عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ : يَا سَدِيرُ تُعْتِقُ كُلَّ يَوْمٍ نَسَمَة قُلْتُ لاَ قَالَ فَكُلَّ شَهْرٍ قُلْتُ لاَ فَقَالَ كُلَّ سَنَةٍ قُلْتُ لاَ فَقَالَ سُبْحَانَ اَللَّهِ أَ مَا تَأْخُذُ بِيَدِ أَخِيكَ فِي اَللَّهِ فَتُدْخِلَهُ بَيْتَكَ فَتُطْعِمَهُ شُبْعَة فَوَ اَللَّهِ لَذَلِكَ أَفْضَلُ مِنْ عِتْقِ رَقَبَةٍ مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ .
امام باقر علیه السّلام فرمود:ای سدیر آیا هر روز بنده ای را آزاد می کنی؟گفتم:نه، فرمود:در هر ماه؟گفتم:نه، فرمود:در هر سال؟گفتم:نه، فرمود:سبحان اللّٰه، آیا دست برادر دینیت را به خاطر خدا نگرفته ای و به خانه ات نبرده ای و او را از غذا سیر ننموده ای؟بخدا قسم این کار از آزاد کردن بنده ای از نسل فرزندان اسماعیل علیه السّلام ثوابش بیشتر است.
عَنْ أَبِي اَلْمِقْدَامِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : يَا أَبَا اَلْمِقْدَامِ لَأَنْ أُطْعِمَ رَجُلا مِنْ شِيعَتِي شُبْعَة أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ أُطْعِمَ أُفُقا مِنَ اَلنَّاسِ قَالَ قُلْتُ كَمِ اَلْأُفُقُ قَالَ مِائَةُ أَلْفٍ .
امام باقر علیه السّلام فرمود:ای ابو مقدام سیر کردن مردی از شیعیانم برای من بهتر از سیر کردن افقی از مردم دیگر است، گفتم:افق چه مقدار است؟فرمود:صد هزار.
عَنْ أَبِي عُبَيْدَةَ اَلْحَذَّاءِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ : يَحِقُّ عَلَى اَلْمُؤْمِنِ لِلْمُؤْمِنِ اَلنَّصِيحَةُ.
امام باقر علیه السّلام فرمود:بر مؤمن است که خیر خواه برادر مؤمنش باشد.
عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِذَا قَالَ اَلْمُؤْمِنُ لِأَخِيهِ أُفٍّ خَرَجَ مِنْ وَلاَيَتِهِ وَ إِذَا قَالَ أَنْتَ عَدُوِّي فَقَدْ كَفَرَ أَحَدُهُمَا لِأَنَّهُ لاَ يَقْبَلُ اَللَّهُ مِنْ أَحَدٍ عَمَلا فِي تَثْرِيبٍ عَلَى مُؤْمِنٍ نَصِيحَة وَ لاَ يَقْبَلُ مِنْ مُؤْمِنٍ عَمَلا وَ هُوَ يُضْمِرُ فِي قَلْبِهِ عَلَى مُؤْمِنٍ سُوء وَ لَوْ كُشِفَ اَلْغِطَاءُ عَنِ اَلنَّاسِ فَنَظَرُوا إِلَى مَا وَصَلَ مَا بَيْنَ اَللَّهِ وَ بَيْنَ اَلْمُؤْمِنِ خَضَعَتْ لِلْمُؤْمِنِينَ رِقَابُهُمْ وَ تَسَهَّلَتْ لَهُمْ أُمُورُهُمْ وَ لاَنَتْ لَهُمْ طَاعَتُهُمْ.
امام باقر علیه السّلام فرمود:هر گاه مؤمن نسبت به برادر دینی اش اظهار انزجار نماید از دوستی او خارج شده.و هر گاه به او بگوید تو دشمن منی یکی از آن دو کافر شده، زیرا خداوند عمل کسی را که بعنوان خیر اندیشی مؤمنی را توبیخ نموده باشد نمی پذیرد، و از مؤمن هم عملی را قبول نمی کند در حالی که در دلش نسبت به مؤمن دیگر گمان بد باشد.و اگر حجابها از جلوی چشم مردم برداشته شود و ببینند آنچه را موجب اتصال بین خدا و مؤمن شده گردنهای آنان برای مؤمنین خاضع و فروتن می شود، و کارهای مؤمنین برای آنان آسان می گردد، و برای آنها اطاعت از مؤمنین سهل می شود.
عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ : إِنَّ أَقْرَبَ مَا يَكُونُ اَلْعَبْدُ مِنَ اَلْكُفْرِ أَنْ يُوَاخِيَ اَلرَّجُلَ عَلَى اَلدِّينِ فَيَحْفَظَ عَلَيْهِ عَثَرَاتِهِ وَ يُحْصِيَ عَلَيْهِ زَلاَّتِهِ لِيُعَنِّفَهُ يَوْما مَا.
نزدیکترین چیزی که بنده به کفر دارد؛ اینست که با شخصی عقد برادری در دین بسته باشد و لغزشهایش را بخاطر بسپارد و خطاهایش را شماره کند تا روزی به وسیلۀ آنها او را سرزنش نماید.