قال الإمام الصادق عليه السلام

احادیث درباره رسول خدا صلی الله علیه و آله در مبارزه است با دشمن علی علیه السلام از امام صادق (ع)

امام جعفر صادق (علیه السلام)

عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ آبَائِهِ عَلَيْهِمُ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ مَا فَتَحَ اَللَّهُ لِعَبْدٍ بَابَ شُكْرٍ فَخَزَنَ عَنْهُ بَابَ اَلزِّيَادَةِ.

امام صادق علیه السّلام از پدرانش علیهم السّلام نقل می کند که:رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله فرمود:خداوند بر بنده ای دری از شکر را نگشاید مگر اینکه دری از کثرت نعمت برویش گشوده شود.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 39

عَنْهُ قَالَ : لَمَّا نَزَلَتْ هَذِهِ اَلْآيَةُ يٰا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ نٰارا : قَالَ جَلَسَ رَجُلٌ مِنَ اَلْمُسْلِمِينَ يَبْكِي وَ قَالَ أَنَا عَجَزْتُ عَنْ نَفْسِي كُلِّفْتُ أَهْلِي فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اَللَّهِ حَسْبُكَ أَنْ تَأْمُرَهُمْ بِمَا تَأْمُرُ بِهِ نَفْسَكَ وَ تَنْهَاهُمْ عَمَّا تَنْهَى عَنْهُ نَفْسَكَ.

امام صادق علیه السّلام فرمود:هنگامی که این آیه نازل شد: ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده تان را از آتش حفظ کنید ، مردی از مسلمانان نشسته و شروع به گریه کردن نمود، و گفت:من از خودم عاجز و ناتوانم، خانواده ام هم بر من تکلیف شده، رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله به او فرمود:برای تو کافی است که آنها را امر کنی به آنچه خودت به آن عمل می کنی، و باز داری از آنچه خودت را از آن باز می داری.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 365

لَعَنَ رَسُولُ اَللَّهِ ص اَلْمُتَشَبِّهِينَ مِنَ اَلرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ وَ اَلْمُتَشَبِّهَاتِ مِنَ اَلنِّسَاءِ بِالرِّجَالِ وَ هُمُ اَلْمُخَنَّثُونَ وَ اَللاَّتِي يَنْكِحُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ إِنَّمَا أَهْلَكَ اَللَّهُ قَوْمَ لُوطٍ حِينَ عَمِلَ اَلنِّسَاءُ بِمِثْلِ عَمَلِ اَلرِّجَالِ وَ رَأَى بَعْضُهُمْ بَعْضاً .

امام صادق علیه السلام فرمود: پیامبر خدا صلی الله علیه و آله مردانی را که خویش را شبیه زنان سازند و زنانی که خویش را شبیه مردان سازند لعن نمود، و اینان مردانی زن صفت اند و زنانی هستند که با یک دیگر نزدیکی می کنند و همانا خداوند قوم لوط را تنها به سبب این نابود ساخت که زنان همانند عمل مردان را انجام دادند و با یک دیگر نزدیکی نمودند.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 267

اَلْكَذِبُ عَلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عَلَى رَسُولِهِ وَ عَلَى اَلْأَوْصِيَاءِ ع مِنَ اَلْكَبَائِرِ.

امام صادق علیه السلام فرمود: دروغ بستن بر خدای گرامی و بزرگ و پیامبرش صلی الله علیه و آله و جانشینانش علیهم السلام از گناهان کبیره است.

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 268

هَذِهِ شَرَائِعُ اَلدِّينِ لِمَنْ أَرَادَ أَنْ يَتَمَسَّكَ بِهَا وَ أَرَادَ اَللَّهُ هُدَاهُ إِسْبَاغُ اَلْوُضُوءِ كَمَا أَمَرَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كِتَابِهِ اَلنَّاطِقِ غَسْلُ اَلْوَجْهِ وَ اَلْيَدَيْنِ إِلَى اَلْمِرْفَقَيْنِ وَ مَسْحُ اَلرَّأْسِ وَ اَلْقَدَمَيْنِ إِلَى اَلْكَعْبَيْنِ مَرَّةً مَرَّةً وَ مَرَّتَانِ جَائِزٌ وَ لاَ يَنْقُضُ اَلْوُضُوءَ إِلاَّ اَلْبَوْلُ وَ اَلرِّيحُ وَ اَلنَّوْمُ وَ اَلْغَائِطُ وَ اَلْجَنَابَةُ وَ مَنْ مَسَحَ عَلَى اَلْخُفَّيْنِ فَقَدْ خَالَفَ اَللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ كِتَابَهُ وَ وُضُوؤُهُ لَمْ يَتِمَّ وَ صَلاَتُهُ غَيْرُ مُجْزِيَةٍ وَ اَلْأَغْسَالُ…

امام صادق فرمود: این ها دستورات دین است برای کسی که بخواهد پایبند آنها شده و خداوند هدایت او را خواسته باشد: وضو را آن طوری که خدای عز و جل در کتاب گویای خود دستور فرموده 226 - 3 است بطور کامل بجای آورد شستن روی و هر دو دست تا آرنج و مسح سر و دو پا را تا برآمدگی استخوان پشت پا هر کدام یک بار و دو بار نیز جایز است و وضو را باطل نمیکند مگر بول و بادی که از شخص بیرون می آید و خواب و غایط و جنابت و کسی که از روی کفش هایش مسح بکشد با خدا و رسول و قرآن او مخالفت کرده است و وضواش درست نیست و نمازش کفایت نمی کند. از جمله غسلها غسل جنابت است و غسل حیض و غسل میت و غسل کسی که بدن میت را پس از سرد شدن مس کند و غسل برای کسی که میت را غسل می دهد و غسل روز جمعه و غسل دو عید(فطر و قربان) و غسل داخل شدن بمکه…

الخصال، ج 3، ص 603

دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنِّي أَسْأَلُكَ عَنْ مَسْأَلَةٍ هَاهُنَا أَحَدٌ يَسْمَعُ كَلاَمِي قَالَ فَرَفَعَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع سِتْراً بَيْنَهُ وَ بَيْنَ بَيْتٍ آخَرَ فَاطَّلَعَ فِيهِ ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ سَلْ عَمَّا بَدَا لَكَ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ شِيعَتَكَ يَتَحَدَّثُونَ أَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص عَلَّمَ عَلِيّاً ع بَاباً يُفْتَحُ لَهُ مِنْهُ أَلْفُ بَابٍ قَالَ فَقَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ عَلَّمَ رَسُولُ اَللَّهِ ص عَلِيّاً ع أَلْفَ بَابٍ يُفْتَحُ مِنْ كُلِّ بَابٍ أَلْفُ بَابٍ قَالَ قُلْتُ هَذَا وَ اَللَّهِ اَلْعِلْمُ…

ابو بصیر گوید: خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم و عرض کردم: قربانت گردم، از شما پرسشی دارم»آیا در اینجا کسی(نامحرم)هست که سخن مرا بشنود؟ امام صادق علیه السلام پرده ای را که در میان آنجا و اطاق دیگر بود، بالا زد و آنجا سر کشید -سپس فرمود: ای ابا محمد هر چه خواهی بپرس، عرضکردم: قربانت گردم. شیعیان حدیث میکنند که پیغمبر صلی الله علیه و آله بعلی علیه السلام بابی از علم آموخت که از آن هزار باب علم گشوده گشت، فرمود: ای ابا محمد پیغمبر صلی الله علیه و آله بعلی هزار باب از علم آموخت که از هر باب آن هزار باب گشوده میشد(مانند جزییات و مصادیقی که بر قواعد کلی منطبق می شود)عرضکردم: بخدا که علم کامل و حقیقی اینست. امام علیه السلام ساعتی(برای اظهار تفکر)بزمین اشاره کرد و سپس فرمود: آن علم است ولی علم کامل…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 238

إِنَّ فِي اَلْجَفْرِ اَلَّذِي يَذْكُرُونَهُ لَمَا يَسُوؤُهُمْ لِأَنَّهُمْ لاَ يَقُولُونَ اَلْحَقَّ وَ اَلْحَقُّ فِيهِ فَلْيُخْرِجُوا قَضَايَا عَلِيٍّ وَ فَرَائِضَهُ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ وَ سَلُوهُمْ عَنِ اَلْخَالاَتِ وَ اَلْعَمَّاتِ وَ لْيُخْرِجُوا مُصْحَفَ فَاطِمَةَ ع فَإِنَّ فِيهِ وَصِيَّةَ فَاطِمَةَ ع وَ مَعَهُ سِلاَحُ رَسُولِ اَللَّهِ ص إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فَأْتُوا بِكِتابٍ مِنْ قَبْلِ هذا أَوْ أَثارَةٍ مِنْ عِلْمٍ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ

امام صادق علیه السلام فرمود: همانا در جفری که(پیشوایان زیدیه)یاد میکنند(و مدعی هستند که نزد آنهاست)چیزهایی است که ایشان را ناپسند آید، زیرا آنها بحق قایل نیستند، در صورتی که حق در آن جفر است(در آن نوشته است که از ایشان کسی بامامت نمیرسد و اجازه خروج و جنگیدن ندارد)و باز اگر راست میگویند، قضاوتهای علی علیه السلام و احکام میراثی را که فرموده است(و در جفر نوشته است)بیرون آورند، راجع بمیراث خاله ها و عمه ها از ایشان بپرسید(اگر توانستند جواب گویند و باز اگر راست میگویند)مصحف فاطمه علیها السلام را که وصیتش در آن و سلاح پیغمبر صلی الله علیه و آله نیز همراه آنست، بیرون آورند(وصیت فاطمه علیها السلام ایشان را تکذیب میکند و سلاح پیغمبر صلی الله علیه و آله نزد ماست نه نزد ایشان). خدای عز و جل فرماید(3…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 241

قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ ع ذَاتَ يَوْمٍ وَ كَانَ لاَ يُكَنِّينِي قَبْلَ ذَلِكَ يَا أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ قَالَ قُلْتُ لَبَّيْكَ قَالَ إِنَّ لَنَا فِي كُلِّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ سُرُوراً قُلْتُ زَادَكَ اَللَّهُ وَ مَا ذَاكَ قَالَ إِذَا كَانَ لَيْلَةُ اَلْجُمُعَةِ وَافَى رَسُولُ اَللَّهِ ص اَلْعَرْشَ وَ وَافَى اَلْأَئِمَّةُ ع مَعَهُ وَ وَافَيْنَا مَعَهُمْ فَلاَ تُرَدُّ أَرْوَاحُنَا إِلَى أَبْدَانِنَا إِلاَّ بِعِلْمٍ مُسْتَفَادٍ وَ لَوْ لاَ ذَلِكَ لَأَنْفَدْنَا .

مفضل(بن عمر که کینه اش ابا عبد الله است)گوید: روزی امام صادق علیه السلام بمن فرمود: ای ابا عبد الله-و تا آن روز مرا بکنیه ام نخوانده بود-من عرضکردم: لبیک: فرمود: برای ما در هر شب جمعه شادی و سروریست. عرضکردم: خدایش افزایش دهد، آن سرور چیست؟ فرمود: چون شب جمعه شود، پیغمبر صلی الله علیه و آله بعرش خدا برآید و ایمه علیهم السلام برآیند و ما نیز با ایشان برآییم، پس ارواح ما ببدنهایمان باز نگردد، مگر با علمی که استفاده شده باشد و اگر چنین نباشد علم ما نابود گردد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 254

لَيْسَ يَخْرُجُ شَيْ ءٌ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ حَتَّى يَبْدَأَ بِرَسُولِ اَللَّهِ ص ثُمَّ بِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع ثُمَّ بِوَاحِدٍ بَعْدَ وَاحِدٍ لِكَيْلاَ يَكُونَ آخِرُنَا أَعْلَمَ مِنْ أَوَّلِنَا .

امام صادق علیه السلام فرمود: چیزی(از علم)از نزد خدای عز و جل خارج نشود، جز اینکه برسول خدا صلی الله علیه و آله آغاز شود، سپس بامیر المومنین علیه السلام رسد و سپس بامامان دیگر، یکی پس از دیگری تا امام آخر از امام اول عالمتر نباشد.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 255

كُنَّا مَعَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع جَمَاعَةً مِنَ اَلشِّيعَةِ فِي اَلْحِجْرِ فَقَالَ عَلَيْنَا عَيْنٌ فَالْتَفَتْنَا يَمْنَةً وَ يَسْرَةً فَلَمْ نَرَ أَحَداً فَقُلْنَا لَيْسَ عَلَيْنَا عَيْنٌ فَقَالَ وَ رَبِّ اَلْكَعْبَةِ وَ رَبِّ اَلْبَنِيَّةِ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ لَوْ كُنْتُ بَيْنَ مُوسَى وَ اَلْخَضِرِ لَأَخْبَرْتُهُمَا أَنِّي أَعْلَمُ مِنْهُمَا وَ لَأَنْبَأْتُهُمَا بِمَا لَيْسَ فِي أَيْدِيهِمَا لِأَنَّ مُوسَى وَ اَلْخَضِرَ ع أُعْطِيَا عِلْمَ مَا كَانَ وَ لَمْ يُعْطَيَا عِلْمَ مَا يَكُونُ وَ مَا هُوَ كَائِنٌ حَتَّى تَقُومَ اَلسَّاعَةُ وَ قَدْ وَرِثْنَاهُ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص وِرَاثَةً .

