قال الإمام باقر عليه السلام

احادیث درباره دین و یقین از امام باقر (ع)

امام محمد باقر (علیه السلام)

سَأَلَهُ رَجُلٌ مِنْ شِيعَتِهِ عَنْ حُرُوبِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ص فَقَالَ ع لَهُ بَعَثَ اَللَّهُ مُحَمَّداً ص بِخَمْسَةِ أَسْيَافٍ ثَلاَثَةٌ مِنْهَا شَاهِرَةٌ لاَ تُغْمَدُ حَتّى تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزارَها وَ لَنْ تَضَعَ اَلْحَرْبُ أَوْزَارَهَا حَتَّى تَطْلُعَ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا فَإِذَا طَلَعَتِ اَلشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا أَمِنَ اَلنَّاسُ كُلُّهُمْ فِي ذَلِكَ اَلْيَوْمِ فَيَوْمَئِذٍ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً وَ سَيْفٌ مَكْفُوفٌ وَ سَيْفٌ مِنْهَا مَغْمُودٌ سَلُّهُ إِلَى غَيْرِنَا وَ حُكْمُهُ إِلَيْنَا…

از سخنان امام باقر علیه السلام در احکام شمشیرها -مردی از شیعیان حضرتش از پیکارهای امیر المومنین علیه السلام پرسید و آن حضرت در پاسخ فرمود: خداوند حضرت محمد صلی الله علیه و آله را با پنج شمشیر برانگیخت. سه شمشیر همواره برکشیده است، به نیام نرود تا اینکه پیکار پایان یابد و پیکار پایان نیابد تا اینکه خورشید از مغرب طلوع کند. پس چون خورشید از مغرب برآمد در آن روز مردم به تمامی امنیت یابند، پس آنگاه ایمان کسی که از پیش، ایمان نیاورده و یا با ایمانش نکویی نکرده، سودی ندارد. و شمشیری که بازداشته شده است و شمشیر در نیام که دیگران برکشند و فرمانش با ماست. پس آن سه شمشیر برکشیده: -شمشیری بر مشرکان عرب. خداوند جل و عز می فرماید: «مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 288

لَتُمَحَّصُنَّ یا شیعَةَ آلِ مُحَمَّدٍ تَمحیصَ الکحلِ فِی العَینِ و إنَّ صاحِبَ العَینِ یدری مَتی یقَعُ الکحلُ فی عَینِهِ و لایعلَمُ مَتی یخرُجُ مِنها، و کذلک یصبِحُ الرَّجُلُ عَلی شَریعَةٍ مِن اَمرِنا و یمسی و قد خَرَجَ مِنها، و یمسی عَلی شَریعَةٍ مِن اَمرِنا و یصبِحُ و قد خَرَجَ مِنها.

ای شیعیان آل محمد صلی الله علیه و آله یقیناً برای پاک شدن مورد آزمایش سخت قرار می گیرید، همچون پاک شدن سرمه در چشم.(از این جهت که) انسان می فهمد چه موقع سرمه وارد چشمش گردید، ولی خارج شدنش را از چشم متوجه نمی شود؛ و به همین شکل انسان بامداد اعتقاد به امامت ما دارد ولی شامگاه بی اعتقاد می شود؛ و نیز شامگاه اعتقاد به امامت دارد ولی بامداد عقیده خود را از دست می دهد(بدون آنکه خود بفهمد چطور اعتقادش دگرگون گردید).

غیبت نعمانی، باب ۱۲، ح۱۲
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه