إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَعْلَمَ صِحَّةَ مَا عِنْدَ أَخِيكَ فَأَغْضِبْهُ فَإِنْ ثَبَتَ لَكَ عَلَى اَلْمَوَدَّةِ فَهُوَ أَخُوكَ وَ إِلاَّ فَلاَ.
چنانچه خواهی اندازه راستی دوستت را بدانی او را خشمگین نما؛ پس اگر بر دوستی با تو پایدار ماند برادر دوست توست و گر نه برادرت نیست.
لاَ يَصْلُحُ اَلْمُؤْمِنُ إِلاَّ عَلَى ثَلاَثِ خِصَالٍ اَلتَّفَقُّهِ فِي اَلدِّينِ وَ حُسْنِ اَلتَّقْدِيرِ فِي اَلْمَعِيشَةِ وَ اَلصَّبْرِ عَلَى اَلنَّائِبَةِ.
مومن با سه صفت درستی یابد: فهم جویی در دین و نیک داری اندازه مخارج زندگی و بردباری بر سختی.
مَا مِنْ شَيْ ءٍ إِلاَّ وَ لَهُ حَدٌّ قِيلَ فَمَا حَدُّ اَلْيَقِينِ قَالَ ع أَنْ لاَ تَخَافَ شَيْئاً .
هیچ چیزی نیست جز آن که دارای اندازه ای باشد. پرسیده شد که اندازه یقین چیست؟ امام صادق علیه السلام فرمود: اینکه از چیزی جز خدا نترسی.
وَ عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : اِمْتَحِنُوا شِيعَتَنَا عِنْدَ ثَلاَثٍ عِنْدَ مَوَاقِيتِ اَلصَّلاَةِ كَيْفَ مُحَافَظَتُهُمْ عَلَيْهَا وَ عِنْدَ أَسْرَارِهِمْ كَيْفَ حِفْظُهُمْ لَهَا عَنْ عَدُوِّنَا وَ إِلَى أَمْوَالِهِمْ كَيْفَ مُوَاسَاتُهُمْ لِإِخْوَانِهِمْ فِيهَا.
امام صادق علیه السّلام فرمود:شیعیان ما را در سه وقت آزمایش نمایید:در هنگام نماز که چگونه بر آن مواظبت می کنند.در پنهان نگهداشتن اسرار پیروان ما از دشمنان که چه اندازه اسرار آنان را حفظ می نمایند.و نسبت به اموالشان که چگونه با برادران دینی کمک و همراهی می نمایند.
عَنْهُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : كُلَّمَا اِزْدَادَ اَلْعَبْدُ إِيمَانا اِزْدَادَ ضِيقا فِي مَعِيشَتِهِ.
امام صادق علیه السّلام فرمود:هر اندازه ایمان بنده زیاد شود، تنگی معیشتش افزایش می یابد.
فِي قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَمّا آسَفُونا اِنْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَقَالَ إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لاَ يَأْسَفُ كَأَسَفِنَا وَ لَكِنَّهُ خَلَقَ أَوْلِيَاءَ لِنَفْسِهِ يَأْسَفُونَ وَ يَرْضَوْنَ وَ هُمْ مَخْلُوقُونَ مَرْبُوبُونَ فَجَعَلَ رِضَاهُمْ رِضَا نَفْسِهِ وَ سَخَطَهُمْ سَخَطَ نَفْسِهِ لِأَنَّهُ جَعَلَهُمُ اَلدُّعَاةَ إِلَيْهِ وَ اَلْأَدِلاَّءَ عَلَيْهِ فَلِذَلِكَ صَارُوا كَذَلِكَ وَ لَيْسَ أَنَّ ذَلِكَ يَصِلُ إِلَى اَللَّهِ كَمَا يَصِلُ إِلَى خَلْقِهِ لَكِنْ هَذَا مَعْنَى مَا قَالَ مِنْ ذَلِكَ وَ قَدْ قَالَ مَنْ أَهَانَ لِي وَلِيّاً فَقَدْ بَارَزَنِي بِالْمُحَارَبَةِ وَ…
امام صادق(ع)راجع بقول خدای عز و جل(54 سوره 43)«چون ما را بافسوس آوردند از ایشان انتقام گرفتیم»فرمود: خدای عز و جل چون افسوس ما افسوس نخورد لیکن او دوستانی ای خود آفریده که آنها افسوس خورند و خشنود گردند. و ایشان مخلوقند و پروریدگان و خداوند خشنودی آنها را خشنودی خود و خشم آنها را خشم خود قرار داده زیرا ایشان را مبلغین خود و دلالت کنندگان بسوی خود مقرر داشته است و از این جهت است که آن مقامرا دارند، معنی آیه آن نیست که افسوس دامن خدای تعالی را گیرد چنان که دامنگیر مخلوق شود بلکه معنی آن چنانست که در این باره گفته است«هر که بیکی از دوستان من اهانت کند بپیکار من آمده و مرا بمبارزه خوانده است و فرموده(80 سوره 4)«هر که فرمان پیغمبر برد فرمان خدا برده است»و نیز فرموده است(10 سوره 48)«همانا کسانی که…
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ تَعَالَى أَ وَ لَمْ يَرَ اَلْإِنْسانُ أَنّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً قَالَ فَقَالَ لاَ مُقَدَّراً وَ لاَ مُكَوَّناً قَالَ وَ سَأَلْتُهُ عَنْ قَوْلِهِ هَلْ أَتى عَلَى اَلْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ اَلدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً قَالَ كَانَ مُقَدَّراً غَيْرَ مَذْكُورٍ .
مالک جهنی گوید: امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای تعالی(68 سوره 19)«مگر انسان بیاد ندارد که ما او را آفریدیم و هیچ نبود»پرسیدم: فرمود: نه اندازه گیری و نه هست شده بود و راجع بقول خدا(اول سوره 77)«آیا بر انسان زمانی از روزگار گذشت که چیز قابل ذکری نبود»پرسیدم فرمود: اندازه گیری شده بود ولی قابل ذکر نبود.
يُسْلَكُ بِالسَّعِيدِ فِي طَرِيقِ اَلْأَشْقِيَاءِ حَتَّى يَقُولَ اَلنَّاسُ مَا أَشْبَهَهُ بِهِمْ بَلْ هُوَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَتَدَارَكُهُ اَلسَّعَادَةُ وَ قَدْ يُسْلَكُ بِالشَّقِيِّ فِي طَرِيقِ اَلسُّعَدَاءِ حَتَّى يَقُولَ اَلنَّاسُ مَا أَشْبَهَهُ بِهِمْ بَلْ هُوَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَتَدَارَكُهُ اَلشَّقَاءُ إِنَّ مَنْ كَتَبَهُ اَللَّهُ سَعِيداً وَ إِنْ لَمْ يَبْقَ مِنَ اَلدُّنْيَا إِلاَّ فُوَاقُ نَاقَةٍ خَتَمَ لَهُ بِالسَّعَادَةِ .
امام صادق علیه السلام فرمود: گاهی شخص سعید را برای اهل شقاوت برند تا آنجا که مردم گویند چقدر شبیه آنها شده بلکه این هم از آنهاست ولی سپس سعادت او را دریابد و اصلاحش کند(این شخص نیکو مآبی است که اتفاقا گناهانی از او سر زند و سپس با توبه و یا اعمال شایسته آنها را جبران کند)و گاهی شقی را براه سعادتمندان برند تا آنجا که مردم گویند: چه اندازه بآنها ماند بلکه این هم از آنهاست و سپس شقاوت او را دریابد(و این شخص بدجنسی است که بدون تصمیم جدی یا برای تظاهر عمل خیری انجام دهد و سپس بخمیره بد خویش گراید)آن را که خدا(در لوح محفوظ)با سعادت نوشته است پایان کارش بسعادت انجامد اگر چه از دنیا باندازه فاصله میان دو دوشیدن ماده شتر(که چند لحظه بیش نیست)باقی نمانده باشد. (پس ملاک سعادت و شقاوت پایان عمر و زمان…
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلاَنِ مِنَ اَلزَّيْدِيَّةِ فَقَالاَ لَهُ أَ فِيكُمْ إِمَامٌ مُفْتَرَضُ اَلطَّاعَةِ قَالَ فَقَالَ لاَ قَالَ فَقَالاَ لَهُ قَدْ أَخْبَرَنَا عَنْكَ اَلثِّقَاتُ أَنَّكَ تُفْتِي وَ تُقِرُّ وَ تَقُولُ بِهِ وَ نُسَمِّيهِمْ لَكَ فُلاَنٌ وَ فُلاَنٌ وَ هُمْ أَصْحَابُ وَرَعٍ وَ تَشْمِيرٍ وَ هُمْ مِمَّنْ لاَ يَكْذِبُ فَغَضِبَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقَالَ مَا أَمَرْتُهُمْ بِهَذَا فَلَمَّا رَأَيَا اَلْغَضَبَ فِي وَجْهِهِ خَرَجَا فَقَالَ لِي أَ تَعْرِفُ هَذَيْنِ قُلْتُ نَعَمْ هُمَا مِنْ أَهْلِ سُوقِنَا وَ هُمَا مِنَ اَلزَّيْدِيَّةِ وَ هُمَا…