سیف تمار(خرما فروش)گوید: با جماعتی از شیعیان در حجر اسماعیل خدمت امام صادق علیه السلام بودیم، حضرت فرمود: آیا جاسوسی مراقب ماست؟ ما براست و چپ نگاه کردیم و کسیرا ندیدیم، عرض کردیم، بر سر ما جاسوسی نیست، حضرت سه مرتبه فرمود: بپروردگار این کعبه، بپروردگار این ساختمان، اگر من با موسی و خضر می بودم بآنها خبر می دادم که من از آنها داناترم و چیزی را که نزد آنها نبود، بایشان گزارش می دادم، زیرا بموسی و خضر علیهما السلام علم آنچه گذشته و واقع شده، عطا شده بود، ولی علم آنچه تا روز قیامت واقع می شود، عطا نشده بود، لیکن ما از راه وراثت آن علم را از رسول خدا صلی الله علیه و آله بدست آورده ایم.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 260

قُلْتُ أَخْبِرْنِي عَنْ عِلْمِ عَالِمِكُمْ قَالَ وِرَاثَةٌ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مِنْ عَلِيٍّ ع قَالَ قُلْتُ إِنَّا نَتَحَدَّثُ أَنَّهُ يُقْذَفُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ يُنْكَتُ فِي آذَانِكُمْ قَالَ أَوْ ذَاكَ .

حارث بن مغیره گوید: بامام صادق علیه السلام عرضکردم، از علم عالم خود(یعنی امام از شما خانواده) بمن خبر دهید، فرمود: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و از علی علیه السلام بارث رسیده است. عرض کردم: بما گزارش میدهند که علم بدل شما الهام می شود و در گوش شما وارد میگردد، فرمود: گاهی هم چنین است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 264

كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ ع فَسَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ آيَةٍ مِنْ كِتَابِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَخْبَرَهُ بِهَا ثُمَّ دَخَلَ عَلَيْهِ دَاخِلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ تِلْكَ اَلْآيَةِ فَأَخْبَرَهُ بِخِلاَفِ مَا أَخْبَرَ بِهِ اَلْأَوَّلَ فَدَخَلَنِي مِنْ ذَلِكَ مَا شَاءَ اَللَّهُ حَتَّى كَأَنَّ قَلْبِي يُشْرَحُ بِالسَّكَاكِينِ فَقُلْتُ فِي نَفْسِي تَرَكْتُ أَبَا قَتَادَةَ بِالشَّامِ لاَ يُخْطِئُ فِي اَلْوَاوِ وَ شِبْهِهِ وَ جِئْتُ إِلَى هَذَا يُخْطِئُ هَذَا اَلْخَطَأَ كُلَّهُ فَبَيْنَا أَنَا كَذَلِكَ إِذْ دَخَلَ عَلَيْهِ آخَرُ فَسَأَلَهُ عَنْ تِلْكَ اَلْآيَةِ فَأَخْبَرَهُ بِخِلاَفِ مَا…

موسی بن اشیم گوید: خدمت امام صادق علیه السلام بودم که مردی راجع بآیه یی از قرآن پرسید و حضرت جوابش فرمود، سپس مردی وارد شد و همان آیه را پرسید، حضرت بر خلاف آنچه باولی فرموده بود، باو جواب گفت، از اختلاف گویی آن حضرت آنچه خدا خواهد، در دلم وارد شد، بطوری که گویا دلم را با کاردها میبرند. با خود گفتم من ابو قتاده را که در یک«واو»اشتباه نمیکرد، در شام رها کردم و نزد این مرد آمدم که چنین اشتباه بزرگی میکند، در آن میان که من آن افکار داشتم، مرد دیگری وارد شد و از همان آیه سوال کرد، حضرت بر خلاف آنچه بمن و دو رفیقم گفته بود، باو جواب داد، من دلم آرام گرفت، زیرا دانستم اختلاف گویی حضرت بخاطر تقیه است. سپس آن حضرت بمن توجه کرد و فرمود: پسر اشیم خدای عز و جل امر را بسلیمان بن داود واگذار کرد و…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 265
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه