أَنَّهُ سَأَلَ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى أَنِ اُشْكُرْ لِي وَ لِوالِدَيْكَ إِلَيَّ اَلْمَصِيرُ فَقَالَ اَلْوَالِدَانِ اَللَّذَانِ أَوْجَبَ اَللَّهُ لَهُمَا اَلشُّكْرَ هُمَا اَللَّذَانِ وَلَدَا اَلْعِلْمَ وَ وَرَّثَا اَلْحُكْمَ وَ أَمَرَ اَلنَّاسَ بِطَاعَتِهِمَا ثُمَّ قَالَ اَللَّهُ إِلَيَّ اَلْمَصِيرُ فَمَصِيرُ اَلْعِبَادِ إِلَى اَللَّهِ وَ اَلدَّلِيلُ عَلَى ذَلِكَ اَلْوَالِدَانِ ثُمَّ عَطَفَ اَلْقَوْلَ عَلَى اِبْنِ حَنْتَمَةَ وَ صَاحِبِهِ فَقَالَ فِي اَلْخَاصِّ وَ اَلْعَامِّ وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي يَقُولُ فِي اَلْوَصِيَّةِ وَ تَعْدِلُ عَمَّنْ أُمِرْتَ…
اصبغ بن نباته از امیر المومنین علیه السلام راجع بقول خدای تعالی: «مرا و پدر و مادرت را سپاسگزاری کن و سرانجام بسوی منست-14 سوره 31-»پرسید، حضرت فرمود: پدر و مادری که خدا سپاسگزاری ایشان را واجب کرده، آنهایند که علم از آنها تراوش کند و حکمت را(پس از مرگ خود)بارث گذارند و مردم باطاعتشان مامورند. و خدا پس از آن فرماید: «سرانجام بسوی منست» سرانجام بندگان بسوی خداست و راهنمایش همان پدر و مادر هستند. سپس خدا روی سخن را متوجه پسر حنتمه و رفیقش نموده(یعنی عمر و ابو بکر، زیرا حنتمه نام مادر عمر است)و نسبت بخاص و عام(پیغمبر و سایر مردم)فرموده است: «و اگر با تو ستیزه کنند که بمن شرک آوری»یعنی از پیش خود در باره وصی ات سخنی گویی و از آنکه دستور اطاعتش داری برگردی از آنها فرمان مبر و سخنشان را مشنو. سپس…
خَطَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ عَلَى مِنْبَرِ اَلْكُوفَةِ بِخُطْبَةٍ فِيهَا أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِعْلَمُوا أَنَّ كَمَالَ اَلدِّينِ طَلَبُ اَلْعِلْمِ وَ اَلْعَمَلُ بِهِ وَ أَنَّ طَلَبَ اَلْعِلْمِ أَوْجَبُ عَلَيْكُمْ مِنْ طَلَبِ اَلْمَالِ إِنَّ اَلْمَالَ مَقْسُومٌ بَيْنَكُمْ مَضْمُونٌ لَكُمْ قَدْ قَسَمَهُ عَادِلٌ بَيْنَكُمْ وَ ضَمِنَهُ وَ سَيَفِي لَكُمْ بِهِ وَ اَلْعِلْمَ مَخْزُونٌ عَنْكُمْ عِنْدَ أَهْلِهِ قَدْ أُمِرْتُمْ بِطَلَبِهِ مِنْهُمْ فَاطْلُبُوهُ وَ اِعْلَمُوا أَنَّ كَثْرَةَ اَلْمَالِ مَفْسَدَةٌ فِي اَلدِّينِ مَقْسَاةٌ لِلْقَلْبِ وَ أَنَّ كَثْرَةَ اَلْعِلْمِ وَ…
امیر مؤمنان علیه السّلام بر منبر کوفه خطبه ای خواندند که در آن فرمود:ای مردم آگاه باشید کمال دین به تحصیل دانش و عمل کردن به آن است، تحصیل دانش برای شما از تهیّه مال واجبتر است، مال بین شما تقسیم و تضمین شده، دادگری؛ آن را بین شما تقسیم کرده و ضمانت فرموده، و به عهد خود وفا خواهد نمود، ولی دانش را برای شما در سینۀ اهلش اندوخته و دستور داده که به دنبالش بروید، اینک آن را بجویید و بدانید که ثروت زیاد باعث تباهی دین و قساوت قلب است، و زیادی علم به شرط عمل کردن به آن باعث اصلاح دین و رسیدن به بهشت است، مال انسان را بخیل می کند، و به آن نسبت به خودشان و مردم بخیل می شوند، مال با مصرف کاهش پذیرد، و حال اینکه علم با بذل و انفاق فزون گردد، انفاق علم به نشر آن در بین حافظان و راویان آن است، و بدانید…
خَطَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَى اَلْمِنْبَرِ فَقَالَ : أَيُّهَا اَلنَّاسُ اِعْمَلُوا إِذَا عَلِمْتُمْ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ إِنَّ اَلْعَالِمَ اَلْعَامِلَ بِغَيْرِهِ كَالْجَاهِلِ اَلْحَائِرِ اَلَّذِي لاَ يَسْتَفِيقُ عَنْ جَهْلِهِ بَلْ قَدْ رَأَيْتُ أَنَّ اَلْحُجَّةَ أَعْظَمُ وَ اَلْحَسْرَةَ أَدْوَمُ عَلَى هَذَا اَلْعَالِمِ اَلْمُنْسَلِخِ مِنْ عَمَلِهِ مِنْهَا عَلَى هَذَا اَلْجَاهِلِ اَلْمُتَحَيِّرِ فِي جَهْلِهِ وَ كِلاَهُمَا حَائِرٌ بَائِرٌ ضَالُّ مَثْبُورٌ لاَ تَرْتَابُوا فَتَشُكُّوا وَ لاَ تَشُكُّوا فَتَكْفُرُوا وَ لاَ تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِكُمْ فَتُدَاهِنُوا فِي اَلْحَقِّ فَتَخْسَرُوا…
امیر مؤمنان علیه السّلام بر منبر سخنرانی فرمود:ای مردم چون دانا شدید به علمتان عمل کنید؛ شاید هدایت شوید، عالمی که بر خلاف علمش عمل کند چون جاهل سرگردانی است که از نادانی به هوش نیاید، بلکه خواهی دید که حجت بر او تمامتر و حسرت این عالمی که از علم خویش جدا شده بیشتر است از حسرت جاهل سرگردان در جهالت، و هر دو سرگردان و خوابند، هر دو بی هدف و گم گشته و در خسرانند، تردید و دودلی به خود راه ندهید تا به شک افتید، و شک نکنید تا کافر شوید، و به خود اجازه ندهید تا در راه حق گول بخورید، سپس زیانکار شوید، زیرا از جملۀ حق این است که دین را بفهمد، و از فهمیدن است که مغرور نشوید، خیرخواه ترین شما نسبت به خود مطیع ترین شما نسبت به خداست، و خائن ترین شما با خود نافرمانترین شماست از خدا، کسی که اطاعت خدا کند…
قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَلصَّبْرُ صَبْرَانِ صَبْرٌ عَلَى مَا تَكْرَهُ وَ صَبْرٌ عَلَى مَا تُحِبُّ وَ اَلصَّبِرُ مِنَ اَلْإِيمَانِ كَالرَّأْسِ مِنَ اَلْجَسَدِ وَ لاَ خَيْرَ فِي جَسَدٍ لاَ رَأْسَ مَعَهُ وَ لاَ فِي إِيمَانٍ لاَ صَبْرَ مَعَهُ.
امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:صبر دو گونه است:صبر بر آنچه که نمی پسندی و صبر بر آنچه که دوست داری، و صبر نسبت به ایمان مانند سر است نسبت به بدن، و بدنی که سر ندارد خیری در آن نیست، و ایمانی که صبر بهمراه ندارد خیری در آن نیست.
كُنْتُ حَاضِراً لَمَّا هَلَكَ أَبُو بَكْرٍ وَ اِسْتَخْلَفَ عُمَرَ أَقْبَلَ يَهُودِيٌّ مِنْ عُظَمَاءِ يَهُودِ يَثْرِبَ وَ تَزْعُمُ يَهُودُ اَلْمَدِينَةِ أَنَّهُ أَعْلَمُ أَهْلِ زَمَانِهِ حَتَّى رُفِعَ إِلَى عُمَرَ فَقَالَ لَهُ يَا عُمَرُ إِنِّي جِئْتُكَ أُرِيدُ اَلْإِسْلاَمَ فَإِنْ أَخْبَرْتَنِي عَمَّا أَسْأَلُكَ عَنْهُ فَأَنْتَ أَعْلَمُ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ بِالْكِتَابِ وَ اَلسُّنَّةِ وَ جَمِيعِ مَا أُرِيدُ أَنْ أَسْأَلَ عَنْهُ قَالَ فَقَالَ لَهُ عُمَرُ إِنِّي لَسْتُ هُنَاكَ لَكِنِّي أُرْشِدُكَ إِلَى مَنْ هُوَ أَعْلَمُ أُمَّتِنَا بِالْكِتَابِ وَ اَلسُّنَّةِ وَ جَمِيعِ مَا قَدْ تَسْأَلُ عَنْهُ…
ابو سعید خدری گوید: زمانی که ابو بکر مرد و عمر جانشین او شد، من حاضر بودم که مردی از بزرگان یهود مدینه نزد عمر آمد، و یهودیان مدینه معتقد بودند که دانشمندترین مردم زمان خود است، تا نزدیک عمر رسید گفت: ای عمر من نزد تو آمده ام و میخواهم مسلمان شوم. اگر هر چه پرسیدم جواب گفتی، میدانم تو دانشمندترین اصحاب محمد نسبت بقرآن و سنت و آنچه میخواهم از تو بپرسم هستی. عمر-من چنین نیستم، ولی ترا رهبری میکنم بکسی که دانشمندترین امت است نسبت بقرآن و سنت و آنچه از او بپرسی و او این مرد است-آنگاه اشاره بعلی علیه السلام کرد-. یهودی-اگر چنین است که میگویی چرا مردم با تو بیعت کنند، در صورتی که او دانشمندترین شما باشد؟ . -عمر باو درشتی و سرزنش کرد. یهودی بجانب علی علیه السلام رفت و گفت: تو چنانی که عمر گفت؟…
يَا طَالِبَ اَلْعِلْمِ إِنَّ لِلْعَالِمِ ثَلاَثَ عَلاَمَاتٍ اَلْعِلْمَ وَ اَلْحِلْمَ وَ اَلصَّمْتَ وَ لِلْمُتَكَلِّفِ ثَلاَثَ عَلاَمَاتٍ يُنَازِعُ مَنْ فَوْقَهُ بِالْمَعْصِيَةِ وَ يَظْلِمُ مَنْ دُونَهُ بِالْغَلَبَةِ وَ يُظَاهِرُ اَلظَّلَمَةَ .
امیر المومنین علیه السلام فرمود: ای دانشجو همانا دانشمند را سه علامت است: علم و خویشتن داری و خاموشی. و عالم نما را سه علامت است: با نافرمانی نسبت بما فوق خود کشمکش کند و بوسیله چیرگی بزیر دست خود ستم کند. و از ستمکاران پشتیبانی نماید.
أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا بِمَا عَلِمْتُمْ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ إِنَّ اَلْعَالِمَ اَلْعَامِلَ بِغَيْرِهِ كَالْجَاهِلِ اَلْحَائِرِ اَلَّذِي لاَ يَسْتَفِيقُ عَنْ جَهْلِهِ بَلْ قَدْ رَأَيْتُ أَنَّ اَلْحُجَّةَ عَلَيْهِ أَعْظَمُ وَ اَلْحَسْرَةَ أَدْوَمُ عَلَى هَذَا اَلْعَالِمِ اَلْمُنْسَلِخِ مِنْ عِلْمِهِ مِنْهَا عَلَى هَذَا اَلْجَاهِلِ اَلْمُتَحَيِّرِ فِي جَهْلِهِ وَ كِلاَهُمَا حَائِرٌ بَائِرٌ لاَ تَرْتَابُوا فَتَشُكُّوا وَ لاَ تَشُكُّوا فَتَكْفُرُوا وَ لاَ تُرَخِّصُوا لِأَنْفُسِكُمْ فَتُدْهِنُوا وَ لاَ تُدْهِنُوا فِي اَلْحَقِّ فَتَخْسَرُوا وَ إِنَّ مِنَ اَلْحَقِّ أَنْ…
