قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره ید واحد از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

۹۳ حدیث · صفحه ۲ از ۸

إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَ اِسْماً بِالْحُرُوفِ غَيْرَ مُتَصَوِّتٍ وَ بِاللَّفْظِ غَيْرَ مُنْطَقٍ وَ بِالشَّخْصِ غَيْرَ مُجَسَّدٍ وَ بِالتَّشْبِيهِ غَيْرَ مَوْصُوفٍ وَ بِاللَّوْنِ غَيْرَ مَصْبُوغٍ مَنْفِيٌّ عَنْهُ اَلْأَقْطَارُ مُبَعَّدٌ عَنْهُ اَلْحُدُودُ مَحْجُوبٌ عَنْهُ حِسُّ كُلِّ مُتَوَهِّمٍ مُسْتَتِرٌ غَيْرُ مَسْتُورٍ فَجَعَلَهُ كَلِمَةً تَامَّةً عَلَى أَرْبَعَةِ أَجْزَاءٍ مَعاً لَيْسَ مِنْهَا وَاحِدٌ قَبْلَ اَلْآخَرِ فَأَظْهَرَ مِنْهَا ثَلاَثَةَ أَسْمَاءٍ لِفَاقَةِ اَلْخَلْقِ إِلَيْهَا وَ حَجَبَ مِنْهَا وَاحِداً وَ هُوَ اَلاِسْمُ اَلْمَكْنُونُ اَلْمَخْزُونُ فَهَذِهِ…

امام صادق(ع)فرمود: خدای تبارک و تعالی اسمی آفرید که صدای حرفی ندارد، بلفظ ادا نشود تن و کالبد ندارد، بتشبیه موصوف نشود، برنگی آمیخته نیست، ابعاد و اضلاع ندارد، حدود و اطراف از او دور گشته، حس توهم کننده باو دست نیابد، نهانست بی پرده، خدای آن را یک کلمه تمام قرار داد دارای چهار جز مقارن که هیچ یک پیش از دیگری نیست، سپس سه اسم آن را که خلق بآن نیاز داشتند هویدا ساخت و یک اسم آن را نهان داشت و آن همان اسم مکنون و مخزونست، و آن سه اسمی که هویدا گشت ظاهرشان«الله»تبارک و تعالی است، و خدای سبحان برای هر اسمی از این اسما چهار رکن مسخر فرمود که جمعا 12 رکن می شود، سپس در برابر هر رکنی 30 اسم که بآنها منسوبند آفرید که آنها، رحمان رحیم، ملک، قدوس، خالق باری و مصور، حی قیوم، بی چرت و خواب و علیم، خبیر…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 112

اِسْمُ اَللَّهِ غَيْرُهُ وَ كُلُّ شَيْ ءٍ وَقَعَ عَلَيْهِ اِسْمُ شَيْ ءٍ فَهُوَ مَخْلُوقٌ مَا خَلاَ اَللَّهَ فَأَمَّا مَا عَبَّرَتْهُ اَلْأَلْسُنُ أَوْ عَمِلَتِ اَلْأَيْدِي فَهُوَ مَخْلُوقٌ وَ اَللَّهُ غَايَةٌ مِنْ غَايَاتِهِ وَ اَلْمُغَيَّا غَيْرُ اَلْغَايَةِ وَ اَلْغَايَةُ مَوْصُوفَةٌ وَ كُلُّ مَوْصُوفٍ مَصْنُوعٌ وَ صَانِعُ اَلْأَشْيَاءِ غَيْرُ مَوْصُوفٍ بِحَدٍّ مُسَمًّى لَمْ يَتَكَوَّنْ فَيُعْرَفَ كَيْنُونِيَّتُهُ بِصُنْعِ غَيْرِهِ وَ لَمْ يَتَنَاهَ إِلَى غَايَةٍ إِلاَّ كَانَتْ غَيْرَهُ لاَ يَزِلُّ مَنْ فَهِمَ هَذَا اَلْحُكْمَ أَبَداً وَ هُوَ اَلتَّوْحِيدُ اَلْخَالِصُ فَارْعَوْهُ وَ…

