قال الإمام باقر عليه السلام

احادیث درباره دو حج از امام باقر (ع)

امام محمد باقر (علیه السلام)

۵۱ حدیث · صفحه ۱ از ۵

قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ ع يَا جَابِرُ إِنَّ اَللَّهَ أَوَّلَ مَا خَلَقَ خَلَقَ مُحَمَّداً ص وَ عِتْرَتَهُ اَلْهُدَاةَ اَلْمُهْتَدِينَ فَكَانُوا أَشْبَاحَ نُورٍ بَيْنَ يَدَيِ اَللَّهِ قُلْتُ وَ مَا اَلْأَشْبَاحُ قَالَ ظِلُّ اَلنُّورِ أَبْدَانٌ نُورَانِيَّةٌ بِلاَ أَرْوَاحٍ وَ كَانَ مُؤَيَّداً بِرُوحٍ وَاحِدَةٍ وَ هِيَ رُوحُ اَلْقُدُسِ فَبِهِ كَانَ يَعْبُدُ اَللَّهَ وَ عِتْرَتُهُ وَ لِذَلِكَ خَلَقَهُمْ حُلَمَاءَ عُلَمَاءَ بَرَرَةً أَصْفِيَاءَ يَعْبُدُونَ اَللَّهَ بِالصَّلاَةِ وَ اَلصَّوْمِ وَ اَلسُّجُودِ وَ اَلتَّسْبِيحِ وَ اَلتَّهْلِيلِ وَ يُصَلُّونَ اَلصَّلَوَاتِ وَ يَحُجُّونَ وَ يَصُومُونَ .

جابر بن یزید گوید: امام باقر علیه السلام بمن فرمود: ای جابر همانا خدا در اول آفرینش محمد صلی الله علیه و آله و خاندان رهنما و هدایت شده او را آفرید، و آنها در برابر خدا اشباح نور بودند عرضکردم: اشباح چیست؟ فرمود: یعنی سایه نور، پیکرهای نورانی بدون روح، و محمد صلی الله علیه و آله تنها بیک روح موید بود و آن روح القدس بود که او و خاندانش بوسیله آن روح خدا را عبادت میکردند و از این جهت خدا ایشان را خویشتن دار، دانشمند، نیکوکار، برگزیده آفرید، با نماز و روزه و سجود و تسبیح و تهلیل خدا را عبادت میکردند و نمازها را میگزاردند و حج میکردند و روزه میگرفتند.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 442

كَانَ فِي رَسُولِ اَللَّهِ ص ثَلاَثَةٌ لَمْ تَكُنْ فِي أَحَدٍ غَيْرِهِ لَمْ يَكُنْ لَهُ فَيْ ءٌ وَ كَانَ لاَ يَمُرُّ فِي طَرِيقٍ فَيُمَرُّ فِيهِ بَعْدَ يَوْمَيْنِ أَوْ ثَلاَثَةٍ إِلاَّ عُرِفَ أَنَّهُ قَدْ مَرَّ فِيهِ لِطِيبِ عَرْفِهِ وَ كَانَ لاَ يَمُرُّ بِحَجَرٍ وَ لاَ بِشَجَرٍ إِلاَّ سَجَدَ لَهُ .

امام باقر علیه السلام فرمود: در رسول خدا صلی الله علیه و آله سه چیز بود که در هیچ کس جز او نبود: 1-سایه نداشت(زیرا نور او تحت الشعاع خورشید نمیگشت)2-از راهی نمیگذشت جز آنکه هر کس بعد از دو روز و سه روز از آنجا میگذشت بواسطه بوی خوشش میفهمد پیغمبر از آنجا عبور کرده است. 3-از هیچ سنگ و درختی عبور نمیکرد، جز آنکه برای او سجده می کرد. (و این سجده بعنوان احترام بود نه عبادت و معنوی بود نه ظاهری نظیر تسبیح موجودات خدا را).

