مِنْ كَلاَمِ أَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيٍّ خَطَبَ بِهِ اَلْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ أَيُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّمَا أُخْبِرُكُمْ عَنْ أَخٍ لِي كَانَ مِنْ أَعْظَمِ اَلنَّاسِ فِي عَيْنِي وَ كَانَ رَأْسُ مَا عَظُمَ بِهِ فِي عَيْنِي صِغَرُ اَلدُّنْيَا فِي عَيْنِهِ كَانَ خَارِجا مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ فَلاَ يَشْتَهِي مَا لاَ يَجِدُ وَ لاَ يُكْثِرُ إِذَا وَجَدَ كَانَ خَارِجا مِنْ سُلْطَانِ فَرْجِهِ فَلاَ يَسْتَخِفُّ لَهُ عَقْلَهُ وَ لاَ رَأْيَهُ كَانَ خَارِجا مِنْ سُلْطَانِ اَلْجَهَالَةِ فَلاَ يَمُدُّ يَدَهُ إِلاَّ عَلَى ثِقَةٍ لِمَنْفَعَتِهِ كَانَ لاَ يَتَشَهَّى وَ لاَ…
امام حسن مجتبی علیه السّلام در خطبه ای از سخنان امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود:ای مردم، به شما خبر دهم از حال یکی از برادرانم، که در نظرم از همۀ مردم بزرگتر بود، و بالاترین چیزی که او را در نظرم بزرگ کرده بود، پستی و حقارت دنیا در نظر او بود، از تسلط شکم بیرون بود، چیزی را که نداشت به دنبالش نمی رفت، و چون پیدا می کرد زیاده روی نمی نمود، از تسلط شهوت خارج شده بود، از این رو سبک عقل و سبک رأی نبود، از سلطه نادانی رهیده بود، از این رو دستش را جز به جانب شخص مورد اطمینان و برای سود دراز نمی کرد، پراشتها و ناراضی و ملول نبود، بیشتر عمرش را خاموش بود، هر گاه دیگران وارد گفتگو می شدند، با آنان جدل نمی کرد، در دعوایی شرکت نمی کرد، دلیلی اقامه نمی کرد تا قاضی را بیابد، از برادران دینی اش غافل…
شَهِدْتُ جِنَازَةَ أَبِي بَكْرٍ يَوْمَ مَاتَ وَ شَهِدْتُ عُمَرَ حِينَ بُويِعَ وَ عَلِيٌّ ع جَالِسٌ نَاحِيَةً فَأَقْبَلَ غُلاَمٌ يَهُودِيٌّ جَمِيلُ اَلْوَجْهِ بَهِيٌّ عَلَيْهِ ثِيَابُ حِسَانٌ وَ هُوَ مِنْ وُلْدِ هَارُونَ حَتَّى قَامَ عَلَى رَأْسِ عُمَرَ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنْتَ أَعْلَمُ هَذِهِ اَلْأُمَّةِ بِكِتَابِهِمْ وَ أَمْرِ نَبِيِّهِمْ قَالَ فَطَأْطَأَ عُمَرُ رَأْسَهُ فَقَالَ إِيَّاكَ أَعْنِي وَ أَعَادَ عَلَيْهِ اَلْقَوْلَ فَقَالَ لَهُ عُمَرُ لِمَ ذَاكَ قَالَ إِنِّي جِئْتُكَ مُرْتَاداً لِنَفْسِي شَاكّاً فِي دِينِي فَقَالَ دُونَكَ هَذَا اَلشَّابَّ قَالَ وَ مَنْ هَذَا…
ابی الطفیل گوید: روزی که ابو بکر مرد، من سر جنازه اش حاضر بودم، و زمانی که با عمر بیعت کردند حضور داشتم، که علی(بن ابی طالب علیه السلام)گوشه یی نشسته بود، جوانی یهودی، خوش صورت زیبا، نیکو لباس که از اولاد هارون(وصی موسی)بود، وارد شد و بالای سر عمر ایستاد و گفت: یا امیر المومنین تویی دانشمندترین این امت بکتابشان و امر نبوت پیغمبرشان؟ عمر سرش را پایین انداخت. یهودی-با تو هستم و سخنش را تکرار کرد. عمر-چرا این سوال را میکنی؟ یهودی-نزد تو آمده ام تا برای خود راهی بجویم، زیرا در دینم بشک افتاده ام. عمر-دامن این جوان را بگیر. یهودی-این جوان کیست؟ عمر-او علی بن ابی طالب، پسر عموی رسول خدا صلی الله علیه و آله است. او پدر حسن و حسین دو فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله است: او شوهر فاطمه دختر رسول…
إِنَّ مِنْ أَبْغَضِ اَلْخَلْقِ إِلَى اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَرَجُلَيْنِ رَجُلٌ وَكَلَهُ اَللَّهُ إِلَى نَفْسِهِ فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ اَلسَّبِيلِ مَشْعُوفٌ بِكَلاَمِ بِدْعَةٍ قَدْ لَهِجَ بِالصَّوْمِ وَ اَلصَّلاَةِ فَهُوَ فِتْنَةٌ لِمَنِ اِفْتَتَنَ بِهِ ضَالٌّ عَنْ هَدْيِ مَنْ كَانَ قَبْلَهُ مُضِلٌّ لِمَنِ اِقْتَدَى بِهِ فِي حَيَاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ حَمَّالٌ خَطَايَا غَيْرِهِ رَهْنٌ بِخَطِيئَتِهِ وَ رَجُلٌ قَمَشَ جَهْلاً فِي جُهَّالِ اَلنَّاسِ عَانٍ بِأَغْبَاشِ اَلْفِتْنَةِ قَدْ سَمَّاهُ أَشْبَاهُ اَلنَّاسِ عَالِماً وَ لَمْ يَغْنَ فِيهِ يَوْماً سَالِماً بَكَّرَ فَاسْتَكْثَرَ مَا…
امیر المومنین علیه السلام فرمود: مبغوض ترین مردم نزد خدا دو نفرند: 1-مردیکه خدا او 110 - 2 را بخودش واگذاشته از راه راست منحرف گشته -دلباخته سخن بدعت شده، از نماز و روزه هم دم میزند، مردمی بوسیله او بفتنه افتاده اند، راه هدایت پیشینیانش را گم کرده و در زندگی و پس از مرگش گمراه کننده پیروانش گشته، باربر خطاهای دیگری شده و در گرو خطای خویش است. 2-مردیکه نادانی را در میان مردم نادان قماش خود قرار داده، اسیر تاریکیهای فتنه گشته، انسان نماها او را عالم گویند در صورتی که یک روز تمام را صرف علم نکرده، صبح زود برخاسته و آنچه را که کمش از زیادش بهتر است(مال دنیا یا علوم بیفایده)فراوان خواسته چون از آب گندیده سیر شد و مطالب بیفایده را انباشته کرد، بین مردم بر کرسی قضاوت نشست و متعهد شد که آنچه بر…
قُلْتُ لِأَمِيرِ اَلْمُؤْمِنِينَ ع إِنِّي سَمِعْتُ مِنْ سَلْمَانَ وَ اَلْمِقْدَادِ وَ أَبِي ذَرٍّ شَيْئاً مِنْ تَفْسِيرِ اَلْقُرْآنِ وَ أَحَادِيثَ عَنْ نَبِيِّ اَللَّهِ ص غَيْرَ مَا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ ثُمَّ سَمِعْتُ مِنْكَ تَصْدِيقَ مَا سَمِعْتُ مِنْهُمْ وَ رَأَيْتُ فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ أَشْيَاءَ كَثِيرَةً مِنْ تَفْسِيرِ اَلْقُرْآنِ وَ مِنَ اَلْأَحَادِيثِ عَنْ نَبِيِّ اَللَّهِ ص أَنْتُمْ تُخَالِفُونَهُمْ فِيهَا وَ تَزْعُمُونَ أَنَّ ذَلِكَ كُلَّهُ بَاطِلٌ أَ فَتَرَى اَلنَّاسَ يَكْذِبُونَ عَلَى رَسُولِ اَللَّهِ ص مُتَعَمِّدِينَ وَ يُفَسِّرُونَ اَلْقُرْآنَ بِآرَائِهِمْ قَالَ فَأَقْبَلَ…
سلیم بن قیس گوید: بامیر المومنین(ع)عرضکردم. من از سلمان و مقداد و ابی ذر چیزی از تفسیر قرآن و هم احادیثی از پیغمبر شنیده ام که با آنچه در نزد مردم است مخالفست و باز از شما میشنوم چیزی که آنچه را شنیده ام تصدیق میکند، و در دست مردم مطالبی از تفسیر قرآن و احادیث پیغمبر می بینم که شما با آنها مخالفید و همه را باطل میدانید، آیا عقیده دارید که مردم عمدا برسول خدا دروغ می بندند و قرآن را برای خود تفسیر میکنند؟ سلیم گوید: حضرت بمن توجه کرد و فرمود، سوالی کردی اکنون پاسخش را بفهم. همانا نزد مردم حق و باطل و راست و دروغ و ناسخ و منسوخ و عام و خاص و محکم و متشابه و خاطره درست و نادرست همه هست و در زمان پیغمبر(ع)مردم بر حضرتش دروغ بستند تا آنکه میان مردم بسخنرانی ایستاد و فرمود: «ای مردم همانا دروغ…
سَأَلَ اَلْجَاثَلِيقُ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ أَخْبِرْنِي عَنِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَحْمِلُ اَلْعَرْشَ أَمِ اَلْعَرْشُ يَحْمِلُهُ فَقَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ ع اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ حَامِلُ اَلْعَرْشِ وَ اَلسَّمَاوَاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ مَا فِيهِمَا وَ مَا بَيْنَهُمَا وَ ذَلِكَ قَوْلُ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اَللّهَ يُمْسِكُ اَلسَّماواتِ وَ اَلْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ إِنَّهُ كانَ حَلِيماً غَفُوراً قَالَ فَأَخْبِرْنِي عَنْ قَوْلِهِ وَ يَحْمِلُ عَرْشَ رَبِّكَ فَوْقَهُمْ يَوْمَئِذٍ ثَمانِيَةٌ فَكَيْفَ قَالَ ذَلِكَ…
جاثلیق از امیر المومنین علیه السلام پرسید و گفت: بمن بگو آیا خدای عز و جل عرش را حمل میکند یا عرش او را حمل مینماید؟ حضرت فرمود: خدای عز و جل حامل عرش و آسمانها و زمین و آنچه در آنها و میان آنهاست میباشد و این گفتار خود خدای عز و جل است(41 سوره 35)«خدا آسمانها و زمین را نگه میدارد که نیفتد جز او هیچ کس نگهشان نمیدارد و او بردبار و آمرزنده است. جاثلیق گفت: پس چگونه خدا فرماید(17 سوره 69)در آن روز هشت نفر عرش پروردگار ترا در بالایشان حمل کنند و شما گفتی خدا عرش و آسمانها و زمین را حمل کند. حضرت فرمود: همانا خدای تعالی عرش را از چهار نور آفرید: نور سرخی که هر سرخی از آن سرخی گرفت و نور سبزی که هر سبزی از آن سبزی یافت و نور زردی که هر زردی از آن زردی گرفت و نور سفیدی که از آن سفید شد و آن دانشی…
أَلاَ وَ إِنَّ اَلظُّلْمَ ثَلاَثَةٌ فَظُلْمٌ لاَ يُغْفَرُ لا يعرف وَ ظُلْمٌ لاَ يُتْرَكُ وَ ظُلْمٌ مَغْفُورٌ لاَ يُطْلَبُ فَأَمَّا اَلظُّلْمُ اَلَّذِي لاَ يُغْفَرُ لا يعرف فَالشِّرْكُ فالشك بِاللَّهِ لِقَوْلِهِ تَعَالَى إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِكَ لِمَنْ يَشٰاءُ : وَ أَمَّا اَلظُّلْمُ اَلَّذِي يُغْفَرُ فَظُلْمُ اَلْمَرْءِ لِنَفْسِهِ عِنْدَ بَعْضِ اَلْهَنَاتِ وَ أَمَّا اَلظُّلْمُ اَلَّذِي لاَ يُتْرَكُ فَظُلْمُ اَلْعِبَادِ بَعْضِهِمْ بَعْضا اَلْعِقَابُ هُنَالِكَ شَدِيدٌ لَيْسَ جَرْحا بِالْمُدَى وَ لاَ ضَرْبا بِالسِّيَاطِ وَ لَكِنَّهُ مَا…
آگاه باش؛ همانا ستم سه گونه است:ستمی که بخشوده نشود ، و ستمی که رهایی ندارد و ستمی که بخشوده شود و باز خواست نشود.امّا ستمی که بخشوده نشود شرک به خداوند است به جهت کلام الهی که همانا خداوند نمی بخشد شرک به خود را، ولی می آمرزد غیر آن را از هر کس که بخواهد.امّا ستمی که بخشوده شود:ستم آدمی به خویش است در هنگام برخی از خویهای ناشایست.و امّا ستمی که رهایی ندارد:ستم بندگان است به یکدیگر.مجازات در آنجا سخت است؛ زخمی کردن با کارد و زدن با تازیانه نیست، بلکه اینها در برابر آن مجازات بسیار کوچک و حقیر است.
قال ع في وصف من ذمّه:يقول في الدّنيا بقول الزّاهدين و يعمل فيها بعمل الرّاغبين، يظهر شيمة المحسنين،و يبطن عمل المسيئين،يكره الموت لكثرة ذنوبه، و لا يتركها في حياته،يسلف الذّنب و يسوّف بالتّوبة،يحبّ الصّالحين و لا يعمل أعمالهم، و يبغض المسيئين و هو منهم يقول:لم أعمل فأتعنّى،بل أجلس فأتمنّى،يبادر دائبا ما يفنى،و يدع أبدا ما يبقى،يعجز عن شكر ما أوتى،و يبتغى الزّيادة فيما بقى يرشد غيره و يغوى نفسه،و ينهى النّاس بما لا ينتهى، و يأمرهم بما لا يأتي يتكلّف من النّاس ما لم يؤمر و يضيّع من نفسه ما هو أكثر،يأمر النّاس و لا تأتمر،و يحذّرهم و لا يحذر،يرجو ثواب ما لم يعمل،و يأمن عقاب جرم متيقّن،يستميل وجوه…
حضرت در وصف کسی که نکوهش می کرد فرمود: در دنیا همچون بی رغبتان سخن گوید و همچون شیفتگان عمل کند، خصلت نیکوکاران را آشکار می کند و در پنهان چون گنهکاران عمل می کند، مرگ را به جهت گناهان بسیارش ناخوش می دارد و آنها را در ایّام زندگی خود رها نمی کند، پیش می فرستد گناه را و پس اندازد توبه را، صالحان را دوست می دارد ولی همچون آنان عمل نمی کند، گناهکاران را دشمن می دارد ولی از آنان است، می گوید:چرا عمل کنم و رنج کشم، بلکه می نشینم و آرزو می کنم، پیشی می گیرد در کشیدن رنج آنچه نابود می شود و وامی گذارد همواره آنچه را باقی می ماند.از سپاس آنچه داده شده ناتوان است و زیادتی آنچه را باقی است می طلبد، دیگران را راه درست می نماید ولی نفس خود را گمراه می کند، مردم را نهی می کند از آنچه خود باز نمی ایستد و…
و لقد علم المستحفظون من أصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله،أنّني لم أردّ على اللّه سبحانه و لا على رسوله ساعة قطّ و لقد واسيته بنفسي في المواطن الّتي تنكص فيها الأبطال و تتأخّر عنها الأقدام نجدة أكرمني اللّه بها و لقد بذلت في طاعته صلوات اللّه عليه و آله جهدي و جاهدت أعداءه بكلّ طاقتي و وقيته بنفسي و لقد أفضى إليّ من علمه بما لم يفض به إلى أحد غيري و لقد قبض رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و إنّ رأسه على صدري و لقد سالت نفسه في كفّي فأمررتها على وجهي و لقد وليت غسله صلّى اللّه عليه و آله و الملائكة أعواني،فضجّت الدّار و الأفنية، ملأ يعرج و ما فارقت سمعي هينمة منهم يصلّون عليه حتّى واريناه…
قطعا نگاهبانان دین از اصحاب رسول خدا ص می دانند بدرستی که من فرمانی از خدا و رسول او را به قدر ساعتی هرگز تأخیر نینداخته ام و البته آن را بر نفس خودم مقدّم داشتم در جایگاههایی که شجاعان در آن باز می ایستادند و قدمها از آن پس می رفت، ولی خداوند مرا به شجاعتی گرامی گردانیده بود.و به تحقیق در فرمانبرداری آن حضرت ص تلاش خود را بذل نمودم و با تمام توان خود با دشمنان او جنگ کردم و آنها را با نفس خود نگاه داشتم.و قطعا از دانش او رسول خدا به اندازه ای که به هیچ کس به آن اندازه نرسید، به من رسید.و روح پیامبر ص قبض شد در حالی که سر مبارک او بر سینۀ من بود و نفس او بر کف دست من روان شد، پس آن را بر روی خود کشیدم.و هر آینه آن حضرت را غسل دادم در حالی که فرشتگان مرا کمک می کردند. پس از ترس و فزع، خانه و…