امام صادق(ع)فرمود: اسم خدا غیر خود اوست و هر آنچه نام«چیز»بر آن صادق آید مخلوقست جز خدا و اما آنچه بزبان تعبیر شود(کلمه الله که بزبان آید)یا بدست انجام گیرد(وقتی بخط نوشته شود)آن مخلوقست و خدا مقصودی از مقاصد او است(یعنی آنکه لفظ«الله»را گوید یا نویسد مقصودش ذات خداست که بوسیله لفظ و خط باو متوسل می شود) لفظ«الله»یکی از علامات بسوی خداست و صاحب علامت غیر از خود علامت است زیرا علامت توصیف می شود و هر چیز که توصیف شود مصنوع است ولی صانع همه چیز بهیچ حدی که قابل ذکر باشد توصیف نشود، پدید آورده نشده تا چگونگی پدید آمدنش از روی مصنوعی جز او شناخته شود از روی ساختن سازنده اش شناخته شود و مردم در شناسایی او بهر نهایتی که رسند او غیر از آنست، کسی که این حقیقت را بفهمد هرگز نلغزد، اینست توحید خالص…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 113

سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ اَلْأَوَّلُ وَ اَلْآخِرُ َ قُلْتُ أَمَّا اَلْأَوَّلُ فَقَدْ عَرَفْنَاهُ وَ أَمَّا اَلْآخِرُ فَبَيِّنْ لَنَا تَفْسِيرَهُ فَقَالَ إِنَّهُ لَيْسَ شَيْ ءٌ إِلاَّ يَبِيدُ أَوْ يَتَغَيَّرُ أَوْ يَدْخُلُهُ اَلتَّغَيُّرُ وَ اَلزَّوَالُ أَوْ يَنْتَقِلُ مِنْ لَوْنٍ إِلَى لَوْنٍ وَ مِنْ هَيْئَةٍ إِلَى هَيْئَةٍ وَ مِنْ صِفَةٍ إِلَى صِفَةٍ وَ مِنْ زِيَادَةٍ إِلَى نُقْصَانٍ وَ مِنْ نُقْصَانٍ إِلَى زِيَادَةٍ إِلاَّ رَبَّ اَلْعَالَمِينَ فَإِنَّهُ لَمْ يَزَلْ وَ لاَ يَزَالُ بِحَالَةٍ وَاحِدَةٍ هُوَ اَلْأَوَّلُ قَبْلَ كُلِّ شَيْ ءٍ وَ…

ابن ابی یعفور گوید: از حضرت صادق علیه السلام راجع بقول خدا«او اول و آخر است»پرسیدم و گفتم. معنی اول را فهمیدم و اما آخر را شما تفسیرش را برایم بیان کنید. فرمود: هر چیز جز پروردگار جهانیان نابود شود و دگرگون گردد یا نابودی و دگرگونی از خارج باو راه یابد یا رنگ و شکل و وصفش عوض شود و از زیادی بکمی و از کمی بزیادی گراید، تنها اوست که همیشه بیک حالت بوده و باشد اوست اول و پیش از هر چیز و اوست آخر برای همیشه، صفات و اسما گوناگون بر او وارد نشود چنان که بر غیر او وارد شود، مانند انسان که گاهی خاک و گاهی گوشت و خون و گاهی استخوان پوسیده و نرم شده است و مانند غوره خرما که گاهی بلح و گاهی بسر و گاهی خرمای تازه و گاهی خرمای خشک است که اسما و صفات مختلف بر آن وارد شود و خدای-جل و عز-بخلاف آنست-.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 115

فِي قَوْلِهِ تَعَالَى ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلاّ هُوَ رابِعُهُمْ وَ لا خَمْسَةٍ إِلاّ هُوَ سادِسُهُمْ فَقَالَ هُوَ وَاحِدٌ وَاحِدِيُّ اَلذَّاتِ بَائِنٌ مِنْ خَلْقِهِ وَ بِذَاكَ وَصَفَ نَفْسَهُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ ءٍ مُحِيطٌ بِالْإِشْرَافِ وَ اَلْإِحَاطَةِ وَ اَلْقُدْرَةِ لا يَعْزُبُ عَنْهُ مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي اَلسَّماواتِ وَ لا فِي اَلْأَرْضِ وَ لا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرُ لْإِحَاطَةِ وَ اَلْعِلْمِ لاَ بِالذَّاتِ لِأَنَّ اَلْأَمَاكِنَ مَحْدُودَةٌ تَحْوِيهَا حُدُودٌ أَرْبَعَةٌ فَإِذَا كَانَ بِالذَّاتِ لَزِمَهَا اَلْحَوَايَةُ .

