قال الإمام باقر عليه السلام

احادیث درباره گناه بزرگتر از امام باقر (ع)

امام محمد باقر (علیه السلام)

قَالَ لِي يَا زِيَادُ مَا تَقُولُ لَوْ أَفْتَيْنَا رَجُلاً مِمَّنْ يَتَوَلاَّنَا بِشَيْ ءٍ مِنَ اَلتَّقِيَّةِ قَالَ قُلْتُ لَهُ أَنْتَ أَعْلَمُ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَالَ إِنْ أَخَذَ بِهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ وَ أَعْظَمُ أَجْراً وَ فِي رِوَايَةٍ أُخْرَى إِنْ أَخَذَ بِهِ أُوجِرَ وَ إِنْ تَرَكَهُ وَ اَللَّهِ أَثِمَ .

زیاد گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: اگر ما بیکی از دوستان خود فتوایی از روی تقیه دهیم چه میگویی عرضکردم؛ قربانت، شما بهتر دانید. فرمود: اگر همان را اخذ کند برایش بهتر و پاداشش بزرگتر است. -و در روایت دیگر است که فرمود: اگر آن را اخذ کند پاداش یابد و اگر رها کند بخدا که گناه کرده است.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 65

أَقْبَلَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ع فِي اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرَامِ فَنَظَرَ إِلَيْهِ قَوْمٌ مِنْ قُرَيْشٍ فَقَالُوا هَذَا إِلَهُ أَهْلِ اَلْعِرَاقِ فَقَالَ بَعْضُهُمْ لَوْ بَعَثْتُمْ إِلَيْهِ بَعْضَكُمْ فَسَأَلَهُ فَأَتَاهُ شَابٌّ مِنْهُمْ فَقَالَ لَهُ يَا عَمِّ مَا أَكْبَرُ اَلْكَبَائِرِ فَقَالَ شُرْبُ اَلْخَمْرِ فَأَتَاهُمْ فَأَخْبَرَهُمْ فَقَالُوا لَهُ عُدْ إِلَيْهِ فَلَمْ يَزَالُوا بِهِ حَتَّى عَادَ إِلَيْهِ فَسَأَلَهُ فَقَالَ لَهُ أَ لَمْ أَقُلْ لَكَ يَا اِبْنَ أَخِ شُرْبُ اَلْخَمْرِ إِنَّ شُرْبَ اَلْخَمْرِ يُدْخِلُ صَاحِبَهُ فِي اَلزِّنَاءِ وَ اَلسَّرِقَةِ وَ قَتْلِ اَلنَّفْسِ اَلَّتِي…

اسماعیل کاتب گوید: روزی امام باقر علیه السلام به سوی مسجد الحرام می رفت که گروهی از قریش او را دیدند و گفتند: این مرد، خدای عراقیان است. چند تن از آنان گفتند: خوبست که یکی از خودمان را به سویش بفرستیم تا از او پرسشی کند؛ پس جوانی از آنان نزد امام علیه السلام آمد و گفت: ای عمو بزرگترین گناهان کبیره کدام است؟ فرمود: شرابخواری. آن جوان بازگشت و پاسخ امام علیه السلام را برای آنان بازگو کرد. آنان گفتند: باز گرد و پرسش خویش را دیگر بار تکرار کن و پیوسته پافشاری کردند تا او بازگشت و پرسش خویش را تکرار نمود. امام علیه السلام فرمود: ای برادر زاده مگر تو را نگفتم که شرابخواری بزرگترین گناهان کبیره است؛ زیرا همانا شراب خوردن شرابخوار را در زنا و دزدی و آدمکشی-که خدا آن را حرام ساخته جز به حق-و شرک به…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 245

بَيْنَا أَبِي ع يَطُوفُ بِالْكَعْبَةِ إِذَا رَجُلٌ مُعْتَجِرٌ قَدْ قُيِّضَ لَهُ فَقَطَعَ عَلَيْهِ أُسْبُوعَهُ حَتَّى أَدْخَلَهُ إِلَى دَارٍ جَنْبَ اَلصَّفَا فَأَرْسَلَ إِلَيَّ فَكُنَّا ثَلاَثَةً فَقَالَ مَرْحَباً يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ ثُمَّ وَضَعَ يَدَهُ عَلَى رَأْسِي وَ قَالَ بَارَكَ اَللَّهُ فِيكَ يَا أَمِينَ اَللَّهِ بَعْدَ آبَائِهِ يَا أَبَا جَعْفَرٍ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبِرْنِي وَ إِنْ شِئْتَ فَأَخْبَرْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ سَلْنِي وَ إِنْ شِئْتَ سَأَلْتُكَ وَ إِنْ شِئْتَ فَاصْدُقْنِي وَ إِنْ شِئْتَ صَدَقْتُكَ قَالَ كُلَّ ذَلِكَ أَشَاءُ قَالَ فَإِيَّاكَ أَنْ يَنْطِقَ لِسَانُكَ عِنْدَ…

امام جواد علیه السلام فرماید: امام صادق علیه السلام فرمود: در آن میان که پدرم طواف کعبه مینمود، مردی نقاب زده ناگهانی پیدا شد و هفت شوط او را قطع کرد و او را بخانه کنار صفا آورد و دنبال من هم فرستاد تا سه نفر شدیم، آن مرد بمن گفت خوش آمدی پسر پیغمبر سپس دستش را بر سرم نهاد و گفت: خیر و برکت خدا بر تو بادای امین خدا پس از پدرانش (سپس متوجه پدرم شد و گفت)ای ابا جعفر اگر میخواهی تو بمن خبر ده و اگر میخواهی من بتو خبر دهم، میخواهی از من بپرس یا من از تو بپرسم، میخواهی تو مرا تصدیق کن یا من ترا تصدیق کنم، پدرم فرمود: همه اینها را میخواهم(و با هیچ یک مخالف نیستم)آن مرد گفت: پس مبادا که در جواب سوال من زبانت چیزی گوید که در دلت چیز دیگر باشد، فرمود: این کار را کسی میکند که در دلش دو علم مختلف باشد…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 242
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه