قال الإمام عليّ عليه السلام

احادیث درباره درجه ای در بهشت از امام علی (ع)

امیر المؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام)

مَنْ أَحَبَّنَا بِقَلْبِهِ فِي قَلْبِهِ وَ أَعَانَنَا بِلِسَانِهِ وَ لَمْ يُقَاتِلْ مَعَنَا بِيَدِهِ فَهُوَ مَعَنَا فِي اَلْجَنَّةِ دُونَ دَرَجَتِنَا

هر که با دل ما را دوست دارد و با زبان ما را یاری کند و در جنگ همراه ما نباشد، پس او در بهشت با ماست، ولی پایینتر از درجه ما.

غرر الحکم و درر الکلم، ج 1، ص 146

قَالَ عَلِيٌّ رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ لِقَنْبَرٍ يَا قَنْبَرُ أَبْشِرْ وَ بَشِّرْ وَ اِسْتَبْشِرْ فَوَ اَللَّهِ لَقَدْ مَاتَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ هُوَ سَاخِطٌ عَلَى جَمِيعِ اَلْأُمَّةِ إِلاَّ اَلشِّيعَةَ إِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ عُرْوَة وَ عُرْوَةُ اَلدِّينِ اَلشِّيعَةُ وَ إِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ شَرَفا وَ شَرَفُ اَلدِّينِ اَلشِّيعَةُ وَ إِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ سَيِّدا وَ سَيِّدُ اَلْمَجَالِسِ مَجَالِسُ اَلشِّيعَةِ وَ إِنَّ لِكُلِّ شَيْءٍ شَهْوَة وَ شَهْوَةُ اَلدُّنْيَا سُكْنَى اَلشِّيعَةِ فِيهَا فَوَ اَللَّهِ لَوْ لاَ مَا فِي اَلْأَرْضِ مِنْكُمْ مَا اِسْتَكْمَلَ…

علی علیه السّلام به قنبر فرمود:ای قنبر بشارت بده و بگو آنها هم به دیگران بشارت دهند که رسول خدا صلّی اللّٰه علیه و آله از دنیا رحلت فرمود در حالی که بر تمام مردم غیر از شیعیان خشمگین بود، آگاه باشید برای هر چیزی دستگیره ای است و دستگیرۀ دین شیعیانند، و برای هر چیزی شرافتی هست و شرافت دین شیعیانند، و برای هر چیزی آقایی هست و آقای مجالس مجالس شیعیان است، و برای هر چیزی لذتی هست و لذّت دنیا به زندگی شیعه در آن است، بخدا قسم اگر شما در روی زمین نبودید آیندگان شما نعمتها را کامل نمی نمودند، و در آخرت بهره و نصیبی نداشتند، هر کس مخالفت ما کند گرچه بسیار عبادت نماید و جدّیت در افعال خیر داشته باشد مشمول این آیه است روز قیامت صورت گروهی ترسناک و ذلیل باشد و همۀ کارشان رنج و مشقت، و پیوسته در آتش…

مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج 1، ص 173

إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع كَانَ يَقُولُ فِي كُلِّ يَوْمٍ مِنْ أَيَّامِ اَلْعَشْرِ هَؤُلاَءِ اَلْكَلِمَاتُ اَلْفَاضِلاَتُ أَوَّلُهُنَّ ;لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ عَدَدَ اَللَّيَالِي وَ اَلدُّهُورِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ عَدَدَ أَمْوَاجِ اَلْبُحُورِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ خَيْرٌ مِمّا يَجْمَعُون لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ عَدَدَ اَلشَّوْكِ وَ اَلشَّجَرِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ عَدَدَ اَلشَّعْرِ وَ اَلْوَبَرِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ عَدَدَ اَلْحَجَرِ وَ اَلْمَدَرِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ عَدَدَ لَمْحِ اَلْعُيُونِ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ فِي اَللَّيْلِ إِذا عَسْعَس وَ…

راوی گوید: علی بن ابی طالب علیه السلام همواره در هر روز از دهه نخست ذی الحجه این ذکرهای پر بار را می گفتند: «لا اله الا الله عدد اللیالی و الدهور لا اله الا الله عدد امواج البحور لا اله الا الله و رحمته خیر مما یجمعون لا اله الا الله عدد الشوک و الشجر لا اله الا الله عدد الشعر و الوبر لا اله الا الله عدد الحجر و المدر لا اله الا الله عدد لمح العیون لا اله الا الله فی اللیل اذا عسعس و الصبح اذا تنفس لا اله الا الله عدد الریاح فی البراری و الصخور لا اله الا الله من الیوم الی یوم ینفخ فی الصور». خلیل(یکی از راویان حدیث)گوید امام علی علیه السلام پیوسته می فرمود: هر که این ذکر را در هر روز از دهه نخست ذی الحجه گوید، خدای گرامی و بزرگ بر هر لا اله الا الله گویی او درجه ای از مروارید و یاقوت در…

ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ج 2، ص 72

اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِي أَعْدَمَ اَلْأَوْهَامَ أَنْ تَنَالَ إِلاَّ وُجُودَهُ وَ حَجَبَ اَلْعُقُولَ أَنْ تَخَالَ ذَاتَهُ لاِمْتِنَاعِهَا مِنَ اَلشَّبَهِ وَ اَلتَّشَاكُلِ بَلْ هُوَ اَلَّذِي لاَ يَتَفَاوَتُ ذَاتُهُ وَ لاَ يَتَبَعَّضُ بِتَجْزِئَةِ اَلْعَدَدِ فِي كَمَالِهِ فَارَقَ اَلْأَشْيَاءَ لاَ بِاخْتِلاَفِ اَلْأَمَاكِنِ وَ يَكُونُ فِيهَا لاَ عَلَى اَلْمُمَازَجَةِ وَ عَلِمَهَا لاَ بِأَدَاةٍ لاَ يَكُونُ اَلْعِلْمُ إِلاَّ بِهَا وَ لَيْسَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ مَعْلُومِهِ عِلْمُ غَيْرِهِ كَانَ عَالِماً لِمَعْلُومِهِ إِنْ قِيلَ كَانَ فَعَلَى تَأْوِيلِ أَزَلِيَّةِ اَلْوُجُودِ وَ إِنْ قِيلَ لَمْ…

سخنرانی امیر المومنین علی علیه السلام معروف به«خطبه وسیله» -(آنچه از این سخنرانی مناسب این کتاب بود ذکر کردیم نه بیشتر) سپاس خدایی را که پندارها را از اینکه به چیزی جز وجود او دست یابند در بند کرده و همه خردها را از اینکه در باره ذات او خیال پردازی نمایند در پرده نگهداشته است؛ زیرا از همانندی و هم شکلی بر فراز است؛ بلکه او همان هستی محض است که در حقیقت ذاتش تفاوتی نیست و در صفات کمالش به جز جز شدن بخش پذیر نیست. از همه چیز جداست نه به وسیله فاصله مکانی و در همه چیز اندر است نه بر وجه آمیختگی با آنها. دانش او به ابزار نیست، دانش او به خود ذات است. میان او و معلوم او، واسطه ای وجود ندارد که به وسیله آن به معلوم خود دانا شده باشد. اگر گفته شود«بوده»به این معنی است که وجودش ازلی است و اگر گفته…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 92

اَلْحِجَامَةُ تُصِحُّ اَلْبَدَنَ وَ تَشُدُّ اَلْعَقْلَ أَخْذُ اَلشَّارِبِ مِنَ اَلنَّظَافَةِ وَ هُوَ مِنَ اَلسُّنَّةِ اَلطِّيبُ فِي اَلشَّارِبِ كَرَامَةٌ لِلْكَاتِبَيْنِ وَ هُوَ مِنَ اَلسُّنَّةِ اَلدُّهْنُ يُلَيِّنُ اَلْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي اَلدِّمَاغِ وَ اَلْعَقْلِ وَ يُسَهِّلُ مَوْضِعَ اَلطَّهُورِ وَ يَذْهَبُ بِالشَّعَثِ وَ يُصَفِّي اَللَّوْنَ اَلسِّوَاكُ مَرْضَاةٌ لِلرَّبِّ وَ مَطْيَبَةٌ لِلْفَمِ وَ هُوَ مِنَ اَلسُّنَّةِ غَسْلُ اَلرَّأْسِ بِالْخِطْمِيِّ يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ يُنَقِّي اَلْأَقْذَارَ اَلْمَضْمَضَةُ وَ اَلاِسْتِنْشَاقُ بِالْمَاءِ عِنْدَ اَلطَّهُورِ طَهُورٌ لِلْفَمِ وَ…

آدابی که امیر المومنین علی علیه السلام به اصحاب خود آموخت -که عبارت از چهار صد دستور عمل برای دین و دنیاست حجامت تن را سالم سازد و عقل را محکم نماید. چیدن شارب از نظافت است و هم از سنت. استعمال بوی خوش برای شارب گرامی داشت نویسندگان اعمال است و هم از سنت است. روغن مالیدن پوست را نرم کند و مغز و عقل را زیاد نماید و محل وضو و غسل را هموار سازد و ژولیدگی را ببرد و رنگ را صفا بخشد. مسواک زدن موجب خرسندی خدا و خوشبویی دهان می شود و سنت نیز می باشد. شستشوی سر با گل ختمی چرک را بزداید و کثافت ها را پاک کند. شستشوی دهان و بینی هنگام وضو، پاک کننده دهان و بینی است. استعمال انفیه سر را سالم کند و تن را درمان نماید و همه دردهای سر را بهبود بخشد. -نوره بدن را نیرومند و پاکسازی می کند. چیدن ناخن از…

تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله، ج 2، ص 100

أَنَّ أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ ع عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ قَالَ ع إِنَّ اَلْحِجَامَةَ تُصَحِّحُ اَلْبَدَنَ وَ تَشُدُّ اَلْعَقْلَ وَ اَلطِّيبَ فِي اَلشَّارِبِ مِنْ أَخْلاَقِ اَلنَّبِيِّ ص وَ كَرَامَةَ اَلْكَاتِبِينَ وَ اَلسِّوَاكَ مِنْ مَرْضَاةِ اَللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ سُنَّةِ اَلنَّبِيِّ ص وَ مَطْيَبَةٌ لِلْفَمِ وَ اَلدُّهْنَ يُلَيِّنُ اَلْبَشَرَةَ وَ يَزِيدُ فِي اَلدِّمَاغِ وَ يُسَهِّلُ مَجَارِيَ اَلْمَاءِ وَ يَذْهَبُ بِالْقَشَفِ وَ يُسْفِرُ اَللَّوْنَ وَ غَسْلَ اَلرَّأْسِ يَذْهَبُ بِالدَّرَنِ وَ…

امام صادق از پدرانش نقل میفرماید که امیر المومنین علیه السلام بیاران خود در یک مجلس چهار صد باب از چیزهایی که دین و دنیای مسلمان را اصلاح میکند بیاموخت و فرمود: حجامت کردن بدن را سلامت و پای عقل را محکم میکند. بشارب عطر زدن از اخلاق پیغمبر ما و باعث احترام در نزد فرشتگان نویسنده اعمال است. مسواک کردن از کارهایی است که باعث رضای خدای عز و جل و سنت پیغمبر است و دهن را پاکیزه میکند. روغن مالیدن پوست بدن را نرم و مغز آدمی را زیاد نموده و مجاری آب را در بدن آسان میکند و خشکی پوست را از بین میبرد و رنگ را روشن میسازد. شستن سر چرک را میبرد و شوره سر را میزداید. آب در دهان گرداندن و در بینی کشیدن سنت است و پاک کننده دهان و بینی است. -انفیه در بینی کردن سر را سلامت نموده و بدن را پاکیزه میکند و هر…

الخصال، ج 3، ص 610

لَمَّا هَلَكَ أَبُو بَكْرٍ وَ اِسْتَخْلَفَ عُمَرَ رَجَعَ عُمَرُ إِلَى اَلْمَسْجِدِ فَقَعَدَ فَدَخَلَ عَلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ يَا أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ إِنِّي رَجُلٌ مِنَ اَلْيَهُودِ وَ أَنَا عَلاَّمَتُهُمْ وَ قَدْ أَرَدْتُ أَنْ أَسْأَلَكَ عَنْ مَسَائِلَ إِنْ أَجَبْتَنِي فِيهَا أَسْلَمْتُ قَالَ مَا هِيَ قَالَ ثَلاَثٌ وَ ثَلاَثٌ وَ وَاحِدَةٌ فَإِنْ شِئْتَ سَأَلْتُكَ وَ إِنْ كَانَ فِي اَلْقَوْمِ أَحَدٌ أَعْلَمَ مِنْكَ فَأَرْشِدْنِي إِلَيْهِ قَالَ عَلَيْكَ بِذَلِكَ اَلشَّابِّ يَعْنِي عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ ع فَأَتَى عَلِيّاً ع فَسَأَلَهُ فَقَالَ لَهُ لِمَ قُلْتَ ثَلاَثاً وَ ثَلاَثاً وَ…

امام صادق علیه السلام فرمود: چون ابو بکر مرد و عمر را جانشین خود نمود عمر بمسجد باز گشت و نشست مردی بر او در آمد و گفت یا امیر المومنین من مردی از یهود و دانشمند آنانم خواستم سوالاتی از تو بکنم چنانچه پاسخ آنها را دادی اسلام آورم. عمر گفت سوالاتت چیست؟ گفت سه سوال و سه سوال و یک سوال اگر میخواهی بپرسم و اگر در میان این مردم کسی هست که از تو داناتر است مرا باو راهنمایی کن عمر گفت: این جوان را داشته باش و مقصودش علی بن ابی طالب بود آن مرد نزد علی آمد علی از او پرسید چرا گفتی سه سوال و سه سوال و یک سوال دارم و چرا نگفتی هفت سوال دارم گفت: من که نمیدانم اگر سه پرسش اول را پاسخ ندادی بهمان اکتفا میکنم فرمود اگر پاسخت را دادم اسلام خواهی آورد؟ گفت: آری فرمود: بپرس، گفت: از تو میپرسم نخستین سنگی که…

الخصال، ج 3، ص 476
Esc
↑ ↓ جابه‌جاییEnter باز کردن/ یا Ctrl K از هر صفحه