كَانَ فِيمَا وَعَظَ بِهِ لُقْمَانُ اِبْنَهُ أَنْ قَالَ لَهُ يَا بُنَيَّ لِيَعْتَبِرْ مَنْ قَصُرَ يَقِينُهُ وَ ضَعُفَتْ نِيَّتُهُ فِي طَلَبِ اَلرِّزْقِ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَهُ فِي ثَلاَثَةِ أَحْوَالٍ مِنْ أَمْرِهِ وَ آتَاهُ رِزْقَهُ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ فِي وَاحِدَةٍ مِنْهَا كَسْبٌ وَ لاَ حِيلَةٌ إِنَّ اَللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى سَيَرْزُقُهُ فِي اَلْحَالِ اَلرَّابِعَةِ أَمَّا أَوَّلُ ذَلِكَ فَإِنَّهُ كَانَ فِي رَحِمِ أُمِّهِ يَرْزُقُهُ هُنَاكَ فِي قَرارٍ مَكِينٍ َيْثُ لاَ يُؤْذِيهِ حَرٌّ وَ لاَ بَرْدٌ ثُمَّ أَخْرَجَهُ مِنْ ذَلِكَ وَ أَجْرَى لَهُ رِزْقاً مِنْ لَبَنِ…
امیر المومنین(ع)فرمود: از جمله پندهایی که لقمان بر فرزندش میداد این بود: که گفتش جان فرزند آنکه در باره روزی پایه یقینش کوتاه و ایمانش ضعیف است باید قیاس کند که خدای تبارک و تعالی او را در سه حال مختلف آفرید و در همه روزیش را داد در صورتی که بهیچ یک از آن حالات نه کسبی داشت و نه راه چاره ای و مسلما خداوند در حالت چهارم نیز روزیش خواهد بخشید اولین حال شکم، مادر 111 - 2 بود که خدایش در آن جایگاه محکم و محفوظ از گرما و سرما روزی رساند سپس از آن جایگاه بیرونش آورد و روزی او را از رهگذر شیر مادر که غذای کافی و پرورش ده و نیرو بخش بود تامین نمود بی آنکه بنده تاب و توانی به چنین کار داشته باشد سپس از شیر بازش گرفت و روزیش را از کسب پدر و مادرش تامین فرمود و آن چنان دل پدر و مادر را نسبت باو مهربان…
أَلاَ وَ إِنَّ اَلظُّلْمَ ثَلاَثَةٌ فَظُلْمٌ لاَ يُغْفَرُ لا يعرف وَ ظُلْمٌ لاَ يُتْرَكُ وَ ظُلْمٌ مَغْفُورٌ لاَ يُطْلَبُ فَأَمَّا اَلظُّلْمُ اَلَّذِي لاَ يُغْفَرُ لا يعرف فَالشِّرْكُ فالشك بِاللَّهِ لِقَوْلِهِ تَعَالَى إِنَّ اَللّٰهَ لاٰ يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مٰا دُونَ ذٰلِكَ لِمَنْ يَشٰاءُ : وَ أَمَّا اَلظُّلْمُ اَلَّذِي يُغْفَرُ فَظُلْمُ اَلْمَرْءِ لِنَفْسِهِ عِنْدَ بَعْضِ اَلْهَنَاتِ وَ أَمَّا اَلظُّلْمُ اَلَّذِي لاَ يُتْرَكُ فَظُلْمُ اَلْعِبَادِ بَعْضِهِمْ بَعْضا اَلْعِقَابُ هُنَالِكَ شَدِيدٌ لَيْسَ جَرْحا بِالْمُدَى وَ لاَ ضَرْبا بِالسِّيَاطِ وَ لَكِنَّهُ مَا…
آگاه باش؛ همانا ستم سه گونه است:ستمی که بخشوده نشود ، و ستمی که رهایی ندارد و ستمی که بخشوده شود و باز خواست نشود.امّا ستمی که بخشوده نشود شرک به خداوند است به جهت کلام الهی که همانا خداوند نمی بخشد شرک به خود را، ولی می آمرزد غیر آن را از هر کس که بخواهد.امّا ستمی که بخشوده شود:ستم آدمی به خویش است در هنگام برخی از خویهای ناشایست.و امّا ستمی که رهایی ندارد:ستم بندگان است به یکدیگر.مجازات در آنجا سخت است؛ زخمی کردن با کارد و زدن با تازیانه نیست، بلکه اینها در برابر آن مجازات بسیار کوچک و حقیر است.
خَرَجَ إِلَيَّ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع فَأَخَذَ بِيَدِي وَ أَخْرَجَنِي إِلَى اَلْجَبَّانِ وَ جَلَسَ وَ جَلَسْتُ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ إِلَيَّ فَقَالَ يَا كُمَيْلُ اِحْفَظْ عَنِّي مَا أَقُولُ لَكَ اَلنَّاسُ ثَلاَثَةٌ عَالِمٌ رَبَّانِيٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِيلِ نَجَاةٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ أَتْبَاعُ كُلِّ نَاعِقٍ يَمِيلُونَ مَعَ كُلِّ رِيحٍ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِنُورِ اَلْعِلْمِ وَ لَمْ يَلْجَئُوا إِلَى رُكْنٍ وَثِيقٍ يَا كُمَيْلُ اَلْعِلْمُ خَيْرٌ مِنَ اَلْمَالِ اَلْعِلْمُ يَحْرُسُكَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ اَلْمَالَ وَ اَلْمَالُ تَنْقُصُهُ اَلنَّفَقَةُ وَ اَلْعِلْمُ يَزْكُو عَلَى…
کمیل بن زیاد گوید: علی بن ابی طالب نزد من آمد و دست مرا گرفت و مرا با خود به صحرا برد چون بصحرا رسیدیم بر زمین نشست و من هم نشستم سپس سر بلند کرده و متوجه من شد و فرمود: ای کمیل آنچه تو را میگویم بخاطر بسپار. مردم سه دسته اند: دانشمند الهی و دانشجویی که در راه رستگاری قدم برمیدارد و افراد ناکس و پست که دنبال هر آوازی روند و مانند پشه های ریز از هر طرف که باد بوزد بآن سو شوند نه از پرتو دانش تابشی گرفته و نه بر پایگاه استواری پناهنده شده اند ای کمیل دانش از ثروت بهتر است که دانش نگهبان تو است ولی ثروت را باید تو نگهبان باشی ثروت را هر چه بیشتر خرج کنی کمتر گردد ولی دانش هر چه بیشتر خرج شود افزوده تر شود ای کمیل دلبستگی بدانشمند حق ثابتی است بر دیگران که مورد بازخواست است زیرا تا دانشمند زنده…
اَلْإِيمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى اَلصَّبْرِ وَ اَلْيَقِينِ وَ اَلْعَدْلِ وَ اَلْجِهَادِ وَ اَلصَّبْرُ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى اَلشَّوْقِ وَ اَلْإِشْفَاقِ وَ اَلزُّهْدِ وَ اَلتَّرَقُّبِ فَمَنِ اِشْتَاقَ إِلَى اَلْجَنَّةِ سَلاَ عَنِ اَلشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ اَلنَّارِ رَجَعَ عَنِ اَلْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ زَهِدَ فِي اَلدُّنْيَا تَهَاوَنَ بِالْمُصِيبَاتِ وَ مَنِ اِرْتَقَبَ اَلْمَوْتَ سَارَعَ فِي اَلْخَيْرَاتِ وَ اَلْيَقِينُ عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى تَبْصِرَةِ اَلْفِطْنَةِ وَ تَأَوُّلِ اَلْحِكْمَةِ وَ مَوْعِظَةِ اَلْعِبْرَةِ وَ سُنَّةِ اَلْأَوَّلِينَ فَمَنْ تَبَصَّرَ فِي…
امیر المومنین(ع)فرمود: ایمان بر چهار ستون استوار است صبر و عدالت و یقین و جهاد، و صبر چهار شعبه دارد شوق و ترس و زهد و چشم داشت پس هر کس که شوق بهشت دارد خواسته های دل را فراموش کند و هر کس از آتش بترسد از کارهای حرام باز ماند و هر کس بدنیا دل نبندد ناگواریها را آسان شمرد و هر کس نگران مرگ باشد بکارهای خیر بشتابد و یقین چهار شعبه دارد بینایی در هوش، آشنایی بحکمت، پند گرفتن از موجبات پند، آگاهی از روش گذشتگان پس هر کس به تیز هوشی بینا گردد با حکمت آشنایی پیدا کند و هر کس با حکمت آشنا شد آثار عبرت انگیز را بشناسد و هر کس آثار عبرت انگیز را بشناسد روش گذشتگان را شناخته و کسی که روش گذشتگان را بشناسد گویی در دوران آنان زیسته است و عدالت چهار شعبه دارد فهم عمیق و دریای دانش و گلستان حکمت و بوستان…