فِي كُلِّ قَضَاءِ اَللَّهِ خَيْرٌ لِلْمُؤْمِنِ.
در هر قضا الهی، خیر و نکویی برای مومن باشد.
امام محمد باقر (علیه السلام)
فِي كُلِّ قَضَاءِ اَللَّهِ خَيْرٌ لِلْمُؤْمِنِ.
در هر قضا الهی، خیر و نکویی برای مومن باشد.
إِنَّ اَللَّهَ كَرِهَ إِلْحَاحَ اَلنَّاسِ بَعْضِهِمْ عَلَى بَعْضٍ فِي اَلْمَسْأَلَةِ وَ أَحَبَّ ذَلِكَ لِنَفْسِهِ إِنَّ اَللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ يُحِبُّ أَنْ يُسْأَلَ وَ يُطْلَبَ مَا عِنْدَهُ.
به راستی که خداوند پافشاری مردم در خواهش از دیگران را خوش نمی دارد ولی این پافشاری را در خواهش از او دوست می دارد به درستی که خدای که یادش بزرگ است دوست دارد که از او چیزی خواسته شود و از آنچه در نزد اوست درخواست گردد.
مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اَللَّهُ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظاً فَإِنَّ مَوَاعِظَ اَلنَّاسِ لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُ شَيْئاً.
هر آن کس که خداوند در نهانش اندرزگویی بر خویش، ننهاده است، اندرزهای مردم در او اثری نکند.
مَنْ كَانَ ظَاهِرُهُ أَرْجَحَ مِنْ بَاطِنِهِ خَفَّ مِيزَانُهُ.
هر کس که ظاهرش از نهانش نیکوتر است، ترازوی اعمالش سبک می گردد.
كَمْ مِنْ رَجُلٍ قَدْ لَقِيَ رَجُلاً فَقَالَ لَهُ كَبَّ اَللَّهُ عَدُوَّكَ وَ مَا لَهُ مِنْ عَدُوٍّ إِلاَّ اَللَّهُ.
چه بسیار مردی که چون به دیگری رسد گوید: خداوند دشمنت را واژگون نماید و حال آن که دشمن جز خدای ندارد.
ثَلاَثَةٌ لاَ يُسَلَّمُونَ اَلْمَاشِي إِلَى اَلْجُمُعَةِ وَ اَلْمَاشِي خَلْفَ جَنَازَةٍ وَ فِي بَيْتِ اَلْحَمَّامِ.
به سه کس سلام ندهند: کسی که راهی نماز جمعه است و کسی که به دنبال جنازه ای می رود و آن کس که در حمام است.
عَالِمٌ يُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ أَفْضَلُ مِنْ سَبْعِينَ أَلْفَ عَابِدٍ.
دانشمندی که از دانش او سود برند بهتر از هفتاد هزار عابد است.
لاَ يَكُونُ اَلْعَبْدُ عَالِماً حَتَّى لاَ يَكُونَ حَاسِداً لِمَنْ فَوْقَهُ وَ لاَ مُحَقِّراً لِمَنْ دُونَهُ.
هیچ بنده ای دانا نگردد تا اینکه به فرداست خود رشک نبرد و فرودست خویش را خوار نشمارد.
مَا عَرَفَ اَللَّهَ مَنْ عَصَاهُ وَ أَنْشَدَ تَعْصِي اَلْإِلَهَ وَ أَنْتَ تُظْهِرُ حُبَّهُ هَذَا لَعَمْرُكَ فِي اَلْفِعَالِ بَدِيعٌ لَوْ كَانَ حُبُّكَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ إِنَّ اَلْمُحِبَّ لِمَنْ أَحَبَّ مُطِيعٌ
آن کس که نافرمانی خدای را کند، خدای را نشناخته است. این دو بیت را خواند: تو نافرمانی خدا را می کنی در حالی که با او اظهار دوستی می نمایی؟ به جانت قسم که این کاری شگفت است اگر دوستی تو راستین بود بی تردید از خدای فرمان می بردی. به راستی دوستدار فرمانبر کسی است که او را دوست می دارد.
إِنَّمَا مَثَلُ اَلْحَاجَةِ إِلَى مَنْ أَصَابَ مَالَهُ حَدِيثاً كَمَثَلِ اَلدِّرْهَمِ فِي فَمِ اَلْأَفْعَى أَنْتَ إِلَيْهِ مُحْوِجٌ وَ أَنْتَ مِنْهَا عَلَى خَطَرٍ.
مثل نیازمند شدن به کسی که تازه به دوران رسیده است همانند سکه نقره ای در دهان افعی است که تو بدان سکه نقره نیاز داری و از آن افعی در خطری.
ثَلاَثُ خِصَالٍ لاَ يَمُوتُ صَاحِبُهُنَّ أَبَداً حَتَّى يَرَى وَبَالَهُنَّ اَلْبَغْيُ وَ قَطِيعَةُ اَلرَّحِمِ وَ اَلْيَمِينُ اَلْكَاذِبَةُ يُبَارِزُ اَللَّهَ بِهَا وَ إِنَّ أَعْجَلَ اَلطَّاعَةِ ثَوَاباً لَصِلَةُ اَلرَّحِمِ وَ إِنَّ اَلْقَوْمَ لَيَكُونُونَ فُجَّاراً فَيَتَوَاصَلُونَ فَتَنْمِي أَمْوَالُهُمْ وَ يُثْرُونَ وَ إِنَّ اَلْيَمِينَ اَلْكَاذِبَةَ وَ قَطِيعَةَ اَلرَّحِمِ لَيَذَرَانِ اَلدِّيَارَ بَلاَقِعَ مِنْ أَهْلِهَا .
سه صفت است که صاحب آن صفات هرگز نمی میرد تا اینکه عذاب و گرفتاری آن صفات را ببیند: ستم، قطع رابطه خویشاوندی و سوگند دروغین که ستیز با خداست. و بی گمان طاعتی که پاداشش زودتر از دیگر طاعات می رسد، ارتباط خویشاوندی است و به راستی اگر چه قومی طغیانگر و گنهکارند ولی صله رحم می کنند پس دارایی ایشان زیاد می گردد و توانگر می شوند و همانا سوگند دروغین و قطع ارتباط خویشاوندی شهرها را خالی از سکنه بی نشاط می سازد.
لاَ يُقْبَلُ عَمَلٌ إِلاَّ بِمَعْرِفَةٍ وَ لاَ مَعْرِفَةَ إِلاَّ بِعَمَلٍ وَ مَنْ عَرَفَ دَلَّتْهُ مَعْرِفَتُهُ عَلَى اَلْعَمَلِ وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْ فَلاَ عَمَلَ لَهُ.
هیچ کرداری جز با شناخت و آگاهی، پذیرفته نگردد و هیچ شناختی جز با کردار به دست نیاید و هر آن که آگاه گردید، آگاهی اش او را به کردار رهنمون سازد و کسی که آگاهی ندارد کرداری هم ندارد.