امیر المومنین علیه السلام در سخنرانی منبر خویش فرمود: ای مردم چون دانا شدید بآن عمل کنید شاید هدایت شوید. عالمی که بر خلاف علمش عمل کند چون جاهل سرگردانی است که از نادانی بهوش نیاید بلکه حجت بر او تمامتر و حسرت این عالمی که از علم خویش جدا شده بیشتر است از حسرت جاهل سرگردان در جهالت و هر دو سرگردان و خوابند. تردید و دو دلی بخود راه ندهید تا بشک افتید و شک نکنید تا کافر شوید و بخود اجازه ندهید(از خود سلب مسیولیت نکنید)تا سست شوید و در راه حق سست نشوید تا زیان یابید. از جمله حق اینست که دین را بفهمید و از فهمیدن است که فریب نخورید. همانا خیر خواه- ترین شما نسبت بخود مطیعترین شماست خدا را و خاین ترین شما با خود نافرمانترین شماست خدا را، کسی که اطاعت خدا کند ایمن گردد و مژده یابد و آنکه نافرمانی…
كَانَ فِيمَا وَعَظَ بِهِ لُقْمَانُ اِبْنَهُ أَنْ قَالَ لَهُ يَا بُنَيَّ لِيَعْتَبِرْ مَنْ قَصُرَ يَقِينُهُ وَ ضَعُفَتْ نِيَّتُهُ فِي طَلَبِ اَلرِّزْقِ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَهُ فِي ثَلاَثَةِ أَحْوَالٍ مِنْ أَمْرِهِ وَ آتَاهُ رِزْقَهُ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ فِي وَاحِدَةٍ مِنْهَا كَسْبٌ وَ لاَ حِيلَةٌ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى سَيَرْزُقُهُ فِي اَلْحَالِ اَلرَّابِعَةِ أَمَّا أَوَّلُ ذَلِكَ فَإِنَّهُ كَانَ فِي رَحِمِ أُمِّهِ يَرْزُقُهُ هُنَاكَ فِي قَرارٍ مَكِينٍ َيْثُ لاَ يُؤْذِيهِ حَرٌّ وَ لاَ بَرْدٌ ثُمَّ أَخْرَجَهُ مِنْ ذَلِكَ وَ أَجْرَى لَهُ رِزْقاً مِنْ لَبَنِ…
امیر المومنین(ع)فرمود: از جمله پندهایی که لقمان بر فرزندش میداد این بود: که گفتش جان فرزند آنکه در باره روزی پایه یقینش کوتاه و ایمانش ضعیف است باید قیاس کند که خدای تبارک و تعالی او را در سه حال مختلف آفرید و در همه روزیش را داد در صورتی که بهیچ یک از آن حالات نه کسبی داشت و نه راه چاره ای و مسلما خداوند در حالت چهارم نیز روزیش خواهد بخشید اولین حال شکم، مادر 111 - 2 بود که خدایش در آن جایگاه محکم و محفوظ از گرما و سرما روزی رساند سپس از آن جایگاه بیرونش آورد و روزی او را از رهگذر شیر مادر که غذای کافی و پرورش ده و نیرو بخش بود تامین نمود بی آنکه بنده تاب و توانی به چنین کار داشته باشد سپس از شیر بازش گرفت و روزیش را از کسب پدر و مادرش تامین فرمود و آن چنان دل پدر و مادر را نسبت باو مهربان…
كُنَّا عِنْدَ مُعَاوِيَةَ ذَاتَ يَوْمٍ وَ قَدِ اِجْتَمَعَ عِنْدَهُ جَمَاعَةٌ مِنْ قُرَيْشٍ وَ فِيهِمْ عِدَّةٌ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ فَقَالَ مُعَاوِيَةُ يَا بَنِي هَاشِمٍ بِمَ تَفْخَرُونَ عَلَيْنَا أَ لَيْسَ اَلْأَبُ وَ اَلْأُمُّ وَاحِداً وَ اَلدَّارُ وَ اَلْمَوْلِدُ وَاحِداً فَقَالَ اِبْنُ عَبَّاسٍ نَفْخَرُ عَلَيْكُمْ بِمَا أَصْبَحْتَ تَفْخَرُ بِهِ عَلَى سَائِرِ قُرَيْشٍ وَ تَفْخَرُ بِهِ قُرَيْشٌ عَلَى سَائِرِ اَلْأَنْصَارِ وَ تَفْخَرُ بِهِ اَلْأَنْصَارُ عَلَى سَائِرِ اَلْعَرَبِ وَ تَفْخَرُ بِهِ اَلْعَرَبُ عَلَى سَائِرِ اَلْعَجَمِ بِرَسُولِ اَللَّهِ ص وَ بِمَا لاَ تَسْتَطِيعُ لَهُ إِنْكَاراً وَ…
عبد الملک بن مروان گوید: روزی با جماعتی از قریش که چند تن از بنی هاشم نیز حضور داشتند نزد معاویه بودیم معاویه گفت ای بنی هاشم بچه بر ما می نازید مگر ما از یک پدر و مادر نیستیم و خانمان و زادگاهمان یکی نیست؟ ابن عباس گفت: ما بهمان بر شما می نازیم که تو با آن بر دیگر افراد قریش می نازی و قریش با آن بر انصار می نازد و انصار بر دیگر قبایل عرب و عرب بر عجم، ما به رسول خدا می نازیم و به آنچه نه آن را انکار توانی کرد و نه از آن گریز توانی نمود معاویه گفت: ای ابن عباس راستی زبان برنده ای داری که باطل خود را بر حق دیگری چیره کنی ابن عباس گفت: -ساکت باش که باطل هرگز بر حق چیره نگردد و حسد را از خود دور ساز که حسد شیوه بسیار بدی است معاویه گفت: راست گفتی بخدا سوگند من برای چهار خصلت تو را دوست دارم و…
لَيْسَ بَيْنَ خَمْسٍ مِنَ اَلنِّسَاءِ وَ بَيْنَ أَزْوَاجِهِنَّ مُلاَعَنَةٌ اَلْيَهُودِيَّةُ تَكُونُ تَحْتَ اَلْمُسْلِمِ وَ اَلنَّصْرَانِيَّةُ وَ اَلْأَمَةُ تَكُونَانِ تَحْتَ اَلْحُرِّ فَيَقْذِفُهُمَا وَ اَلْحُرَّةُ تَكُونُ تَحْتَ اَلْعَبْدِ فَيَقْذِفُهَا وَ اَلْمَجْلُودُ فِي اَلْفِرْيَةِ لِأَنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ اَلْخَرْسَاءُ لَيْسَ بَيْنَهَا وَ بَيْنَ زَوْجِهَا لِعَانٌ إِنَّمَا اَللِّعَانُ بِاللِّسَانِ.
امیر المومنین(ع)فرمود: میان پنج طایفه از زنان و شوهرانشان حکم ملاعنه نیست. 1-زن یهودی که شوهرش مسلمان باشد. 2-زن مسیحی و کنیز که شوهرشان مسلمان و آزاد باشد و نسبت زنا بآنان بدهد. 3-زن آزادی که همسر برده ای باشد و برده زن خود را متهم بزنا کند. 4-مردیکه پیشتر برای متهم ساختن دیگری با تازیانه حد بر او جاری شده باشد که خدای عز و جل در باره اش میفرماید هرگز گواهی آنان را نپذیرد. 5-زن گنگ که میان او و شوهرش نیز لعان جاری نگردد و لعان فقط با زبان است. (شرح-) موقعی که شوهری زن خود را متهم نمود و گواه بر دعوی خود نداشت در محکمه شرع مقرراتی اجرا می شود و زن و شوهر یک دیگر را به ترتیب خاصی که در آیات الهی مقرر است لعن میکند و سپس از یک دیگر جدا میشوند اجرا این مقررات را ملاعنه و لعان گویند. و برای…