امام صادق علیه السلام راجع بقول خدای تعالی(7 سوره 58)«رازگویی میان سه نفر نباشد جز اینکه خدا چهارمین آنهاست و نه میان پنج نفر جز اینکه او ششمین آنهاست»فرمود: او یکتا و ذاتش یگانه و از خلقش جداست و خود را این گونه توصیف نموده است(که فرموده: چیزی مانند او نیست)و او بهمه چیز احاطه دارد(نه بطور احاطه ظرف بر مظروف بلکه)بطور زیر نظر داشتن و فرا گرفتن و توانایی، هموزن ذره و نه سبکتر و نه سنگین تر از آن نه در آسمانها و نه در زمین از علم او پنهان نیست از نظر احاطه و علم نه از نظر ذات و حقیقت، زیرا اماکن بچهار حد(راست، چپ، جلو و عقب)محدود و مشتمل است، اگر از نظر ذات و حقیقت باشد لازم آید که در برگیرد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 126

إِنَّ لِكُلِّ شَيْ ءٍ قَلْباً وَ إِنَّ قَلْبَ اَلْقُرْآنِ يس وَ مَنْ قَرَأَهَا قَبْلَ أَنْ يَنَامَ أَوْ فِي نَهَارِهِ قَبْلَ أَنْ يَمْشِيَ كَانَ فِي نَهَارِهِ مِنَ اَلْمَحْفُوظِينَ وَ اَلْمَرْزُوقِينَ حَتَّى يُمْسِيَ وَ مَنْ قَرَأَهَا فِي لَيْلِهِ قَبْلَ أَنْ يَنَامَ وَكَّلَ اَللَّهُ بِهِ أَلْفَ مَلَكٍ يَحْفَظُونَهُ مِنْ شَرِّ كُلِّ شَيْطَانٍ رَجِيمٍ وَ مِنْ كُلِّ آفَةٍ وَ إِنْ مَاتَ فِي يَوْمِهِ أَدْخَلَهُ اَللَّهُ اَلْجَنَّةَ وَ حَضَرَ غُسْلَهُ ثَلاَثُونَ أَلْفَ مَلَكٍ كُلُّهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ لَهُ وَ يُشَيِّعُونَهُ إِلَى قَبْرِهِ بِالاِسْتِغْفَارِ لَهُ فَإِذَا دَخَلَ فِي لَحْدِهِ كَانُوا…

همانا هر چیزی دارای قلبی است و قلب قرآن سوره یس است. هر که آن را شب هنگام پیش از خوابیدن و یا در روز پیش از فرا رسیدن شب تلاوت کند در آن روز از حفظشدگان و روزی یافتگان باشد تا شب فرا رسد و هر که آن را شب هنگام پیش از خوابیدن تلاوت کند خداوند هزار فرشته را بر او بگمارد تا او را از شر هر شیطان رانده شده و هر آفتی نگاه دارند و چون در آن روز جان سپارد خداوند او را به بهشت درآرد و سی هزار فرشته هنگام غسلش حضور یابند که همگان برای او آمرزش جویند و او را تا گورش، با آمرزش خواهی برای او، تشییع نمایند؛ پس چون بر گورش درآید فرشتگان درون گورش خدا را عبادت کنند و پاداش عبادتشان از آن او باشد و به اندازه بلندای نگاهش گورش فراخ گردد و از فشار قبر در امان ماند و پیوسته از گورش تا پهنه آسمان نوری خیزد و…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 110

مَنْ مَضَى بِهِ يَوْمٌ وَاحِدٌ فَصَلَّى فِيهِ خَمْسَ صَلَوَاتٍ وَ لَمْ يَقْرَأْ فِيهَا بِ قُلْ هُوَ اَللّهُ أَحَدٌ قِيلَ لَهُ يَا عَبْدَ اَللَّهِ لَسْتَ مِنَ اَلْمُصَلِّينَ.

هر که یک روز بر او گذرد و پنج نماز واجب گزارد و سوره «قل هو الله احد»را در هیچ یک از آنها تلاوت نکند؛ به او گفته شود: ای بنده خدا تو از نمازگزاران نیستی.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 127

اَلْقَرْضُ اَلْوَاحِدُ بِثَمَانِيَةَ عَشَرَ وَ إِنْ مَاتَ اُحْتُسِبَ بِهَا مِنَ اَلزَّكَاةِ.

امام صادق علیه السلام فرمود: پاداش قرض دهنده هیجده برابر است و چون قرض گیرنده جان سپارد آن مال قرضی، زکات دارایی قرض دهنده به حساب آید.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 138

لَأَنْ أُقْرِضَ قَرْضاً أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أصله أَصِلَ بِمِثْلِهِ وَ كَانَ يَقُولُ مَنْ أَقْرَضَ قَرْضاً فَضَرَبَ لَهُ أَجَلاً فَلَمْ يُؤْتَ بِهِ عِنْدَ ذَلِكَ اَلْأَجَلِ فَإِنَّ لَهُ مِنَ اَلثَّوَابِ فِي كُلِّ يَوْمٍ يَتَأَخَّرُ عَنْهُ ذَلِكَ اَلْأَجَلُ مِثْلَ صَدَقَةِ دِينَارٍ وَاحِدٍ فِي كُلِّ يَوْمٍ.

امام صادق علیه السلام فرمود: خوش تر دارم که مالی را قرض دهم تا اینکه آن را ببخشم. راوی گوید که امام علیه السلام فرمود: هر که قرضی دهد و مدتی را برای آن تعیین کند و هنگام پایان یافتن آن مدت، قرضش پرداخت نشود به ازای هر روزی که از آن مدت به تاخیر افتد او را پاداشی مانند پاداش صدقه یک دینار باشد.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 138

خَرَجَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع فِي لَيْلَةٍ قَدْ رَشَّتِ اَلسَّمَاءُ وَ هُوَ يُرِيدُ ظُلَّةَ بَنِي سَاعِدَةَ فَاتَّبَعْتُهُ فَإِذَا هُوَ قَدْ سَقَطَ مِنْهُ شَيْ ءٌ فَقَالَ ;بِسْمِ اَللَّهِ اَللَّهُمَّ رُدَّ عَلَيْنَا; قَالَ فَأَتَيْتُهُ فَسَلَّمْتُ عَلَيْهِ فَقَالَ أَنْتَ مُعَلًّى قُلْتُ نَعَمْ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ لِي اِلْتَمِسْ بِيَدِكَ فَمَا وَجَدْتَ مِنْ شَيْ ءٍ فَادْفَعْهُ إِلَيَّ قَالَ فَإِذَا بِخُبْزٍ مُنْتَشِرٍ فَجَعَلْتُ أَدْفَعُ إِلَيْهِ مَا وَجَدْتُ فَإِذَا أَنَا بِجِرَابٍ مِنْ خُبْزٍ فَقُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ أَحْمِلُهُ عَنْكَ فَقَالَ لاَ أَنَا أَوْلَى بِهِ مِنْكَ وَ لَكِنِ…

