مَا نَهَى اَللَّهُ سُبْحَانَهُ عَنْ شَيْءٍ إِلاَّ وَ أَغْنَى عَنْه
خداوند مردم را از چیزی بازنداشته، مگر آن که از آن بی نیاز ساخته است.
امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)
مَا نَهَى اَللَّهُ سُبْحَانَهُ عَنْ شَيْءٍ إِلاَّ وَ أَغْنَى عَنْه
خداوند مردم را از چیزی بازنداشته، مگر آن که از آن بی نیاز ساخته است.
مَا أَوْهَنَ اَلدِّينَ كَتَرْكِ إِقَامَةِ دِينِ اَللَّهِ وَ تَضْيِيعِ اَلْفَرَائِض
هیچ چیز مانند ترک به پای داشتن دین خداوند امر به معروف و نهی از منکر و ضایع نمودن واجبات، دین را خوار نکرده است.
قُلْتُ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع إِنِّي سَمِعْتُ مِنْ سَلْمَانَ وَ اَلْمِقْدَادِ وَ أَبِي ذَرٍّ شَيْئاً مِنْ تَفْسِيرِ اَلْقُرْآنِ وَ أَحَادِيثَ عَنْ نَبِيِّ اَللَّهِ ص غَيْرَ مَا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ ثُمَّ سَمِعْتُ مِنْكَ تَصْدِيقَ مَا سَمِعْتُ مِنْهُمْ وَ رَأَيْتُ فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ أَشْيَاءَ كَثِيرَةً مِنْ تَفْسِيرِ اَلْقُرْآنِ وَ مِنَ اَلْأَحَادِيثِ عَنْ نَبِيِّ اَللَّهِ ص أَنْتُمْ تُخَالِفُونَهُمْ فِيهَا وَ تَزْعُمُونَ أَنَّ ذَلِكَ كُلَّهُ بَاطِلٌ أَ فَتَرَى اَلنَّاسَ يَكْذِبُونَ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص مُتَعَمِّدِينَ وَ يُفَسِّرُونَ اَلْقُرْآنَ بِآرَائِهِمْ قَالَ فَأَقْبَلَ…
سلیم بن قیس گوید: بامیر المومنین(ع)عرضکردم. من از سلمان و مقداد و ابی ذر چیزی از تفسیر قرآن و هم احادیثی از پیغمبر شنیده ام که با آنچه در نزد مردم است مخالفست و باز از شما میشنوم چیزی که آنچه را شنیده ام تصدیق میکند، و در دست مردم مطالبی از تفسیر قرآن و احادیث پیغمبر می بینم که شما با آنها مخالفید و همه را باطل میدانید، آیا عقیده دارید که مردم عمدا برسول خدا دروغ می بندند و قرآن را برای خود تفسیر میکنند؟ سلیم گوید: حضرت بمن توجه کرد و فرمود، سوالی کردی اکنون پاسخش را بفهم. همانا نزد مردم حق و باطل و راست و دروغ و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محکم و متشابه و خاطره درست و نادرست همه هست و در زمان پیغمبر(ع)مردم بر حضرتش دروغ بستند تا آنکه میان مردم بسخنرانی ایستاد و فرمود: «ای مردم همانا دروغ…
ظَنُّ ذَوِي اَلنُّهَى وَ اَلْأَلْبَابِ أَقْرَبُ شَيْءٍ مِنَ اَلصَّوَاب
گمان باخردان از هر چیز به حقیقت نزدیکتر است.
قال ع في وصف من ذمّه:يقول في الدّنيا بقول الزّاهدين و يعمل فيها بعمل الرّاغبين، يظهر شيمة المحسنين،و يبطن عمل المسيئين،يكره الموت لكثرة ذنوبه، و لا يتركها في حياته،يسلف الذّنب و يسوّف بالتّوبة،يحبّ الصّالحين و لا يعمل أعمالهم، و يبغض المسيئين و هو منهم يقول:لم أعمل فأتعنّى،بل أجلس فأتمنّى،يبادر دائبا ما يفنى،و يدع أبدا ما يبقى،يعجز عن شكر ما أوتى،و يبتغى الزّيادة فيما بقى يرشد غيره و يغوى نفسه،و ينهى النّاس بما لا ينتهى، و يأمرهم بما لا يأتي يتكلّف من النّاس ما لم يؤمر و يضيّع من نفسه ما هو أكثر،يأمر النّاس و لا تأتمر،و يحذّرهم و لا يحذر،يرجو ثواب ما لم يعمل،و يأمن عقاب جرم متيقّن،يستميل وجوه…
حضرت در وصف کسی که نکوهش می کرد فرمود: در دنیا همچون بی رغبتان سخن گوید و همچون شیفتگان عمل کند، خصلت نیکوکاران را آشکار می کند و در پنهان چون گنهکاران عمل می کند، مرگ را به جهت گناهان بسیارش ناخوش می دارد و آنها را در ایّام زندگی خود رها نمی کند، پیش می فرستد گناه را و پس اندازد توبه را، صالحان را دوست می دارد ولی همچون آنان عمل نمی کند، گناهکاران را دشمن می دارد ولی از آنان است، می گوید:چرا عمل کنم و رنج کشم، بلکه می نشینم و آرزو می کنم، پیشی می گیرد در کشیدن رنج آنچه نابود می شود و وامی گذارد همواره آنچه را باقی می ماند.از سپاس آنچه داده شده ناتوان است و زیادتی آنچه را باقی است می طلبد، دیگران را راه درست می نماید ولی نفس خود را گمراه می کند، مردم را نهی می کند از آنچه خود باز نمی ایستد و…
إِيَّاكَ وَ اَلْعُجْبَ وَ سُوءَ اَلْخُلُقِ وَ قِلَّةَ اَلصَّبْرِ فَإِنَّهُ لاَ يَسْتَقِيمُ لَكَ عَلَى هَذِهِ اَلْخِصَالِ اَلثَّلاَثِ صَاحِبٌ وَ لاَ يَزَالُ لَكَ عَلَيْهَا مِنَ اَلنَّاسِ مُجَانِبٌ وَ أَلْزِمْ نَفْسَكَ اَلتَّوَدُّدَ وَ صَبِّرْ عَلَى مَئُونَاتِ اَلنَّاسِ نَفْسَكَ وَ اُبْذُلْ لِصَدِيقِكَ نَفْسَكَ وَ مَالَكَ وَ لِمَعْرِفَتِكَ رِفْدَكَ وَ مَحْضَرَكَ وَ لِلْعَامَّةِ بِشْرَكَ وَ مَحَبَّتَكَ وَ لِعَدُوِّكَ عَدْلَكَ وَ إِنْصَافَكَ وَ اِضْنَنْ بِدِينِكَ وَ عِرْضِكَ عَنْ كُلِّ أَحَدٍ فَإِنَّهُ أَسْلَمُ لِدِينِكَ وَ دُنْيَاكَ.
امیر المومنین(ع)در وصیتش بفرزند خود محمد بن الحنیفه فرمود: از خود بینی و بد خلقی و کم صبری دور باش که اگر این سه خصلت را داشته باشی هیچ رفیقی با تور است نیاید و همواره مردم از تو کناره گیرند خود را باظهار دوستی وادار کن و بر زحمات مردم خویشتن را شکیبا ساز و جان و مالت را از دوستت و بخشش و دیدارت را از آشنایان و خوشرویی و محبتت را از عموم مردم و عدل و انصافت را از دشمنت دریغ مدار و از دست دادن دین و آبروی خود در باره هر کس که باشد بخل بورز که دین و دنیایت سالمتر خواهد بود.
قُلْتُ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي سَمِعْتُ مِنْ سَلْمَانَ وَ اَلْمِقْدَادِ وَ أَبِي ذَرٍّ شَيْئاً مِنْ تَفْسِيرِ اَلْقُرْآنِ وَ أَحَادِيثَ عَنْ نَبِيِّ اَللَّهِ ص غَيْرَ مَا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ ثُمَّ سَمِعْتُ مِنْكَ تَصْدِيقَ مَا سَمِعْتُ مِنْهُمْ وَ رَأَيْتُ فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ أَشْيَاءَ كَثِيرَةً مِنْ تَفْسِيرِ اَلْقُرْآنِ وَ مِنَ اَلْأَحَادِيثِ عَنْ نَبِيِّ اَللَّهِ ص أَنْتُمْ تُخَالِفُونَهُمْ فِيهَا وَ تَزْعُمُونَ أَنَّ ذَلِكَ كُلَّهُ بَاطِلٌ أَ فَتَرَى اَلنَّاسَ يَكْذِبُونَ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص مُتَعَمِّدِينَ وَ يُفَسِّرُونَ اَلْقُرْآنَ…
سلیم بن قیس هلالی گوید: بامیر المومنین عرض کردم یا امیر المومنین من از سلمان و ابی ذر و مقداد کمی از تفسیر قرآن و حدیثهایی از پیغمبر شنیده ام که بجز آن مطالبی است که در دست مردم است و آنچه را که از این سه نفر شنیده ام شما نیز تصدیق فرمودید ولی در دست مردم از تفسیر قرآن و احادیث پیغمبر خدا مطالب فراوانی است که شماها با آنان در آن گونه مطالب مخالفید و معتقدید که همه آن مطالب باطل و نادرست است آیا بنظر شما مردم عمدا برسول خدا دروغ می بندند و قرآن را از پیش خود تفسیر میکنند؟ راوی گوید: علی(ع)روی بمن کرده فرمود: پرسیدی اکنون در پاسخش نیکو دقت کن همانا مطالبی که در دست مردم است آمیخته است درست و نادرست و راست و دروغ و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و صریح و مجمل و محفوظ و مغلوط و در زمان حیات رسول خدا…
مِنَ اَلْوَالِدِ اَلْفَانِ اَلْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ اَلْمُدْبِرِ اَلْعُمُرِ اَلْمُسْتَسْلِمِ لِلدَّهْرِ اَلذَّامِّ لِلدُّنْيَا اَلسَّاكِنِ مَسَاكِنَ اَلْمَوْتَى اَلظَّاعِنِ عَنْهَا إِلَيْهِمْ غَداً إِلَى اَلْمَوْلُودِ اَلْمُؤَمِّلِ مَا لاَ يُدْرِكُ اَلسَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ غَرَضِ اَلْأَسْقَامِ وَ رَهِينَةِ اَلْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ اَلْمَصَائِبِ وَ عَبْدِ اَلدُّنْيَا وَ تَاجِرِ اَلْغُرُورِ وَ غَرِيمِ اَلْمَنَايَا وَ أَسِيرِ اَلْمَوْتِ وَ حَلِيفِ اَلْهُمُومِ وَ قَرِينِ اَلْأَحْزَانِ وَ نُصُبِ اَلْآفَاتِ وَ صَرِيعِ اَلشَّهَوَاتِ وَ خَلِيفَةِ اَلْأَمْوَاتِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ فِيمَا…
نامه امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام -از پدری که در آستانه فناست و چیرگی زمان را پذیراست، زندگی را پشت سر نهاده، تسلیم گردش روزگار شده، نکوهش کننده این جهان است، آرمنده در جایگاه مردگان که فردا به نزد آنان روان است. به فرزندی که آرزومند چیزی است که به دست نیاید، راهرو راه کسانی است که به هلاکت رسیده اند. فرزندی که آماج بیماریهاست و گروگان گذشت روزگاران. پسری که تیر مصیبتها به سوی او روان است و بنده گوش به فرمان دنیاست. سوداگر فریب و وامدار مرگ و اسیر نیستی است. هم پیمان اندوه ها و همنشین غمهاست. آماج آفات و زمین خورده شهوات و جانشین مردگان است. اما بعد؛ همانا من از پشت کردن دنیا به خود و سرکشی روزگار بر خود و روی آوردن آخرت به خویش، دریافتم که باید در اندیشه خویش…
اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي أَعْدَمَ اَلْأَوْهَامَ أَنْ تَنَالَ إِلاَّ وُجُودَهُ وَ حَجَبَ اَلْعُقُولَ أَنْ تَخَالَ ذَاتَهُ لاِمْتِنَاعِهَا مِنَ اَلشَّبَهِ وَ اَلتَّشَاكُلِ بَلْ هُوَ اَلَّذِي لاَ يَتَفَاوَتُ ذَاتُهُ وَ لاَ يَتَبَعَّضُ بِتَجْزِئَةِ اَلْعَدَدِ فِي كَمَالِهِ فَارَقَ اَلْأَشْيَاءَ لاَ بِاخْتِلاَفِ اَلْأَمَاكِنِ وَ يَكُونُ فِيهَا لاَ عَلَى اَلْمُمَازَجَةِ وَ عَلِمَهَا لاَ بِأَدَاةٍ لاَ يَكُونُ اَلْعِلْمُ إِلاَّ بِهَا وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَعْلُومِهِ عِلْمُ غَيْرِهِ كَانَ عَالِماً لِمَعْلُومِهِ إِنْ قِيلَ كَانَ فَعَلَى تَأْوِيلِ أَزَلِيَّةِ اَلْوُجُودِ وَ إِنْ قِيلَ لَمْ…
سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام معروف به«خطبه وسیله» -(آنچه از این سخنرانی مناسب این کتاب بود ذکر کردیم نه بیشتر) سپاس خدایی را که پندارها را از اینکه به چیزی جز وجود او دست یابند در بند کرده و همه خردها را از اینکه در باره ذات او خیال پردازی نمایند در پرده نگهداشته است؛ زیرا از همانندی و هم شکلی بر فراز است؛ بلکه او همان هستی محض است که در حقیقت ذاتش تفاوتی نیست و در صفات کمالش به جز جز شدن بخش پذیر نیست. از همه چیز جداست نه به وسیله فاصله مکانی و در همه چیز اندر است نه بر وجه آمیختگی با آنها. دانش او به ابزار نیست، دانش او به خود ذات است. میان او و معلوم او، واسطه ای وجود ندارد که به وسیله آن به معلوم خود دانا شده باشد. اگر گفته شود«بوده»به این معنی است که وجودش ازلی است و اگر گفته…
اَلْحِجَامَةُ تُصِحُّ اَلْبَدَنَ وَ تَشُدُّ اَلْعَقْلَ أَخْذُ اَلشَّارِبِ مِنَ اَلنَّظَافَةِ وَ هُوَ مِنَ اَلسُّنَّةِ اَلطِّيبُ فِي اَلشَّارِبِ كَرَامَةٌ لِلْكَاتِبَيْنِ وَ هُوَ مِنَ اَلسُّنَّةِ اَلدُّهْنُ يُلَيِّنُ اَلْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي اَلدِّمَاغِ وَ اَلْعَقْلِ وَ يُسَهِّلُ مَوْضِعَ اَلطَّهُورِ وَ يَذْهَبُ بِالشَّعَثِ وَ يُصَفِّي اَللَّوْنَ اَلسِّوَاكُ مَرْضَاةٌ لِلرَّبِّ وَ مَطْيَبَةٌ لِلْفَمِ وَ هُوَ مِنَ اَلسُّنَّةِ غَسْلُ اَلرَّأْسِ بِالْخِطْمِيِّ يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ يُنَقِّي اَلْأَقْذَارَ اَلْمَضْمَضَةُ وَ اَلاِسْتِنْشَاقُ بِالْمَاءِ عِنْدَ اَلطَّهُورِ طَهُورٌ لِلْفَمِ وَ…
آدابی که امیر المومنین علی علیه السلام به اصحاب خود آموخت -که عبارت از چهار صد دستور عمل برای دین و دنیاست حجامت تن را سالم سازد و عقل را محکم نماید. چیدن شارب از نظافت است و هم از سنت. استعمال بوی خوش برای شارب گرامی داشت نویسندگان اعمال است و هم از سنت است. روغن مالیدن پوست را نرم کند و مغز و عقل را زیاد نماید و محل وضو و غسل را هموار سازد و ژولیدگی را ببرد و رنگ را صفا بخشد. مسواک زدن موجب خرسندی خدا و خوشبویی دهان می شود و سنت نیز می باشد. شستشوی سر با گل ختمی چرک را بزداید و کثافت ها را پاک کند. شستشوی دهان و بینی هنگام وضو، پاک کننده دهان و بینی است. استعمال انفیه سر را سالم کند و تن را درمان نماید و همه دردهای سر را بهبود بخشد. -نوره بدن را نیرومند و پاکسازی می کند. چیدن ناخن از…
بِسْمِ اَللّهِ اَلرَّحْمنِ اَلرَّحِيمِ هَذَا مَا أَمَرَ بِهِ عَبْدُ اَللَّهِ عَلِيٌّ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ مَالِكَ بْنَ اَلْحَارِثِ اَلْأَشْتَرَ فِي عَهْدِهِ إِلَيْهِ حِينَ وَلاَّهُ مِصْرَ جِبَايَةَ خَرَاجِهَا وَ مُجَاهَدَةَ عَدُوِّهَا وَ اِسْتِصْلاَحَ أَهْلِهَا وَ عِمَارَةَ بِلاَدِهَا أَمَرَهُ بِتَقْوَى اَللَّهِ وَ إِيثَارِ طَاعَتِهِ وَ اِتِّبَاعِ مَا أَمَرَ اَللَّهُ بِهِ فِي كِتَابِهِ مِنْ فَرَائِضِهِ وَ سُنَنِهِ اَلَّتِي لاَ يَسْعَدُ أَحَدٌ إِلاَّ بِاتِّبَاعِهَا وَ لاَ يَشْقَى إِلاَّ مَعَ جُحُودِهَا وَ إِضَاعَتِهَا وَ أَنْ يَنْصُرَ اَللَّهَ بِيَدِهِ وَ قَلْبِهِ وَ لِسَانِهِ فَإِنَّهُ قَدْ…
فرمان امیر المومنین علی علیه السلام به مالک اشتر -هنگامی که او را به فرمانروایی مصر و توابع آن گماشت به نام خداوند رحمتگر مهربان این فرمانی است از بنده خدا، علی امیر مومنان به مالک اشتر پسر حارث در پیمانی که با او می گذارد، هنگامی که او را به فرمانروایی مصر می گمارد تا خراج آنجا را فراهم آورد و با دشمن پیکار نماید و کار مردم را سامان دهد و شهرهای آن را آباد سازد. او را امر می نماید به تقوای الهی و مقدم داشتن طاعت خدا بر دیگر کارها و پیروی از هر چه خدا در کتاب خود بدانها امر فرموده، از واجبات و سنتهایی که کسی به نیک بختی دست نیابد مگر با پیروی از آنها و به بدبختی نیفتد مگر به انکار و تباه ساختن آنها. و باید که خدای سبحان را با دست و دل و زبانش یاری نماید؛ زیرا او ضامن گشته که یاوران خود را…
لاَ تَكُنْ مِمَّنْ يَرْجُو اَلْآخِرَةَ بِغَيْرِ عَمَلٍ وَ يَرْجُو اَلتَّوْبَةَ بِطُولِ اَلْأَمَلِ يَقُولُ فِي اَلدُّنْيَا قَوْلَ اَلزَّاهِدِينَ وَ يَعْمَلُ فِيهَا عَمَلَ اَلرَّاغِبِينَ إِنْ أُعْطِيَ مِنْهَا لَمْ يَشْبَعْ وَ إِنْ مُنِعَ لَمْ يَقْنَعْ يَعْجِزُ عَنْ شُكْرِ مَا أُوتِيَ وَ يَبْتَغِي اَلزِّيَادَةَ فِيمَا بَقِيَ يَنْهَى اَلنَّاسَ وَ لاَ يَنْتَهِي وَ يَأْمُرُ اَلنَّاسَ مَا لاَ يَأْتِي يُحِبُّ اَلصَّالِحِينَ وَ لاَ يَعْمَلُ بِأَعْمَالِهِمْ وَ يُبْغِضُ اَلْمُسِيئِينَ وَ هُوَ مِنْهُمْ وَ يَكْرَهُ اَلْمَوْتَ لِكَثْرَةِ سَيِّئَاتِهِ وَ لاَ يَدَعُهَا فِي حَيَاتِهِ يَقُولُ كَمْ أَعْمَلُ…
پند و اندرز امیر المومنین علی علیه السلام و توصیف مقصران -از آنان مباش بی آن که کاری سازد به آخرت امید می بندد و با آرزوی دراز امید توبه دارد. در باره دنیا چون زاهدان سخن گوید ولی در عمل چون دنیا پرستان رفتار نماید. هر چه از دنیا بهره اش دهند، سیر نشود و اگر بی بهره اش دارند، قناعت پیشه نسازد. از سپاس نعمتی که به او ارزانی داشته اند، درمانده است، باز هم، خواهان فزونی آن است. مردم را از کار بد باز می دارد و خود از کار بد باز نمی ایستد. از دیگران انجام کارهایی را می خواهد که خود آنها را انجام نمی دهد. نیکان را دوست می دارد ولی راه و روش آنان را در پیش نمی گیرد. گناهکاران را دشمن می دارد ولی خود یکی از آنان به شمار می آید. از فزونی گناهانش مرگ را خوش ندارد ولی باز هم، در انجام دادن گناهان اصرار…