مِنَ اَلْوَالِدِ اَلْفَانِ اَلْمُقِرِّ لِلزَّمَانِ اَلْمُدْبِرِ اَلْعُمُرِ اَلْمُسْتَسْلِمِ لِلدَّهْرِ اَلذَّامِّ لِلدُّنْيَا اَلسَّاكِنِ مَسَاكِنَ اَلْمَوْتَى اَلظَّاعِنِ عَنْهَا إِلَيْهِمْ غَداً إِلَى اَلْمَوْلُودِ اَلْمُؤَمِّلِ مَا لاَ يُدْرِكُ اَلسَّالِكِ سَبِيلَ مَنْ قَدْ هَلَكَ غَرَضِ اَلْأَسْقَامِ وَ رَهِينَةِ اَلْأَيَّامِ وَ رَمِيَّةِ اَلْمَصَائِبِ وَ عَبْدِ اَلدُّنْيَا وَ تَاجِرِ اَلْغُرُورِ وَ غَرِيمِ اَلْمَنَايَا وَ أَسِيرِ اَلْمَوْتِ وَ حَلِيفِ اَلْهُمُومِ وَ قَرِينِ اَلْأَحْزَانِ وَ نُصُبِ اَلْآفَاتِ وَ صَرِيعِ اَلشَّهَوَاتِ وَ خَلِيفَةِ اَلْأَمْوَاتِ أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ فِيمَا…
نامه امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسن علیه السلام -از پدری که در آستانه فناست و چیرگی زمان را پذیراست، زندگی را پشت سر نهاده، تسلیم گردش روزگار شده، نکوهش کننده این جهان است، آرمنده در جایگاه مردگان که فردا به نزد آنان روان است. به فرزندی که آرزومند چیزی است که به دست نیاید، راهرو راه کسانی است که به هلاکت رسیده اند. فرزندی که آماج بیماریهاست و گروگان گذشت روزگاران. پسری که تیر مصیبتها به سوی او روان است و بنده گوش به فرمان دنیاست. سوداگر فریب و وامدار مرگ و اسیر نیستی است. هم پیمان اندوه ها و همنشین غمهاست. آماج آفات و زمین خورده شهوات و جانشین مردگان است. اما بعد؛ همانا من از پشت کردن دنیا به خود و سرکشی روزگار بر خود و روی آوردن آخرت به خویش، دریافتم که باید در اندیشه خویش…
يَا بُنَيَّ أُوصِيكَ بِتَقْوَى اَللَّهِ فِي اَلْغِنَى وَ اَلْفَقْرِ وَ كَلِمَةِ اَلْحَقِّ فِي اَلرِّضَا وَ اَلْغَضَبِ وَ اَلْقَصْدِ فِي اَلْغِنَى وَ اَلْفَقْرِ وَ بِالْعَدْلِ عَلَى اَلصَّدِيقِ وَ اَلْعَدُوِّ وَ بِالْعَمَلِ فِي اَلنَّشَاطِ وَ اَلْكَسَلِ وَ اَلرِّضَا عَنِ اَللَّهِ فِي اَلشِّدَّةِ وَ اَلرَّخَاءِ أَيْ بُنَيَّ مَا شَرٌّ بَعْدَهُ اَلْجَنَّةُ بِشَرٍّ وَ لاَ خَيْرٌ بَعْدَهُ اَلنَّارُ بِخَيْرٍ وَ كُلُّ نَعِيمٍ دُونَ اَلْجَنَّةِ مَحْقُورٌ وَ كُلُّ بَلاَءٍ دُونَ اَلنَّارِ عَافِيَةٌ وَ اِعْلَمْ أَيْ بُنَيَّ أَنَّهُ مَنْ أَبْصَرَ عَيْبَ نَفْسِهِ شُغِلَ عَنْ عَيْبِ غَيْرِهِ وَ مَنْ تَعَرَّى…
سفارش امیر المومنین علی علیه السلام به فرزندش امام حسین علیه السلام -پسر جانم تو را سفارش می کنم به رعایت تقوای الهی در حال توانگری و تهیدستی، و گفتار حق در حال خشنودی و خشم، میانه روی هنگام دولتمندی و تنگدستی، رفتار عادلانه نسبت به دوست و دشمن، کار کردن در حال شادابی و سست حالی و خشنودی از خدا در سختی و خوشی. پسر جانم هر شری که به دنبالش بهشت باشد، نتوان آن را شر دانست و آن خیری که آتش دوزخ در پی بود، نتوان آن را خیر به حساب آورد. هر نعمتی در برابر بهشت، ناچیز است و هر بلایی در قیاس با آتش دوزخ، سلامتی است. پسر جانم بدان هر کس عیب خود را ببیند، از پرداختن به عیب دیگران باز ماند. هر کس جامه تقوی بر تن نکرد هیچ جامه ای عیبهای او را نپوشاند. آن کس که به قسمت خدا خرسند باشد، بر آنچه از دستش…