معلی بن خنیس گوید: امام صادق علیه السلام در شبی بارانی از خانه در آمد و راهی سایبان بنی ساعده(که منزلگاه تهیدستان بود)شد و من در پی ایشان راهی شدم. ناگاه چیزی از آن حضرت بر زمین افتاد و امام علیه السلام فرمود: «بسم الله»؛ خدایا آن را به من بازگردان. راوی گوید: به نزدش رفته و سلام کردم. امام علیه السلام فرمود: آیا تو معلی هستی؟ عرض کردم: فدایت شوم آری؛ پس مرا فرمود: دست بر زمین بکش و هر چه یافتی به من بده. راوی گوید: من نیز هر چه می یافتم به امام علیه السلام می دادم. دیدم که کیسه ای نان بود. عرض کردم: فدایت شوم اجازه دهید به جای شما من آن را بیاورم. فرمود: نه، من برای آوردن کیسه از تو سزاوارترم ولی همراه من بیا. راوی گوید: به سایبان بنی ساعده رفتیم. در آنجا گروهی خوابیده بودند. امام علیه…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 144

مَنْ أَغَاثَ أَخَاهُ اَلْمُؤْمِنَ اَللَّهْفَانَ عِنْدَ جَهْدِهِ فَنَفَّسَ كُرْبَتَهُ وَ أَعَانَهُ عَلَى نَجَاحِ حَاجَتِهِ كَانَتْ لَهُ بِذَلِكَ عِنْدَ اَللَّهِ اِثْنَتَانِ وَ سَبْعُونَ رَحْمَةً مِنَ اَللَّهِ يُعَجِّلُ لَهُ مِنْهَا وَاحِدَةً تصلح يُصْلِحُ بِهَا مَعِيشَتَهُ وَ يَدَّخِرُ لَهُ إِحْدَى وَ سَبْعِينَ رَحْمَةً لِأَفْزَاعِ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ وَ أَهْوَالِهَا.

امام صادق علیه السلام فرمود: هر که هنگام مشقت به فریاد برادر پریشانش برسد و اندوهش را بزداید و او را در دستیابی بر خواسته اش یاری رساند او به سبب این کار هفتاد و دو رحمت در پیشگاه خدا دارد که یکی از آن رحمت ها را شتابان و زود بر او فروفرستد که با آن امور زندگی اش را سامان دهد و هفتاد و یک رحمت دیگر را برای بیم ها و هراس های روز رستاخیز او نگاه دارد.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 149

إِذَا ذُكِرَ اَلنَّبِيُّ ص فَأَكْثِرُوا اَلصَّلاَةَ عَلَيْهِ فَإِنَّهُ مَنْ صَلَّى عَلَى اَلنَّبِيِّ ص صَلاَةً وَاحِدَةً صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ أَلْفَ صَلاَةٍ فِي أَلْفِ صَفٍّ مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ وَ لَمْ يَبْقَ شَيْ ءٌ مِمَّا خَلَقَ اَللَّهُ إِلاَّ صَلَّى عَلَى ذَلِكَ اَلْعَبْدِ لِصَلاَةِ اَللَّهِ عَلَيْهِ وَ صَلاَةِ مَلاَئِكَتِهِ وَ لاَ يَرْغَبُ عَنْ هَذَا إِلاَّ جَاهِلٌ مَغْرُورٌ وَ قَدْ بَرِئَ اَللَّهُ مِنْهُ وَ رَسُولُهُ .

آن هنگام که پیامبر صلی الله علیه و آله را یاد کردند بر او بسیار صلوات فرستید، زیرا به راستی، هر که بر پیامبر صلی الله علیه و آله یک بار صلوات فرستد خداوند هزار بار در هزار صف از فرشتگان بر او درود فرستد و هیچ آفریده ای باقی نماند جز آنکه به سبب درود خدا و فرشتگان بر آن بنده، بر او درود فرستد و هیچ کس از صلوات فرستادن رو برنتابد جز نادان گمراهی که خدا و پیامبرش از او بیزارند.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 154

مَا اِجْتَمَعَ أَرْبَعَةٌ قَطُّ عَلَى أَمْرٍ وَاحِدٍ يدعوا فَدَعَوْا إِلاَّ تَفَرَّقُوا عَنْ إِجَابَةٍ.

پاداش گردهمایی هنگام دعا 1-. . . امام صادق علیه السلام فرمود: هرگز چهار کس بر یک چیز اتفاق نظر پیدا نکنند و بر آن دعا ننمایند جز آنکه پیش از پراکنده شدن دعایشان مستجاب گردد

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 160
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه