَ فَقَالَ أَسْأَلُكَ بِقَرَابَتِكَ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص لَمَّا حَدَّثْتَنِي قَالَ فَنَزَلَ فَقَالَ لَهُ سُفْيَانُ مُرْ لِي بِدَوَاةٍ وَ قِرْطَاسٍ حَتَّى أُثْبِتَهُ فَدَعَا بِهِ ثُمَّ قَالَ اُكْتُبْ بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ…
سفیان ثوری بمردی قرشی از اهل مکه گفت: ما را نزد جعفر بن محمد(امام صادق علیه السلام) ببر -آن مرد گوید: او را خدمتش بردم هنگامی که آن حضرت بر مرکب خویش سوار شده بود. سفیان باو عرضکرد: ای ابا عبد الله حدیث سخنرانی پیغمبر صلی الله علیه و آله را در مسجد خیف برای ما باز گو، فرمود: اکنون که سوار شده ام، بگذار دنبال کارم بروم، وقتی آمدم برایت میگویم، عرضکرد: تقاضا میکنم بحق قرابتی که با پیغمبر صلی الله علیه و آله داری، برایم بازگو، حضرت پیاده شد، سفیان عرضکرد: امر بفرمایید برایم دوات و کاغذی بیاورند کیست که برای من دوات و کاغذی بیاورد؟ تا آن را بنویسم، حضرت دوات و کاغذ خواست و سپس فرمود بنویس. / بسم الله الرحمن الرحیم / -«خدا خرم و شادان کند(بلند قدر و نیکو مرتبه سازد)بنده یی را که سخنم بشنود و در…
مَا مِنْ اَحَدٍ یَحْضُرُهُ الْمَوتُ اِلَّا وَکَّلَ بِهِ اِبْلیسُ مِن شَیَاطِینِهِ مَن یَأمُرُهُ بِالْکُفْرِ وَ یُشَکِّکُهُ فِی دِینِهِ حَتَّی یَخْرُجُ نَفسُهُ فَمَنْ کَانَ مُؤْمِناً لَم یَقْدِرْ عَلَیْهِ فَإِذا حَضَرْتُمْ مَوْتاکُم فَلَقِّنُوهُم شَهادَةَ أنْ لَا اِله اِلَّا اللهُ وَ أنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللهِ (ص) حَتَّی یَمُوتُوا.
هیچ انسانی نیست، مگر اینکه در هنگام مرگ، شیطان، یکی از مأمورین خود را نزد او حاضر می کند تا وی را وسوسه کند و در دینش به شک اندازد و او را به کفر بکشاند. این وسوسه ادامه دارد تا اینکه روح از بدن او خارج شود؛ اگر محتضر از مؤمنان باشد، شیطان نمی تواند بر او غالب شود و دین و ایمانش را بگیرد. پس هرگاه یکی از شما بر بالین شخصی از کسان خود رفتید که مرگش فرا رسیده است، شهادتش را به او تلقین کنید تا شیطان به او دست نیابد.