سعید سمان گوید: نزد امام صادق علیه السلام بودم که دو مرد زیدی مذهب بر آن حضرت وارد شدند و گفتند: آیا در میان شما امامی که اطاعتش واجب باشد هست؟ (و مقصودشان اثبات امامت زید بن علی بن الحسین علیهما السلام بود)فرمود: نه(امامی که مقصود شماست در میان ما نیست)آن دو نفر گفتند: مردمان موثق بما خبر دادند که شما بآن فتوی دهی و اعتراف کنی و عقیده داری و آن خبر دهندگان فلان و فلان هستند که نام میبریم و ایشان دارای تقوی و کوشش در عبادتند و دروغ نگویند، امام صادق علیه السلام در غضب شد و فرمود: من بآنها چنین دستوری نداده ام، چون آن دو نفر آثار غضب بر چهره امام دیدند، بیرون رفتند. حضرت بمن فرمود: این دو نفر را میشناسی؟ عرضکردم: آری، اینها اهل بازار ما هستند و از طایفه زیدیه میباشند و عقیده دارند که شمشیر…
بَيْنَا عِيسَى اِبْنُ مَرْيَمَ ع فِي سِيَاحَتِهِ إِذْ مَرَّ بِقَرْيَةٍ فَوَجَدَ أَهْلَهَا مَوْتَى فِي اَلطَّرِيقِ وَ اَلدُّورِ فَقَالَ إِنَّ هَؤُلاَءِ مَاتُوا بِسَخَطٍ وَ لَوْ مَاتُوا بِغَيْرِهَا تَدَافَنُوا قَالَ فَقَالَ أَصْحَابُهُ وَدِدْنَا تُعَرِّفُنَا قِصَّتَهُمْ فَقِيلَ لَهُ نَادِهِمْ يَا رُوحَ اَللَّهِ فَقَالَ يَا أَهْلَ اَلْقَرْيَةِ فَأَجَابَهُ مُجِيبٌ مِنْهُمْ لَبَّيْكَ يَا رُوحَ اَللَّهِ قَالَ مَا حَالُكُمْ وَ مَا قِصَّتُكُمْ قَالَ أَصْبَحْنَا فِي عَافِيَةٍ وَ بِتْنَا فِي اَلْهَاوِيَةِ فَقَالَ مَا اَلْهَاوِيَةُ فَقَالَ بِحَارٌ مِنْ نَارٍ فِيهَا جِبَالٌ مِنَ اَلنَّارِ قَالَ وَ مَا…
عیسی بن مریم علیهما السلام هنگام گشت و گذار، از شهری گذشت که مردمانش مرده در راه و در خانه ها افتاده بودند. فرمود: بی گمان اینان به عذاب الهی مرده اند و اگر جز با عذاب مرده بودند همدیگر را دفن می کردند. یاران آن حضرت علیه السلام گفتند: دوست داریم از ماجرای آنان آگاهی یابیم، آنان را صدا کن روح الله آن حضرت علیه السلام آنان را صدا کرد و فرمود: ای اهل شهر یکی از آنان پاسخ داد: بله، ای روح الله فرمود: شما را چه پیش آمده و ماجرای شما چیست؟ گفت: صبح را در تندرستی و سلامت سپری کردیم و شب در هاویه افتادیم. فرمود: هاویه چیست؟ گفت: دریاهایی آتشین که کوه هایی آتشناک در آن قرار دارد. فرمود: چه چیزی شما را به این حال و روز که می بینیم افکند؟ گفت: دوستداری دنیا و پرستش طاغوت. فرمود: دوستداری شما به دنیا…
حَضَرَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ اَلصَّادِقُ ع مَجْلِسَ اَلْمَنْصُورِ يَوْماً وَ عِنْدَهُ رَجُلٌ مِنَ اَلْهِنْدِ يَقْرَأُ كُتُبَ اَلطِّبِّ فَجَعَلَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ اَلصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع يُنْصِتُ لِقِرَاءَتِهِ فَلَمَّا فَرَغَ اَلْهِنْدِيُّ قَالَ لَهُ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ أَ تُرِيدُ مِمَّا مَعِي شَيْئاً قَالَ لاَ فَإِنَّ مَا مَعِي خَيْرٌ مِمَّا مَعَكَ قَالَ وَ مَا هُوَ قَالَ أُدَاوِي اَلْحَارَّبِالْبَارِدِ وَ اَلْبَارِدَ بِالْحَارِّ وَ اَلرَّطْبَ بِالْيَابِسِ وَ اَلْيَابِسَ بِالرَّطْبِ وَ أَرُدُّ اَلْأَمْرَ كُلَّهُ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ…
ربیع نگهبان منصور گوید: روزی امام صادق بمجلس منصور تشریف آورد و مردی هندی که کتابهای طب را میخواند نزد مامون بود مدتی که آن مرد سرگرم خواندن بود حضرت خاموش بود و گوش میداد چون هندی از کار خواندن پرداخت بآن حضرت گفت یا ابا عبد الله از آنچه با من است چیزی میخواهی؟ فرمود: نه زیرا آنچه خود دارم بهتر است از آنچه تو داری عرض کرد: آنچه شما دارید چیست؟ فرمود: گرمی را با دوای سرد و سردی را با داروی گرم و رطوبت را با خشکی و خشکی را با رطوبت درمان می کنم و همه کار را بخدای عز و جل باز میگردانم و آنچه را که رسول خدا فرموده است بکار میبندم که فرمود: بدان که معده جایگاه درد است و پرهیز درمان درد و آنچه را که بدن بآن عادت کرده بازش میدهم هندی عرض کرد: مگر طب جز این است؟ امام صادق علیه السلام فرمود تو…
هَذِهِ شَرَائِعُ اَلدِّينِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يَتَمَسَّكَ بِهَا وَ أَرَادَ اَللَّهُ هُدَاهُ إِسْبَاغُ اَلْوُضُوءِ كَمَا أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ اَلنَّاطِقِ غَسْلُ اَلْوَجْهِ وَ اَلْيَدَيْنِ إِلَى اَلْمِرْفَقَيْنِ وَ مَسْحُ اَلرَّأْسِ وَ اَلْقَدَمَيْنِ إِلَى اَلْكَعْبَيْنِ مَرَّةً مَرَّةً وَ مَرَّتَانِ جَائِزٌ وَ لاَ يَنْقُضُ اَلْوُضُوءَ إِلاَّ اَلْبَوْلُ وَ اَلرِّيحُ وَ اَلنَّوْمُ وَ اَلْغَائِطُ وَ اَلْجَنَابَةُ وَ مَنْ مَسَحَ عَلَى اَلْخُفَّيْنِ فَقَدْ خَالَفَ اَللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ كِتَابَهُ وَ وُضُوؤُهُ لَمْ يَتِمَّ وَ صَلاَتُهُ غَيْرُ مُجْزِيَةٍ وَ اَلْأَغْسَالُ…
امام صادق فرمود: این ها دستورات دین است برای کسی که بخواهد پایبند آنها شده و خداوند هدایت او را خواسته باشد: وضو را آن طوری که خدای عز و جل در کتاب گویای خود دستور فرموده 226 - 3 است بطور کامل بجای آورد شستن روی و هر دو دست تا آرنج و مسح سر و دو پا را تا برآمدگی استخوان پشت پا هر کدام یک بار و دو بار نیز جایز است و وضو را باطل نمیکند مگر بول و بادی که از شخص بیرون می آید و خواب و غایط و جنابت و کسی که از روی کفش هایش مسح بکشد با خدا و رسول و قرآن او مخالفت کرده است و وضواش درست نیست و نمازش کفایت نمی کند. از جمله غسلها غسل جنابت است و غسل حیض و غسل میت و غسل کسی که بدن میت را پس از سرد شدن مس کند و غسل برای کسی که میت را غسل می دهد و غسل روز جمعه و غسل دو عید(فطر و قربان) و غسل داخل شدن بمکه…