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 442

لَمَّا قُبِضَ رَسُولُ اَللَّهِ ص بَاتَ آلُ مُحَمَّدٍ ع بِأَطْوَلِ لَيْلَةٍ حَتَّى ظَنُّوا أَنْ لاَ سَمَاءَ تُظِلُّهُمْ وَ لاَ أَرْضَ تُقِلُّهُمْ لِأَنَّ رَسُولَ اَللَّهِ ص وَتَرَ اَلْأَقْرَبِينَ وَ اَلْأَبْعَدِينَ فِي اَللَّهِ فَبَيْنَا هُمْ كَذَلِكَ إِذْ أَتَاهُمْ آتٍ لاَ يَرَوْنَهُ وَ يَسْمَعُونَ كَلاَمَهُ فَقَالَ اَلسَّلاَمُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ اَلْبَيْتِ وَ رَحْمَةُ اَللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ إِنَّ فِي اَللَّهِ عَزَاءً مِنْ كُلِّ مُصِيبَةٍ وَ نَجَاةً مِنْ كُلِّ هَلَكَةٍ وَ دَرَكاً لِمَا فَاتَ كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ اَلْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ اَلْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ…

امام باقر علیه السلام فرمود: چون رسول خدا صلی الله علیه و آله درگذشت، آل محمد علیهم السلام (از شدت تاثر و اندوه)درازترین شب را میگذرانیدند(چون خواب از چشمشان رفته بود و جهان در نظرشان تیره گشته بود)تا آنجا که از آسمانی که بالای سرشان قرار گرفته و زمینی که آنها را بر دوش کشیده فراموش کردند. زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله خویش و بیگانه را در راه خدا متحد ساخته بود برای رضای خدا حامی و مدافع خویشان و بیگانگان بود و کمانشان را بزه کشیده بود در آن میان که ایشان چنان حالی داشتند، واردی بر ایشان در آمد، که خودش را نمی دیدند و سخنش را می شنیدند و او می گفت: درود و رحمت و برکات خدا بر شما خانواده باد، همانا با وجود خدا در سایه او هر مصیبتی را بردباری و دلخوشی و هر هلاکتی را نجات و از دست رفته یی…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 445

لَمَّا حَضَرَتِ اَلْحَسَنَ ع اَلْوَفَاةُ بَكَى فَقِيلَ لَهُ يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ تَبْكِي وَ مَكَانُكَ مِنْ رَسُولِ اَللَّهِ ص اَلَّذِي أَنْتَ بِهِ وَ قَدْ قَالَ فِيكَ مَا قَالَ وَ قَدْ حَجَجْتَ عِشْرِينَ حَجَّةً مَاشِياً وَ قَدْ قَاسَمْتَ مَالَكَ ثَلاَثَ مَرَّاتٍ حَتَّى اَلنَّعْلَ بِالنَّعْلِ فَقَالَ إِنَّمَا أَبْكِي لِخَصْلَتَيْنِ لِهَوْلِ اَلْمُطَّلَعِ وَ فِرَاقِ اَلْأَحِبَّةِ .

امام باقر علیه السلام می فرمود: چون وفات امام حسن علیه السلام در رسید، گریه کرد، باو عرض شد، پسر پیغمبر گریه میکنی: در صورتی که نزد رسول خدا چنان مقامی داری؟ و پیغمبر در باره تو چنین و چنان فرموده، و بیست بار پیاده بحج رفته ای، و سه بار تمام داراییت را نصف کرده یی حتی کفشت را(و در راه خدا بفقرا داده یی). فرمود: من تنها برای دو مطلب میگریم: بیم موقف(حساب روز قیامت یا از بیم خدا)و از جدایی دوستان.

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 461

قَالَ أَبِي لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْأَنْصَارِيِّ إِنَّ لِي إِلَيْكَ حَاجَةً فَمَتَى يَخِفُّ عَلَيْكَ أَنْ أَخْلُوَ بِكَ فَأَسْأَلَكَ عَنْهَا فَقَالَ لَهُ جَابِرٌ أَيَّ اَلْأَوْقَاتِ أَحْبَبْتَهُ فَخَلاَ بِهِ فِي بَعْضِ اَلْأَيَّامِ فَقَالَ لَهُ يَا جَابِرُ أَخْبِرْنِي عَنِ اَللَّوْحِ اَلَّذِي رَأَيْتَهُ فِي يَدِ أُمِّي فَاطِمَةَ ع بِنْتِ رَسُولِ اَللَّهِ ص وَ مَا أَخْبَرَتْكَ بِهِ أُمِّي أَنَّهُ فِي ذَلِكَ اَللَّوْحِ مَكْتُوبٌ فَقَالَ جَابِرٌ أَشْهَدُ بِاللَّهِ أَنِّي دَخَلْتُ عَلَى أُمِّكَ فَاطِمَةَ ع فِي حَيَاةِ رَسُولِ اَللَّهِ ص فَهَنَّيْتُهَا بِوِلاَدَةِ اَلْحُسَيْنِ وَ…

