عَنْ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ إِذَا جَلَسْتَ إِلَى عَالِمٍ فَكُنْ عَلَى أَنْ تَسْمَعَ أَحْرَصَ مِنْكَ عَلَى أَنْ تَقُولَ وَ تَعَلَّمْ حُسْنَ اَلاِسْتِمَاعِ كَمَا تَعَلَّمُ حُسْنَ اَلْقَوْلِ وَ لاَ تَقْطَعْ عَلَى أَحَدٍ حَدِيثَهُ.
از امیر مؤمنان علیه السّلام نقل شد که فرمود:هر گاه نزد عالمی نشستی بر شنیدن حریص تر باش تا بر حرف زدن، و یاد بگیر خوب شنیدن را همان طور که خوب گفتن را یاد می گیری، و گفتار و سخن هیچ کس را قطع مکن.
أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَلْمَكْرَ وَ اَلْخَدِيعَةَ فِي اَلنَّارِ فَكُونُوا مِنَ اَللَّهِ عَلَى وَجَلٍ وَ مِنْ صَوْلَتِهِ عَلَى حَذَرٍ إِنَّ اَللَّهَ لاَ يَرْضَى لِعِبَادِهِ بَعْدَ إِعْذَارِهِ وَ إِنْذَارِهِ اِسْتِطْرَاداً وَ اِسْتِدْرَاجاً مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ وَ لِهَذَا يَضِلُّ سَعْيُ اَلْعَبْدِ حَتَّى يَنْسَى اَلْوَفَاءَ بِالْعَهْدِ وَ يَظُنَّ أَنَّهُ قَدْ أَحْسَنَ صُنْعاً وَ لاَ يَزَالُ كَذَلِكَ فِي ظَنٍّ وَ رَجَاءٍ وَ غَفْلَةٍ عَمَّا جَاءَهُ مِنَ اَلنَّبَإِ يَعْقِدُ عَلَى نَفْسِهِ اَلْعُقَدَ وَ يُهْلِكُهُا بِكُلِّ جَهْدٍ وَ هُوَ فِي مُهْلَةٍ مِنَ اَللَّهِ عَلَى عَهْدٍ يَهْوِي مَعَ…
از سخنان حکمت آمیز امیر المومنین علی علیه السلام و تشویق و بیم و پند دادن ایشان -اما بعد؛ همانا اهل نیرنگ و فریب در دوزخ اند؛ پس از خدا بترسید و از حمله پرقدرت او بر حذر باشید. به راستی، خدا پس از آن که بر بندگانش اتمام حجت کرده و بیم شان داده، دیگر از آنان نمی پسندد که نفهمیده خود را از درگاه الهی طرد نمایند و اندک اندک به هلاکت نزدیک شوند و غافلگیر گردند؛ از این رو، بنده به کوشش بیهوده دچار شود تا آنجا که وفای به عهد با خدا را از یاد ببرد و به خیال خود بپندارد که این کوشش ها خوب بوده و پیوسته در پندار و امید و بی اطلاعی از خبری که به او رسیده به سر می برد و بر کار خود گره ها می زند و با همه کوشش، خود را به هلاکت می اندازد و چند صباحی که خداوند مهلتش داده سو استفاده می نماید و با غفلت زدگان…
قُلْتُ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع إِنِّي سَمِعْتُ مِنْ سَلْمَانَ وَ اَلْمِقْدَادِ وَ أَبِي ذَرٍّ شَيْئاً مِنْ تَفْسِيرِ اَلْقُرْآنِ وَ أَحَادِيثَ عَنْ نَبِيِّ اَللَّهِ ص غَيْرَ مَا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ ثُمَّ سَمِعْتُ مِنْكَ تَصْدِيقَ مَا سَمِعْتُ مِنْهُمْ وَ رَأَيْتُ فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ أَشْيَاءَ كَثِيرَةً مِنْ تَفْسِيرِ اَلْقُرْآنِ وَ مِنَ اَلْأَحَادِيثِ عَنْ نَبِيِّ اَللَّهِ ص أَنْتُمْ تُخَالِفُونَهُمْ فِيهَا وَ تَزْعُمُونَ أَنَّ ذَلِكَ كُلَّهُ بَاطِلٌ أَ فَتَرَى اَلنَّاسَ يَكْذِبُونَ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص مُتَعَمِّدِينَ وَ يُفَسِّرُونَ اَلْقُرْآنَ بِآرَائِهِمْ قَالَ فَأَقْبَلَ…
سلیم بن قیس گوید: بامیر المومنین(ع)عرضکردم. من از سلمان و مقداد و ابی ذر چیزی از تفسیر قرآن و هم احادیثی از پیغمبر شنیده ام که با آنچه در نزد مردم است مخالفست و باز از شما میشنوم چیزی که آنچه را شنیده ام تصدیق میکند، و در دست مردم مطالبی از تفسیر قرآن و احادیث پیغمبر می بینم که شما با آنها مخالفید و همه را باطل میدانید، آیا عقیده دارید که مردم عمدا برسول خدا دروغ می بندند و قرآن را برای خود تفسیر میکنند؟ سلیم گوید: حضرت بمن توجه کرد و فرمود، سوالی کردی اکنون پاسخش را بفهم. همانا نزد مردم حق و باطل و راست و دروغ و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محکم و متشابه و خاطره درست و نادرست همه هست و در زمان پیغمبر(ع)مردم بر حضرتش دروغ بستند تا آنکه میان مردم بسخنرانی ایستاد و فرمود: «ای مردم همانا دروغ…
جَعَلُوا اَلشَّيْطَانَ لِأَمْرِهِمْ مَالِكا وَ جَعَلَهُمْ لَهُ أَشْرَاكا فَفَرَّخَ فِي صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِي حُجُورِهِمْ فَنَظَرَ بِأَعْيُنِهِمْ وَ نَطَق
شیطان را صاحب اختیار کارهای خود گردانیده اند و او آنها را شریک خویش قرار داده است در سینۀ آنها شیطان جوجه کرده که به آرامی به حرکت آمده و در اطراف آنها به راه افتاده اند.پس شیطان با چشم آنها نگاه می کند و با زبان آنها سخن می گوید آنها را بر لغزش سوار کرده است و گفتار باطل و خطا را برای ایشان آراسته است مانند کسی که شیطان او را شریک خود نموده و با زبان آنها به باطل سخن می گوید. فصل پنجم:تقوی و ورع پرهیزگاری و پارسایی معنای تقوی و ورع الورع اجتن
مِنَ اَلْحِكْمَةِ أَنْ لاَ تُنَازِعَ مَنْ فَوْقَكَ وَ لاَ تَسْتَذِلَّ مَنْ دُونَكَ وَ لاَ تَتَعَاطَى مَا لَيْسَ فِي قُدْرَتِكَ وَ لاَ يُخَالِفُ لِسَانُكَ قَلْبَكَ وَ لاَ قَوْلُكَ فِعْلَكَ وَ لاَ تَتَكَلَّمْ فِيمَا لاَ تَعْلَمُ وَ لاَ تَتْرُكِ اَلْأَمْرَ عِنْدَ اَلْإِقْبَالِ وَ تَطْلُبْهُ عِنْدَ اَلْإِدْبَار
از نشانه های حکمت این است که با مافوق خود منازعه و جدال نکنی، زیر دست خویش را، خوار منمایی، و کاری را که توانایی آن را نداری عهده دار نشوی، و زبان تو با دلت، و گفتار تو با کردارت مخالفت نکند.در آنچه نمی دانی، سخن مگویی؛ کار که به تو روی آورد، وامگذاری، و آنگاه که روی گردانید، طلب منمایی.
أَصْدَقُ اَلْمَقَالِ مَا نَطَقَ بِهِ لِسَانُ اَلْحَال
راست ترین گفتار، سخنی است که به زبان عمل گفته شود.
اَلْكَذَّابُ مُتَّهَمٌ فِي قَوْلِهِ وَ إِنْ قَوِيَتْ حُجَّتُهُ وَ صَدَقَتْ لَهْجَتُه
دروغگو در سخن خود متّهم است، اگر چه دلیل او محکم و گفتارش راست باشد.
من قام بفتق القول و رتقه فقد حاز خان البلاغة
کسی که به بستن و گشودن گفتار بپردازد پس روانگوست.
أَبْلَغُ اَلْبَلاَغَةِ مَا سَهُلَ فِي اَلصَّوَابِ مَجَازُهُ وَ حَسُنَ و أحسن إِيجَازُه
رساترین سخن آن است که فهم صحیح آن آسان و به نیکویی کوتاه باشد.
أَحْسَنُ اَلْقَوْلِ اَلسَّدَاد
نیکوترین سخن، سخن استوار است.
أَصْوَبُ اَلرَّمْيِ اَلْقَوْلُ اَلْمُصِيب
سخن درست، شایسته ترین در انداختن است.
أَحْسَنُ اَلْكَلاَمِ مَا لاَ تَمُجُّهُ اَلْآذَانُ وَ لاَ يُتْعِبُ فَهْمُهُ اَلْأَفْهَامَ اَلْأَذْهَان
بهترین سخن آن است که گوشها پس نزند و فهم را به زحمت نیندازد.