امام صادق علیه السلام فرماید: پدرم بجابر بن عبد الله انصاری فرمود: من با تو کاری دارم، چه وقت برایت آسان تر است که ترا تنها ببینم و از تو سوال کنم؟ جابر گفت: هر وقت شما بخواهی، پس روزی با او در خلوت نشست و باو فرمود: در باره لوحی که آن را در دست مادرم فاطمه علیها السلام دختر رسول خدا صلی الله علیه و آله دیده یی و آنچه مادرم بتو فرمود که در آن لوح نوشته بود، بمن خبر ده. -جابر گفت: خدا را گواه میگیرم که من در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله خدمت مادرت فاطمه علیها السلام رفتم و او را بولادت حسین علیه السلام تبریک گفتم، در دستش لوح سبزی دیدم که گمان کردم از زمرد است و مکتوبی سفید در آن دیدم که چون رنگ خورشید(درخشان)بود. باو عرضکردم: دختر پیغمبر پدر و مادرم قربانت، این لوح چیست؟ فرمود…

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج 1، ص 527

قَالَ اَلْبَاقِرُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لاَ تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اَللَّهِ وَلِيجَة أَ فَلاَ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ فَإِنَّ كُلَّ سَبَبٍ وَ نَسَبٍ وَ قَرَابَةٍ وَ وَلِيجَةٍ وَ بِدْعَةٍ وَ سُنَّةٍ وَ شُبْهَةٍ مُنْقَطِعٌ مُضْمَحِلٌّ كَمَا يَضْمَحِلُّ اَلْغُبَارُ اَلَّذِي يَكُونُ عَلَى اَلْحَجَرِ اَلصَّلْدِ إِذَا أَصَابَهُ اَلْمَطَرُ اَلْجَوْدُ إِلاَّ مَا أَثْبَتَهُ اَلْقُرْآنُ .

امام باقر علیه السّلام فرمود:غیر خدا را برای خود تکیه گاه و محرم راز نگیرید، مگر شما مؤمن نیستید؟زیرا هر وسیله و نسبتی و هر خویشی و محرم راز و بدعت و سنّت و شبهه ای منقطع و بی اثر است، مانند غباری که روی سنگ صاف نشسته و بارانی شفّاف آن را بر طرف می کند، به جز آنچه را قرآن اثبات کرده باشد.

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 549

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : خَرَجَ مُوسَى فَمَرَّ بِرَجُلٍ مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ فَذَهَبَ بِهِ حَتَّى خَرَجَ إِلَى اَلطُّورِ فَقَالَ لَهُ اِجْلِسْ حَتَّى أَجِيئَكَ وَ خَطَّ عَلَيْهِ خَطَّة ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَى اَلسَّمَاءِ فَقَالَ اِسْتَوْدَعْتُكَ صَاحِبِي وَ أَنْتَ خَيْرُ مُسْتَوْدَعٍ ثُمَّ مَضَى فَنَاجَاهُ اَللَّهُ بِمَا أَحَبَّ أَنْ يُنَاجِيَهُ ثُمَّ اِنْصَرَفَ نَحْوَ صَاحِبِهِ فَإِذَا أَسَدٌ قَدْ وَثَبَ عَلَيْهِ فَشَقَّ بَطْنَهُ وَ فَرَثَ لَحْمَهُ وَ شَرِبَ دَمَهُ قُلْتُ وَ مَا فَرْثُ اَللَّحْمِ قَالَ قَطْعُ أَوْصَالِهِ فَرَفَعَ مُوسَى رَأْسَهُ فَقَالَ يَا…

امام باقر علیه السّلام فرمود:روزی موسی علیه السّلام از منزل خارج شد، به مردی از بنی اسرائیل رسید و با او به کوه طور رفت، و به او گفت:اینجا بنشین تا برگردم، بعد خطّی به دور او کشید، سپس سرش را به سوی آسمان بلند کرد و فرمود:دوستم را به تو سپردم و تو بهترین نگهدارنده ای، سپس رفت و خداوند با او به صورتی که دوست داشت مناجات کرد، سپس به طرف دوستش بازگشت، و ناگاه مشاهده کرد که شیری بر او حمله ور شده و شکمش را دریده و گوشتش را خورده و خونش را آشامیده، راوی گوید:گوشتش را چگونه خورده بود؟گفت:قطعه قطعه کرده بود، موسی در این هنگام سرش را بلند کرد و گفت:پروردگارا به تو سپردمش و تو بهترین نگهداری، ولی بدترین سگانت را بر او مسلط نمودی تا شکمش را بدرد، و گوشتش را تکه تکه کند و خونش را بنوشد. گفته شد:ای موسی…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 625

عَشْرُ خِصَالٍ مَنْ لَقِيَ اَللَّهَ بِهِنَّ دَخَلَ اَلْجَنَّةَ شَهَادَةُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اَللَّهِ وَ اَلْإِقْرَارُ بِمَا جَاءَ بِهِ مِنْ عِنْدِ اَللَّهِ وَ إِقَامُ اَلصَّلاَةِ وَ إِيتَاءُ اَلزَّكَاةِ وَ صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ حِجُّ اَلْبَيْتِ وَ اَلْوَلاَيَةُ لِأَوْلِيَاءِ اَللَّهِ وَ اَلْبَرَاءَةُ مِنْ أَعْدَاءِ اَللَّهِ وَ اِجْتِنَابُ كُلِّ مُسْكِرٍ.

ده ویژگی باشد که اگر خداوند کسی را همراه آنها دیدار کند به بهشت در آید: گواهی به اینکه معبودی جز خدا نیست؛ محمد فرستاده خداست؛ پذیرفتن هر آنچه که او از جانب خداوند گرامی و بزرگ آورده؛ برپاداری نماز؛ پرداخت زکات؛ روزه داری ماه رمضان؛ به جای آوردن حج خانه خدا؛ دوستداری دوستان خدا؛ بیزاری از دشمنان خدا و دوری گزینی از هر مست کننده

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 14

قَامَ أَبُو ذَرٍّ رَحْمَةُ اَللَّهِ عَلَيْهِ عِنْدَ اَلْكَعْبَةِ فَقَالَ أَنَا جُنْدَبُ بْنُ سَكَنَ فَاكْتَنَفَهُ اَلنَّاسُ فَقَالَ لَوْ أَنَّ أَحَدَكُمْ أَرَادَ سَفَراً لاَتَّخَذَ فِيهِ مِنَ اَلزَّادِ مَا يُصْلِحُهُ فَسَفَرُ يَوْمِ اَلْقِيَامَةِ أَ مَا تُرِيدُونَ فِيهِ مَا يُصْلِحُكُمْ فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ أَرْشِدْنَا فَقَالَ صُمْ يَوْماً شَدِيدَ اَلْحَرِّ لِلنُّشُورِ وَ حُجَّ حِجَّةً لِعَظَائِمِ اَلْأُمُورِ وَ صَلِّ رَكْعَتَيْنِ فِي سَوَادِ اَللَّيْلِ لِوَحْشَةِ اَلْقُبُورِ كَلِمَةُ خَيْرٍ تَقُولُهَا وَ كَلِمَةُ شَرٍّ تَسْكُتُ عَنْهَا أَوْ صَدَقَةٌ مِنْكَ عَلَى مِسْكِينٍ لَعَلَّكَ…

امام باقر(ع)فرمود: ابو ذر(خدایش رحمت کند)در کنار خانه کعبه بپا خواست و خود را معرفی کرده و گفت: من جندب فرزند سکن هستم، مردم اطرافش را گرفتند گفت: هر یک از شما که بخواهد بسفری برود توشه راهی بقدر کفایت سفرش بهمراه برمیدارد برای سفر روز رستاخیز نمیخواهید توشه کافی برگیرید؟ مردی بپا خواست و گفتش: ما را در این کار راهنمایی کن، گفت: برای رستاخیز روزی را در هوای بسیار گرم روزه بدار و برای کارهای مهم عمل حجی بجای آر، و برای نجات از وحشت قبر دو رکعت نماز در دل شب بگذار، سخنی که خیر در آن است بگو و از حرفی که شر برخیزد خاموش باش یا بر مسکینی از مال خود صدقه ای ده شاید از روز سخت، ای بینوا نجاتت بخشد دنیا را بجای دو درهم گیر که یک درهمش را بعایله خود انفاق کنی و درهم دیگر را برای تامین آخرتت از پیش…

الخصال، ج 2، ص 40

كُنْتُ جَلِيساً لِعُمَرَ بْنِ عَبْدِ اَلْعَزِيزِ حَيْثُ دَخَلَ اَلْمَدِينَةَ فَأَمَرَ مُنَادِيَهُ فَنَادَى مَنْ كَانَتْ لَهُ مَظْلِمَةٌ أَوْ ظُلاَمَةٌ فَلْيَأْتِ اَلْبَابَ فَأَتَى مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَعْنِي اَلْبَاقِرَ ع فَدَخَلَ إِلَيْهِ مَوْلاَهُ مُزَاحِمٌ فَقَالَ إِنَّ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيِّ بِالْبَابِ فَقَالَ لَهُ أَدْخِلْهُ يَا مُزَاحِمُ قَالَ فَدَخَلَ وَ عُمَرُ يَمْسَحُ عَيْنَيْهِ مِنَ اَلدُّمُوعِ فَقَالَ لَهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَا أَبْكَاكَ يَا عُمَرُ فَقَالَ هِشَامٌ أَبْكَاهُ كَذَا وَ كَذَا يَا اِبْنَ رَسُولِ اَللَّهِ فَقَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ يَا عُمَرُ إِنَّمَا…

هشام بن معاذ گوید: عمر بن عبد العزیز که بمدینه وارد شد با منش همنشینی بوده به جارچی اش دستور داد و او اعلام کرد هر کس را ستمی رسید، و یا شکایتی از کسی دارد بدر بار بیاید امام باقر تشریف آورد نوکر عمر: مزاحم وارد شد و گفت: که محمد بن علی(ع)بر در خانه است گفت: باندرونش راهنمایی کن گوید: امام هنگامی داخل شد که عمر اشک از چشمان خود پاک میکرد محمد بن علی(ع)فرمود چرا گریه کرده ای؟ هشام گفت: یا ابن رسول الله جهت گریه اش چنین و چنان است فرمود: ای عمر براستی که دنیا بازاری از بازارها است گروهی از این بازار بیرون شدند و متاعی سودمند تهیه کرده بودند و گروهی دیگر متاع زیان بخش، چه بسا مردمی که از کارهای روزمره ما زیان ها دیدند تا مرگشان فرا رسید و ریشه کن شدند و سر افکنده از دنیا بیرون رفتند زیرا نه…

الخصال، ج 2، ص 104

اَلْحَاجُّ عَلَى ثَلاَثَةِ وُجُوهٍ رَجُلٌ أَفْرَدَ اَلْحَجَّ بِسِيَاقِ اَلْهَدْيِ وَ رَجُلٌ أَفْرَدَ اَلْحَجَّ وَ لَمْ يَسُقْ وَ رَجُلٌ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى اَلْحَجِّ

امام باقر علیه السلام فرمود: آنکه عمل حج بجا می آورد بر سه وجه است: آنکه تنها عمل حج بجا می آورد(بدون عمره)و قربانی بهمراه دارد(حج قرآن)و آنکه حج تنها انجام میدهد بدون قربانی(حج افراد)و آنکه اول عمره بجا می آورد سپس عمل حج را(حج تمتع).

الخصال، ج 2، ص 147

بُنِيَ اَلْإِسْلاَمُ عَلَى خَمْسٍ إِقَامِ اَلصَّلاَةِ وَ إِيتَاءِ اَلزَّكَاةِ وَ حِجِّ اَلْبَيْتِ وَ صَوْمِ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ اَلْوَلاَيَةِ لَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ فَجُعِلَ فِي أَرْبَعٍ مِنْهَا رُخْصَةٌ وَ لَمْ يُجْعَلْ فِي اَلْوَلاَيَةِ رُخْصَةٌ مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ مَالٌ لَمْ يَكُنْ عَلَيْهِ اَلزَّكَاةُ وَ مَنْ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ مَالٌ فَلَيْسَ عَلَيْهِ حَجٌّ وَ مَنْ كَانَ مَرِيضاً صَلَّى قَاعِداً وَ أَفْطَرَ شَهْرَ رَمَضَانَ وَ اَلْوَلاَيَةُ صَحِيحاً كَانَ أَوْ مَرِيضاً أَوْ ذَا مَالٍ أَوْ لاَ مَالَ لَهُ فَهِيَ لاَزِمَةٌ وَاجِبَةٌ.

امام باقر(ع)فرمود: کاخ اسلام بر پنج پایه اساسی استوار است، برپاداشتن نماز، بمصرف رساندن زکاه، حج خانه کعبه، روزه ماه رمضان، دوستی ما خاندان، در چهار قسمت از این احکام تخفیفی منظور شده است ولی در دوستی ما تخفیفی نیست، کسی که ثروت اش نباشد زکاه بر او نیست و کسی که هزینه موجود نداشته باشد حج بر او واجب نیست کسی که بیمار باشد باید نماز را نشسته بخواند و روزه ماه رمضان را افطار کند ولی پا بند بودن بر ولایت. تندرست و بیمار و ثروتمند و درویش را لازم است.

الخصال، ج 2، ص 277
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه